دبیر شورای نگهبان گفت: به برخی از گروهك های منفور و مطرود جامعه كه درصدد برقراری ارتباط با آمریكا، دیدار با اوباما و چراغ سبز نشان دادن به رئیس جمهور آمریكا برآمده‌اند، هشدار می‌دهم كه خود را بیش از این ضایع نكنند. 

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، به تازگی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی العربیه، ضمن تشریح سیاست دولت خود در مورد منطقه خاورمیانه و جهان اسلام، گفته است: اگر ایران ابراز دشمنی را کنار بگذارد، آمریکا آماده برقراری ارتباط دوستانه با این کشور است.

او در این سخنان که از سوی برخی ناظران به عنوان نرمشی در سیاست های سرسختانه واشنگتن علیه تهران ارزیابی شد افزود: همانگونه که در سخنرانی مراسم تحلیف خود گفته ام، اگر کشورهایی مانند ایران مایل باشند نخست مشت های گره کرده خود را کنار بگذارند، دست دوستی ما را خواهند دید که به سوی آنها دراز شده است.



محمود احمدی نژاد در پاسخ غیر مستقیم به سخنان رییس جمهوری آمریکا، گفته است: اوباما برای بهبود روابط باید نخست از ایران عذرخواهی کند.

آیت الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در همین رابطه خبرنگارن به  گفت: آمریكا در كشور ما سهمی ندارد و قدرت و عزت فقط مخصوص خداوند و مردم است و آنها كه درصدد برقراری ارتباط با آمریكا، دیدار با اوباما و چراغ سبز نشان دادن به رئیس جمهور آمریكا برآمده‌اند، فقط درد سر و زحمت درست می‌كنند. 

او خطاب به این افراد گفت: این راه را نروید و به آمریكا وابستگی پیدا نكنید و مردم را نرنجانید و هشدار می‌دهم كه خود را بیشتر از این ضایع نكنند. 

جنتی افزود: كسانی كه قدر این انقلاب را نمی دانند و هنوز گرایش های غربی و آمریكایی دارند تلاش می كنند رضایت آنها را فراهم و به آنها وابستگی پیدا كنند. 

دبیر شورای نگهبان، انقلاب اسلامی را باعث عزت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران دانست و گفت: قدرت های بزرگ از مردم ما حساب می برند. 

او افزود: آمریكا آنقدری كه از انقلاب اسلامی حساب می برد از هیچ جای دیگر حساب نمی برد.


جنتی: طرفداران دیدار با اوباما خودشان را ضایع نکنند - جمعه یازدهم بهمن 1387
تسویه حساب با ریگی؛ یک بار برای همیشه - جمعه یازدهم بهمن 1387
حمایت رئيس ستاد كل نيروهای مسلح از آقای احمدی نژاد - جمعه یازدهم بهمن 1387
نامه تند و صریح کروبي به فيروزآبادي + پاسخ فیروزآبادی ! - جمعه یازدهم بهمن 1387
سرتیتر اخبار روزنامه کسری - جمعه یازدهم بهمن 1387
ديدار لاريجاني با مديران دستگاه‌هاي دولتي - جمعه یازدهم بهمن 1387
تعرفه واردات خودروي خارجي كاهش يابد - جمعه یازدهم بهمن 1387
واکنش هیلاری به سخنرانی احمدي‌‏نژاد - جمعه یازدهم بهمن 1387
انگلیس برگسترش روابط با ایران تاکید کرد - جمعه یازدهم بهمن 1387
وزير کشور تاجيکستان برکنار شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
ترکيب ستاد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري مشخص شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
تصویر: اعتراض جالب اردوغان به شمون پرز - جمعه یازدهم بهمن 1387
ابطحي: خاتمي كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري خواهد شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
مردان بزرگ تاریخ ایران زمین - جمعه یازدهم بهمن 1387
28 طرح بزرگ توليدي با سرمايه‌گذاري 750 ميليارد تومان اجرا مي‌شود - جمعه یازدهم بهمن 1387
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 14:51 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


فرارو- عضو کمیسیون امنیت مجلس شورای اسلامی می گوید «حق ایران است که با تروریست هایی که برای حمله به کشورمان در خاک پاکستان پناه می گیرند مقابله کند. این موضوع به سود پاکستان هم هست.» 

اشرار مسلح سه روز پیش به مرزداران ایرانی در مرز پاکستان حمله کردندو12 نفر را به شهادت رساندند.

شهادت مرزبانان ایرانی به دست اشرار 

آخرین حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان، کمتر از یک ماه پیش در منطقه سراوان رخ داده بودکه 2 مامور نیروی اتنظامی نیز شهید شده بودند.مسولیت آن حمله را نیز گروهک تروریستی ریگی به عهده گرفته است.

ترور دو مامور نیروی انتظامی به دست تروریست های ریگی

عضو سابق شورای تامین شرق کشور معتقد است «امکان جلوگیری از این اتفاق ها هست»و راه حل مقابله با گروهک تروریستی ریگی و اشرار مسلح راحمله به آنها می داند «ما حق خودمان می دانیم که برای مقابله با تروریست ها به داخل خاک افغانستان وپاکستان برویم و به تروریست ها ضربه بزنیم.»

او ورود ایران به خاک پاکستان برای مقابله با اشرار را به سود پاکستان می داندچرا که معتقد است« اشرار دو طرفه عمل می کنند» وگاهی به ایران ضربه می زنند و گاهی به پاکستان. 

محمد کریم عابدی می گوید «بایدیک بار برای همیشه با حمایت قاطع از نیروی انتظامی و با کمک سایرنیروهای نظامی تکلیف اشرار مسلح منطقه شرق کشور را مشخص کنیم.»
 
عضو کمیسیون امنیت مجلس معتقد است «با یک طرح ضربتی ودر مدت کوتاهی می توان قائله اشرار شرق کشور را برای همیشه خاتمه داد.»

عضو سابق شورای تامین شرق کشور می گوید: «مثلا در سالهای 74 و75 منطقه کاملا آرام شده و تحت کنترل در آمده بود چرا که فرمانده هوا نیروز کرمان و فرمانده قرارگاه قدس طرح مشترکی را طراحی و اجرا کردند و توانستندمنطقه را امن کنند.» 
 
نماینده طبس در مجلس اعلام می کند: «تاکنون دوبار مسولان امنیتی منطقه را احضار کرده ایم و اگر ایرادهای را که قبلا تذکر داده بودیم رفع نکرده باشند قطعا با آنها بر خورد می کنیم.»

او در پاسخ به این سوال که آیا مسولان امنیتی برای اتفاق های صورت گرفته دلایل قانع کننده ای داشتندمی گوید: «خیر! البته آنها دلایلی داشتند که برای ما قانع کننده نبود و مابه آنها تذکر دادیم که ایرادها را رفع کنند.»
 
عابدی اعلام می کند: «ما با هیچ اهمالی در انجام وظیفه کنار نمی آییم چرا که برای ما امنیت در راس همه امور قرار دارد.»

عضو کمیسیون امنیت مجلس معتقد است «برای مسولان ما زشت است که اشرار اینگونه جوانان کشوررا به شهادت برسانند» و می گوید«در رابطه با حادثه سراوان هم کمیسون امنیت مجلس فرمانده قرار گاه نبی اکرم ،فرمانده نیروی انتظامی و مسولان امنیتی را برای ادای توضیح به مجلس فرا خواند.»
 
ناگفته هایی از سرنوشت گروگان های ایرانی

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 14:50 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

حمایت رئيس ستاد كل نيروهای مسلح از آقای احمدی نژاد


   
   
   


فرارو- رئيس ستادكل نيروهاي مسلح در جلسه‌اي با حضور تعدادي از ياران انقلا‌ب به مناسبت سي‌امين سال پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي با توجه به اين موضوع كه "امروز انقلا‌ب‌، ما را به‌چه‌مي‌خواند؟" مطالبي را با آنها در ميان گذاشت.

سرلشگر بسیجی فيروزآبادي با طرح برخي از مسائل در بعد از پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي و حذف گروه‌هاي مخالف انقلا‌ب يادآور شد:
 
سه‌چهار سال‌اول‌انقلا‌ب‌اين‌طور زندگي‌ كرديم‌، بعد قاعدتا برابر معيارهاي‌اصلي‌انقلا‌ب‌، بايد اين‌حدود مشخص مي‌شد، يك‌مقدار باعث‌خط‌كشي‌ها شد و بالا‌خره‌ كساني كه مخالف‌ انقلا‌ب‌بودند حذف‌ شدند؛ زيرا خود آنها ديگر نمي‌توانستند همراه‌انقلا‌ب‌بيايند و دست‌آنها براي‌ملت‌رو شده‌بود و ديدند شعارهاي‌آنها در اين‌ملت‌جايي‌ندارد، ملا‌ك‌، خط‌حضرت‌امام‌بود و بايد همه‌با هم‌مي‌بودند. ‌

وي ادامه
انتخاب‌دوم‌خرداد، انتخاب‌مردم‌بود، انتخاب بعدي‌ هم‌ يعني‌ انتخاب‌آقاي‌دكتر احمدي‌نژاد محصول‌همين‌تفكر بود. يك‌كسي‌كه‌آمد دوباره‌ حرف‌هاي‌امام‌را يا حرف‌هايي‌غير از حرف‌هاي‌ سياستمداران‌حاكم‌را مطرح‌كرد، مورد قبول‌و انتخاب‌ مردم‌ واقع‌شد. بعد از اين‌پديده‌، اين‌خواص‌نيامدند با ايشان‌همراهي‌كنند، دوباره‌دست‌به‌تبليغ‌زدند و مدعي‌ صحت‌ كارهاي‌ گذشته‌خود شدند
داد: پس‌از چند سال‌عده‌اي در خط‌امام‌آمدند، سليقه‌ها و برداشت‌هاي‌متفاوت‌درست‌كردند تا اينجا همراهي با حضرت‌امام‌را هم‌پذيرفتند. سپس‌چند گروه‌ شدند، بعد در هر گروه‌برداشت‌ها و سليقه‌هاي متفاوت‌پيدا شد، انسان‌ به‌عمق‌آدم‌ها نگاه‌مي‌كند، مي‌بيند كه‌روحيه‌ و نگاه‌شان‌نسبت‌به‌اساس‌و اصول‌ انقلا‌ب‌فرقي‌نمي‌كند ولي‌در دسته‌بندي‌گروهي‌و حزبي‌شان‌شعارهايي‌متفاوت‌مي‌دهند، يك‌آدمي‌با يك‌ماهيت‌و سابقه‌انقلا‌بي‌مي‌آيد، از يك‌موضوعي‌با يك‌ماهيت‌مخالف‌دفاع‌مي‌كند اين‌ديگر خواست‌حزبي‌و گروهي‌است‌.
 
وي در قسمت ديگري از سخنان خود با اشاره به احمدي‌نژاد گفت: بر اين اساس الا‌ن‌خواص‌از عموم‌ملت‌در داخل‌كشور عقب‌يا جدا افتاده‌اند، پديده‌احمدي‌نژاد همين‌بود؛ اصلا‌ اينكه‌ من‌احمدي‌نژاد را به‌عنوان‌يك‌پديده‌مطرح‌كردم‌به‌خاطر اين‌بود كه‌خواص‌، همه‌بر اساس‌منافع‌گروهي‌آمدند و مواضعي‌را انتخاب‌كردند و به‌سمت‌هايي‌رفتند كه‌ مردم‌ مواضع‌ جمع‌ اينها را نپسنديدند و به‌انتخاب‌جديد و متفاوت‌دست‌زدند.
 
اين عضو شوراي‌عالي امنيت ملي ادامه داد: انتخاب‌دوم‌خرداد، انتخاب‌مردم‌بود، انتخاب بعدي‌ هم‌ يعني‌ انتخاب‌آقاي‌دكتر احمدي‌نژاد محصول‌همين‌تفكر بود. يك‌كسي‌كه‌آمد دوباره‌ حرف‌هاي‌امام‌را يا حرف‌هايي‌غير از حرف‌هاي‌ سياستمداران‌حاكم‌را مطرح‌كرد، مورد قبول‌و انتخاب‌ مردم‌ واقع‌شد. بعد از اين‌پديده‌، اين‌خواص‌نيامدند با ايشان‌همراهي‌كنند، دوباره‌دست‌به‌تبليغ‌زدند و مدعي‌ صحت‌ كارهاي‌
مردم‌ به‌خاطر شعارهاي‌او بيست‌ و دو ميليون‌راي‌ندادند بلكه‌ مردم‌ به‌ شعارهاي‌ خاتمي‌ فقط به‌خاطر فرد جديد راي‌دادند و دو دوره‌ هم‌ مردم‌ به‌ وي‌ فرصت‌دادند، شايد به‌ خواست‌هاي‌ملت‌توجه‌شود اما متاسفانه‌ مأيوس‌شدند. بعد خاتمي‌ نتوانست و آمدند مواردي‌را مطرح‌كردند كه‌حالا‌ خود ايشان‌هم‌دارد به‌ آن‌ چيزها انتقاد مي‌كند، كه‌اشتباه‌بود.
گذشته‌خود شدند و از گروه‌هايي‌از خود نيز انتقادهايي‌ كردند، خواص‌رفتند در سطح‌عمومي مدعي حق مردم‌قرار گرفتند كه‌يك‌فاصله‌اي‌بين‌دولت‌و ملت‌ايجاد كنند كه‌باز به خاطر تلا‌ش‌فوق‌العاده‌دولت‌در خدمت به‌ مردم‌ و پايداري‌بر ارزش‌ها، مردم‌نپذيرفتند.

وي افزود: حالا‌ بعضي‌ها معتقدند اين‌فاصله‌اي‌كه‌گروه‌هايي‌از سياستمداران بين‌دولت‌و مردم‌انداختند موفق‌بوده‌و توانسته‌اند نظر مردم‌را جلب‌كنند؛ بنابراين‌در اين‌انتخابات‌رياست‌‌جمهوري‌، مي‌توانند يك‌ كانديداي‌ رياست‌جمهوري‌ جديد معرفي‌كنند و مساله‌احمدي‌نژاد را تمام‌ كنند. ولي‌اين‌اتفاق‌نمي‌افتد،اشتباه‌مي‌كنند، يعني‌ همان‌ اشتباهي‌را كه‌قبلا‌ كرده‌بودند باعث‌شده‌بود كه‌ مردم‌ دنبال‌يك‌كانديداي‌جديد بگردند، اصلا‌ پديده‌ خاتمي‌ هم‌ همين‌ بود. مردم‌ به‌خاطر شعارهاي‌او بيست‌ و دو ميليون‌راي‌ندادند بلكه‌ مردم‌ به‌ شعارهاي‌ خاتمي‌ فقط به‌خاطر فرد جديد راي‌دادند و دو دوره‌ هم‌ مردم‌ به‌ وي‌ فرصت‌دادند، شايد به‌ خواست‌هاي‌ملت‌توجه‌شود اما متاسفانه‌ مأيوس‌شدند. بعد خاتمي‌ نتوانست و آمدند مواردي‌را مطرح‌كردند كه‌حالا‌ خود ايشان‌هم‌دارد به‌ آن‌ چيزها انتقاد مي‌كند، كه‌اشتباه‌بود.

فيروزآبادي خاطرنشان كرد: در دور نهم انتخابات رياست‌جمهوري مردم‌در ميان‌كانديداها به‌كسي‌رو آوردند كه‌حرف از خدمتگزاري‌، محبت‌و راه‌امام(ره)‌مي‌زد و به‌او راي‌دادند. امروز ما انتخابات‌دوره‌ دهم‌ رياست‌‌جمهوري را در پيش‌روي
بايد به اين نكته توجه شود كه دولت احمدي‌نژاد نشان داد رياست‌جمهوري ظرفيت كاري بسيار بالا‌يي دارد و توانمندي و تحرك زيادي مي‌طلبد و مناسب افراد بازنشسته و خيلي مسن نيست. ‌ در جهت‌وحدت‌ملي‌، حول‌محور ولا‌يت با هم‌بايد مهربان‌تر باشيم‌، همه‌ جاي‌ كشور بايد با هم‌مهربان‌تر باشند‌، يك‌مقداري‌بايد اين‌ رويارويي‌هاي‌ تلخ‌ سياسي‌ بين‌خودي‌ها كنار گذاشته‌شود. از منهاي‌بي‌نهايت‌تا به‌ اضافه‌ بي‌نهايت‌ روي‌ خودي‌ها برخورد مي‌كنيم؛ در حالي‌ كه‌ اين‌ منهاي‌ بي‌نهايت‌تا صفرش‌مربوط‌به‌كفار، منافقين‌و كساني‌هست كه‌دل‌هاي‌شان‌مرض‌دارد. ‌
داريم،‌البته‌هريك‌از رجال‌محترم‌كشور كه‌در خود صلا‌حيت و قابليت رياست‌جمهوري‌را دارد وظيفه‌دارد خود را مطرح‌كند، طرح خود را به‌ملت‌ارائه‌كند و ملت‌نيز با هشياري و چشمان‌باز به‌كانديداي‌مورد نظر خود راي‌خواهند داد. ضمنا بايد به اين نكته توجه شود كه دولت احمدي‌نژاد نشان داد رياست‌جمهوري ظرفيت كاري بسيار بالا‌يي دارد و توانمندي و تحرك زيادي مي‌طلبد و مناسب افراد بازنشسته و خيلي مسن نيست. ‌

وي تاكيد كرد: رقابت‌واقعي‌در انتخابات‌، رقابت‌در خدمت‌به‌اسلا‌م‌و كشور و ملت‌است‌و پسنديده‌و لا‌زم‌است‌ اما گروه‌هايي‌هستند كه تلا‌ش‌مي‌كنند با نفوذ به‌دولت‌و مجلس‌، راه‌ را براي‌نفوذ بيگانگان‌ و قدرت‌ها باز كنند و مي‌خواهند انقلا‌ب‌و كشور را به‌ سمت‌ ليبراليسم‌ غربي‌ ببرند. اين‌ديگر رقابت بر سر خدمت‌ نيست،‌ رقابت‌بر سر كسب قدرت‌است‌. ‌

وي با اشاره به بحث ايجاد دولت وحدت ملي گفت: دولت‌وحدت‌ملي‌هم‌كه‌مطرح‌شد براي‌ شرايط‌ مستحكم‌ كشور عزيزمان‌ حرف‌بي‌تناسبي‌بود. دولت‌ وحدت‌ ملي‌ وقتي‌ تشكيل‌مي‌دهند كه امنيت‌ملي‌و تماميت ارضي‌ كشور به‌خطر افتاده‌باشد و براي‌حفظ‌آنها و تحكيم‌كشور مابين‌ گروه‌هايي‌كه‌با يكديگر مي‌جنگيدند و تفرقه‌ خونين‌آنها امنيت‌ ملي‌را با خطر مواجه‌كرده‌بود به‌ هركس‌سهمي‌بدهند و توافق‌كنند به صورت‌شركت سهامي،‌ حاكميت‌ملي‌برقرار كنند. لكن‌ بحمدالله ملت‌ما متحد هستند و وحدت‌در ايران براي‌ همه‌ جهان‌ مثال‌زدني‌ است.

وي ادامه داد: بنابراين در جهت‌وحدت‌ملي‌، حول‌محور ولا‌يت با هم‌بايد مهربان‌تر باشيم‌، همه‌ جاي‌ كشور بايد با هم‌مهربان‌تر باشند‌، يك‌مقداري‌بايد اين‌ رويارويي‌هاي‌ تلخ‌ سياسي‌ بين‌خودي‌ها كنار گذاشته‌شود. از منهاي‌بي‌نهايت‌تا به‌ اضافه‌ بي‌نهايت‌ روي‌ خودي‌ها برخورد مي‌كنيم؛ در حالي‌ كه‌ اين‌ منهاي‌ بي‌نهايت‌تا صفرش‌مربوط‌به‌كفار، منافقين‌و كساني‌هست كه‌دل‌هاي‌شان‌مرض‌دارد. ‌
مرجع : خبرگزاری ايسنا




نظرات بازديدکنندگان

1387-11-09 10:54
احمدی نژاد بی خود نشان درجه یک جنگ به شما نداد
1387-11-09 00:19
پیشنهاد می کنم آقای فیروز آبادی با استعفا ریاست ستاد انتخاباتی احمدی نژاد را به عهده بگیرند تا مردم در خرداد ماه جواب این همه ادعا را یک جا بگذارند کف دستشان
1387-11-09 08:47
اقا فيروز آبادی تو بعنوان يك نظامي با مداخله در امور انتخابات به امام خيانت كردي اينجانب وظيفه خود م ي دانم تا باتمام وجودم تلاش كنم تاهر كسي بجز خائنين به امام در انتخابات موفق نشوند .شما نظامی ها چرا از سیاسی کاری دست بر نمی دارید؟ با این کارها دارید به ملت و نظام و انقلاب و امام و رهبری خیانت می کنید..پیش خدا و ملت چه جوابی دارید؟
1387-11-09 09:49
سر لشگر عزیز پدیده آقای دکتر جهرمی است لطفا برای ایشان از لقب دیگری استفاده کنید. متشکرم
1387-11-08 13:30
سخنان آقای فیروز آبادی از 2 جنبه جای ایراد دارد: 1- طبق فرمایشات حضرت امام ، نظامیان حق دخالت در سیاست و قبول پستهای سیاسی را ندارند. حال ایشان که اینهمه دم از افکار امام می زند و مدعی است که ایشان و دارو دسته شان پیرو راه امام هستند، چه شده که این فرمایش امام را به راحتی زیر پا میگذارند و به عنوان بالاترین مقام نیروهای نظامی و مسلح کشور و به این روشنی در سیاست دخالت کرده و از یک فرد خاص حمایت همه جانبه می کند؟خلاف حرفهای اما و خلاف قانون از ایشان بعید است. 2-ایشان می فرمایند ریاست جمهوری مناسب افراد مسن و بازنشسته نیست. آیا فقط ریاست جمهوری مناسب این افراد نیست؟ ریاست شورای نگهبان چی؟ آقای جنتی که ریاست شورای نگهبان را بعهده دارد طبق قانون جاری ایران ایشان با حدود 90 سال فوق بازنشسته هستند و نه فقط بازنشسته. چطور پستهائی به این حساسی جای باز نشستگان است ولی ریاست جمهوری نه؟ آقای فیروز آبادی ،رفتارهای دوگانه تا کی؟ لطفا" سر از برف بیرون بیاورید.مردم کوچه و بازار بهتر از شما می توانند شرایط را تحلیل کنند. بیش از این مصالح نظام را وجه المصالحه منافع خود قرار ندهید.
1387-11-08 14:39
من هم با ایشان در مورد پدیده بون آقای احمدی نژاد. موافقم، ایشان باعث سرافکندگی ایرانیان در سراسر جهان شد. شاید بی اعتمادی مردم به دولت به خاطر خلف وعده هایی که کرده است، در حداقل پس از انقلاب سابقه ندارد. آیندگان هم ما را به خاطر انتخاب این پدیده زیر سوال خواهند برد.
1387-11-08 14:54
بکوشیم تا حق را زیر پا نگذاریم اگر قرار است دولتها را باهم مقایسه کنیم بهتر است پارامترهای این کار در غالب علوم مربوطه مشخص گردیده س بر اساس آنها و تعیین کارئی صورت بگیرد . به هر حال در همه این دوره های ریاست جمهوری ملت ایران سختی ها را تحمل کردند ولی در هیچکدام مثل این دوره نا امید و سرخورده نشده بودند.
1387-11-08 10:59
ایشان گفته اند که ریاست جمهوری مناسب افراد مسن و بازنشسته نیست. من سئوالی مطرح می کنم از ایشان که نخست باید پاسخ دهند و سپس افاضات فرمایند ، و آن این است که متوسط وزن یک فرد نظامی چقدر باید باشد ؟ و آیا ایشان با این وزن بسیار سنگین ، صلاحیت آنرا دارد که لباس نظامی بپوشد ؟ ایشان نخست این را پاسخ دهند سپس در مورد مسائل مهم سیاسی روز حرف بزنند ---------------------------- فرارو: سلام دوست عزیز متشکریم که نظرتان را برایمان ارسال فرمودید. افرادی که ایشان را از نزدیک می شناسند می گویند چاقی زیاد ایشان ، به علت یک بیماری خاص است و نه خدای ناکرده پر خوری . البته تحت درمان هم هستند. ما امیدواریم هرچه زودتر شاهد رفع کسالت ایشان باشیم.
1387-11-08 11:30
منظور از مردم چه کسانی هستند؟
1387-11-08 11:46

به به - چه چه . يه سوال برام پيش اومده : با توجه به كمبود بودجه و اظهارات فوق و ... چرا اين همه بودجه بيخودي صرف اموري امپرياليستي و استكباري همچون انتخابات مي شود؟ يه رئيس جمهور مادام العمر كه خيلي بهتره اسم انتخابات هم خراب نميشه.



جنتی: طرفداران دیدار با اوباما خودشان را ضایع نکنند - جمعه یازدهم بهمن 1387
تسویه حساب با ریگی؛ یک بار برای همیشه - جمعه یازدهم بهمن 1387
حمایت رئيس ستاد كل نيروهای مسلح از آقای احمدی نژاد - جمعه یازدهم بهمن 1387
نامه تند و صریح کروبي به فيروزآبادي + پاسخ فیروزآبادی ! - جمعه یازدهم بهمن 1387
سرتیتر اخبار روزنامه کسری - جمعه یازدهم بهمن 1387
ديدار لاريجاني با مديران دستگاه‌هاي دولتي - جمعه یازدهم بهمن 1387
تعرفه واردات خودروي خارجي كاهش يابد - جمعه یازدهم بهمن 1387
واکنش هیلاری به سخنرانی احمدي‌‏نژاد - جمعه یازدهم بهمن 1387
انگلیس برگسترش روابط با ایران تاکید کرد - جمعه یازدهم بهمن 1387
وزير کشور تاجيکستان برکنار شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
ترکيب ستاد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري مشخص شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
تصویر: اعتراض جالب اردوغان به شمون پرز - جمعه یازدهم بهمن 1387
ابطحي: خاتمي كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري خواهد شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
مردان بزرگ تاریخ ایران زمین - جمعه یازدهم بهمن 1387
28 طرح بزرگ توليدي با سرمايه‌گذاري 750 ميليارد تومان اجرا مي‌شود - جمعه یازدهم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 14:43 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

اميدوارم همه ما بيش از آن که براساس حب و بغض‌‏ها سخن بگوييم به کلام امام بيانديشيم که «آيا اين مطلبي که مي‌‏خواهيم بگوييم به صلاح کشورمان است؟»


حجت‌‏الاسلام و المسلمين مهدي کروبي، دبيرکل حزب اعتماد ملي در نامه‌‏اي به سرلشگر فيروزآبادي، رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح نسبت به سخنان اخير وي واکنش نشان داد.

به گزارش ايلنا، کروبي در اين نامه با ذکر وصاياي بنيانگذار کبير انقلاب و توصيه‌‏هاي اکيد مقام معظم رهبري درباره عدم دخالت نظاميان در انتخابات، از وي خواست تا از بيان سخناني که شائبه حضور نظاميان در انتخابات را تقويت مي‌‏کند، جلوگيري کند.
 

متن کامل نامه دبيرکل حزب اعتمادملي به رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح به اين شرح است:

سردار سرلشگر بسيجي جناب آقاي دکتر سيد حسن فيروزآبادي
رياست ستاد کل نيروهاي مسلح
با سلام
مطالب جنابعالي را در روزنامه‌‏ها خواندم. قاعدتاً شما هم با من هم عقيده هستيد که اگر کسي تنها به منافع شخصي و حزبي خود بيانديشد نبايستي از انعکاس ديدگاه‌‏هاي شما ناراحت باشد زيرا قطعاً اين سخنان بر ميزان آراي رقباي دولت فعلي خواهد افزود. اما چه کنم که تعهد به حيثيت نظام به اين حقير اجازه نمي‌‏دهد که تنها به منافع شخصي و حزبي بيانديشيم و شاهد خدشه به جايگاهي باشم که بايستي بسيار محترم باقي بماند.

آقاي فيروزآبادي
در ماه‌‏هاي گذشته که سخنان برخي فرماندهان نظامي و موضع‌‏گيري صريح بعضي از آنان نسبت به جريان‌‏هاي سياسي کشور را مي‌‏شنيدم و مي‌‏خواندم با خود فکر مي‌‏کردم که اگر اين روند متوقف نشود شکايت از اين قانون شکنان را نزد جنابعالي بياورم که امين رهبري معظم و فرماندهي کل قوا هستيد اما امروز که شما "رياست ستاد نظاميان دخالت کننده در انتخابات" را به عهده گرفته‌‏ايد، شکايت به کجا برم؟

تصور من و دوستانم بر اين بود که شما و ساير کساني که همواره بر تبعيت بي‌‏چون و چرا از رهبري تاکيد مي‌‏کنيد بيش از ديگران توصيه‌‏هاي ايشان براي عدم تخريب در انتخابات را مورد توجه قرار خواهيد داد. به‌‏خصوص با توجه به شرايط حساس فعلي که حضور بانشاط همه نحله‌‏هاي فکري و سياسي در انتخابات و تشويق عمومي براي مشارکت حداکثري مردم در انتخابات بايستي دغدغه همگاني باشد. تصور مي‌‏کردم مدعيان پيروي از رهبري و داعيه‌‏داران دلسوزي براي نظام، بيش از ديگران مراقبت خواهند کرد که رفتارهاي حذفي به حداقل برسد، اما ظاهراً تصور اينجانب از برخي وفاداري‌‏ها و پايبندي‌‏ها دقيق نبود.

جناب آقاي فيروزآبادي؛ شما به گونه‌‏اي سخن گفته‌‏ايد که قرار است انتصابي صورت گيرد و مردم فهيم ايران، نقشي در تعيين رئيس‌‏جمهور ندارند و يا آنکه اکثريت مردم قادر به تشخيص واقعيت‌‏ها نيستند و ارائه رهنمودهاي حضرتعالي براي تشخيص «رئيس‌‏جمهور مناسب» ضروري است، اما حال که خود را متخصص تشخيص تناسب‌‏ها مي‌‏دانيد اجازه دهيد از باب هم‌‏فکري، نمونه‌‏هاي ديگري از عدم تناسب‌‏ها را نيز به شما يادآوري کنم.

حضرتعالي از عدم تناسب افراد «مسن» براي حضور در جايگاه رياست جمهوري سخن گفته‌‏ايد. شايد حق با شما باشد، اما به نظر شما «پيرجسمي» زيان بيشتري براي اين جايگاه رفيع دارد يا «پيرحافظ‌‏گي»؟ آيا نديده‌‏ايد و نشنيده‌‏ايد که عده‌‏اي به سرعت، وعده‌‏هاي قطعي خود در انتخابات گذشته را فراموش کردند و حتي آنها را تکذيب کردند؟ آيا به نظر شما، تنها استانداردهاي لازم‌‏الاجرا در احراز بعضي مسئوليت‌‏ها، محدوده سني مي‌‏باشد که رعايت آن، تنها راه پيروزي کانديداي مورد نظر جنابعالي است؟ آيا ظواهر و بعضي سخنان حضرتعالي، مطابق استانداردهاي ضروري براي احراز يکي از عالي‌‏ترين جايگاه‌‏هاي نظامي کشور ـ از جمله بي‌‏طرفي در مسائل سياسي و چابکي و تحرک ـ مي‌‏باشد؟

جناب آقاي فيروزآبادي
حضرتعالي در سخنراني اخير خود نکاتي را از دوران مبارزات و همراهي با کمونيست‌‏ها و دارندگان مرام‌‏هايي غير از مسلماني بيان کرده‌‏ايد، پس مشخص مي‌‏شود که بحمدالله حافظه شما فعال است و خداوند بزرگ شما را در يادآوري گذشته‌‏هاي دور يادآوري مي‌‏کند. پس چگونه است که سخنان شفاف و حکيمانه بنيانگذار فرزانه انقلاب که جايگاه همه ما و شما مديون تدابير اوست - در خصوص عدم دخالت نظاميان در بحث‌‏هاي سياسي را فراموش نموده‌‏ايد؟ شما اگر بخواهيد، قطعاً به ده‌‏ها نمونه از توصيه‌‏هاي اکيد حضرت امام(ره) دسترسي داريد. اما براي آن که مخاطبان سخنان شما راه را گم نکنند چند نمونه از آنها را يادآوري مي‌‏کنم:

1- «اصل وارد شدن در حزب براي ارتش و سپاه پاسداران جايز نيست. به فساد مي‌‏کشد اينها را. گروه فاسد که انشاءالله وارد نمي‌‏شويد. گروه‌‏هاي بسيار خوب هم وارد نشويد» [پايان فرمايش امام]
شايد بگوييد ما در هيچ حزبي وارد نشده‌‏ايم. اما آيا هيچ کار حزبي بالاتر از آن نيست که رئيس‌‏جمهور آينده را تعيين و براي ورود بعضي افراد به انتخابات، شرط و شروط تعيين کنيد؟ مگر کشور، قانون ندارد که شما از شرايط سني انتخاب‌‏شوندگان سخن مي‌‏گوييد و چهار ماه قبل از انتخابات، به صورت قاطع از اشتباه بودن تلقي کساني سخن مي‌‏گوييد که گمان مي‌‏کنند دوره يک رئيس‌‏جمهور به پايان رسيده است؟

2- براي سپاهي‌‏ها جايز نيست که وارد بشوند به دسته‌‏بندي و آن طرفدار آن يکي، آن يکي طرفدار آن يکي، به شما چه ربطي دارد که در مجلس چه مي‌‏گذرد؟ در امر انتخابات مجلس باز هم به من اطلاع دادند که بين سپاهي‌‏ها باز صحبت است. خوب انتخابات در محل خودش وارد مي‌‏شود. به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پيدا کنند؟ براي سپاه جايز نيست. براي ارتش جايز نيست. سپاهي را از آن تعهدي که دارد و از آن مطلبي که به عهده اوست باز مي‌‏دارد و همين طور ارتش را... ما بايد فکر کنيم که اين مطلبي که مي‌‏خواهيم بگوييم آيا به صلاح کشورمان هست؟» [پايان فرمايش امام]

جناب آقاي فيروزآبادي!
در خاتمه به شما يادآوري مي‌‏کنم که يکي از تبليغات هميشگي دشمنان در خارج و نگراني‌‏هاي بعضي از مردم در داخل، احتمال دخالت عناصر با نفوذ در روند انتخابات است. آيا گمان نمي‌‏کنيد که سخنان اخير شما و موارد مشابه آن، هم خوراک کافي براي دشمنان درست مي‌‏کند و هم بعضي از آحاد مردم را از تأثيرگذاري رأي خود نااميد مي‌‏کند؟

اميدوارم همه ما بيش از آن که براساس حب و بغض‌‏ها سخن بگوييم به کلام امام بيانديشيم که «آيا اين مطلبي که مي‌‏خواهيم بگوييم به صلاح کشورمان است؟»
براي شما توفيق آرزو مي‌‏کنم.
مهدي کروبي
پاسخ فيروزآبادي به کروبي: مطمئن باشيد در انتخابات دخالتي نخواهم کرد
رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح خطاب به دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: مطمئن باشيد در انتخابات دخالتي نخواهم کرد.

در پي انتقادات مهدي کروبي از سخنان اخير رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح،سرلشکر فيروز آبادي در جوابيه‌‏اي اعلام کرد: برابر قانون، زمان انتخابات از طريق شوراي نگهبان و وزارت کشور اعلام خواهد شد. مطمئن باشيد بنده در انتخابات دخالت نخواهم کرد.

وي افزود: سخنراني اخيرم که منتشر شد به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي بود و در مورد انتخابات آينده صحبت از شرکت همه رجال واجد شرايط در انتخابات و واگذاري آن به مردم بوده است.




جنتی: طرفداران دیدار با اوباما خودشان را ضایع نکنند - جمعه یازدهم بهمن 1387
تسویه حساب با ریگی؛ یک بار برای همیشه - جمعه یازدهم بهمن 1387
حمایت رئيس ستاد كل نيروهای مسلح از آقای احمدی نژاد - جمعه یازدهم بهمن 1387
نامه تند و صریح کروبي به فيروزآبادي + پاسخ فیروزآبادی ! - جمعه یازدهم بهمن 1387
سرتیتر اخبار روزنامه کسری - جمعه یازدهم بهمن 1387
ديدار لاريجاني با مديران دستگاه‌هاي دولتي - جمعه یازدهم بهمن 1387
تعرفه واردات خودروي خارجي كاهش يابد - جمعه یازدهم بهمن 1387
واکنش هیلاری به سخنرانی احمدي‌‏نژاد - جمعه یازدهم بهمن 1387
انگلیس برگسترش روابط با ایران تاکید کرد - جمعه یازدهم بهمن 1387
وزير کشور تاجيکستان برکنار شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
ترکيب ستاد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري مشخص شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
تصویر: اعتراض جالب اردوغان به شمون پرز - جمعه یازدهم بهمن 1387
ابطحي: خاتمي كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري خواهد شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
مردان بزرگ تاریخ ایران زمین - جمعه یازدهم بهمن 1387
28 طرح بزرگ توليدي با سرمايه‌گذاري 750 ميليارد تومان اجرا مي‌شود - جمعه یازدهم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:46 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg



آرمان ما باید دارای شور و برانگیختگی باشد . انگیزشی که آدمی را به هست و جوشش نیاورد ، خسته کننده است .
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:42 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


علي لاريجاني نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي كه امروز به قم سفر كرده بود، از صبح امروز با 13 گروه مختلف ديدار و گفتگو كرد و عصر امروز علاوه بر بازديد از كتابخانه آيت‌الله مرعشي نجفي، از موسسه بصيرت قم نيز بازديد كرد
فارس: علي لاريجاني نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي كه امروز به قم سفر كرده بود، از صبح امروز با 13 گروه مختلف ديدار و گفتگو كرد و عصر امروز علاوه بر بازديد از كتابخانه آيت‌الله مرعشي نجفي، از موسسه بصيرت قم نيز بازديد كرد.

علي لاريجاني در ديدار مدير عامل شركت شهرك‌هاي صنعتي استان قم در سخناني اظهار داشت: متاسفانه تصورات غلط باعث شده كه قم از نظر صنعت بعد از گذشت 30 سال توسعه لازم را نداشته باشد.

وي تاكيد كرد:‌ صنعت، موجب رونق اقتصاد و ايجاد اشتغال مي‌شود، ولي در قم به آن توجه لازم نشده است. شهر قم ثقل زيارتي دارد، اما اين به معناي آن نيست كه به توسعه صنعت در آن نبايد توجه شود.

رئيس مجلس شوراي اسلامي بيان داشت: كمك به مراكز حوزوي در اولويت قرار دارد، ولي اين مسئله نمي‌تواند صنعت را تحت شعاع قرار دهد.

وي همچنين در ديدار نخبگان آموزش و پرورش استان قم تصريح كرد: وضعيت كشور به گونه‌اي است كه بايد بخش خصوصي وارد چرخه آموزش و پرورش شده و فعاليت سيستم‌‌هاي غيرانتفاعي افزايش يابد.

نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: راه حل مشكل كمبود فضاي آموزش، وارد كردن تشكل‌هاي غيردولتي در اين عرصه است و بهترين افراد هم بازنشستگان و پيشكسوتان فرهنگي هستند.

وي تاكيد كرد: مراكز غيرانتفاعي اين مشكل را حل كنند و ما بايد براي تشكل‌هاي غيردولتي فعال در عرصه آموزش و پرورش زمين‌هاي ارزان قيمت تامين كنيم.

لاريجاني وضيعت شهرك پرديسان را اسفبار توصيف كرد و يادآور شد: نيازهاي شهرك پرديسان قم به ويژه در ارتباط با فضاي آموزشي پيش‌بيني نشده است و بايد در اين زمينه اقدامي اساسي صورت گيرد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي همچنين در ديدار امام جمعه، بخشدار و مسئولان منطقه سلفچگان قم اظهار داشت: منطقه سفلچگان بايد به قطب صنعتي كشور تبديل شود، چرا كه در اين منطقه ظرفيت‌هاي بسياري وجود دارد.

وي همچنين با اشاره به مذاكره با وزير نيرو در ارتباط با تامين آب صنايع مستقر در آزادراه قم ـ تهران بيان داشت: اميدواريم بتوان با ايجاد خط انتقال آب از جنوب تهران، آب مورد نياز شهرك‌هاي صنعتي محور قم ـ تهران را تامين كرد.

لاريجاني در ديدار با مديركل دامپزشكي قم نيز در سخناني گفت: دامپزشكي وظيفه مهم و حساسي را عهده‌دار است و با جان انسان‌ها سر و كار دارد.

وي ادامه داد: در زمينه تامين سلامت غذايي مردم، هيچ سهل‌انگاري و مسامحه مورد قبول نيست.

نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي در ديدار رئيس سازمان ملي جوانان استان قم و برخي از تشكل‌هاي غيردولتي نيز بيان داشت: بايد گروه‌هاي غيردولتي را وارد چرخه توليد علم و پژوهش كنيم و نبايد اين فعاليت‌ها را بخش دولتي انجام دهد، چرا كه اين امر باعث بزرگ شدن دولت شده و مغاير با سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي است.

وي تاكيد كرد: ‌تقويت ايمان و هويت جوانان بايد محور فعاليت‌ تشكل‌هاي غيردولتي بايد باشد و اين تشكل‌ها بايد از كارهاي بي‌محتوا پرهيز كرده و به جاي آن در جوانان انگيزه نوآوري و شكوفايي ايجاد كنند.

رئيس مجلس اظهار داشت: كشور به كساني نياز دارد كه با عمق جان ماهيت انقلاب را درك كرده و بتوانند اهداف و آرمان‌هاي آن را به پيش ببرند.

لاريجاني همچنين امروز با امام جمعه، بخشدار و شهردار جعفريه، جمعي از رزمندگان، شوراي معاونين دانشگاه قم، مديركل كميته امداد امام خميني استان قم و... ديدار و گفتگو كرد.



تعرفه واردات خودروي خارجي كاهش يابد - جمعه یازدهم بهمن 1387
واکنش هیلاری به سخنرانی احمدي‌‏نژاد - جمعه یازدهم بهمن 1387
انگلیس برگسترش روابط با ایران تاکید کرد - جمعه یازدهم بهمن 1387
وزير کشور تاجيکستان برکنار شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
ترکيب ستاد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري مشخص شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
تصویر: اعتراض جالب اردوغان به شمون پرز - جمعه یازدهم بهمن 1387
ابطحي: خاتمي كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري خواهد شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
مردان بزرگ تاریخ ایران زمین - جمعه یازدهم بهمن 1387
28 طرح بزرگ توليدي با سرمايه‌گذاري 750 ميليارد تومان اجرا مي‌شود - جمعه یازدهم بهمن 1387
سانحه در پرواز عسلويه ـ تهران - جمعه یازدهم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:41 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


مخبر كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر اين‌كه در وضعيت كنوني به كاهش تعرفه واردات خودروي خارجي اعتقاد دارد، گفت: به نظر من تعرفه بيش از 90 درصدي كه در حال حاضر اعمال مي‌شود، سدي براي واردات خودرو است و به عدم افزايش كيفيت خودروي داخلي هم مي‌انجامد.
ايسنا: علي‌اصغر يوسف‌نژاد با بيان اين مطلب افزود: وقتي خودروي خارجي امكان ورود نداشته باشد، خودروساز داخلي هم با حمايت دولت روبروست و در نتيجه براي افزايش خدمات و كيفيت و نيز كاهش قيمت تلاش نخواهد كرد.

نماينده ساري در خانه ملت اظهار كرد: فلسفه وجودي تعرفه ابزاري براي دولت است كه بتواند از طريق آن بين توليدات داخلي و واردات تناسبي ايجاد كند تا اشتغال موجود در داخل، همچنين بازار توليد داخل را حفظ كند.

وي با تاكيد بر لزوم بازبيني در تعرفه‌هاي كنوني واردات خودرو گفت: تعرفه‌هاي كنوني، شرايط ورود خودروي خارجي را سخت‌ كرده و شرايط را به نفع خودروسازان داخلي تغيير داده است، اما در چنين وضعيتي خودروساز داخلي به فكر افزايش كيفيت محصول توليدي خود نيست.

مخبر كميسيون صنايع و معادن مجلس در ادامه بر لزوم شكل‌گيري بازار رقابتي بين خودروي داخلي و خارجي تاكيد كرد و گفت: در اين شرايط امكان انتخاب براي مشتريان وجود خواهد داشت.

يوسف‌نژاد در پايان افزود: استراتژي خودروسازان داخلي اين است كه ميزان توليدات به يك ميليون و 200 هزار عدد در سال افزايش يابد.
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:40 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا در واكنش به اظهارات احمدي‌‏نژاد روز چهارشنبه در گفت‌‏و گو با خبرنگاران تكرار كرد كه ايالات متحده سياست خود نسبت به ايران را بررسي مي‌‏كند.
سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا در واكنش به اظهارات احمدي‌‏نژاد روز چهارشنبه در گفت‌‏و گو با خبرنگاران تكرار كرد كه ايالات متحده سياست خود نسبت به ايران را بررسي مي‌‏كند.

به گزارش "ايلنا" به نقل از شين‌‏هوا، «رابرت وود»، سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا در واكنش به اظهارات «محمود احمدي نژاد»، روز چهارشنبه در گفت‌‏وگو با خبرنگاران گفت كه آمريكا سياست خود نسبت به ايران را بررسي مي‌‏كند و مدعي شد كه ايران مي‌‏داند اگر مي‌‏خواهد بار ديگر نظر مساعد جامعه بين‌‏المللي را بدست آورد، بايد عملكرد خود را تغيير دهد.
سخنگوي وزارت خارجه آمريكا در اين زمينه به برنامه اتمي ايران و سياست‌‏هاي اين كشور در خاورميانه اشاره كرد.
محمود احمدي نژاد روز چهارشنبه در يك گردهمائي در كرمانشاه گفت واشنگتن بايد به خاطر 60 سال جنايت عليه مردم ايران، عذرخواهي كند و به حضور نظامي خود در سراسر جهان پايان دهد.
رئيس‌‏جمهوري اسلامي ايران دولت «باراك اوباما»، رئيس‌‏جمهوري آمريكا را به انجام تغييرات اساسي در سياست خارجي آمريكا فراخواند.
احمدي نژاد در اين زمينه افزود ايالات متحده بايد حمايت از اسرائيل و مداخله در امور كشورهاي ديگر را متوقف كند.
رئيس‌‏جمهوري اسلامي ايران گفت كه او از تغيير در سياست آمريكا استقبال مي‌‏كند، اما تغيير بايد اساسي باشد.

از طرف ديگر «باراك اوباما»، رئيس‌‏جمهوري آمريكا در مصاحبه‌‏اي با شبكه تلويزيوني العربيه گفت در صورتي‌‏كه ايران مشت خود را باز كند، دولت او دست خود را بسوي ايران دراز خواهد كرد.
«جورج بوش»، رئيس‌‏جمهوري سابق آمريكا، گفت‌‏وگو با تهران را بدليل چيزي كه آنها سرسختي ايران در ناديده گرفتن درخواست‌‏هاي بين‌‏المللي براي متوقف ساختن برنامه اتمي مي‌‏ناميدند، رد مي‌‏كرد.

انگلیس برگسترش روابط با ایران تاکید کرد - جمعه یازدهم بهمن 1387
وزير کشور تاجيکستان برکنار شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
ترکيب ستاد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري مشخص شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
تصویر: اعتراض جالب اردوغان به شمون پرز - جمعه یازدهم بهمن 1387
ابطحي: خاتمي كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري خواهد شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
مردان بزرگ تاریخ ایران زمین - جمعه یازدهم بهمن 1387
28 طرح بزرگ توليدي با سرمايه‌گذاري 750 ميليارد تومان اجرا مي‌شود - جمعه یازدهم بهمن 1387
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:39 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس انگلیس ، ایران را کشوری مهم در منطقه خاورمیانه دانست و برگسترش روابط با ایران تاکید کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، مایک گیپس افزود: همکاری با ایران در برقراری ثبات و امنیت در خاورمیانه می تواند بسیاری از مشکلات و ناامنی های موجود را برطرف کند . مایک گیپس با ابراز خرسندی از دیدار با هیئت نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران در لندن گفت : در این دیدار دو طرف از مواضع یکدیگر آگاه شدند .

گروهی از نمایندگان مجلس ایران از سکوت مجامع بین المللی و غرب انتقاد و تاکید کردند جنایات‌ رژیم صهیونیستی در نقض حقوق بشر فلسطینیان ، نسل‌ کشی و نقض حقوق بین ‌الملل باید مورد توجه مقامات انگلیس و اتحادیه اروپا قرار گیرد .

هیات ایرانی همچنین با انتقاد از رویکرد دولت انگلیس به پیروی از سیاست ‌های امریکا در خاورمیانه ابراز امیدواری کرد انگلیس از تندرویهای گذشته دست بردارد و روش‌ها و سیاست‌های خود را تغییر دهد.

همچنین گروه روابط پارلمانی ایران و انگلیس مجلس شورای اسلامی به سرپرستی حسین نجابت ، در ادامه سفر به لندن با لرد فرور ، لرد لامونت، از اعضای مجلس اعیان، معاون خاورمیانه ای وزیر امور خارجه انگلیس ، رئیس روابط پارلمانی انگلیس و ایران و چند تن از اعضای برجسته حزب محافظه کار دیدار کردند.


وزير کشور تاجيکستان برکنار شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
ترکيب ستاد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري مشخص شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
تصویر: اعتراض جالب اردوغان به شمون پرز - جمعه یازدهم بهمن 1387
ابطحي: خاتمي كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري خواهد شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
مردان بزرگ تاریخ ایران زمین - جمعه یازدهم بهمن 1387
28 طرح بزرگ توليدي با سرمايه‌گذاري 750 ميليارد تومان اجرا مي‌شود - جمعه یازدهم بهمن 1387
سانحه در پرواز عسلويه ـ تهران - جمعه یازدهم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:37 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


امام علي رحمان رييس جمهور تاجيکستان در حکمي محمد نظر صالح اف وزير کشور را از کار برکنار کرد
امام علي رحمان رييس جمهور تاجيکستان در حکمي محمد نظر صالح اف وزير کشور را از کار برکنار کرد و عبدالرحيم قهاراف رئيس اداره وزارت کشور استان سغد اين کشور را به سمت وزير کشور منصوب کرد .
عبدالرحيم قهاراف پيش از اين معاون وزير کشور و رئيس انستيتوي نظامي تاجيکستان بود .
امام علي رحمان از فعاليت تعدادي از مقامات نظامي و انتظامي ناراضي بود و براي رفع مشکلات و کمبودهاي موجود شش ماه مهلت داده است.
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:36 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


بنا بر آخرين اخبار اين ستاد اتاق فکري را نيز تشکيل داده‌اند که در آن افرادي از قبيل صفدر حسيني (رييس برنامه‌ريزي)، جواد امام (رييس ستاد انتخاباتي معين در انتخابات گذشته) و محمود طالقاني (عضو شوراي عالي مناطق آزاد دوره خاتمي) حضور دارند
به گزارش "جهان" ستاد اصلاح‌طلبان با کانديداي فرضي خاتمي تشکيل شده است و نکته جالب اين است که موسوي خوئيني‌ها به عنوان رييس شوراي هماهنگي حکمي را در اين رابطه امضا نموده است.

برپايه اين گزارش امين‌زاده به عنوان رئيس ستاد، محمدعلي نجفي رئيس كميته اقتصادي و سعيد شيرکوند به عنوان دبير کميته اقتصادي منصوب شده اند.

اين گروه در حال حاضر جلساتي را با حضور مديران اقتصادي دوره خاتمي و اقتصادان‌ها برگزار مي‌کند.

گفتني است در اين ستاد موسوي لاري به عنوان رييس کميته استانها و مرتضي مبلغ به عنوان دبير اين کميته منصوب شده اند.

همچنين از رسولي و زماني قمي از استانداران دوره رياست خاتمي به عنوان مسئولين مناطق اين ستاد نام برده مي شود.

بنا بر آخرين اخبار اين ستاد اتاق فکري را نيز تشکيل داده‌اند که در آن افرادي از قبيل صفدر حسيني (رييس برنامه‌ريزي)، جواد امام (رييس ستاد انتخاباتي معين در انتخابات گذشته) و محمود طالقاني (عضو شوراي عالي مناطق آزاد دوره خاتمي) حضور دارند.

بنا بر اطلاع منابع آگاه، قرار شده افرادي مانند بهزاد نبوي و سعيد حجاريان به هدايت پشت صحنه بپردازند و از علني شدن پرهيز نمايند.

همچنين از سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي خبر مي رسد كه اين سازمان در نظر دارد از اسفندماه سال جاري سايت خبري و تحليلي را راه‌اندازي نمايد.

قرار براين است مديريت اين سايت برعهده فردي به نام جعفرپور باشد. اين سايت قرار است خبرهاي تحليلي داشته باشد و چهره‌ ارگاني سازمان مجاهدين را نيز به يدک نکشد.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با تعدادي از نويسندگان هم براي کار در اين سايت از جمله مدير مسؤول گذشته نشريه محلي سايه‌بان يزد مذاكره کرده است.

پرداختن به مباحث انتخاباتي دستوركار ويژه اين سايت خبري تحليلي است.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي همچنين براي جوانان دوره‌هاي آموزشي با موضوع جامعه‌شناسي، جذب نيرو و چگونگي برقرار کردن ارتباط برگزار مي‌کند.

اين در حالي است كه هنوز برخي چهره هاي نزديك به خاتمي از احتمال عدم حضور وي! در انتخابات خبر مي دهند.

گفتني است با جدي تر شدن حضور ميرحسين موسوي در انتخابات آينده برخي اصلاح طلبان تندرو به ويژه سازمان مجاهدين انقلاب، نهضت آزادي و جبهه مشاركت مخالفت خود را با كانديداتوري ميرحسين موسوي اعلام كرده اند.


تصویر: اعتراض جالب اردوغان به شمون پرز - جمعه یازدهم بهمن 1387
ابطحي: خاتمي كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري خواهد شد - جمعه یازدهم بهمن 1387
مردان بزرگ تاریخ ایران زمین - جمعه یازدهم بهمن 1387
28 طرح بزرگ توليدي با سرمايه‌گذاري 750 ميليارد تومان اجرا مي‌شود - جمعه یازدهم بهمن 1387
سانحه در پرواز عسلويه ـ تهران - جمعه یازدهم بهمن 1387
موضع گیری کروبی در مقابل فیروزآبادی، بسیار پسندیده بود - جمعه یازدهم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:36 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


نخست وزير ترکيه در اعتراض به اظهارات رئيس رژيم صهيونيستي مکان سخنراني در داووس را ترک کرد
نخست وزير ترکيه در اعتراض به اظهارات رئيس رژيم صهيونيستي مکان سخنراني در داووس را ترک کرد

شبکه تلويزيوني الجزيره از اقدام اعتراض آميز نخست وزير ترکيه در برابر اظهارات رئيس رژيم صهيونيستي درباره غزه خبر داد.

بر اساس اين گزارش، رجب طيب اردوغان مکان سخنراني در داووس را در اعتراض به سخنان شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي درباره غزه (جنگ بيست و دو روزه رژيم اسرائيل عليه نوار غزه) ترک کرد

به گزارش خبرگزاري فرانسه، اردوغان پس از خارج شدن از اين بحث داغ درباره جنگ غزه که در حاشيه نشست مجمع جهاني اقتصاد در داووس برگزار شده بود گفت ديگر به داووس باز نخواهد گشت.

مجري اين برنامه (خبرنگار واشنگتن پست) به بهانه کم بودن وقت، بعد از انکه پرز به طور مفصل صحبت کرده بود، به اردوغان گفت وقت تمام است و سخنان او را قطع کرد. پس از اين درخواست، اردوغان نيز به تندي اين مناظره را ترک کرد.

بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد، عمرو موسي دبير کل اتحاديه عرب و برخي ديگر از وزيران و مقامات بين‌المللي شاهد اين مناظره بودند.

عذر خواهي پرز
در همين حال به گزارش واحد مركزي خبر، شبکه تلويزيوني الجزيره لحظاتي پيش در خبري فوري به نقل از کانال دوم تلويزيون ترکيه گزارش داد شيمون پرز طي تماس تلفني از رجب طيب اردوغان عذرخواهي کرده است.



مصاحبه کسی که رحیم پور ازغدی را به صدا و سیما آورد ! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
سیاستمداری با کفش های پاشنه بلند - پنجشنبه دهم بهمن 1387
مصرف سوخت خودروهاي تجاري به 22 ليتر در هر يكصد كيلومتر كاهش يافت - پنجشنبه دهم بهمن 1387
دولت آمريكا براي ايجاد «تغيير» بايد از ملت ايران عذرخواهي كند - پنجشنبه دهم بهمن 1387
تصویر باورنکردنی خطای چشم - پنجشنبه دهم بهمن 1387
سید محمد خاتمی :ترجیح میدهم که نیآیم/فکر می‌کنم آمدن ما برای کشور هزینه خواهد داشت - پنجشنبه دهم بهمن 1387
هفت و نیم میلیارد هزینه خريد بخشي از آنتن صداوسيما توسط سازمان تامین اجتماعی! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:35 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


محمد علي ابطحي گفت: تصور مي‌كنم خاتمي در پاسخ به دعوت‌هاي صورت گرفته از او كانديداتوري انتخابات دهم رياست جمهوري را بپذيرد
به گزارش بازتاب آنلاین ، رئيس دفتر سيدمحمد خاتمي در دولت اصلاحات در حاشيه هفتمين كنگره حزب مردم سالاري كه صبح امروز در موسسه فرهنگي الهادي برگزار شد در جمع خبرنگاران با در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاري فارس در خصوص حضور كرباسچي و برخي وزراي دولت خاتمي در ستاد كروبي گفت: من از جرياناتي كه در حزب اعتماد ملي اتفاق مي افتد خبر ندارم و مي توانيد اين سوالات را از خود اعضاي حزب اعتماد ملي بپرسيد و بنده اطلاعي از حمايت هاي برخي وزراي دولت اصلاحات از كروبي ندارم.
وي در پاسخ به سوالي سوالي در خصوص سخت بودن اجماع اصلاحات طلبان بر روي مير حسين و كروبي گفت: تصور بنده اين است كه فردي كه مي تواند در كشور اجماع ايجاد كند و زمينه راي آوري بيشتري دارد، تنها خاتمي است و به همين دليل دعوت از خاتمي به صورت طبيعي در جامعه شكل گرفته است و بعيد مي دانم آقاي خاتمي به اين دعوت ‌ها در اين شرايط اعتنايي نكند و تصور مي كنم پاسخ به اين دعوت ها كانديداتوري آقاي خاتمي در انتخابات دهم رياست جمهوري است.
رئيس دفتر دولت اصلاحات در ادامه افزود: آقاي خاتمي زمينه راي آوري بيشتر نسبت به كانديداهاي موجود در عرصه رياست جمهوري دهم دارد.
ابطحي در پاسخ به سوال خبرگزاري فارس در خصوص اينكه آيا مير حسين موسوي معاون اولي دولت خاتمي را مي پذيرد يا خير گفت هنوز وارد چنين بحث ها و گفت و گوهايي نشده ايم .
وي همچنين با اشاره به آينده جمهوري اسلامي ايران گفت: پيش بيني بنده اين است كه حتما جمهوري اسلامي ايران ادامه پيدا مي كند و تمام تلاش ما اين است كه آن اصول و ارزش ها مانند محور بودن مردم و همچنين مردم سالاري و دموكراسي كه 30 سال پيش شعار آن را سر داديم، محقق مي شود.
رئيس دفتر دولت اصلاحات در پاسخ به سوالي در خصوص اينكه چرا مردم بايد به شما اصلاح طلبان راي دهند، گفت: من معتقدم كه نوع عملكرد دولت در چهار سال گذشته و رفتارهايي كه دولت فعلي با منابع اقتصادي و سياسيت خارجي و همچنين با عزت و آبروي ملت ايران داشته است، دلايل خوبي است كه تغيير ايجاد شود و اگر مردم تصميم به اين تغيير بگيرند حتي آراي خاموش نيز به ميدان مي آيند و تغيير در مديريت اجرايي كشور را تضمين مي كنند.
ابطحي در پاسخ به اين سوال كه آيا اصلاح طلبان به حمايت كشورهاي خارجي از جمله اوباما نيازمند هستند يا خير ؟ گفت: بنده ديپلماسي فعال را چيزي خوبي مي دانم و بايد از امكانات ديپلماسي استفاده كنيم اما بايد بگويم خارجي ها در انتخابات ايران تعيين كننده نيستند و نخواهند بود.


مردان بزرگ تاریخ ایران زمین - جمعه یازدهم بهمن 1387
28 طرح بزرگ توليدي با سرمايه‌گذاري 750 ميليارد تومان اجرا مي‌شود - جمعه یازدهم بهمن 1387
سانحه در پرواز عسلويه ـ تهران - جمعه یازدهم بهمن 1387
موضع گیری کروبی در مقابل فیروزآبادی، بسیار پسندیده بود - جمعه یازدهم بهمن 1387
احتمال استعفاي کامران دانشجو - پنجشنبه دهم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:34 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg




قهرمانان معاصر سرزمین ایران کسانی نیستند به جز یک میلیون جوان میهن پرست و با ایمان ایرانی که در راه مقدس میهن جوانمردانه ایستادند و کشته شدند تا پای بیگانگان بر این کشور اهورایی گذاشته نشود . روانشان شاد باد در ادامه نام کسانی آورده می شود که نقش مهمی در زنده ماندن نام ایران داشته اند و برای کسانیکه نامشان در این فهرست هست و هنوز از برکت وجودشان بهره میبریم طول عمر خواهانیم


حاصل کشوري که گهواره تمدن بشري است:


آذرباد : يکي از موبدان و دانشمندان ايراني در زمان اردشير بابکان

آذربرزين : پسر فرامرز که با بهمن پسر اسفنديار جنگيد که يکي از پهلوانان ايراني ميباشد و آتشکده اي هم به همين نام وجود دارد

آذر کيوان : حکيمي و عالمي ايراني از سرزمين فارس که در قرن يازدهم هجري حيات داشته است

آرتاخه : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس

آرش : ملقب به کمانگير . پهلوان ايراني در عهد منوچهر شاه که در تير اندازي سر آمد زمان خود بوده است که در جنگ ميان منوچهر و افراسياب قرار بر پرتاب کردن تيري ميگذارند تا مرز ميان ايران و توران را تعين کند آرش از طربستان تيري پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ايران زمين فدا نمود

اسکیلاس : دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات

آريه : سردار معروف و بزرگ ايراني که به حمايت از پادشاهي کورش صغير برخواست

استانس : دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموکریتوس

آيين گشسب : سردار بزرگ ايران که در زمان هرمز چهارم فرماندهي لشگر ايران را بر عهده داشت

ابولولو : يا همان فيروز نهاوندي . پس از يورش تازيان به ايران به سرکردگي عمربن خطاب فيروز نهاوندي و تعداد بيشماري از ايرانيان به غلامي اعراب در آمدند . فيروز غلام مغيره بن شعبه شد و با زيرکي و در جهت انتقام خون نياکانمان عمربن خطاب خليفه دوم را با ضربه هاي کارد کشت و اين جنايتکار تازي را از صحنه روزگار محو کرد

آريوبرزن : سردار بزرگ ايران که با شهامتي در خور ستايش و ماندگار لشگر ايران را تا آخرين لحظه در برابر ارتش اسکندر نگهداشت و مقاومت نمود و جان سپرد و حماسه اي در تاريخ ايران از خود بر جا گذاشت

استاذسيس : سردار دلير ايران که در نواحي هرات و بادغيس و سيستان بر ضد منصور خليفه ستمگر عباسي قيام کرد و عاقبت به فرمان منصور در بغداد به دار آويخته شد و يکي از سمبلهاي عرب ستيزي را در ايران به جاي گذاشت و درس وطن پرستي در برابر يورش بيگانگان براي جوانان به جاي گذاشت

احمدبن محمد نهاوندی : ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) در جندی شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زیج

احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری : سده یازدهم هجری معماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان

ارد بزرگ: میهن پرست ترین اندیشمند حال حاضر ایران است . مجموعه بسیار با ارزش اندیشه های او با عنوان ( آرمان نامه ) گردآوری شده است .

انوشيروان عادل : ملقب به انوشيروان دادگر . پادشاه معروف ساساني که با بنيان گذاشتن قوانين حکومتي - دادگستري - اجتماعی و کشوری ایران را به مرز باشکوه ترین کشورهای جهان مبدل نمود . او مزدک و مزدکیان را که مدعی پیامبری شده بودند و دین ساختگی را می خواستند رواج دهند ( که قوانین مزدکی همان قوانین زرتشت با کمی تغییر بود ) همگی را نابود کرد و مشهورترین کاخ معماری ایرانی را در عراق پایه گذاشت که تیسپون نام گرفت ولی بعدها توسط سپاه اسلام ویران شد

استخری(اصطخری) : وی را نیزابن ندیم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است از جغرافی دانان نامداری مشرق زمین

ابو سعید ابوالخیر : شاعر و عارف بزرگ پارسی قرن 4 و 5

امیر خسرو دهلوی : شاعر بزرگ پارسی قرن 6 که خاندانش از ایران ترک وطن نمودن و هندوستان رفتند

اوحدی مراغه ای : شاعر و عارف قرن 7 هجری

انوری ابیوردی : شاعر و استاد نامدار قرن 6 هجری - استاد علوم - ریاضیات و نجوم و از پیروان ابن 

سیناسعدی شیرازی : مشرف بن مصلح یکی از  شاعران و استادان زبان و ادب پارسی در قرن 6 هجری

سهل بن بشر ( یا سهل بن حبیب بن هانی ) : در نیمه اول سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم

سياوش : يکي از اسطوره هاي ملي ايرانيان . مردم ایران زمان هاي مديدي سوگ سياوش را هر ساله گرامي ميداشتند . پسر کيکاوس و پدر کيخسرو . سودابه زن کيکاوس عاشق او شد که سياوش از او امتناع ورزيد . سودابه به همين جهت اورا نزد پدر متهم ساخت و سياوش بتوران نزد افراسياب رفت و دختر وي را به زني گرفت . گرسيو برادر افراسياب به سياوش حسد برد و افراسياب را وادار به کشتن او کرد . که کشته شدن سياوش باعث جنگهاي طولاني و غضب ناکي ميان ايرانيان و تورانيان گشت

سیف فرغانی : از شاعران و عارفان قرن 7 هجری

سهل طبری : در اوایل سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشک

صائب تبریزی : استاد غزل سرای پارسی قرن 10 هجری

شهریار : استاد شعر - دانشجوی پزشکی - از مریدان حافظ - که دیوان کاملش را به پارسی و یک مجموعه مشهور آذری به نام حیدر بابا از وی باقی مانده

شیخ بهایی : عالم بزرگ شیعه قرن 10 هجری - از علاقه مندان به تصوف و عرفان پارسی

شمس الدین محمد بن ایوب دینسری : (سده هفتم هجری)- دایره المعارف نویس و نگارنده کتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر که شامل مباحثی از علوم طبیعی است

شاپور ذوالاکتاف : شاپور دوم پادشاه مقتدر ساساني که پس از خلع آذر نرسي بر تخت پادشاهي ايران جلوس کرد و هفتاد سال پادشاهي کرد . او يکي ديگر از پادشاهان بزرگ ايران است که چندين بار از حمله اعراب به ايران جلوگيري کرد و با انديشه نيک سرزمين آريايي ما را از هجموم بيگانگان محفوظ داشت . او را به اين جهت ذوالاکتاف ميخوانند که داراي شانه هاي پهن و بزرگ بود . در بعضي از کتب تاريخي گفته است به دليل آنکه پس از اسير کردن مهاجمين ( اعراب ) از کتف آنان طنابي عبور ميداده و همه را به طناب ميکشيده ذوالاکتاف ناميده شده ولي اين باور با ابهت و منش نياکان ما در تضاد است .

شیده : دوره ساسانی - سازنده کاخ خورنق

شاهين : يکي از بزرگ سرداران و سپهسالاران ايران در زمام پادشاهي خسرو پرويز ساساني

شيدرنگ : پزشک و فيلسوف ايراني در عهد ضحاک که پزشکي را يکي از مشاغل واجب الوجوب ميدانسته

قطب الدین شیرازی : (1236-1311م)-ریاضیدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشک، فیلسوف ایرانی

فارابی،ابو نصر : (مرگ در 340/339 هجری یا 951/950م) دانشمند و فیلسوف ، در طبقه بندی علوم و در تبیین قوانین صوت و در تعریف دانش ها نقش عمده ای داشت

فردوسي : حکيم فرزانه ابوالقاسم حسن ابن اسحق . از وی به نام خداوندگار تاریخ و فرهنگ ایرانشهر یاد میکنند . شاعر نامي ايران که ايران را پس از 200 سال از دست زبان اعراب نجات داد و دوباره زبان پارسي را که از ریشه پهلوی و دری گرفته شده است را به کشور هديه کرد . او در سال 329 در قريه باژ از توابع طوس پا به حيات گذاشت و مدت 35 سال از عمر خود صرف جمع آوري تاريخ ايران به صورت نظم و شعر کرد که منبع گردآوري او از کتاب خداي نامه شاهنشاهي ساسانيان بود . اما حاکم وقت سلطان محمود غزنوي رنج او را ضايع کرد و او را آزرده و رنجيده خاطر نمود . او یکی از سه اثر بزرگ و شاهکار ادبي جهان را بوجود آورد که هم اکنون کشورهاي مختلفي يادواره او را گرامي ميدارند و او در نهايت اندوه در سال 411 هجري در طوس درگذشت . که بدليل سروده هاي جنجالي او عليه اعراب و نکوهش چنيدن باره آنان - مسلمانان بر جشدش نماز نگذاشتند و وي را در گورستان مسلمان خاک نکردند ولي او در تاريخ جاويد ماند شاهنامه بزرگ فردوسی

فضل بن حاتم نیریزی : ( مرگ در 922 م / 310 ه ) ریاضی دان ، هندسه دان و ستاره شناس

فخرالدین عراقی همدانی : عارف و شاعر نامور قرن 7 هجری ایران زمین

فرخی سیستانی : غزل گوی و قصیده سرای نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

فروغی بسطامی : شاعر - غزلسرا - استاد پارسی گوی - عارف و ریاضدان قرن 13 هجری

فرغان : دوره ساسانی- سازنده تاق کسرا

عاملی - بهاالدین : (1031-953هجری) ریاضیدان، معمار، فیلسوف

عبید زاکانی : منتقد اجتماعی قرن 7 هجری که شکایات خود را از دست حکام ظالم وقت به شعر پارسی در آورده است

علی بن سهل بن طبری : ( سده نهم میلادی / سده سوم هجری ) مؤلف فردوس الحکمه در طب و هوا شناسی ، نجوم

عمربن فرخان طبری : ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار

عبدالملک بن محمد شیرازی : ریاضیدان و ستاره شناسی که در نیمه دوم سده دوازدهم میلادی(ششم هجری) برآمد

عطار نیشابوری : شاعر و عارف نامدار قرن 6 هجری ایران زمین

عبدالرحمن بن عمر صوفی رازی : زاده ری(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس

غیاث الدین جمشید محمد طبیب ( الکاشی) : (790-832 هجری قمری) از مردم کاشان، ریاضیدان و محاسب

عمر خيام : فيلسوف - منجم - رياضيدان و انديشمند ايران زمين . که نه تنها ايران را دگرگون نمود بلکه تاثيري ژرف در جهان از خود برجاي گذاشت . هم اکنون تنديس اين بزرگ مرد در دانشگاه فلورنس ايتاليا نصب است و فلسفه و خصوصيات او تدريس ميشود . او در زمان جلال الدين ملکشاه سلجوقي زيست کرد و از قوانين اعراب بيابانگرد که سايه در کشور متمدن ما گسترانيده بود به تنگ آمده بود و رباعيات بسياري در شکايت از آنان به روشني گفت

کاوه آهنگر : آهنگري که چرم پاره خود را بر سر نيزه زد و ضحاک تازي را از تخت پادشاهي ايران به زير افکند و بعدها چرم وي به درفش ملي کاوياني مبدل گشت . کاوه با ياري مردم ضحاک تازي را در کوه دماوند حبس کرد و فريدون را به سمت پادشاه ايران نشاند

کمبوجيه : کامبوزيا يا کامبيز . فرزند کورش بزرگ . او با اقتداري ستودني و باور نکردني در سال 525 قبل از ميلاد سرزمين هاي مصر را بدليل عمل نکوهيده مصريان در برابر ايرانيان که تعداي از ايرانيان را در مصر کشتند و به تمسخر پرداختند فتح کرد و کل مصر به زير چتر پادشاهي ايران در آورد . او پيرو مزديسنا زرتشت بود و همواره دين بهي را دنبال ميکرد وي در راه بازگشت خبر دار شد که فردي به نام برديه يا گئومات ادعاي پادشاهي ايران نموده است و به نام برادر او کل پادشاهي را از آن خود کرده و دست به جنايات و کشتار مردم ايران زده که در نهايت از اندوه اين کار جان داد . هرودوت چون او به خدای مصر ( یک گاو ) بی احترامی کرده بود و او را با ضرب چاقو کشته بود به او لقب دیوانه داد ولی این یکی دیگر از برگهای زرین خداپرستی در ایرانیان آن روزگار بود

کورش بزرگ : کورش بنیانگذار دودمان هخامنشیان بود. او و مهرداد اشکانی و نادرشاه افشار را سه پادشاه بزرگ تاریخ ایران می دانند . او در رفومی آرام پدر بزرگ خویش را از قدرت برکنار نمود و خود پادشاهی ایرانزمین را بر عهده گرفت .

کيخسرو : سومين پادشاه مقتدر کياني به خونخواهي کشتن سياوش برخواست و مدتهاي زيادي با تورانيان جنگيد و در نهايت آنان را مغلوب ساخت و افراسياب را به دليل کشتن سياوش که نه تنها پدر وي بود بلکه يکي از قهرمانان نامي ايران بود کشت . پدرش سياوش و مادرش فرنگيس بود

کيومرث : نخستين پادشاه و بنيانگذار سلسله پيشدادي در پیش از ظهور هخامنشیان . نام وي در اوستا گيومرتا آمده است و ذکر شده است که زرتشتيان او را نخستين انسان ميدانند . در زمان او مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حيوانات مي پوشاندند

گشتاسب : پنجمين پادشاه از سلسله کياني . پسر لهراسب و پدر اسفتديار روئين تن گفته شده که زرتشت در زمان وي ظهور نموده است و گشتاسب شاه اولين کسي است که به زرتشت گرويده است و از مبلغان اصلي دين بهي ميبشاد که در گسترش آن نقش مهمي ايفا کرده است

وحشی بافقی : غزلسرای و عارف قرن 9 هجری ایران زمین

مازيار : يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکومت اعراب در ايران . وي در طبرستان بنايي عظيم ساخت و در جهت بازگرداندن عظمت ايران به قبل از يورش تازيان تلاش کرد . وي در زمان معتصم عباسي قيام خود را آغاز کرد و در صدد بر آمد همگام با بابک خرميدن هویت ملی ایرانی را زنده کنند که در نهايت با جنگهاي معتصم دستگير و در بغداد کشته شد . او نيز يکي ديگر از تنديس هاي ملي گرايي ايرانيان در برابر تهاجم ديگر کشورها است

مرداويج : پسر زيار . سردار بزرگ ايراني که او نيز در جهت متلاشي کردن حکومت اعراب در ايران کوشيد و جان داد . وي فرمانده لشگر اسفار پسر شيرويه عامل نصر بن احمد ساساني بود طبرستان را براي اسفار فتح کرد . پس از کشته شدن اسفار- مرداويج قزوين و همدان و اصفهان و اهواز را گرفت و لشگر المقتدر خليفه جنايتکار عباسي را شکست داد . وي در کمال تاسف در سال 323 هجری قمری در حمام اصفهان به دست غلامان ترک کشته شد

مطهر بن طاهرمقدسی : (356ه 966م) دربست سیستان برآمد- دایره المعارف نویس وبازگوکننده اعداد بزرگ هندی

مهران : يکي ديگر از سرداران بزرگ ايران . وي از سپهسالاران ارتش ايران ( يزدگرد ساساني ) بود و با اعراب بيابانگرد جنگيد و ابوعبيده سردار مشهور عرب را به قتل رسانيد

حسین معمار : معمار بقعه هارون در سال 918هجری

مهرداد بزرگ : موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی و لجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیان سلوکی رهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد و به او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند . که به راستی اگر ظهور نمی کرد امروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم

ملک الشعرای بهار : سراینده پارسی گوی قرون معاصر که به ایران باستان علاقه بسیاری داشت . روزنامه نگار و نویسنده نامدار ایران زمین در قرن 13 هجری

محمد ابن اشرف شمس قندی : ریاضیدان و ستاره شناس سده سیزدهم میلادی

محمد بن ابوبکر فارسی : ریاضیدان و ستاره شناس ایرانی نیمه دوم سده سیزدهم میلادی

مسعود سعد سلماس : شاعر قرن 5 هجری - استاد شعر پارسی

مولانا : بزرگترین عارف ایران زمین و پارسی گوی بزرگ قرن 6 هجری

موید الدین طغرانی : (مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شیمیدان ایرانی

ماشاءالله (مناسه) : ( مرگ در 815 یا 820 م ) یهودی ایرانی الاصلی که در پروژه شهر بغداد با نوبخت همکاری میکرد

محتشم کاشانی : شاعر نامدار ایرانی قرن 9 هجری

محمد بن احمد خرقی : (مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافی دان ایرانی که نظریه ای در باب چگونگی حرکت ستارگان نیز ارائه داده است

محمد بن عمربن فرخان طبری : پسر شخص بالا درآغاز سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم

ماهانی - محمد بن عیسی : ( مرگ در 874 تا 884 میلادی / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان کرمان ، ریاضی دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهانی از اوست

المظفر : (سده ششم هجری) اهل توس ،مخترع گونه ای از اسطرلاب خطی

محمد بن لره : اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن ندیم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است

نادر شاه افشار : او را بهمراه کورش هخامنشی و مهرداد اشکانی سه پادشاه بزرگ تاریخ ایران می دانند . او پس از اسلام باشکوهترین و قدرتمندترین پادشاهی ایران را خلق کرد و در زمان خود پادشاه همه پادشاهان بود .

نوبخت : ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ایرانی که تحت سر پرستی خالد بن برمک که وی نیز ایرانی بود طرح بغداد را انجام داد

نصرالدین طوسی : ( 672-598 هجری) اهل توس ، ریاضیدان، ستاره شناس،دانشمند علم مواد

ناصر خسرو : شاعر نامدار قرن 5 هجری . حکیم فاضل و صوفی پارسی زبان

نظامي گنجوي : حکيم ابومحمد الياس بن زکي بن موئد ملقب به نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران زمین در سال 535 در شهرستان اراک - تفرش روستای تاد متولد شد . بر سر تولد وی اتفاق نظر نمی باشد . عده ای نیز باور بر این دارند که وی در شهر گنجه از آران بالای رود ارس به دنیا آمده است . در هر دو شهر شکی بر ایرانی بودن وی نیست . زیرا همه گنجه در جمهوری آذربایجان شهری ایرانی است و هم تفرش . وي يکي از بزرگترين شاعران ايران زمين است که به گفته پارسي شناسان بعد از فردوسي او قراردارد . وي حماسه خسرو پرويز پادشاه ايران را با شيرين به شاهکاري ادبي تبديل کرد . مخزن الاسرار - منظومه ليلي و مجنون - هفت پيکر - و اسکندر نامه از ديگر شاهکار هاي او است . گنجه از شهرهای کوچک ایران بود و امروز متوسط از ایران جدا گشته است و هم اکنون آرامگاه او آنجا قرار دارد

هاتف اصفهانی : شاعر نامدار قرن 12 هجری - استاد پارسی گوی ایران زمین

یحیی بن ابی منصور : ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ایرانی که در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زیج، نوه اش هارون بن علی هم ستاره شناس و مؤلف زیج بود

یعغوب بن طارق : (مرگ در 796 م / 180 ه )از نژاد ایرانی ستاره شناس

يعقوب ليث : يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکومت اعراب در ايران که گامهاي اساسي در جهت بر اندازي تازيان در ايران برداشت وی نمونه ديگري از وطن پرستي ايرانيان در برابر هجوم بيگانگان به کشور شان بود . او پسر ليث رويگر بود . بواسطه کفايت و جوانمردي و دليري از رويگري و عياري به امارت سيستان رسيد . سپس هرات و کرمان و شيراز و خراسان را گرفت و در جهت پاکسازي ايران از دست اعراب گام برداشت . وي بر ضد معتمد خليفه کشتارگر عباسي قيام کرد و براي نابود ساختن حکومت عرب - جوانمردانه جنگيد . سپس قصد حمله به بغداد را کرد و در صدد آمد که خليفه ننگین عرب را بکشد ليکن عمرش کفاف نداد و در اثر بيماري در سال 265 هجری قمری در گندي شاپور یا جندی شاپور امروی خوزستان درگذشت
یقبوب بن محمد رازی : ابن ندیم وی رااز مهندسان و محاسبان دانسته است

بوذرجمهر : بزرگمهر معروف ترين و انديشمند ترين وزير دربار انوشيروان دادگر که گفتگوي هاي خرد ورزانه او در تاريخ ايران ثبت گشته است

بهرام چوبين : سردار دلير ايران که در زمان پادشاهي هرمز چهارم ايران را از حمله وحشيانه ترک های مغول نجات داد و با لشگر کشي و حمله به آنان ارتش آنان را شکست داد . که بعدها در جنگ با روميان شکست خورد

برانوش : دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر

پيروزان : يکي از سرداران ايراني در زمان يزدگرد سوم . که در جنگهاي ايرانيان با اعراب رشادتهاي از خود بر جاي گذاشت

تنسر : پيشواي بزرگ ديني (زرتشتي) ايرانيان در زمان پادشاهي اردشير بابکان عنوان هيربدان هيربد را داشته است که گامهاي بزرگ در راه دين بهي برداشته است

جمشيد : پسر طهمورث - چهارمين پادشاه پيشدادي . که جشن نوروز را بنيان نهاد و رسوم و آيين هايي شادي براي ايرانيان بر جا گذاشت که او را جم يا جمشاسب هم گفته اند

ابو موسی جابرین حیان : اهل توس ، شیمیدان و کانی شناس و ستاره شناس بزرگ ایرانی .

جاماسب : مردي دانا - خردمند و فیلسوفی بزرگ که گفته اند داماد زرتشت اسپيتمان بوده و نيز وزير گشتاسب شاه . وی در آذربایجان زاده شد و خدمات بسیاری به ایران و ایرانی نمود

حافظ شیرازی : حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی شاعر - عارف و ادیب پارسی گوی قرن 7 هجری

حلاج : حسن ابن منصور حلاج . از عرفاي مشهور ایرانی - اسلامی قرن سوم هجري که با گفتن عقايد مخالف خود عليه اعراب افراطی به شهرت رسيد . او را صاحب کشف و کرامت دانسته اند و چون در زمان المقتدر خليفه عباسي خلاف موازين و عقايد اسلاميان افراطي آن زمان سخن گفته بود به اصرار فقهاي بغداد او را دستگير و مدت هشت سال در زندان سر کرد و سپس وي را از زندان در آوردند و بعد از زدن هزار ضربه شلاق به وي هر دو دست وي را قطع کردند و سپس هر دو پاي وي را بريدند و بعد جسدش را سوزاند واين وحشيگريهاي اعراب که به نام اسلام کردند هزاران بار در تاريخ ما به ثبت رسيده است

خاقانی شروانی : بزرگ قصیده گوی پارسی و شاعر نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

ابو جعفر محمد بن موسی خوارزمی : او  صاحب کتاب جبر و مقابله خود را که درباره ریاضیات مقدماتی است و اولین کتاب جبر است که به عربی نوشته شده است. کتابهای او در زمینه*جبر*حساب*نجوم*که به زبان عربی نوشته شد هم در کشورهای اسلامی و هم در کشورهای اروپائی تاثیر بسزایی داشت.کتابهای دیگر او که درباره ارقام هندی است بعد از آنکه در قرن ۱۲ به زبان لاتینی منتشر شد تاثیر خاصی بر روی اروپائیان گذارد و نام خوارزمی مرادف با هر کتابی که درباره حساب جدید بود قرار گرفت و از همین جا اصطلاح الگوریتم به معنای قاعده محاسبه رواج یافت.از جمله کتابهای دیگر او در زمینه ریاضی می توان مختصر من حساب الجبر و المقابله*و کتاب الجمع و التفریق*و زیج را نام برد.وی در سال ۲۳۳(ه.ق)درگذشت...

خواجوی کرمانی : شاعر و عارف قرن 7 هجری ایران زمین

خسرو پرويز : خسرو پرويز سازنده حماسه بزرگ خسرو و شيرين نيز بود که عشق جاودانه اش به شيرين براي هميشه در تاريخ به ثبت رسيد . که با اندوه بعدها از فره ايزدي دور ميگردد و از آن مقام و ابهت خود ميکاهد . فردوسی نیز از آخرین سالهای شاهنشاهی خسرو شکایت می کند ولی وی از شاهنشاهان مقتدر ایران بود

خراسانی - ابوبکر علی بن محمد : شیمیدان ایرانی که بقول ابن ندیم و بگفته کیمیاگران به کیمیا دست یافت

خالد بن عبدالملک مرورودی : اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خلیفه عباسی بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند

خوارزمی - محمد بن احمد کاتب : از دایره المعارف نویسان سده چهارم هجری است.کاتب مفاتیح العلوم وی شامل مباحثی در حساب،هندسه،نجوم،موسیقی،مک انیک و شیمی

خشيارشا : فرزند داريوش بزرگ . او يکي ديگر از جانشيانان بر حق پادشاهي هخامنشيان بود که وي را فاتح سرزمين هاي آتن اروپا ميدانند . او آتن را به کلي تصرف کرد . دليل لشگر کشي وي عدول کردن يونانيان از قوانين آن روزگار بود زيرا ليدي که جزوي از ايران بود که توسط يونان به آتش کشيده شده بود و خشيارشا در صدد بر آمد اين کار زشت را که در آن زمان نزد ایرانیان گناه محسوب ميشده است جبران نمايد که موفق نيز شد ولی در نبردهای بعدی به ایران عقب نشینی کرد ولی اقتدار ایران را به زیباترین شکل حفظ نمود

خازنی - عبدالرحمن : فیزیک دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتدای سده ششم هجری

جهن برزین : دوره ساسانی - سازنده تخت تاقدیس

عبدالرحمن جامی : شاعر نامدار قرن 8 پیشکوست در ادب - علم - عرفان سیر و سلوک که به تازی و پارسی شعرهای خود را سروده است

جرجانی ابو سعید ضریر (گرگانی ) : مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و ریاضی دان

دقیقی طوسی : شاعر نامدار قرن چهارم هجری - ایرانی زرتشتی - نخستین گردآورنده شاهنامه پیش از فردوسی بزرگ

داريوش بزرگ : وی در سال 521 بر تخت پادشاهي ايران زمين جلوس کرد و بزرگترين و شکوهمند ترين پادشاهي تاریخ ایران را پس از کورش بزرگ از خود به جاي گذاشت . او پيرو دين بهي و مزديسنا زرتشت بود و همواره منش و بزرگي کوروش را دنبال ميکرد . او ساخت کاخ پرسپوليس را آغاز نمود و بعد از سه سال بررسي و ساختن ماکت از کاخ پرسپوليس با کمک مهندسي مصري که بعدها به موزه هنر تمام کشورها شناخته شد بناي اين کاخ جاودانه را گذاشت و بيش از نیمي از آن را در زمان خود ساخت و ادامه ان توسط جانشينش خشيارشا تکميل و بعد از وي فرزند او انجام گرفت . داریوش بزرگ هخامنشی کانالی در 2500 سال پیش ساخت که بعدها به کانال سوئز معروف گردید . طول این کانال دریایی به بیش از 161 کیلیومتر میرسیده است و از عرض آن دو کشتی به راحتی عبور میکردند . داریوش بزرگ خطی جدید برای ایرانیان بوجود آورد که بعدها از خطوط رایج دنیا شد . داریوش بزرگ ایران را به بزرگ ترین کشور جهان مبدل کرد ( بیش از 28 کشور ) . داریوش بزرگ آموزش رایگان را برای قشر عوام کشور به صورت اجباری در آورد و طرح سواد آموزی را اجباری نمود و . . . او را از ابرمردان ایران و جهان می دانند

رستم : ملقب به تهمتن . پهلوان بزرگ ايران . فرزند زال و رودابه . نواده سام و مهراب کابلي که در عهد کيقباد و کيکاوس و کيخسرو با تورانيان جنگيد و از خود دلاوري ها و رشادتهاي شگفت انگيز بر جاي گذاشت

رستم فرخزاد : سردار کبير ايران که در جنگ با اعراب کشته شد . او سپهسالار بزرگ ارتش ايران در زمان شاهنشاهی يزدگرد سوم بود که حماسه اي در جنگ قادسيه بوجود آورد که تاريخ نياکانمان را زيبا تر از هميشه ساخت در نهایت به دست سپاه اسلام کشته شدرودکی سمرقندی : شاعر بزرگ قرن 4 هجری از ایرانیان سمرقندی و ناظم کلیله و دمنه

روزبه : دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهای بصره و کوفه

رابعه : به احترام بانوان ایران زمین یکی از دهها زن برجسته ایرانی را نیز اینجا می آوریم . نخستين زن ايراني که پس از حمله وحشيانه اعراب به ايران و تسلط کامل به کشورمان به زبان پارسي اصيل شروع به سرودن شعر کرد . زمانش را برابر با رودکي گفته اند . گفته شده است که حارث برادر رابعه غلامي خوبرو به نام بکتاش داشت که بعدها رابعه عاشق بکتاش ميشود که در اثر اين عشق حارث فرمان ميدهد که رابعه را به حمام ببرند و رگهايش را بزنند و بعد از آن درب حمام را گل بگيرند که بعد از آن رابعه با خون خود شعرهايش را بر ديوار حمام نوشت و به ناکامي از جهان بدرود گفت

زرتشت اسپيتمان : نخستين پيام آور صلح و خرد و انديشه جهان که تاريخ زيستن او را از حدود قرن هفتم قبل از ميلاد تا 1735 قبل از ميلاد و برخی دیگر تا 5500 سال پیش تخمين زده اند که هنوز هيچ تاريخ شناسي نتواسته است از زمان او آگاهي پيدا کند . او ايرانيان را به پرستش خدا يگانه دعوت کرد . نام پدرش پورشسب و نام مادرش دغدو بود که گفته اند يکي از دلايل بوجود آمدن بزرگترين امپراتوري تاريخ در زمان شاهنشاهي هخامنشيان گرويدند پادشاهان آن زمان به دين زرتشتي بوده است . خدای واحد در دین زرتشت اهورامزدا می باشد

ثنایی غزنوی : عارف و زاهد و اندیشمند مسلمان و استاد شعر پارسی در قرن 5 هجری

ستاسپ : دوره هخامنشی ( زمان حکومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.) دریا نورد و مکتشف

سنباد : يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکوتهاي غارتگر اعراب در ايران که به جان و مال و ناموس ايرانيان تجاوز ميکردند . او اهل نيشابور بود و پس از اينکه منصور خليفه عباسي - ابومسلم خراساني را کشت وي در نيشابور به خونخواهي از ابومسلم که فردي ايراني و وطن پرست بود برخواست و قيام کرد که در نهايت با شصت هزار نفر از يارانش توسط اعراب بيابانگرد و کشتارگرکشته شد

سورنا : یکی از فرماندهان مشهور اشک سیزدهم (ارد نخست) می باشد . او به دستور پادشاه ایران که خود در حال جنگ با متجاوزین در خاور ایران بود به شمال باختری ایران لشکر کشید و در سال 53 قبل از ميلاد کراسوس سردار مشهور روم را با سپاهيان بيشمارش شکست داد .

ابوریحان محود بن احمد بیرونی : زاده خوارزم، ریاضیدان،زمین شناس، جغرافی دان،جهانگرد، فیلسوف،و نظریه پرداز در علوم طبیعی ودانشمند علوم تجربی . یکی از برجسته ترین دانشمندان ایران که به هویت ملی کشورش بسیار پایبند بود .

ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخی :  اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظریه پرداز در نجوم

اصفهانی - محمد حافظ : (نتیجه الدوله) سده دهم هجری ، مولف رساله هایی در انواع دستگاههای مکانیکی

پور سینا (ابو علی حسین بن عبدلله بن سینا ) : از جمله معروف ترین آثار او می توان به دانشنامه علائی که به زبان فارسی است و همچنین مهمترین اثر فلسفی او به نام شفاء که شامل چهار بخش(منطق-طبیعیات-ریاضیات و مابعدالطبیعه)است را نام برد این اثر و کتاب بعدی به نام قانون که دایرهَ المعارف طبی می باشد هر دو به زبان عربی است .

اخوان الصفا : گروه از مهندسان و دانشمندان و فیلسوفان که در سده دهم میلادی( سده چهارم هجری) بر آمدند. بعضی از اعضای این گروه مخفی مثل ابو سلیمان محمد بن بشیر بستی مقدسی، ابو الحسین علی بن هارون زنجانی و محمد بن احمد نهرجوری ایرانی بوده اند آنان دایره المعارفی شامل کلیه شعب معرفت پدید آوردند

ابو جعفر خازن : زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) ریاضی دان و ستاره شناس

ابو الفتح اصفهانی : ریاضیدان سده چهارم هجری

ابو سهل ویجی بن رستم کوهی : (سده چهارم هجری) اهل طبرستان ، ریاضی دان،مهندس، ستاره شناس. وی رهبر ستاره شناسان در رصد خانه ای بود که شرف الدوله دیلمی ساخته بود

ابو سعید احمد سنجری : (415-340ه)(1024-951م) ریاضی دان

ابوبکر حسن بن خصیب : در اواخر سده نهم میلادی ( سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ایرانی بود

ابوبکر زکریای رازی : ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فیزیک دان ، شیمی دان و پزشک و مهندس و فیلسوف - کاشف الکل .

احمد بن داوود دینوری : ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دینور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، ریاضی دان ، گیاه شناس و لغت نویس

ابو نصر محمد فارابی : (340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب ترکستان - فیزیکدان،موسیقی شناس،فیلسوف ایرانی

احمدبن سهل بلخی : (934م/323ه) زاده شاستیان بلخ ،ریاضیدان وجغرافی دان

ابوسهل فضل بن نوبخت : - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختی ستاره شناس و کتابدار هارون الرشید

ابو نصر محمد بن عبدالله(کلو اذانی) : از دودمان اردشیر بابک کلواذانی(تولدش پیش از سال سیصد هجری) از جمله ریاضی دانان

ابو حامد احمد بن محمد صاغانی : (مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، ریاضیدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و دیگر ابزارهای نجومی

ابو الرضا عباس بوزجانی : ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالی نیشابور ، ریاضیدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظری پرداز در نجوم

ابو منصور موفق : (سده چهارم هجری) شیمی دان و دانشمند و علم مواد

ابو نصر اسمعیل بن حماد جوهری : (مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقیم نیشابور. لغت نویس و مبتکراندیشه های پرواز

ابوالعباس احمد بن محمد بن کثیر فرغانی : اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظریه پرداز نجومی

بابا طاهر عریان : شاعر و صوفی نامدار مشرق زمین در قرن 5 هجری . سروده های وی بزرگترین سند در اثبات زبان و ادبیات کوردی ایران است

بوبراندا : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس

برزمهر : پهلوان و دلير مرد ايران در زمان پادشاهي بهرام گور

برزويه : طبيب و انديشمند مخصوص انوشيروان عادل که کتاب کليله و دمنه را از هند به ايران آورد و به زبان پهلوي ترجمه کرد

بدیع اسطرلابی : (مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب

بنو موسی ( محمد ، احمد و حسن ) : سده سوم هجری - خراسانی الاصل ، مهندس مکانیک ، هندسه دان ، و ریاضی دان

بلاش : يکي از پادشاهان اشکاني که به اشک بيست و دوم معروف بود و در سالهاي 51 تا 77 ميلادي پادشاهي ايران را بر عهده داشت و خدمتي بزرگ به ايران زمين نمود . زيرا کتاب ارزشمند ايرانيان ( اوستا ) که در زمان حمله اسکندر به ايران از ميان رفته بود با تلاش و همت او دوباره گردآوري شد

برازه : دوره ساسانی زمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا کننده شهر فیروز آباد یا اردشیر خوره

بابک خرمدين : سردار دلير و پيشواي نهضت خرمدينيان يا سرخپوشان که بر ضد حکومت عرب قيام کرد و 22 سال دست يورش گران عرب را از کشور ما کوتاه کرد و مبدل به سمبلي از مقاومت ايرانيان در برابر حمله بيگانگان به کشور شد . او همیشه می گفت روح ابومسلم خراسانی در او حلول پیدا نموده و ادامه قیام ابو مسلم را بر عهده گرفته است .




+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:33 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

مشروح مصوبات جلسه استاني هيئت دولت

دومين گام بلند دولت براي تسريع در عمران و آباداني كرمانشاه با تصويب 185مصوبه در پنجاه و يكمين جلسه استاني هيئت دولت برداشته ‌شد
به گزارش بازتاب آنلاین به نقل از دفتر امور رسانه‌هاي رياست‌جمهوري، دومين سفر استاني هيئت دولت به استان كرمانشاه با 185 مصوبه براي شتاب بخشيدن به روند توسعه و آباداني بيش از پيش اين استان همراه شد. در اين جلسه كه به رياست محمود احمدي نژاد و با حضور اعضاي هيئت دولت در محل استانداري شهر كرمانشاه به مدت بيش از 4 ساعت برگزار شد، طرح‌ها و پروژه‌هاي مهمي براي افزايش سطح رفاه، توسعه، امنيت و آباداني استان به تصويب رسيد كه اهم اين مصوبه‌ها به شرح زير مي‌باشد:

*صنعت، معدن و اشتغال:
- اجراي 28 طرح توليدي بزرگ با سرمايه گذاري 7500 ميليارد ريال در سطح استان (موضوع طرح آمايش صنعت و معدن).
- احداث كارخانه خودرو سازي استان.
- اجراي 3 طرح فرآوري سيليس، توليد سنگ هاي مصنوعي و آجرهاي سبك و يا هر طرحي كه از لحاظ زيست محيطي و فني-اقتصادي مورد تأييد باشد جهت جايگزين قند سنقر (مصوبه دور اول) با مشاركت بخش خصوصي.
- مطالعه ايجاد منطقه ويژه اقتصادي قصرشيرين و كرمانشاه
- معافيت 10 ساله مالياتي واحدهاي توليدي جديد الاحداث داخل شهركها و نواحي صنعتي خارج از شعاع 30 كيلومتر مركز استان.
- صدور مجوز و اعطاي كمك مالي بلاعوض جهت ايجاد و تجهيز پايانه صادراتي دام و صنايع تبديلي فرآورده هاي دامي استان و پايانه صادراتي قصرشيرين با سرمايه گذاري توسط بخش خصوصي و تعاوني.
- اختصاص مبلغ 344 ميليارد ريال براي اجراي طرح توليد كاغذ در كرمانشاه در محل شركت كاغذ غرب جهت توليد كاغذ با ظرفيت اسمي 99 هزار تن در سال.
- اختصاص مبلغ 90 ميليارد ريال جهت تملك و ايجاد زيرساختهاي شهركهاي صنعتي استان.
- مطالعه امكان سنجي و اجراي تصفيه خانه شهرك صنعتي اسلام آباد غرب و شهرك سرپل ذهاب در سال 87 و 88.
- اختصاص مبلغ 10 ميليارد ريال جهت احداث و تجهيز آزمايشگاه كنترل كيفيت در شهرستان قصرشيرين به منظور كنترل مبادلات تجاري و ارائه خدمات به گمركات خسروي و پرويزخان.
- تهيه 8 ورق نقشه زمين شناسي كاردبردي و اطلس لرزه خيزي 1.25000 در كرمانشاه و قصرشيرين تا پايان نيمه اول سال 1389.
- شناسايي شيل هاي استان جهت كاربرد در تهيه آجر و سفال تا نيمه اول سال 1388.
- تهيه نقشه ماهواره اي استان از داده هاي سنجنده ASTER در قالب ورقه هاي 1.100000 تا پايان سال 1388.
- انجام پروژه فرآوري دولوميت به منظور استحصال منيزيم در مقياس آزمايشگاهي و نيمه صنعتي تا پايان سال 1388.
- بررسي گردشگري زمين شناسي (ژئوتوريسم) در سطح استان تا پايان سال 1388.
- اختصاص اعتبار براي ايجاد زيرساختهاي مورد نياز تا ورودي شهركهاي صنعتي و نواحي صنعتي

* راه و حمل و نقل:

- تكميل و بهره برداري راه آهن غرب كشور (اراك- كرمانشاه) حداكثر تا پايان سال 1390.
- تسريع در شروع عمليات اجرايي راه آهن كرمانشاه- اسلام آباد غرب- خسروي با استفاده از سرمايه گذاري داخلي و خارجي به نحوي كه پروژه مذكور تا سال 1392 به بهره برداري برسد.
- تسريع در اجراي باند دوم كامياران- كرمانشاه به نحوي كه تا پايان سال 1389 به بهره‌برداري برسد.
- مطالعه تكميل احداث باند دوم كرمانشاه- هرسين در سال 1388.
- اختصاص مبلغ 80 ميليارد ريال جهت بهسازي و روكش آسفالت راههاي استان.
- بهسازي و آسفالت راههاي روستايي استان.
- ايجاد رديف اجرايي و شروع عمليات اجرايي راه حميل- كرمانشاه در سال 1388.
- مطالعه و بهسازي راه اصلي قزانچي- روانسر- پاوه- نوسود تا پايان سال 1390.

* مسكن و عمران شهري:

- اختصاص مبلغ 67.5ميليارد ريال براي توسعه فعاليت هاي شهرداريها و دهياريها.
- اختصاص حداقل 50 دستگاه اتوبوس و 150 دستگاه ميني بوس يارانه اي.
- اختصاص مبلغ 150 ميليارد ريال براي اجراي فعاليت هاي ستاد حوادث پيشگيري استان.
- بررسي و ارائه لايحه مورد نياز جهت واگذاري قطعي اموال منقول و غيرمنقول ستاد بازسازي مناطق جنگزده به شهرداريهاي استان ظرف مدت دو ماه به هيأت دولت.
- اختصاص مبلغ 70 ميليارد ريال بابت باقي مانده اعتبار تأمين زيرساختهاي شهرها و روستاهاي جنگزده.
- اختصاص مبلغ 10 ميليارد ريال براي كمك به بهسازي و نوسازي بافت فرسوده شهري استان طي سالهاي 1387 و 1388.
- اختصاص مبلغ 2 ميليارد ريال براي مطالعه و اقدام لازم جهت ساماندهي سكونتگاههاي غيررسمي.
- ايجاد ادارات مسكن و شهرسازي شهرستانهاي استان.
- مزايده مجموعه خانه هاي سازماني شهرك جواديه به منظور نوسازي اين منطقه.
- اختصاص مبلغ 120 ميليارد ريال بصورت نقدي و ملكي جهت تملك و آزادسازي و ساماندهي اطراف امام زاده ابراهيم (ع) طاق بستان.
- اختصاص مبلغ 16 ميليارد ريال جهت كمك به خريداري واحدهاي مسكوني (اعياني) تپه غم تسلي در سال 1387.
- افزايش حجم عمليات طرح فاضلاب شهر كرمانشاه با اجراي مدول دوم فاضلاب شهر كرمانشاه.

* آب و كشاورزي:

- اختصاص تسهيلات براي متقاضيان ساخت سيلو و انبار مكانيزه نگهداري گندم در سطح استان تا پايان سال 1388.
- افزايش حجم عمليات طرح تأمين و انتقال آب براي توسعه باغات استان تا سقف 20 هزار هكتار.
- تجهيز و تقويت ايستگاههاي تحقيقاتي توليد بذر.
- اختصاص مبلغ 350 ميليارد ريال به منظور اجراي عمليات شبكه هاي آبياري و زهكشي 3 و 4 و تجهيز و نوسازي اراضي كشاورزي زيرسدهاي مخزني طي سالهاي 1388 و 1389.
- تجهيز 2 پست قرنطينه مرزي طي سالهاي 1388 و 1389.
- راه اندازي شعبه مؤسسه تحقيقات رازي در استان.
- اختصاص مبلغ 60 ميليارد ريال در سال 1388 و ساليانه مبلغ 100 ميليون ريال براي اجراي طرحهاي آبخيزداري استان.
- واگذاري مجتمع هاي پرورش ماهي شهداي قصرشيرين و پاوه‌رود و مجتمع هاي گلخانه‌اي و دامپروري استان به فارغ التحصيلان بخش كشاورزي.
- مطالعه آبرساني دراز مدت به شهر سنقر از سد سليمانشاه در سال 1388.
- مطالعه شبكه هاي آبياري مناطق گرمسيري استان از سامانه سيروان.
- تقويت اعتباري طرحهاي تأمين آب اراضي كشاورزي دشت سرفيروزآباد ماهيدشت در سال 1388.
- اختصاص 60 ميليارد ريال براي اجراي مجتمع آبرساني به 47 روستاي استان.

* انرژي:
- اختصاص مبلغ 100 ميليارد ريال براي بهسازي و توسعه شبكه توزيع و خطوط برق روستاهاي سطح استان طي سالهاي 1388، 1389 و 1390.
- مطالعه و اجراي سدهاي جوانرود،كبوتر لانه، هرسين، كاشنبه و سياخور پس از اخذ مجوز.
- تسريع در عمليات اجرايي خط انتقال ششم سراسري گاز از جنوب كشور به كرمانشاه جهت تأمين گاز مورد نياز استان.
- اجراي خط انتقال و شبكه گازرساني به بخش باينگان شهرستان پاوه تا پايان تيرماه سال 1388.
- تسريع در اجراي گازرساني به روستاهاي استان.
- تأمين گاز 4 شهرك صنعتي (آب باريك- دالاهو- زاگرس- هرسين) تا پايان سال 1388.
- اختصاص مبلغ 100 ميليارد ريال جهت توسعه مركز تحقيقات و مهندسي نفت كرمانشاه و ايجاد واحد پايلوت چندمنظوره وابسته به پژوهشگاه صنعت نفت.

* توسعه اشتغال و سرمايه گذاري:

- اختصاص مبلغ 150 ميليارد ريال وام قرض الحسنه
- اختصاص مبلغ 500 ميليارد ريال تسهيلات براي كمك به بخش كشاورزي
- اختصاص مبلغ 400 ميليارد ريال از محل منابع قرض الحسنه براي طرحهاي اشتغالزايي افراد تحت پوشش كميته امداد امام خميني (ره) و سازمان بهزيستي
- افزايش منابع بانكي استاني جهت تكميل طرحهاي اقتصادي
- تأمين تسهيلات ارزي و ريالي مورد نياز طرح پالايشگاه نفت آناهيتا
- اختصاص مبلغ 60 ميليارد ريال تسهيلات براي شركتهاي تعاوني فارغ التحصيلان، ايثارگران و بانوان و سرمايه ايجادي و درگردش در سال 1387.
- اختصاص مبلغ 150 ميليارد ريال تسهيلات اشتغالزا توسط صندوق مهر امام رضا (ع) علاوه بر سهم سال جاري به استان.
- ايجاد رديف اعتباري مستقل با اعتبار 500 ميليارد ريال براي توسعه استان در سال 1389.
- تخصيص 100 درصد اعتبارات تملك دارايي هاي سرمايه اي استان در سال 1388.
- اختصاص مبلغ 50 ميليارد ريال از محل اعتبارات توازن منطقه اي به استان در سال 1387.

* فرهنگي:
- اختصاص مبلغ 30 ميليارد ريال جهت بهسازي و ساماندهي گلزار 10 مزار شهيد به بالا در سطح استان.
- اختصاص مبلغ 45 ميليارد ريال براي تكميل مجتمع توانبخشي و فرهنگي ايثارگران استان.
- مطالعه و احداث ساختمان تالار مركزي در شهر كرمانشاه.
- تكميل فاز 2 دانشكده علوم قرآني (مجتمع شهيد اشرفي اصفهاني).
- اختصاص مبلغ 25 ميليارد ريال جهت كمك به توسعه، تعمير و بازسازي مساجد و مصلي ها.
- اختصاص مبلغ 10 ميليارد ريال براي كمك به فعاليتهاي فرهنگي و هنري در سالهاي 1387 و 1388.
- اختصاص مبلغ 7 ميليارد ريال جهت تجهيز كانون هاي مساجد .
- اختصاص مبلغ 10 ميليارد ريال براي فعاليتهاي ديني و قرآني در سالهاي 1387 و 1388.

*بهداشتي و درماني:

- مطالعه و احداث بيمارستان 540 تختخوابي جايگزين بيمارستانهاي امام خميني (ره) و معتضدي در سال 1388.
- تعميرات اساسي بيمارستانهاي طالقاني و فارابي كرمانشاه در سالهاي 1388 و 1389.
- احداث 40 خانه پزشك متخصص در سطح استان.
- تجهيز 22 پايگاه امداد جاده اي به آمبولانس و امكانات در محل پايگاه احداث شده توسط استان.
- تجهيز بيمارستانهاي دكتر كرمانشاهي و سنقر.
- تأمين يكدستگاه اتوبوس انتقال خون و تجهيز آن به دستگاههاي خونگيري.
- تأمين محل و تجهيز 4 پايگاه (مركز خونگيري) انتقال خون (كنگاور، سنقر، اسلام آباد و جوانرود).
- احداث 80 خانه بهداشت، 15 مركز بهداشت شهري و روستايي و 27 پايگاه بهداشت.
- اختصاص 18 ميليارد ريال براي تكميل و تجهيز بيمارستانها و مراكز بهداشتي.
- اختصاص 20 دستگاه دياليز براي استان.
- توسعه بيمارستان امام علي ابن ابيطالب (ع) در سال 88
- اختصاص 16 دستگاه آمبولانس براي مراكز بهداشتي و بيمارستانها.
- اختصاص مبلغ 22 ميليارد ريال براي احداث اورژانس بيمارستان حضرت معصومه (س) در داخل بيمارستان.
- خريد 28 دستگاه خودرو كمك دار براي ادارات جمعيت هلال احمر شهرستانهاي استان.
- احداث 5 درمانگاه تامين اجتماعي در سطح استان، توسعه اورژانس بيمارستان شهرداري تامين اجتماعي و احداث درمانگاه تخصصي شماره يك تامين اجتماعي كرمانشاه.

* آموزش و آموزش عالي:

- احداث 10 باب هنرستان فني و حرفه اي شبانه روزي در سطح استان.
- اختصاص مبلغ 30 ميليارد ريال براي احداث و توسعه اردوگاه فرهنگي و تربيتي راه كربلا سر پل ذهاب
- اختصاص مبلغ 15 ميليارد ريال در سال 1388 براي احداث فضاهاي آموزشي با خوابگاه (با اولويت استعدادهاي درخشان).
- احداث يا تكميل و تجهيز مراكز آموزشي و رفاهي (خانه معلم) در شهرستانهاي فاقد خانه معلم.
- اختصاص مبلغ 20 ميليارد ريال جهت تأمين تجهيزات آموزشي و كارگاهي آموزشكده هاي فني و حرفه اي.
- مطالعه و احداث آموزشكده و هنرستان فني و حرفه اي دختران اسلام آباد.
- اختصاص مبلغ 30 ميليارد ريال براي تكميل 12 سالن ورزشي مدارس.
- تكميل دانشكده هاي دامپزشكي و تربيت بدني، دو بلوك خوابگاه مجردين، استخر، محوطه سازي و تأسيسات دانشگاه رازي كرمانشاه در سال 1388.
- مطالعه و احداث فاز 2 دانشكده فني و مهندسي دانشگاه رازي.
- مطالعه و احداث دانشكده نفت و پتروشيمي و سالن همايشهاي مربوط (با متراژ 8000 مترمربع) در كرمانشاه .
- مطالعه و احداث دانشكده فني و مهندسي اسلام آباد (با متراژ 2500 متر مربع) طي سالهاي 1388 و 1389.
- اختصاص مبلغ 7 ميليارد ريال جهت تكميل سالن ورزشي، سلف سرويس و خانه فرهنگ و كلينيك دامپزشكي دانشگاه رازي.
- اختصاص مبلغ 3 ميليارد ريال براي تكميل آمفي تئاتر و كتابخانه دانشكده ادبيات و علوم انساني.
- اختصاص مبلغ 50 ميليارد ريال جهت احداث و تكميل پروژه هاي نيمه تمام دانشگاههاي پيام نور.
- اختصاص مبلغ 10 ميليارد ريال جهت كمك به تكميل ساختمان IT جهاد دانشگاهي.
- اختصاص مبلغ 47 ميليارد ريال جهت احداث 12.5 هزار مترمربع بنا (فاز اول) دانشگاه صنعتي كرمانشاه.

*رفاهي:

- اختصاص مبلغ 160.5 ميليارد ريال جهت كمك به محرومين تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي
- اختصاص مبلغ 100 ميليون ريال به ازاي هر نفر توسط سازمانهاي حمايتي (بهزيستي، بنياد شهيد، سازمان زندانها و كميته امداد) براي اشتغال خانوارهاي تحت پوشش و زندانيان.

*گردشگري:

- ايجاد زيرساختهاي مورد نياز براي مناطق نمونه گردشگري طاق بستان و سراب نيلوفر.
- اختصاص مبلغ 50 ميليارد ريال براي ساماندهي و مرمت آثار شاخص استان.
- تعيين 20 منطقه نمونه گردشگري.
- مطالعه ايجاد شهرك و بازارچه صنايع دستي در سطح استان.

* ورزشي:

- اختصاص مبلغ 35 ميليارد ريال براي تكميل 2 پروژه ورزشي كارگران در شهر كرمانشاه (شماره 1 و 2)
- اختصاص مبلغ 30 ميليارد ريال جهت مطالعه و احداث استخر سرپوشيده روانسر و سرپل ذهاب.
- اختصاص مبلغ 15 ميليارد ريال جهت احداث زورخانه مسابقاتي كرمانشاه.
- اختصاص مبلغ 30 ميليارد ريال براي مطالعه و احداث آكادمي ورزش سالهاي 1388 و 1389.
- اختصاص مبلغ 10 ميليارد ريال براي احداث 20 زمين روستايي در سال 1388.
- اختصاص مبلغ 50 ميليارد ريال براي احداث سالن 4000 نفري در كرمانشاه طي سه سال.
- اختصاص مبلغ 15 ميليارد ريال براي توسعه فعاليت هاي فدراسيون هاي بوكس و شنا استان.
- اختصاص 80 ميليارد ريال جهت احداث 32 سالن كوچك ويژه استان (بوكس، وزنه برداري، كشتي و ...)

* ساير موارد:

- ارتقاء سازماني گمرك خسروي و پرويزخان به مديريت.
- بررسي رسمي شدن مرز پرويزخان.
- خريد زمين و احداث ساختمان جديد گمرك كرمانشاه.
- اختصاص 4% منابع حاصل از واگذاري واحدهاي توليدي قابل واگذاري موضوع سياستهاي اصل 44 قانون اساسي براي ايجاد زيرساختهاي توسعه صنعتي و توليدي استان.
- دايري 4000 شماره تلفن ثابت (در صورت وجود متقاضي).
- اجراي كابل كشي فيبرنوري به طول 50 كيلومتر.
- برقراري 100 ارتباط روستايي.
- نصب و راه اندازي 500 دستگاه تلفن همگاني.
- نصب و راه اندازي 45 سايت BTS در سطح استان.
- نصب و راه اندازي تجهيزات 28 دفتر ICT روستايي.
- اختصاص مبلغ 10 ميليارد ريال جهت توسعه و تكميل نمايشگاه بين المللي استان.
- اختصاص تسهيلات جهت نوسازي و بهسازي نانواييها.
- اختصاص مبلغ 20 ميليارد ريال تسهيلات براي جرايم غيرعمد زندانيان نيازمند استان در سال 1387.
- خريد ساختمان براي سازمان تعزيرات حكومتي در شهرستانهاي صحنه و اسلام آباد غرب در سال 1388. بازسازي و تجهيز اردوگاه ماهيدشت توسط سازمان زندانها.
- ايجاد بازداشتگاه موقت 200 نفره در كرمانشاه در سال 1388.
- مطالعه و احداث مجتمع قضايي كرمانشاه
- تكميل و تجهيز اداره كل و شعبه يك تأمين اجتماعي در سال 1387.
- اختصاص مبلغ 25 ميليارد ريال براي احداث و تجهيز كارگاه ها و مراكز فني و حرفه اي در سالهاي 1388 و 1389.
- اختصاص مبلغ 12 ميليارد ريال جهت كمك به تأمين 10 ساختمان اداري وزارت كار در شهرستانهاي استان.
- اختصاص مبلغ يك ميليارد ريال به منظور تجهيز و ساماندهي مناطق تحت مديريت سازمان محيط زيست در سال 1388.
- اختصاص مبلغ يك ميليارد ريال به منظور تجهيز آزمايشگاههاي سازمان محيط زيست استان در سال 1388.
- اختصاص مبلغ يك ميليارد ريال به منظور مطالعه مديريت جامع مناطق فون و فلور آنها در سال 1388.
- ايجاد ادارات محيط زيست براي شهرستانهاي استان.
- خريد دو دستگاه ايستگاه سنجش آلودگي هوا براي شهر كرمانشاه.
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:28 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


ظهر امروز، يك هواپيماي ديگر در فرودگاه مهرآباد دچار سانحه شد.
ظهر امروز، يك هواپيماي ديگر در فرودگاه مهرآباد دچار سانحه شد.
به گزارش بازتاب آنلاین به نقل از تابناک ، پرواز شماره 1017 عسلويه ـ تهران كه طبق برنامه در ساعت ده صبح فرودگاه بين‌الملي «خليج فارس» را به مقصد تهران ترك كرد، هنگام فرود در فرودگاه مهرآباد با تركيدگي دو لاستيك روبه‌رو شد كه با مهارت خلبان عمويي، هواپيماي «ايرباس 310» با تكان‌هاي شديد در انتهاي باند ايستاد.
به دنبال تكان‌هاي شديد به وجود آمده، وحشت زيادي در ميان مسافران پديد آمد.

بنا بر اين گزارش، تعدادي از مديران عالي‌رتبه شركت‌هاي نفت و گاز منطقه نيز در اين پرواز بودند و اين سانحه هيچ خسارت جاني در پي نداشت.

گفتني است، چندي پيش نيز يك هواپيماي فوكر مسير اردبيل ـ تهران به علت نقص فني در لاستيك‌ها دچار سانحه شد.
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:27 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

قائم مقام حزب اعتماد ملی
موضع گیری کروبی در مقابل فیروزآبادی، بسیار پسندیده بود
رسول منتجب نیا اظهار داشت: موضع گیری کروبی در مقابل فیروزآبادی با توجه به نیازهای زمان وبسیار پسندیده بود که با هوشیاری وی موارد در نامه ای اعلام شد.
رسول منتجب نیا اظهار داشت: موضع گیری کروبی در مقابل فیروزآبادی با توجه به نیازهای زمان وبسیار پسندیده بود که با هوشیاری وی موارد در نامه ای اعلام شد.
قائم مقام حزب اعتماد ملی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی آنا گفت: این موضع گیری که بسیار پسندیده بود نسبت به نیازهای زمان با کمال دلسوزی و نگرانی از حضور نظامیان در انتخابات ایجاد شده بود.
وی افزود:کروبی که از یاران امام و صدیقین نظام است انتظار می رفت که جلوی اشتباهات تاریخی را بگیرد.
قائم مقام حزب اعتماد ملی در خصوص چگونگی وضعیت طرح شورای حکمیت گفت: در جلساتی که با محوریت مجمع روحانیت مبارز برگزار می شد مسأله لزوم اجماع اصلاح طلبان یکی از مسائل اساسی و مهم بود که در جلسه آخری که با محوریت کمیته سیاسی مجمع روحانیون مبارز موسوی خوئینی ها برگزار شد در شورای 6 نفره طرح هایی برای اجماع مطرح که تصویب نشد اما طرح کروبی و شورای حکمیت به تصویب رسید.
وی تصریح کرد: البته قرار بود که کاندیداها تا 20 آذر اعلام کاندیداتوری کنند و بعد از 20 آذر شورای حکمیت تشکیل و در 22 بهمن شورای حکمیت نسبت به معرفی کاندیدایی که بیشترین امتیاز را آورده اقدام کند.
منتجب نیا خاطرنشان کرد: تا آن تاریخ جزکروبی کسی اعلام آمادگی نکرد لذا اولین رکن طرح ویران و منتفی شد و به دنبال آن شورای حکمیت قائدتاً منتفی شدو این طرح ابتر ماند.
وی همچنین در خصوص چگونگی وضعیت اعلام نظر خاتمی گفت: خاتمی در جلسات متعدد اعلام کرده بودند که در آینده اعلام نظر خواهد کرد و همه منتظر اعلام نظر خاتمی خارج از این طرح بودند ، که تا به این لحظه هم وی به صورت صریح اعلام نظر نکرده است البته در مصاحبه ها اعلام کرده که بهتر است که نیایم ولی به صورت قطعی اعلام نکرده است.
منتجب نیا در خصوص چگونگی فعالیت کروبی تا به امروز افزود: کروبی مقدمات ستاد برنامه ریزی و کمیته های مربوط را فراهم کرده و سفرهای استانی خود را آغاز و به استان های کرمانشاه و کردستان نیز سفر کرده است و به زودی هم به خوزستان می رود و سعی دارد که از فرصت نهایت استفاده را داشته باشد.
وی در خصوص چگونگی همراهی احزاب با کروبی گفت: ما امیدواریم که در نهایت همه گروه های روی کروبی اتفاق نظر و اجماع داشته باشند و اختلاف نظری پیش نیاید.
وی در پایان خاطرنشان کرد: کروبی به هیچ وجه و قیمت تصمیم به کناره گیری ندارد و در تصمیم خود قاطع است و دیگران باید تصمیم بگیرند زیرا کروبی پیش از موقع اعلام آمادگی کرده و از ناحیه وی قصور و کوتاهی صورت نگرفته است.
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 13:26 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


احتمال استعفاي معاون سياسي وزارت کشور از سمت خود قوت گرفت.
احتمال استعفاي معاون سياسي وزارت کشور از سمت خود قوت گرفت.

به گزارش ايلنا در پي مطرح شدن اخباري مبني بر استعفاي کامران دانشجو معاون سياسي و قائم‌‏مقام وزير كشور، يک منبع آگاه در وزارت کشور در گفت‌‏و‌‏گو با خبرنگار ايلنا با تاييد تلويحي اين اخبار از مطرح شدن اين استعفا در وزارت کشور خبر داد.

اين منبع آگاه در عين حال تصريح کرد: هنوز استعفاي کامران دانشجو به صورت رسمي اعلام نشده و فعلا در حد طرح مساله است.

گفتني است در دوران مسووليت علي کردان کامران دانشجو که تا پيش از اين به عنوان استاندار تهران مشغول به فعاليت بود به سمت معاون سياسي و جانشين وزارت کشور منصوب شد.
همچنين در پي تماس خبرنگار ايلنا با روابط عمومي وزارت كشور مسئولان آن از استعفاي معاون سياسي وزير كشور اظهار بي‌اطلاعي كردند.

کامران دانشجو در روزهاي پاياني حضور خود در استانداري در جمع خبرنگاران گفته بود با اکراه پست معاونت سياسي وزارت کشور را پذيرفته است
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:25 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


خانواده سبز - او را یک «رفرمیست» در سازمان صدا و سیما می‌خوانند
خانواده سبز - او را یک «رفرمیست» در سازمان صدا و سیما می‌خوانند. پس از گذشت دو دهه فعالیت در رادیو که موجب سفید شدن موهایش شده، هنوز به دنبال انجام اصلاحات در عرصه رادیوست. شاید بتوان درخشان‌ترین حرکت وی در دوران مدیریتش بر عرصه رادیو را گسترش شبکه‌های رادیویی و افزایش آنها از دو شبکه به هشت شبکه دانست. از سوی دیگر وی مدت‌هاست که به دنبال افزایش سطح کیفی رادیو به عنوان یک رسانه ملی بوده و در این راه نیز به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا کرده است.

دکتر حسن خجسته، پیرمرد اصلاح‌طلب رادیوی جمهوری اسلامی ایران است که سعی دارد تا با حفظ اصول و موازین به تغییرات مثبت در این عرصه دست بزند.

در خلال سخنانش بارها از توجه شبکه‌های رادیویی به مخاطب گفته و در این میان از شبکه رادیویی <گفتگو> به عنوان دستاورد جدید و البته موفق رادیو یاد می‌کند.

اشارات مکرر وی به برنامه‌های مختلف رادیویی نشان از آن دارد که به عنوان یک مدیر، بسیاری از برنامه‌های رادیویی را گوش داده و به صورت مستقیم به نقد آنان می‌پردازد. اما جالب است که در اتاق خود، دو تلویزیون بزرگ را گذاشته و از یکی، برنامه‌های داخل و از دیگری، برنامه‌های ماهواره را مدام پیگیری می‌کند که این خود نشان از مهجور بودن رادیو - حتی در اتاق مدیر رادیو - دارد. CNN به عنوان شبکه مورد علاقه وی، همواره پیگیری می‌شود تا آخرین تحولات جهانی و همچنین تکنیک‌های ارائه شده از سوی این شبکه مدنظر قرار گیرد.

به رادیو امید بسیاری دارد و تمام تلاش خود را مبذول داشته تا در عصر ارتباطات و با وجود ده‌ها راه ارتباطی، رادیو تاثیرگذاری خود را در سطح جامعه حفظ کند. آیا او در این راه موفق خواهد شد؟

آقای دکتر، از کجا فعالیت‌های رادیویی خود را آغاز کردید؟

خجسته: من بیش از دو دهه است که در رادیو فعالیت دارم. از همان ابتدا نیز در این عرصه فعالیت کرده‌ام و قدم به قدم بالا آمده‌ام. ابتدا سردبیر یکی از برنامه‌های رادیو شدم، بعد مدیر گروه، سپس مدیر شبکه و اینک نیز در این بخش مشغول به فعالیت هستم.

رادیو از ابتدای فعالیت خود، چه مسیری را در کشورمان طی کرده است؟

خجسته: وقتی در سال 1319 رادیو به ایران آمد، تا سال‌های سال تنها رسانه دولتی بود. در آن زمان رادیو به عنوان تنها تفریح در کنار کسب اطلاعات، اخبار و... برای مردم کشورمان مطرح بود؛ تا جایی که بسیاری با رادیو زندگی می‌کردند. تا حوالی سال‌های 65 و 66، رادیو به عنوان رسانه بلامنازع در کشورمان وجود داشت و به فعالیت خود ادامه می‌داد. اما از سال‌های 67 به بعد، رسانه‌های دیگری در این عرصه مطرح شدند که این خود باعث کاهش مخاطبان رادیو شد.

من یادم می‌آید در آن زمان حتی برنامه‌های پرمخاطبی مثل برنامه خانواده که آقای شجاعی‌مهر در آن فعالیت می‌کرد نیز با افت چشمگیری از نظر تعداد مخاطبان مواجه شد. البته این مسئله دلایل مختلفی داشت اما بی‌تردید می‌توان گفت مهم‌ترین دلیل آن، ورود رسانه‌های رقیب بود؛ رسانه‌هایی همچون کاست، ویدیو و بسیاری از برنامه‌های تلویزیون. از سال 72 رادیو به تدریج یک استراتژی مشخصی را برای خود تعریف کرد که شامل یک پروسه کمی در سطح شبکه‌های سازمان بود.

تاسیس شبکه‌های تخصصی مثل جوان، فرهنگ، معارف، قرآن، ورزش و چندین شبکه دیگر، از جمله این شبکه‌هاست. تا جایی که در حال حاضر اگر ما رادیو کرج را هم محاسبه کنیم، می‌توانیم بگوییم تنها در تهران، دوازده شبکه فعال وجود دارد که آخرین آن <رادیو گفتگو> است. این رادیو در آخرین جشنواره رادیو، راه‌اندازی شد و روزانه شش ساعت برنامه دارد. ما سعی کردیم تا در این پروسه هم توسعه داشته باشیم و هم تنوع‌مان را حفظ کنیم.

ما در دوره‌ای اصرار بر افزایش کمیت در برنامه‌های رادیو داشتیم؛ تا جایی که رییس وقت صدا و سیما (لاریجانی) بر این توسعه کمی اصرار می‌کرد. در این میان آیا تلاشی بر توسعه کیفی نیز صورت گرفت؟

خجسته: شما وقتی چیزی نداشته باشید، نمی‌توانید کیفی‌سازی کنید. اول باید به وجود آورد و سپس اقدام به کیفی‌سازی کرد. به طور مثال شما اول یک غزل را می‌سرایید و سپس شروع به چکش کاری در آن می‌کنید. آقای لاریجانی کار توسعه کمی را انجام داد اما ما در آن زمان ارتقای کیفی را هم داشتیم. من باید بگویم در آن زمان، رادیو هیچ مدلی برای ارزشیابی نداشت و ملاک و معیار خاصی مطرح نبود اما از سال 73 به موازات توسعه کمی، بحث توسعه کیفی نیز مطرح شد. توسعه کیفی حرکت در عمق بود. تبدیل کمیات به کیفیات کار ساده‌ای نیست. در حال حاضر ما یک کمیته ارزیابی داریم که وظیفه آن، پیدا کردن تناسب میان عوامل است.

هر شبکه برای خودش کمیته نظارت دارد که کارشناسان در آن به بررسی و تحلیل مسائل آن شبکه می‌پردازند. امسال ما در هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی رادیو، بیش از صد برنامه از سایر کشورها داشتیم. تمامی این‌ها نشان می‌دهد که در سطح کیفی نیز توسعه پیدا کرده‌ایم؛ تا جایی که وقتی از سایر کشورها می‌آیند و برنامه‌هایمان را نگاه می‌کنند، می‌گویند که کار ما بسیار علمی و تخصصی شده است.

نظرتان پیرامون مرکز <تحقیقات و توسعه> چیست؟ آیا این مرکز حتی از نظر نام و عنوان خود مشکل ندارد؟

خجسته: البته اسم این مرکز <پژوهش و توسعه است.> باید بگویم ما وقت زیادی را گذاشتیم تا حوزه نظری و تئوری رادیو را بارور کنیم. برای مثال، شش سال پیش وقتی می‌خواستیم برنامه‌های رادیو را به صورت مدون بنویسیم، چیزی در دست نداشتیم اما الان حداقل سی کتاب در این زمینه وجود دارد که بخشی از آن ترجمه بوده و بخشی دیگر نیز تالیفات بچه‌های رادیو است. ما ماهنامه رادیو را منتشر می‌کنیم که به صورت تخصصی فعالیت کرده و حاوی مقالات علمی بسیاری است.

در حال حاضر شبکه‌های رادیویی در سه حوزه مشغول به فعالیت هستند. برخی همچون شبکه جوان مخاطب محور هستند. بعضی از آنها همچون شبکه فرهنگ، محتوا محور و برخی همچون شبکه پیام، ساختار محور. چرا خط ثابتی درفعالیت این رادیوها وجود ندارد؟

خجسته: به طور حتم نیاز و ضرورتی در این قضیه وجود داشته است. البته این تعاریف در معنای حقیقی‌اش همه یکی است. شما در سیستم کار باید به دنبال مصلحت باشید. منظورم از مصلحت، نیازسنجی عموم مردم و خانواده‌هاست؛ همچون پدری که به دنبال مصلحت فرزندانش است. از سوی دیگر، یک دیدگاه هم وجود دارد که به نیاز مخاطب بر می‌گردد. شما نمی‌توانید هیچ یک از این دو نوع نگاه را رد کنید. در رادیو هم چنین نگاهی وجود دارد. ما از یک سو به دنبال این هستیم که ببینیم چه چیزهایی به مصلحت مردم است و از سوی دیگر به دنبال نیازهای واقعی مردم هستیم.

این دو مسئله ممکن است در مواردی با یکدیگر تناقض پیدا کند. ما باید بتوانیم بین نیاز و مصلحت تعادل قائل شویم که به عقیده من تاکنون در این زمینه موفق بوده‌ایم. برای مثال شبکه فرهنگ بیشتر به مصلحت مخاطب توجه می‌کند اما شبکه جوان بیشتر به دنبال پاسخگویی به نیاز مخاطب است.

ما در رادیو فرهنگ، هر نوع موسیقی را پخش نمی‌کنیم اما ممکن است برای شبکه جوان آنها را پخش کنیم. ما ممکن است برای شبکه گفتگو مناظره داشته باشیم اما در شبکه جوان چنین قضیه‌ای وجود نداشته باشد. این‌ها همگی به آن دو مقوله بر می‌گردد.

آیا فکر نمی‌‌کنید در برخی از شبکه‌ها، بیش از حد بر اساس مصلحت عمل شده است؟ برای مثال می‌‌توان چنین وضعیتی را در مورد رادیو معارف مشاهده کرد.

خجسته: اتفاقا رادیو معارف از آن شبکه‌هایی است که به نیاز مخاطب رسیدگی می‌‌کند. اما به صورت کلی رادیو معارف برای عموم پخش نمی‌‌شود بلکه مخاطب خاص دارد مثل رادیو قرآن. به همین دلیل ما در رادیو معارف بحث‌هایی از سطح عالی تا سطح عادی داریم. این شبکه اتفاقا برای پاسخ به سوالات شرعی و بحث‌های تفسیری قرآن و دین، مخاطب‌سنجی می‌‌کند.

این نکته را هم باید مد نظر داشته باشیم که هر دقیقه نمی‌‌توان به تعادل مصلحت و نیاز فکر کرد. در حال حاضر ما دوازده شبکه داریم اما هنوز هم نمی‌‌توانیم بگوییم که به تمامی نیازها پاسخ داده‌ایم.

یکی از انتقاداتی که همواره به سازمان صدا و سیما وارد بوده، فربه شدن بیش از حد این سازمان از نظر نیروی انسانی است؛ تا جایی که بسیاری از انرژی مسئولان تنها صرف نیروهای سازمان می‌‌شود.

خجسته: اتفاقا ما در اینجا نیروی رسمی کمی داریم. اما تعداد زیادی از نیروها هستند که با ما همکاری داشته و در مورد برنامه‌ها به ما کمک می‌‌کنند.

ولی این تعداد نیرو در مقایسه با نیروهای شبکه BBC قابل مقایسه نیست.

خجسته: شما در مورد BBC و کشوری همچون انگلستان صحبت می‌‌کنید که رشد جمعیت در آن منفی است اما ایران از جمله کشورهایی است که رشد مثبت و بالایی دارد. این نیروها نیازهای زیادی دارند. بنابراین در این سیستم نمی‌‌توان روشی را پیاده کرد که با نیروهای کم، فعالیت داشت؛ چرا که جامعه جوان بوده و این نیروی جوان نیاز به بازار کار دارد. طبیعی است در چنین فضایی همه به دنبال پذیرش نیرو باشند تا در نهایت با انفجار نیروهای جوان بدون کار مواجه نباشیم.

البته BBC هم اینطور نیست. من دو سال پیش جایی خواندم که بخش کاری و اداری BBC آنقدر سنگین شده که می‌‌خواهد عده زیادی را باز خرید کند . بنده خودم سفری داشتم به NSK ژاپن و دیدم که چقدر این رسانه شلوغ است؛ با یک سیستم دولتی با تعداد بسیاری کارمند. باید گفت از آنجا که ما کشوری در حال توسعه هستیم، باید به بهترین نحو ممکن از نیروهایمان استفاده کنیم. الان این بحث مطرح است که رادیو کاملا دیجیتالی شود ولی من مطمئن هستم که هیچگاه چنین اتفاقی نخواهد افتاد؛ چرا که بسیاری از نیروهای موجود در رادیو بیکار خواهند شد.

آیا به رجحان رابطه بر ضابطه در سازمان صدا و سیما اعتقاد دارید؟

خجسته: این مسئله تنها مخصوص صدا و سیما نیست بلکه در مجله شما هم چنین چیزی وجود دارد. ما جامعه ای مبتنی بر نظام خویشاوندی هستیم. در این جامعه اگر شما شغلی داشته باشید و یکی از اقوامتان بخواهد تا در آن مرکز فعالیت کند نمی‌‌توانید چنین درخواستی را رد کنید. این رابطه، رابطه بازی به معنای معمول نیست. من وقتی دبیرستان می‌‌رفتم، مد شده بود که کارت پستال برای دیگران می‌‌فرستادند. من هم به مناسبت سال نو چند کارت پستال گرفته و برای خاله و دایی فرستادم، اما جالب بود که خودم زودتر از کارت پستال به دیدن آنها رفتم. در چنین جامعه‌ای که سبک آن بر پایه خویشاوندی است، چنین کارهایی معنا ندارد و مختص جوامع غربی است که سال‌های سال یکدیگر را نمی‌ بینند و چنین کاری می‌‌تواند خیلی زیبا هم باشد؛ چرا که رابطه خویشاوندی در آن بسیار محدود است.

اما ما در ایران قادر به پیاده کردن چنین سیستمی نیستیم. در کشورمان مفهومی به نام <صله رحم> را داریم که واجب است و بر اساس آن تصمیم گیری می‌‌شود. می‌‌خواهم بگویم ادبیاتی که در ایران وجود دارد، ادبیات خوبی نیست.

نقطه ایده‌آل رادیو چیست؟ شما از وضعیت فعلی‌تان قصد رسیدن به چه وضعیتی را دارید؟

خجسته: ما دو استراتژی اساسی برای خودمان تعریف کرده‌ایم؛ یکی از آنها حفظ مخاطب قبلی و کسب مخاطب جدید است و دیگری به روز کردن مخاطب. به همین دلیل نیز شروع به خانه تکانی در شبکه‌ها کرده‌ایم و تغییرات زیادی را در آن انجام داده‌ایم این تغییرات ممکن است مبتنی بر حذف نیروها، جابه‌جایی نیروها از شبکه‌ای به شبکه‌ دیگر یا دیگر برنامه‌های موجود باشد.

آقای خجسته، شما جامعه‌شناسی خوانده‌اید. تیپ ایده‌آل شما از رادیوی جمهوری اسلامی چیست؟

خجسته: حفظ مخاطب و افزایش آن. اینکه دایره‌ انتظارات و خواسته‌های مخاطب چیست تا آن را برآورده کنیم.

در بحث فرهنگ‌سازی مخاطب، آیا به این مسئله اعتقاد دارید که صدا و سیما بسیار <رو> عمل کرده و قدرت تاثیر گذاری به صورت غیر مستقیم و ریشه‌ای را ندارد؟

خجسته: ببینید مهمترین مشکل رادیو و تلویزیون وسعت مخاطب آنهاست . مطبوعات قادر به گزینش و ارائه مطالب به صورت دلخواه خود هستند اما رادیو و تلویزیون دارای یک پهنه وسیعی هستند که امکان چنین گزینشی را از آنها ربوده است. در حال حاضر مخاطب رادیو و تلویزیون از یک کودک سه ساله تا پیرمرد هشتاد ساله با تحصیلات عالی را شامل می‌‌شود.

از طرف دیگر من می‌‌خواهم ببینم چه کسی گفته است تبلیغات مستقیم بد است. گاهی اوقات تبلیغ مستقیم نیاز است و گاهی تبلیغات غیر مستقیم. مثلا وقتی بوش کنفرانس انتخاباتی دارد، کودکی را بغل کرده و به مدرسه می‌‌رود. اینها همگی تبلیغ مستقیم است. اینکه بگوییم تبلیغ مستقیم بد است، غلط است اما می‌‌توان تحلیل کرد که در این جا کار مستقیم خوب است یا نه؟ جواب می‌‌دهد یا خیر؟ برای مثال در مورد بستن کمربند ایمنی می‌‌بینیم که در فیلم‌های اروپایی یا آمریکایی، وقتی فرد وارد ماشین می‌‌شود، کمربندش را می‌‌بندد. این تبلیغ غیرمستقیم است. اما گاهی اوقات باید مستقیم این کار را انجام داد.

در حال حاضر شتاب و جذابیت به عنوان رمز موفقیت برنامه های رادیو فردا یا بخش فارسی BBC مطرح است. چرا در رادیوی کشورمان این سیستم پیاده نمی‌‌شود؟

خجسته: اگر منظورتان خبر است که ماجرای آن کاملا متفاوت است؛ چرا که در آنجا صرفا مسائل سیاسی مطرح می‌‌شود. شیوه BBC بسیار جالب و آموزنده است. برای مثال یک دادگاه درست می‌‌کند تا ایران را محکوم کند اما در این ماجرا مردم دقت نمی‌‌کنند که BBC، دادستان، متهم، منشی و همه بخش‌های دادگاه را خودش درست کرده و به این برنامه آورده است. بنابراین اینچنین می‌‌شود که برنامه BBC موفق از کار در می‌‌آید و تاثیر گذار. برای مثال خانم<بی‌‌نظیر بوتو> کاندیدای اول در انتخابات پاکستان بود و درمقایسه با دیگر رقبایش احتمال پیروزی بیشتری داشت اما چون با قدرت نظامیان در پاکستان مخالف بود، به مذاق BBC خوش نیامد. به همین دلیل BBC سه شب متوالی در مورد مفاسد ایشان و خانواده‌شان در رادیو صحبت کرد. البته از رقبای ایشان هم قدری می‌‌گفت اما تاکید اصلی‌اش بر روی <بی‌نظیر بوتو> بود. این شد که خانم بوتو در انتخابات پاکستان رای نیاورد. وی پس از انتخابات در مصاحبه ای گفت که BBC رای مرا دزدید. در اینجا BBC تنها حقیقت را بیان کرد اما بسیار بزرگ‌تر از آنچه در واقعیت وجود دارد.

BBC دروغ نگفت اما تنها عیب بوتو را بیان کرده و در قبال دیگر رقبا، موضع سکوت را اتخاذ کرد. درهمین انتخابات ریاست جمهوری، بنده برنامه‌های شبکه‌های فردا، BBC، رادیو آمریکا و چند رادیوی فارسی زبان دیگر را دیده و مستقیم بررسی کردم.

نزدیک به 89 درصد از اخبار و تحلیل‌هایشان ضد انتخابات ایران بود. البته می‌‌توان گفت یکی از دلایل موفقیت این رادیوها، بحث موسیقی آنها باشد وگرنه از نظر خبر بیشتر سیاست مطرح است تا خبررسانی. برای مثال رادیو آزادی زمانی برای مقابله با کمونیست‌ها، هم پایگاه و هم ایدئولوژی آنها را مورد حمله قرار می‌‌داد اما آنها نمی‌‌توانند در ایران به ایدئولوژی اسلام توهین کنند. ممکن است به حسن و حسین ناسزا بگویند اما نمی‌‌توانند به اصل توهین کنند.

باید بگویم در حال حاضر رادیو فردا از مدل رادیو پیام استفاده کرده است که مدل موفقی بود اما یک مقدار بازتر و بیشتر. BBC هم تکنیک‌های خاص خودش را دارد. یادم هست سال 67 و در زمان جنگ رادیو اعلام کرد که گندم ایران به خودکفایی رسیده است.

BBC هم این خبر را بیان کرد اما در قالب دیگری. خبری طرح کرد که ارزش خبری‌اش به صورت کامل از بین برود. BBC گفت: <بنا بر ادعای یک رادیوی دولتی در ایران، گندم ایران خودکفا شد> اگر دقت کنید، می‌‌بینید که کلمات به کار رفته دارای بار منفی است. اینکه گفته می‌‌شود <یک رادیوی دولتی> برای این است که از اعتبار خبر بکاهد. رادیوی ما هم در این سال‌ها پیشرفت زیادی داشته است. آنقدر بعضی شبکه‌ها به صورت حرفه‌ای برنامه تولید می‌کنند که انسان لذت می‌‌برد. شما باید پای شبکه قرآن بنشینید تا واقعا متوجه می‌‌شوید که در چه سطحی برنامه تولید می‌‌شود. بچه‌های ما در رادیو واقعا کار کرده‌اند.

آیا در مقایسه با شبکه‌ای همچون BBC به کمبود نیروهای آکادمیک و تحصیلکرده در رادیو اعتقاد دارید؟

خجسته: بله اما باید توجه داشت BBC در روز تنها دوساعت برنامه برای فارسی زبانان دارد . به بنده هم اگر دو ساعت برنامه بدهند، من عالی کار می‌‌کنم. در صورتی که ما 24 ساعت برنامه تولید می‌‌کنیم.

تا چه حد به تحولات صورت گرفته در رادیو خوش‌بین هستید؟

خجسته: هر وقت رادیوی جدیدی آمده، طرح‌های جدید و جالبی نیز با خود به همراه داشته است. آخرین آن هم رادیو گفتگو است. در واقع می‌‌توان گفت رادیو گفتگو تجمیع کیفی سازی بعضی از شبکههاست. سیاست رادیو این است که هر چند وقت یک بار خانه تکانی انجام دهد؛ یعنی این تحولاتی که گفتم همان سیاست خانه‌تکانی است که دائما در فواصل مشخص صورت می‌‌گیرد تا کیفیت بالا برود. رادیو به خودش اجازه نداده است که همیشه یک مسیر تخت را طی کند. ما سعی کرده‌ایم برنامه‌های خوبی داشته باشیم. حالا چقدر موفق بوده‌ایم، بحث دیگری است اما رادیو طی سال‌های اخیر هیچ‌گاه احساس خمودگی و کسلی نکرده است.

در مورد رادیو گفتگو آیا می‌‌توان شاهد مناظره‌های آزادی همچون تلویزیون بود؟ برای مثال آیا می‌‌توان شاهد مناظره افرادی همچون تاجیک و بادامچیان در کنار یکدیگر بود؟

خجسته: بله، قطعا این‌چنین است. اصلا چیزی که شما می‌‌گویید، یک امر معمولی است. ما گفته‌ایم در چارچوب قانون اساسی، هر کس می‌‌خواهد بیاید و حرفش را بزند. در این راستا ما هیچ محدودیتی را قائل نشده‌ایم. الان بحث‌های موجود در رادیو گفتگو این‌گونه است. حالا آقایان تاجیک و بادامچیان از یک مکتب هستند و تنها تفاوت در رویکرد آنهاست اما ما کسانی را در رادیو گفتگو داریم که نظرات متضادی را بیان می‌‌کنند. به طور مثال در حوزه فمینیستی رویکردهای بسیار متناقضی را در این رادیو جمع کرده‌ایم که از اصل و ریشه با یکدیگر در تناقض هستند.

آیا بسیاری از شبکه‌های رادیویی، برنامه‌های دیگر شبکه را هم‌پوشانی نمی‌‌کنند؟ به طور مثال رادیوی جوان و رادیوی ورزش؟

خجسته: اصلا شما در عالم دو نفر را پیدا نمی‌‌کنید که با یکدیگر هم‌پوشانی نداشته باشند. شبکه جوان مخاطب جوان دارد و به همین دلیل نیز گاهی برنامه ورزشی پخش می‌‌کند. این طور باید بگویم که شبکه جوان یک فروشگاهی است که برای جوان، مقتضیاتش را عرضه می‌‌کند اما شبکه فرهنگ این کار را انجام نمی‌‌دهد؛ چرا که شبکه‌ای است با هدفی تخصصی. شبکه قرآن یا معارف هم همین طور. این‌ها خیلی با یکدیگر فرق دارند.

چرا رادیو ورزش با این همه برنامه، هیچ‌گاه مثل برنامه نود برد نداشته است؟

خجسته: این مسئله به جنس تاثیرگذاری بر مخاطب برمی‌گردد. تلویزیون تاثیرش سیلابی است اما رادیو تاثیرش تدریجی است. رادیو ورزش، رادیویی است که خیلی از صاحبان ورزش آن را گوش می‌‌کنند. ما نباید تاثیر رادیو را با تلویزیون یکی بگیریم. تلویزیون مثل سیل تاثیر می‌‌گذارد و می‌‌رود.

شما خودتان زمانی که شب‌های برره‌ پخش می‌‌شد، چقدر از واژه‌های آنها استفاده می‌‌کردید اما آیا الان واژه‌های آنها را استفاده می‌‌کنید؟ رادیو جنس برنامه‌هایش در مقایسه با تلویزیون متفاوت است و به مرور تاثیر خود را می‌‌گذارد.

در مورد موسیقی در صدا و سیما، آیا به تفکیک مشخصی پیرامون موسیقی و غنا رسیده‌اید؟

خجسته: ببینید مبنای کاری ما در صدا و سیما، فتوای امام است. آن بخش که طبق نظر امام، غناست، کنار گذاشته می‌‌شود و بقیه، مانعی برای پخش ندارد. در حال حاضر کارشناسانی در رسانه‌مان هستند که نظر می‌‌دهند فلان ساز و آهنگ مطرب است. از این گذشته سایر موسیقی‌ها هم ممکن است برای من مانعی نداشته باشد اما برای شما مشکل داشته باشد. این مسئله تنها به خود شما برمی‌گردد. در این بخش تنها اصول اولیه رعایت می‌‌شود.

چرا صدا و سیما از دولت احمدی‌نژاد انتقاد نمی‌‌کند؟ در حالی که ما شاهد انتقادهای سختی از سوی صدا و سیما نسبت به دولت خاتمی بودیم.

خجسته: نه این‌گونه نیست. رادیو در حال حاضر نیز منتقد سخت دولت است. به طور مثال الان بیش از دو سال است که رادیو سراسری یکی از برنامه‌های خود را به نقد دولت اختصاص داده و مسئولان باید در آن پاسخ سوالات مردم را بدهند. این برنامه هم در زمان آقای خاتمی بسیار فعال بوده است و هم در دوران دولت فعلی. یا همین برنامه <روی خط جوانی> که سال‌هاست برنامه‌های سازنده‌ای در این زمینه دارد. البته بخشی از این مسائل به تصور مردم برمی‌گردد. رادیو انتقاداتش از آقای خاتمی در سال‌های سوم و چهارم مطرح شد. این‌ها همه مربوط به رفتار سیاسی است. رادیو از گذشته کارهایش انجام می‌‌شده و امروز هم این فعالیت ادامه دارد.

به عنوان مدیر رادیو جمهوری اسلامی، تا چه حد میان نسل گذشته و نسل امروز برای انتقال دستاوردها فعالیت کرده‌اید؟

خجسته: من احساس می‌‌کنم نسل امروز کاملا با گذشته آشناست؛ گویی تجربه زیستن در آن دوران را دارد. الان نگاه جوانان ما به سال‌های دفاع مقدس به گونه‌ای است که گویی خودشان در آن سال‌ها در جبهه‌ها حاضر بوده‌اند. الان وقتی یک جوان، شعر <محمد نبودی ببینی...> را می‌‌شنود، بی‌‌اختیار ذهنش متوجه جنگ می‌‌شود. این‌ها همگی نشان می‌‌دهد که مبنای معرفتی بخش زیادی از این نسل به خوبی شکل گرفته است.

به عنوان آخرین سوال، نظرتان در مورد خصوصی‌سازی در رسانه چیست؟ خجسته: ببینید رسانه بدون حمایت دولت معنا ندارد. شما خودتان اگر کاغذ و مرکب، دولتی نباشد، نمی‌‌توانید به این راحتی و با این مبلغ نشریه چاپ کنید. شما فکر نکنید که رسانه‌های خصوصی جدا از دولت هستند. به نظر شما چرا شبکه <المنار> یا <سحر> از شبکه فرانسوی <هات میل> حذف شدند. یا شبکه اسرائیل به این راحتی علیه مسلمانان حرف می‌‌زند.

این‌ها همگی نشان می‌‌دهد که بزرگ‌ترین شبکه‌های خصوصی نیز تحت حمایت مراکز دولتی و نهادهای قدرت هستند. اگر راهی برای خصوصی‌سازی در رسانه وجود داشته باشد، این کار خوبی است، وگرنه اصلا چنین چیزی امکان‌پذیر نبوده و همه تحت حمایت صاحبان قدرت هستند.

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:24 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

روس ها درباره مدل مو و لباس نخست وزیر اوکراین چه می گویند
سیاستمداری با کفش های پاشنه بلند
شایعاتی وجود دارد مبنی بر این که این موها ، طبیعی نیستند اما تیموشنکو در پاسخ به سوال خبرنگاری در این مورد گفته است:شوهرم خواسته موهایم را بلند کنم،اما از آنجایی که نمی توانم در کار رسمی و سیاسی با موی باز ظاهر شوم، بهتر است آنها را ببافم.
بازتاب آنلاین - طرز لباس پوشیدن و موهای بافته شده خانم"یولیا تیموشنکو "(به اوکراینی: Юлія Тимошенко) نخست وزیر اوکراین ، توجه خبرگزاری روسی ریانووستی را به خود جلب کرده است.

به گزارش عصرایران به نقل از این خبرگزاری روس ، اولین چیزی که در ظاهر این نخست وزیر جلب نظر می کند و او را از دیگر زنان سیاستمدار متمایز می سازد ، موهای بافته شده اوست که به طرز خاصی دور سرش پیچیده است ، به گونه ای که شایعاتی وجود دارد مبنی بر این که این موها ، طبیعی نیستند اما تیموشنکو در پاسخ به سوال خبرنگاری در ا ین مورد گفته است: شوهرم خواسته موهایم را بلند کنم، اما از آنجایی که نمی توانم در کار رسمی و سیاسی با موی باز ظاهر شوم، بهتر است آنها را ببافم.
او برای اولین بار در سال 2002 با این مدل مو در انظار عمومی ظاهر شد.

لباس های تیموشنکو نیز از موارد مورد علاقه رسانه ها به شمار می رود و این مساله آنقدر جدی است که وی در واکنش به اخبار مختلف منتشره درباره لباس هایش گفته است: می خواهم زیبایی را وارد سیاست کنم.

گفته می شود ، تیموشنکو ، خود طراح لباس است و در کنار کشورداری ، بخشی از وقت خود را به طراحی لباس های خودش می پردازد و سپس طرح هایش را جهت اجرا به "آینا گاسا" طراح معروف لباس می دهد.

او لباس های مارک Louis Vuitton و زینت آلات Chanel را ترجیح می دهد و همیشه کفش پاشنه بلند می پوشد.

با این حال ، ریانووستی می نویسد که برخی منتقدان غربی ، طرز لباس پوشیدن وی را مناسب یک بانوی سیاستمدار نمی دانند و استدلال می کنند که این نوع پوشش ، باعث جلب توجه مردان می شود ؛ این انتقادات وقتی تشدید شد که وی در یک مراسم رسمی ، لباسی بدن نما پوشیده بود!

البته برخی نیز می کوشند نوع لباس پوشیدن وی را به پیام های سیاسی اوکراین مرتبط کنند ، از جمله وقتی در جریان اختلافات گازی ، لباسی سرخابی رنگ پوشید، از سوی رسانه ها به عنوان نماد "صلح گازی" تعیبر شد.

یولیا تیموشنکو ، ۲۷ نوامبر ۱۹۶۰ به دنیا آمده، در سن ۱۹ سالگی ازدواج و در رشته اقتصاد تحصیل کرده است . او اکنون با دختر ۲9 ساله اش اوژنیا وشوهرش در اوکراین زندگی می‌کند.

وی غیر از فعالیت‌های سیاسی، از سرمایه داران بزرگ کشورش در صنعت گاز است .

نشریه Forbes در سال ۲۰۰۵ او را سومین زن قدرتمند جهان پس از کاندولیزا رایس در آمریکا و وویی در چین معرفی کرد.

منبع: عصرایران


مصرف سوخت خودروهاي تجاري به 22 ليتر در هر يكصد كيلومتر كاهش يافت - پنجشنبه دهم بهمن 1387
دولت آمريكا براي ايجاد «تغيير» بايد از ملت ايران عذرخواهي كند - پنجشنبه دهم بهمن 1387
تصویر باورنکردنی خطای چشم - پنجشنبه دهم بهمن 1387
سید محمد خاتمی :ترجیح میدهم که نیآیم/فکر می‌کنم آمدن ما برای کشور هزینه خواهد داشت - پنجشنبه دهم بهمن 1387
هفت و نیم میلیارد هزینه خريد بخشي از آنتن صداوسيما توسط سازمان تامین اجتماعی! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
سایه های فغان و اندوه بر روی کشور خراسان - پنجشنبه دهم بهمن 1387
قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی - پنجشنبه دهم بهمن 1387
دوکتور خلیل وداد - پنجشنبه دهم بهمن 1387
سالهای دشوار، سالهای تاریک - پنجشنبه دهم بهمن 1387
افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 - پنجشنبه دهم بهمن 1387
افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 - پنجشنبه دهم بهمن 1387
برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی - پنجشنبه دهم بهمن 1387
همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه - پنجشنبه دهم بهمن 1387
رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان - پنجشنبه دهم بهمن 1387
" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما " - پنجشنبه دهم بهمن 1387
وجود دو شغله‌ها به‌ سود ورزش است - چهارشنبه نهم بهمن 1387
البرادعي شبکه BBC را بايکوت کرد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
انتقاد از ورود كالاهاي چيني تا خريد كانگورو توسط ميرحسين موسوي - چهارشنبه نهم بهمن 1387
اعتراض دانشجويان به وزارت بهداشت: بينايي مردم را به خطر نيندازيد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
طرح ملي تعويض پلاك موتورسيكلت‌ها - چهارشنبه نهم بهمن 1387
1636 مورد شکايت از پزشکان - چهارشنبه نهم بهمن 1387
وزير آموزش و پرورش: کسري بودجه ذليلم کرد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
پس از توقف مقابل تايلند دايي: از نتيجه تساوي راضي هستم - چهارشنبه نهم بهمن 1387
خروج انحصار تأمين ظرفيت اينترنت کشور از کابل امارات - چهارشنبه نهم بهمن 1387
سرتیتر اخبار روزنامه کسری - چهارشنبه نهم بهمن 1387
هر ماه 10 کتاب در تالار رادیو جوان توسط بازدیدکنندگان نگاشته می شود - چهارشنبه نهم بهمن 1387
پیش بینی عبدی در مورد افزایش تنش میان آمریکا و ایران - چهارشنبه نهم بهمن 1387
کنایه یک نماینده اصلاح طلب به خاتمی - چهارشنبه نهم بهمن 1387
آمریکا کشتی ایرانی را آزاد کرد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
ابراز دوستی سارکوزی نسبت به ایران - چهارشنبه نهم بهمن 1387
تایید طرح پیشنهاد ریاست ستاد کروبی از سوی کرباسچی - چهارشنبه نهم بهمن 1387
وزیر همجنس‌باز در دولت فرانسه - چهارشنبه نهم بهمن 1387
گام هاي لرزان اتصالات در ايران - چهارشنبه نهم بهمن 1387
به من گفتند درخشان پول گرفته تا ببازد اما باور نكردم - چهارشنبه نهم بهمن 1387
رضایت فراوان اماراتی ها از تصاحب اپراتور سوم ایران - چهارشنبه نهم بهمن 1387
اينترنت اكسپلورر 8 يك گام به انتشار نهايي نزديك شد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
ایویچ در پرسپولیس - چهارشنبه نهم بهمن 1387
رسایی:‌ رقابت احمدی‌‌نژاد و هاشمی ادامه دارد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
323 پروژه عمراني روستايي در دهه فجر امسال به بهره برداري مي رسد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
پولدارترین ایرانی کیست؟ - چهارشنبه نهم بهمن 1387
سوال درباره مدرك تحصيلي رحيمي معاون پارلمانی رییس جمهور به وزير علوم ارسال شد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
عباسپور نماینده تهران : سئوال نماينده شهرضا دربار مدرك تحصيلي رحيمي قانوني است - چهارشنبه نهم بهمن 1387
رحيمي: سئوال در مورد مدرك تحصيلي‌ من غيرقانوني است/مگر مشکل همه مملكت مدرك تحصيلی من است؟ - چهارشنبه نهم بهمن 1387
جنجال بر سر مدرک تحصیلی محمد رضا رحیمی معاون پارلمانی رئیس جمهور - چهارشنبه نهم بهمن 1387
آنها که مدعی‌اند هر کس جز احمدی‌نژاد رييس جمهور شود، بيمارند - چهارشنبه نهم بهمن 1387
برنامه نود شب گذشته به رکورد قابل توجهی در دریافت پیامک ها دست یافت - سه شنبه هشتم بهمن 1387
تلويزيون‌هاي " ال ‌سي ‌دي " 13 درصد ارزان شدند - سه شنبه هشتم بهمن 1387
رحيمي: سئوال در مورد مدرك تحصيلي‌ من غيرقانوني است - سه شنبه هشتم بهمن 1387
آغاز جنگ جهاني سوم اينترنتي - سه شنبه هشتم بهمن 1387
دستگيري 5 شكارچي در پارس‌آباد - سه شنبه هشتم بهمن 1387


+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:22 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

براي اولين بار در ايران؛
مصرف سوخت خودروهاي تجاري به 22 ليتر در هر يكصد كيلومتر كاهش يافت
براي اولين بار در كشور، مصرف سوخت خودروهاي تجاري توليدي شركت سايپا ديزل به رقم بسيار پائين 22 ليتر در هر يكصد كيلومتر كاهش يافت
براي اولين بار در كشور، مصرف سوخت خودروهاي تجاري توليدي شركت سايپا ديزل به رقم بسيار پائين 22 ليتر در هر يكصد كيلومتر كاهش يافت.

به گزارش بازتاب آنلاین علي ملك مديرعامل شركت سايپا ديزل با اعلام اين خبر افزود: اين شركت در راستاي تحقق سياست هاي دولت مبني بر كاهش مصرف سوخت، با استفاده از تكنولوژي هاي برتر همزمان با كشورهاي پيشرفته نسبت به توليد خودروهايي با سوخت پائين اقدام نموده و توانست از ابتداي سال جاري با سرعت بخشي به اين امر، مصرف سوخت خودروهاي توليدي سايپا ديزل را به رقم نازل 22 ليتر در يكصد كيلومتر تقليل دهد و از اين لحاظ پيشتاز شركت هاي توليدكننده خودروهاي سنگين در كشور قلمداد مي گردد.

وي در ادامه با اشاره به سياست هاي دولت مبني بر عرضه گازوئيل به خودروهاي حمل و نقل عمومي بر اساس مسافت طي شده، خاطرنشان كرد: استفاده مشتريان خودروهاي سنگين از محصولاتي با مصرف سوخت پائين تر، از هر لحاظ مقرون به صرفه است؛ بطور مثال، مصرف سوخت تركيبي هر كاميون قديمي در 100 كيلومتر 65 تا 70 ليتر است، در حاليكه براي نسل جديد اين رقم به يك سوم كاهش يافته است.

ملك همچنين كاهش فاصله تكنولوژي توليد كاميون در قياس با كشورهاي اروپايي به سه ماه را دستاورد ديگر شركت سايپا ديزل دانست و گفت: اين شركت در همكاري با برندهاي مطرح دنيا نظير: ولوو و رنو در زمينه توليد انواع خودروهاي تجاري توانسته است امسال يازده نوع كاميون و ميني بوس جديد را وارد ناوگان حمل و نقل نمايد.
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:20 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

احمدي‌نژاد:
دولت آمريكا براي ايجاد «تغيير» بايد از ملت ايران عذرخواهي كند
آقاي بوش عادت داشت در امور ديگران دخالت كند و به پاكستان و ايران و سودان و عربستان بگويد اين كار رابكن يا نكن؛ تغيير به اين معناست كه نبايد دخالت كند به آنها چه مربوط است كه در امور ملت‌ها دخالت كنند.
بازتاب آنلاین - احمدي‌نژاد خطاب به اوباما با بيان اينكه ما از تغيير اساسي در سياست‌هاي آمريكا استقبال مي‌كنيم، گفت: كساني كه مي‌خواهند در امريكا تغيير ايجاد كنند، بايد از ملت ايران عذرخواهي كنند و جنايت عليه ملت ايران را جبران كنند.

رئيس‌جمهور در ادامه سخنان خود در اجتماع پرشور مردم كرمانشاه به مسائل جهاني اشاره كرد و گفت: آقاي بوش با يك پرونده بسيار سياه و ننگين و سرشار از جنايت و آدم‌كشي و خيانت به بشريت به زباله‌دان تاريخ پيوست و آخرين برگ پرونده سياه او حمايت از جنايات صهيونيست‌ها در غزه بود و ديديد كه مردم بي‌پناه را با انواع سلاح‌هاي كشتارجمعي و ممنوعه قتل عام كردند و بوش با گستاخي حمايت كرد اما او رفت و انشاءالله به جهنم واصل خواهد شد.

به گزارش فارس وي با اشاره به روي كار آمدن دولت اوباما در آمريكا، افزود: دولت جديدي با شعار "تغيير" آمده و گفته كه مي‌خواهد در سياست‌هاي آمريكا تغيير ايجاد كند؛ اين حرف خوبي است چون سياست‌هاي آقاي بوش، ضد بشري و ضد اخلاقي و نقطه مقابل تعاليم پيامبران خدا بود و سياست‌هاي او كثيف‌ترين سياست‌هايي است كه در 50 سال اخير در دنيا ايجاد شد.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه اصل حرف "تغيير" حرف خوبي است و مي‌خواهم اين مساله مهم را در محضر شما مردم مومن و انقلابي كرمانشاه مطرح كنم، تصريح كرد: مي‌گويند مي‌خواهيم تغيير بدهيم، ممكن است تغيير به 2 صورت اتفاق بيافتد، يكي تغييرجهت پايه‌اي و اصولي است و ديگري تغيير تاكتيكي و تغيير در نوع استفاده از كلمات و حربه‌هاي سياسي است.

وي با بيان اينكه اگر منظور از تغيير، روش دوم باشد، اين به زودي بر ملا مي‌شود و ملت‌ها در برابر آن موضع‌گيري مي‌كنند، ادامه داد: يكي از مهم‌ترين اشكالات آقاي بوش و همدستانش نوع نگاه جامعه بشري بود؛ آنها دنبال سلطه و برتري بر ديگران بودند و وقتي مي‌خواستند با مردم حرف بزنند، از موضع غرور و طلبكاري حرف مي‌زدند؛ اگر قرار است اين سياست عوض شود، ديگر نبايد دولت آمريكا دنبال سلطه‌جويي باشد و با لحن بي‌ادبانه با ملت‌ها صحبت كند؛ تغيير واقعي اين است كه لحن صحبت كردن با ملت‌ها بايد از در احترام و تواضع باشد والا اگر با همان غرور و فقط با كلمات جديد صحبت كنند، تغييري اتفاق نيافتاده است.

احمدي‌نژاد اظهار داشت: اشتباه ديگر، حضور نظامي در كشورهاي ديگر بود، آنها از ژاپن تا آمريكاي جنوبي و تا قلب اروپا حضور نظامي دارند؛ چرا بايد آنها در تمام دنيا نيروي نظامي داشته باشند؟ هر جا كه جنگي اتفاق مي‌افتد يا ناشي از دخالت و يا ناشي از حضور نظامي آمريكاست؛ اگر مي‌خواهند سياست را عوض كنند، بايد نيروهاي خود را به مرزهاي خودشان ببرند؛ كسي از آنها تقاضا نكرده لشكركشي كنند. در حادثه 11 سپتامبر هيچ چيز معلوم نشد كه چگونه بود و مثل هولوكاست نگذاشتند حقيقت ماجرا بررسي شود و به بهانه 11 سپتامبر به عراق و افغانستان حمله كردند و ميليون‌ها انسان را كشته و آواره كردند؛ اگر به دنبال تغيير سياست هستيد بايد بگذاريد معلوم شود علت و عامل 11 سپتامبر چه بوده است.

وي خطاب به دولت آمريكا افزود: در افغانستان توليد مواد مخدر زير سايه سرنيزه شما چند برابر شد؛ شما اگر مي‌خواهيد تغيير سياست بدهيد بايد جلوي توليد مواد مخدر را بگيريد و به دولت افغانستان اختيار بدهيد.

رئيس جمهوري اسلامي ايران ادامه داد: آقاي بوش عادت داشت در امور ديگران دخالت كند و به پاكستان و ايران و سودان و عربستان بگويد اين كار رابكن يا نكن؛ تغيير به اين معناست كه نبايد دخالت كند به آنها چه مربوط است كه در امور ملت‌ها دخالت كنند.
وي تصريح كرد: آقاي بوش بدون قيد و شرط از صهيونيست‌هاي جنايتكار حمايت مي‌كرد و عده‌اي را از نقاط مختلف دنيا جمع كردند و به جان ملت‌ فلسطين انداختند كه فقط ترور و جنايت مي‌كنند، بوش حقي براي ملت فلسطين قائل نبود؛ تغيير سياست يعني اينكه دست از صهيونيست‌هاي كودك‌كش، بي‌فرهنگ و جنايتكار دست برداريد و اجازه بدهيد خود ملت فلسطين براي خودش تصميم بگيرد.

احمدي‌نژاد ادامه داد: آقاي بوش مردم آمريكا را تحقير كرد و تلفن‌هايشان را شنود كرد و بدون توجه به نظر آنها، هر كاري خواست انجام داد؛ اگر مي‌گوييد تغيير سياست، يعني فشارها را از روي مردم آمريكا برداريد و اجازه بدهيد مردم آمريكا سرنوشت خودشان را با آزادي تعيين كنند.

وي با اشاره به اقدامات دولتهاي مختلف آمريكا عليه ملت ايران، گفت: بيش از 60 سال است كه دولت‌هاي پي در پي آمريكا در نقطه مقابل ملت ايران هستند؛ در سال 1332 با كودتا دولت ملي ايران را ساقط كردند و يك دولت دست نشانده روي كار آوردند، نفت و ثروت ما را بردند و فرهنگ ما را زائل كردند و در عوض به ما يك نيروي اهريمني به نام ساواك دادند كه مردم و بزرگان ما را زنداني و شكنجه‌ مي‌كردند و مورد حمايت آمريكا بودند؛ آنها 25 سال فقر، فلاكت و بيسوادي را بر ملت ما تحميل كردند، در 15 خرداد42، 15هزار نفر از ملت ايران را كشتند و آمريكا از اين استبداد حمايت كرد و در مقابل انقلاب آزادي خواه و استقلال خواه ملت ايران ايستادند.

احمدي نژاد تصريح كرد: از روز پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون هم آنها در مقابل ملت ايران ايستادند؛ سفارت را جاسوسخانه كردند، طراحي كودتا كردند، به طبس حمله كردند، از تروريست‌ها حمايت كردند، صدام را در جنگ عليه ملت ما حمايت كردند و همين كرمانشاه قهرمان صدها بار بمباران شد و حتي از بمباران شيميايي حمايت كردند و به ملت ما توهين كردند، هواپيماي مسافربري ما را سرنگون كردند و صدها جنايت عليه ملت ايران انجام دادند و حتي در موضوع هسته‌اي با گستاخي در برابر ملت ايران ايستادند و كساني كه خودشان بمب اتم دارند، ابراز نگراني كردند.
وي خطاب به اوباما تاكيد كرد: كساني كه مي‌خواهند در امريكا تغيير ايجاد كنند، بايد از ملت ايران عذرخواهي كنند و جنايت عليه ملت ايران را جبران كنند.
احمدي نژاد خاطرنشان كرد: ما از تغيير استقبال مي‌كنيم به شرط آنكه بنيادين و در مسير درست باشد و الا دنيا بداند اگر كسي با ادبيات، روحيه و تجاوز طلبي آقاي بوش، حتي با كلمات جديد بخواهد با ملت ايران صحبت كند، پاسخ ملت ايران همان است كه سالها گفته است.
در اين لحظه مردم كرمانشاه سخنان رئيس جمهور را با فرياد مرگ بر آمريكا مورد تاييد قرار دادند.
رئيس‌جمهور تاكيد كرد: گفته‌اند درباره ايران مشغول تنظيم برنامه‌ها هستند و ما هم صبر مي‌كنيم و حرفها را به دقت گوش مي‌دهيم و عملكردها را با دقت بررسي مي‌كنيم و اگر به طور اساسي تغييري اتفاق بيافتد از آن استقبال خواهيم كرد.


+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:19 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

تصویر باورنکردنی خطای چشم

5 ثانیه به این شکل خیره بشین. اگر هیجان نگرفتی میبینین که کمانها به تدریج از بین میرن و دوباره به عنوان قطعه ای از یک کمان دیگه شکل می گیرن


+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:19 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


رییس جمهور سابق کشورمان گفت: « اگر بنده نیایم و این وضع ادامه پیدا کند؛ بار سنگین آن را بنده باید بکشم، ولی از آن طرف دیگر هم باید دید آیا اینکه بنده بیایم و هزینه مملکت افزایش یابد درست است؟ بنابراین هر دو طرف قضیه مشکل است والا تصمیم گیری بسیار راحت بود. »
رییس جمهور سابق کشورمان گفت: « اگر بنده نیایم و این وضع ادامه پیدا کند؛ بار سنگین آن را بنده باید بکشم، ولی از آن طرف دیگر هم باید دید آیا اینکه بنده بیایم و هزینه مملکت افزایش یابد درست است؟ بنابراین هر دو طرف قضیه مشکل است والا تصمیم گیری بسیار راحت بود. »
به گزارش بازتاب آنلاین ؛وی در دیدار با مدیر مسئول و اعضای هیات تحریریه روزنامه دنیای اقتصاد گفت:«خیلی خوشحالم که ما شاهد یک روزنامه متین،سنگین و تاثیر گذار در جامعه هستیم.»

وی ادامه داد:«همیشه آرزوی ما این بود رسانه ها ی مستقل به عنوان نهادهای مدنی نقش عمده ای در تاثیر گذاری در نهاد مدنی که رابطه ای میان قدرت متمرکز و جامعه است، داشته باشند و نقش موثری را در آگاهی دادن به مردم و بالا بردن رشد فکری و تبدیل خواستها و نیازهای واقعی و آوردن آنها به سطح خودآگاه و پشتوانه آگاهی ایفا کنند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین، رساندن آنچه در جامعه می گذرد به کسانیکه در قدرت هستند و داشتن نگاه نقادانه و نه تجلیل و تملق را از دیگر خصوصیات رسانه هایی دانست که او همواره آرزوی دیدن آنها را داشته است.

وی افزود:«یکی از کمبودهایی که برای گذار از دوران گذشته به دورانی که نوعی مردم سالاری بر آن حاکم باشد احساس می شود، احساسی بودن قضیه و کم تحمل بودن حکومت ها در برابر رسانه هایی است که هم بیان کننده حرف مردم هستند و به مردم آگاهی می دهند و هم نقد می کنند بوده است.»

خاتمی تصریح کرد:«حکومت‌ها گاهی به صورت توقیف رسانه و گاهی با ایجاد فضای نا امن برای آن نمی گذارند، نقش مستقل و آزاد را ایفا کنند و خود به خود رسانه دچار خودسانسوری می شود.»

وی همچنین گفت:«همیشه آرزو داشته‌ام شاهد رسانه های زنده، مستقل و درعین حال دارای احساس مسئولیت یعنی با اندیشیدن به منافع،تمامیت کشور و ارزشهایی که در جامعه حاکم است باشم. رسانه هایی که به نقش آگاهی بخشی خودشان یعنی رساندن آنچه در جامعه می گذرد به مسئولان عمل کنند و هم نقد قدرت حکومت که مهترین رمز و راز وعاملی است که از انحراف و سقوط و لغزیدن جامعه به ورطه خودکامگی جلوگیری می کند، بپردازند.»

رئیس بنیاد باران تاکید کرد که به درستی رکن چهارم مشروطه را مطبوعات گفته اند.

وی روزنامه دنیای اقتصاد را روزنامه ای فعال و موثر دانست و گفت:«این روزنامه از جمله می خواهد به حوزه اقتصاد که اثر ملموسی در جامعه دارد بپردازد.روزنامه شما با حسن نیت و تلاش و استقلالی که دارد و با احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور و ارزشها تلاش کرده که نقش خود را داشته باشد و انشالله در ادامه نیز خواهد داشت.»

سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش، اقتصاد را امر انتزاعی و بدون رابطه با امور دیگر ندانست و افزود:«نمی توانیم در مورد اقتصاد، بدون توجه به فرهنگ و سیاست صحبت کنیم.اقتصاد به نحوی همه وجوه و حوزه های زندگی اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها یادآور شد:«ما در وضعیتی هستیم که اگر به گذشته خود و آنچه در حال حاضر در کشور، منطقه و دنیا و آنچه به لحاظ فکری پیرامون ما جریان دارد نگاه و آگاهی نداشته باشیم، نمی توانیم تصمیم درستی در باره خودمان بگیریم.»

خاتمی با اشاره به اینکه کشورمان استبداد زده است و بیش از یکصد سال است که خواستار آزادی،مردم سالاری و پیشرفت بوده ایم؛ ادامه داد:«در دنیایی هستیم که با این خصلت و خواست به سر می بریم و وقتی می خواستیم خواستها را تبیین و یا برای آنها برنامه ریزی کنیم با دیدگاهها و اندیشه های مختلفی روبرو بوده ایم.»

رئیس بنیاد باران، تصریح کرد:«غلبه تمدن غرب بر واقعیت دنیا، هم به لحاظ فکری،اخلاقی و ارزشی و هم به لحاظ واقعی در عرصه اقتصاد، تکنولوژِی و مدیریت در جامعه وجود داشته است، در مقابل آن هم عکس العمل‌های متعدد و متفاوتی وجود داشته است.در تفکر اقتصادی سیاسی غرب پرسش‌های زیادی وجود داشت البته شاهد حرکت های مختلف نیز بوده ایم.»

خاتمی با تاکید بر اینکه «در جوامعی مثل ما حالت شیدایی و نفرت نسبت به غرب وجود داشته است»، اظهار داشت:«متاسفانه در عرصه اجتماعی و اقتصادی دچارچپ زدگی بوده ایم ؛در حالیکه اندیشه و مرام چپ هم از غرب آمده است.»

وی یادآور شد:«در موقعی که انقلاب عظیم ما رخ داد به دلیل اینکه مردمی بود و به رهبری ممتاز امام خمینی شکل گرفت، دنیا را تکان داد به لحاظ بحران‌هایی که در غرب وجود داشت و هم وضعیتی که ما داشته ایم در امر ساختن جامعه دچار مشکل بودیم و هنوز هم هستیم.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «ما باید با معیارهای فرهنگی و اسلامی و دینی شرایط اقتصادی خودمان را تعریف کنیم و به جمع بندی برسیم»، افزود:«نباید در دموکراسی و مردم سالاری تردید کنیم.مردم سالاری خواست غالبی است که بر وجدان بشر در شرق و غرب حاکم بوده و بشر به این نتیجه رسیده است کم هزینه ترین و پر فایده ترین شیوه اداره کشور مردم سالاری است.»

وی افزود:«افتخار می کنیم الگویی که انقلاب اسلامی و امام(ره) عرضه کرد جمهوری اسلامی بود.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«ما در عرصه اقتصاد هم پیشرفت می خواهیم و هم عدالت و اگر می خواهیم مسیر مطمئن و آینده بهتر داشته باشیم باید راهبرد و راهکارها را دقیق و علمی و با واقع نگری تبیین کنیم..»

وی ادامه داد:«ما باید راهکاری برای واقعیات زندگی ایجاد کنیم و فضا را برای بحث ونقد باز بگذاریم تا بلاخره به گفتمانی برسیم که هم عملی و هم منطبق با شرایط تاریخی و فرهنگی ما باشد و باید به این گفتمان برسیم و اگربه آن نرسیم نمی دانیم کیستیم.البته از نظر من ماهیت و ابعاد این گفتمان مشخص است و در جامعه هم زمینه های گسترده ای دارد و همه تلاش روشنفکران مومن خیرخواه باید برای بسط و تثبیت این گفتمان باشد.کار مهمی که معتقدم اصلاح طلبی اصیل متفکل آن بوده و انشالله خواهد بود.»

خاتمی در ادامه به انتخاب خود در سال 76 اشاره کرد و گفت:« در آن مقطع آنچه دغدغه آن را داشتم، این بود که اگر بخواهیم جامعه به جلو حرکت کند باید از آزادی های اساسی دفاع کرد و علم را را جدی گرفت و نیز طبعا عدالت هم در جامعه مهم است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«ما نمی توانیم فقر و فساد و تبعیض را تحمل کنیم.اگر نتوانیم روش درستی برای اقتصاد داشته باشیم که بتوانیم ساز و کارهای اقتصادی درست را در جامعه تشخیص دهیم هیچ وقت به عدالت نخواهیم رسید و عدالت توزیع فقر خواهد بود.»

وی با تاکید بر اینکه«اگر عدالت را عدالت توزیعی و صدقه ای دانستیم این ضد عدالت است»، اظهار داشت:«باید کاری کرد که فقر نباشد،برخورداری مردم و توزیع عادلانه باشد که اینها مستلزم ثروتمند بودن و شدن جامعه است.»

خاتمی عدالت را وسیع تر از آنی دانست که اکنون به آن پرداخته می شود و در مورد آن صحبت می شود دانست و گفت:«اگر انسان حق حاکمیت بر سرنوشت دارد که در اصل 56 قانون اساسی ما آمده و در دنیا نیز آزادی حق انتخاب،حق برآمدن حکومت از متن مردم و حق مسئولیت حکومت در مقابل مردم و حق انتقاد از حکومت پذیرفته شده است؛دفاع از این حق مهم از بارزترین مصادیق عدل و عدالت خواهی است.»

وی ادامه داد:«من از عدل، دموکراسی و آزادی هم در می آورم.البته اقتصاد هم بسیار مهم است ونیز تاکید می کنم که در جامعه مدنی، کدام بخش قوی ترو محکم تر از بخش خصوصی به عنوان نهاد مدنی است؟بنابراین باید بخش خصوصی را تقویت کنیم.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«باید امکان داد بخش خصوصی بتواند ایجاد تولید،ظرفیت و اشتغال بکند.طبعا مالیات هم باید بدهد و از آن برای اداره کشور و مدیریت و ارتقاء زندگی جامعه مصرف شود.»

خاتمی به ایجاد حساب ذخیره ارزی در دولت اصلاحات اشاره کرد و گفت:«علاوه بر این وجوه ارائه شده برای تقویت بخش خصوصی در جهت سرمایه گذاری بود، معافیت مالیاتی را برای سرمایه گذاری در نقاط محروم گذاشتیم و ده‌ها کار دیگر که اینها یعنی کمک به فقر زدایی و ایجاد عدالت در جامعه؛در عین تلاش برای نیرومند شدن اقتصاد و تولید کشور.»

رئیس جمهور سابق کشورمان از سند 20 ساله چشم انداز به عنوان نقشه راه و نقطه مشترک یادکرد و اظهار داشت:« باید پرسید آیا ما واقعا در آن مسیر حرکت کرده ایم؟معتقدم اگر با این در آمد بالای نفتی تدبیر در مسئولان وجود داشت می توانستیم فاصله 20 ساله را به 10 سال کاهش دهیم.یعنی بعد از 10 سال برترین قدرت در منطقه باشیم.»

سید محمد خاتمی در ادامه ترجیح خود را کار کردن در دو عرصه فکری و فرهنگی داخلی وبین المللی عنوان کرد و افزود:«کار کردن در عرصه فکری و فرهنگی داخلی برای تقویت به بینش دینی واجتماعی و تربیت انسانی که بتواند در جامعه مردم سالار سازگار با دین زندگی کند کار فرهنگی گسترده ای می طلبد و از سوی دیگر علاقه دارم در عرصه بین المللی هم که با امکانات اندک در مقابل دو جریان خطرناک اسلام فوبیا و اسلام تروریسم و خشونت گرایی که به نام اسلام مطرح می شود؛فعالیت کنم»

وی با طرح این سئوال که «چگونه انسان مسلمان می تواند با غرب گفتگو کند؟»، اظهار داشت:«معتقدم گفتگوی تمدنها می تواند در این زمینه ها کار کند.»

خاتمی با اشاره به وضعیت حاکم بر کشور گفت:«وضعیت کنونی درست نیست و به نفع کشور، به نفع اقتصاد، سیاست و اسلام ورهبری نیست.معتقدم باید حرکتی برای حفظ جایگاه رهبری در کشورو نیز بهبوداوضاع صورت بگیرد.ما نسبت به اسلام، نظام و رهبری مسئولیم.»

رئیس دولت اصلاحات، ادامه داد:«معتقدم جامعه ما عوض شدن وضع ناگواراقتصادی؛ارتقاء حیثیت و جایگاه ایران در عرصه جهانی و رفع فشارها و تهدیدها را می خواهد که البته تحقق این خواستها چند سال به طول می انجامد وتحقق این امر تحمل مردم و عدم کارشکنی تشکیلات کنونی را می طلبد.»

خاتمی به این گفته خود که « یا من می آیم یا مهندس موسوی»، اشاره کرد و گفت:«دلیل بیان این موضوع این بود که احساس کردم ایشان احساس خطر کرده اند.مهندس موسوی انسان نجیب،شریف،باتدبیر،باظرفیت و اهل کار جمعی است.»

وی ادامه داد:«اگر نخواهم بیایم مهندس موسوی، بیشترین ظرفیت برای کسب آرای مردم را دارد.در انتخابات آینده نباید ریسک کرد وفقط شرکت کنیم بلکه باید شانس پیروزی هم وجود داشته باشد چون احتمال عقلایی برای موفقیت درانتخابات محور اصلی ماست.»

رئیس جمهور سابق کشورمان بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که «ترجیح من این است که نیایم» و افزود:« فکر می کنم آمدن ما برای کشور هزینه خواهد داشت ولی انشالله تکلیف طی روزهای آینده مشخص خواهد شد.»

وی در پایان در پاسخ به این پرسش که در صورت عدم حضور در انتخابات قضاوت تاریخ و آیندگان را چگونه توجیه خواهد کرد؟گفت:«اگر بنده نیایم و این وضع ادامه پیدا کند، بار سنگین آن را بنده باید بکشم، ولی از آن طرف دیگر هم باید دید آیا اینکه بنده بیایم و هزینه مملکت افزایش یابد درست است؟ بنابراین هر دو طرف قضیه مشکل است والا تصمیم گیری بسیار راحت بود.»

سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:« اگر بنده نیایم و روند فعلی ادامه پیدا نکند برد بزرگی است ولو اینکه ما در مرحله ایجاب به همه ایده آل های خود نرسیم ولی مملکت وضع بهتری پیداکند.»

پولدارترین ایرانی کیست؟ - چهارشنبه نهم بهمن 1387
سوال درباره مدرك تحصيلي رحيمي معاون پارلمانی رییس جمهور به وزير علوم ارسال شد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
عباسپور نماینده تهران : سئوال نماينده شهرضا دربار مدرك تحصيلي رحيمي قانوني است - چهارشنبه نهم بهمن 1387
رحيمي: سئوال در مورد مدرك تحصيلي‌ من غيرقانوني است/مگر مشکل همه مملكت مدرك تحصيلی من است؟ - چهارشنبه نهم بهمن 1387
جنجال بر سر مدرک تحصیلی محمد رضا رحیمی معاون پارلمانی رئیس جمهور - چهارشنبه نهم بهمن 1387
آنها که مدعی‌اند هر کس جز احمدی‌نژاد رييس جمهور شود، بيمارند - چهارشنبه نهم بهمن 1387
برنامه نود شب گذشته به رکورد قابل توجهی در دریافت پیامک ها دست یافت - سه شنبه هشتم بهمن 1387
تلويزيون‌هاي " ال ‌سي ‌دي " 13 درصد ارزان شدند - سه شنبه هشتم بهمن 1387
رحيمي: سئوال در مورد مدرك تحصيلي‌ من غيرقانوني است - سه شنبه هشتم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:10 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


دو میلیارد و 500 میلیون ریال هزینه شرکت برخی از کارمندان سازمان تامین اجتماعی در مسابقه 101 شبکه سوم سیما و پنج میلیارد ریال هزینه پخش برنامه هاي سازمان از رادیو شده است، سازماني كه امانت دار سرمايه حدود نيمي از مردم ايران است تا از اين طريق رفاه آنان را تامين كند!
دو میلیارد و 500 میلیون ریال هزینه شرکت برخی از کارمندان سازمان تامین اجتماعی در مسابقه 101 شبکه سوم سیما و پنج میلیارد ریال هزینه پخش برنامه هاي سازمان از رادیو شده است، سازماني كه امانت دار سرمايه حدود نيمي از مردم ايران است تا از اين طريق رفاه آنان را تامين كند!

در حالی که مسئولین سازمان تامین اجتماعی در پاسخ به سوالاتی که اخیرا در خصوص چرایی عدم افزایش حقوق بازنشستگان مطرح می شود، یا مشکلات نرم افزاری را مطرح می کنند و یا از بدهی دولت به سازمان صحبت می کنند، بر اساس اسنادی که به دست خبرنگار «آینده» رسیده، مشخص شد که این سازمان در مدت کمتر از یک ماه دو قرارداد را با صدا و سیمای جمهوری اسلامی جهت تهیه رپورتاژ و حضور کارمندان تامین اجتماعی در مسابقات تلوزیونی به امضا رسانده است.

قرارداد اول بین شبکه سوم سیما و موسسه فرهنگی هنری آتیه با شماره 9940005702 در تاریخ 21 دی ماه سال جاری به ارزش 250 میلیون تومان به امضا رسیده و قرار داد دوم بین شرکت تعاونی خانه رادیو و سازمان تامین اجتماعی به ارزش 500 میلیون تومان در جلسه هیات مدیره در تاریخ 30 آذرماه به تصویب رسیده است.

پیش از این اول بهمن ماه سال جاری حسنعلی ضیائی، مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی در یکی از همین برنامه ها که در رادیو پرسمان برگزار شده بود، در پاسخ به خبرنگار آینده در مورد علت چاپ روزنامه خورشید گفته بود: همه سازمان ها بودجه تبلیغاتی دارند و سازمان تامین اجتماعی هم به خود حق می دهد که تریبون تبلیغاتی داشته باشد. او در ادامه یادآور شده بود که بودجه تبلیغاتی این سازمان نسبت به سایر سازمان ها بسیار محدود است.آینده نیوز

آغاز جنگ جهاني سوم اينترنتي - سه شنبه هشتم بهمن 1387
دستگيري 5 شكارچي در پارس‌آباد - سه شنبه هشتم بهمن 1387
بهره‌برداري از كشتي مسافري ميرزاكوچك با امكانات هتل چهار ستاره - سه شنبه هشتم بهمن 1387
محروميت رانندگان مسافربر متخلف افزايش يافت - سه شنبه هشتم بهمن 1387
انتظار داشتيم رئيس جمهور گزارش قانون برنامه را به نمايندگان ارائه دهد - سه شنبه هشتم بهمن 1387
مشاور مطبوعاتي استاندار چهارمحال و بختياري منصوب شد - سه شنبه هشتم بهمن 1387
سوء استفاده از پژوهش ديگران توسط هيئت علمي دانشگاه تخلف محسوب شد - سه شنبه هشتم بهمن 1387
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:9 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

پریسا آغداشلو :
این روزها دوباره بحث تغییر نام افغانستان به خراسان در بین محافل سیاسی این کشور بالا گرفته است . اندیشه تغییر نام افغانستان ریشه ای قدیمی دارد و شاید از همان آغاز گسترش این نام در باور هیچکس نمی گنجید که تاسالها بعد این نام باقی بماند . هم اکنون با توجه به اقوام بزرگ دیگر در افغانستان ،این نام بیشتر به زیر علامت سئوال رفته است
عدم بروز اعتراض مردم این کشور نسبت به نام سرزمین خود بخاطر نبود فضای دموکراتیک در این کشور بوده است .
در طی چند سال گذشته جنگ بر سر تغییر نام افغانستان به خراسان محدود به مراکز آکادمیک و نشریات تخصصی بود اما امروز این دعواها پا به عرصه سیاست گذارده و ابعاد جدیدی یافته است .
با نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان از حالا می توان تنش ها را بیشتر حس کرد.
طرفداران تغییر نام افغانستان ، حتی به دبیرکل سازمان ملل متحد هم نامه نوشته و کمک خواسته اند . از طرفی پشتون ها هم بیکار ننشسته اند و مستقیما شاه بیت بزرگان تاجیک از جمله احمد شاه مسعود فقید و همچنین برهان الدین ربانی را مورد حمله خویش قرار داده اند .
طرح نهایی تغییر نام افغانستان به خراسان توسط آقای بصیر کامجو به مجامع مختلف این کشور ارایه شده است که بجز پشتونها بقیه اقوام این کشور از آن حمایت کرده اند .
سردمداران پشتونها که توان ایستادگی در مقابل نام قدیمی و باشکوه خراسان را ندارند از هم اکنون دست به ترور شخصیتی بزرگان خراسان زده اند و در یکی از اقدامات خود به معتبرترین شخصیت خراسانی حال حاضر ایران تاخته اند !
علی احمد قندهاری از پشتون های تندرو می گوید : احمدشاه یک جنایتکار و خائن بود و جماعت در پرده نشین ارد بزرگ هم فکر می کنند قوم افغان بر می گردد به دونیم صدسال پیش و استانی از ایران می گردند .
شاید دلیل آنکه ارد بزرگ در چنین مقطع زمانی مورد حمله واقع می شود رابطه دوستی او با احمد شاه مسعود و همچنین قوم تاجیک باشد .
اگر نگاهی دقیق به حاکمیت افغانستان در طی این دویست ساله بیفکنیم متوجه می شویم در تمام این دوران ، حاکمیت در دست اقلیت پشتون بوده است و لذا اقوام دیگر این کشور برای اعاده حیثت خود و خارج شدن از زیر سیطره پشتونها که این روزها هر کاری می کنند تا زبان فارسی را در افغانستان نابود کنند در حال دفاع از نام زیبای خراسان هستند تا بتوانند سیطره وحشتناک قبایل پشتون را کاهش دهند .
بر کسی پوشیده نیست که پشتونها قبایل توسعه نیافته ایی هستند که شدیدا تحت نفوذ مذهبیون و فرقه هایی قرار دارند که از سوی عربستان و امارات حمایت می شوند .
جنگ های طالبان با نیروهای ناتو در این منطقه امکان بازسازی و ترمیم خرابیها را از طرف دولت و نهاد های بین المللی گرفته است .
با این وصف حوزه نفوذ پشتونها در دستگاههای دولتی مافق تصور است قبایل دیگر بر این باورند که تا وقتی نفوذ پشتونها در حاکمیت وجود دارد امکان رشد افغانستان فراهم نیست .
مقالات بسیاری در طی هفته های اخیر نگاشته شده و همه به پشتونها در مورد تجزیه افغانستان هشدار می دهند .
آنها معتقدند بهترین را برای خلاص شدن از فرهنگ بدوی پشتونها ، تجزیه افغانستان است . که انجام آن هم چندان دور از ذهن نیست . جامعه بین المللی اگر نتواند پشتونها را به نظم درست اجتماعی باز گرداند مسلما به
گزینه تجزیه افغانستان توجه خواهد کرد چرا که سوار شدن دوباره پشتونها بر کشوری به این بزرگی امکاناتی دو چندان را در اختیار آنها قرار خواهد داد . پس همان بهتر که معدود سرزمین های پشتون نشین را به خود آنها واگذارند تا بدین شکل مستقیما با یک کشور کوچک قومی رو در رو باشند .
شرایط موجود در پاکستان هم این خواست را تشدید کرده است .
بهر شکل افغانستان دو راه بیشتر در پیش رو ندارد :
۱- تقسیم قدرت و فدرالیزم
۲- تجزیه


منبع : parisaaghdashloo.bloghaa.com


برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی - پنجشنبه دهم بهمن 1387

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه - پنجشنبه دهم بهمن 1387

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان - پنجشنبه دهم بهمن 1387

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما " - پنجشنبه دهم بهمن 1387

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران - سه شنبه هشتم بهمن 1387

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان - جمعه بیست و هفتم

قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی - پنجشنبه دهم بهمن 1387

دوکتور خلیل وداد - پنجشنبه دهم بهمن 1387

سالهای دشوار، سالهای تاریک - پنجشنبه دهم بهمن 1387

دی 1387نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان - یکشنبه ششم بهمن

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 - پنجشنبه دهم بهمن 1387

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 - پنجشنبه دهم بهمن 1387



+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 8:3 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

تهیه ونگارش: ضیا بهاری

 

 

قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی

 

ازلابلای ورق پاره های سرگردان که، تاهنوز درحصـــار شبستان سیاه عصرما زندانی اند و اقبال چاپ نیافته اند

«در کوره راه زنده گی با مشعل مغشوش جهان بینی های سطحی، یکه وتنها رفتن خود را بدام تزویر رهزنان « عقل و دانش» انداختن است که حکم خود کشی را دارد.»

خواننده گان گرانقدر و دانشمندان سترگ!

با درود و محبت به همه شما.

هرچند من خویشتن را دارای صلاحیتی نمی دانم که با این قلم ناتوان در وصف کارکرد ها وکارنامه های شخصیت های سیاسی وفرهنگی کشور وبویژه در خصوص شخصیت فرهخته روانشاد محمد طاهر بدخشی چیزهای بنویسم و یا راجع به آثار ویادداشت های آن شهید اکبر فکر واندیشه ام را خدمت شما بزرگان ارایه بدارم؛ اما انگیزه ای که من به تهیه ونگارش این معروضه میپردازم عبارت است، تسلسلی از اسباب،عوامل وپیوند های که من ناگزیرم نظربه این دلایل، دست به اقدام چنین امری بزنم:

اول ـ از یک طرف بدلیل بروز گفتگوها، رازها و پندار های آشکار وپنهان که به گونه ای در کوچه ها و پس کوچه های آشفته بازارسیاست گاه گاهی زمزمه شده و در گوش ها تنین انداز است، که شنیدن بعضی از این حرف ها روح وروان وقلب وضمیرهر انسان بادرک و رسالتمند ووطندوست را می آزارد، وهم از طرف دیگرازمدت بیست سال بدین سو بخصوص در این سال های که ما نیز از برکت پیشرفت علم وتکنالوژی بشر به کمپیوترو انتیرنیت دسترسی پیدا کردیم به پرسش ها سوالات وجستجو های از آدرسهای روشنفکران، سیاستمداران و پژوشگران داخلی وحتا شرق شناسان خارجی مواجه شده ایم که در مورد نشر و چاپ رساله ها ونوشته های بجا مانده از زنده یاد محمد طاهربدخشی بوسیله نامه های الکترونیکی ویا تیلفون وصحبت های زنده ازما جویان اند. در اینجا سخن برسر سرنوشت ورقپاره ها ویادداشت های مخملین وابریشمین است که درلوح تاریخ آزاده گان با سر انگشتان توانای آن اسطوره زمان با حروف طلایی وزرین حک شده است که متأسفانه تا هنوز در حصار شبستان سیاه عصرما زندانی اند. این نیازبزرگ ما را وامیدارد تا برای نجات این پرنده های اسیر از حصار شب، خود را مسؤلانه مکلف بسازیم.

دوـ به خاطر اطلاع دقیق من وبعضی از دوستان از موجودیت بخشی از این آثار.

با دریغ و درد خدمت شما خوانندگان محترم باید اظهار نمایم که به سبب عدم دسترسی به آثار، نوشته ها ویادداشت های مطبوع وغیر مطبوع آن مرحوم دربسیاری از موارد موفق نشدم تا یک جواب معقول ودرستی، به پرسشگران وجوینده گان محترم ارایه بدارم، با وجودیکه مدت ها قبل یعنی درسال های 1356 و1357 خورشیدی با برخی از این رساله ها ونوشته ها که با کاربن پیپر کاپی شده وبوسیله زنده یاد انجنیر زید وشهید انجنیرحسن به استفاده دوستان قرار گرفته بود، آشنای حاصل نموده و از جمله رساله های زیررا به خوانش گرفته بودم:

ـ آریانا وآریا بازی

ـ مسله ملی واشتراک های اتنیکی در کشورافغانستان

ـ ده سال تجربه وعمل

وهم مقاله به ارتباط زادگاه اصلی میرزا عبدالقادر بیدل (این نبشته به فکرم در مجله عرفان به نشر رسیده بود.)

شوربختانه بعد ازجنگ ها وهرج ومرج های تنظیمی و طالبانی سال های نود خورشیدی شهرزیبای کابل،این زادگاه عا شقان وعارفان به دهکده ماتم سرایان ولانه دزدان دریایی پنجابی وخلیجی تبدیل گردید وهمشهریان عزیزما درین شهر ترانه ها مجبوربه ترک خانه و کاشانه خویش گردیدند که اول درشهر ودیار خویش مهاجر وبعد راهی دیار غربت را در پیش گرفتند. درجریان همین حوادث و توفان هاست که یادداشت ها وورقپاره های بدخشی بزرگ در آغوش امن کابلی زاده های آسمایی وروستا زاده های پامیری راهی هجرت را درپیش گرفته، گاهی مکروریان زمانی کارته سخی وکارته پروان وروزگاری هم سفربسوی خیرخانه و شهرهای دیگروطن عزیزمان افغانستان را طی وطریق نمودند.

به اساس گزارش تحقیقی محترم داکتر صاحب نظر مرادی که ازموجودیت آثار نوشته ها نامه ها و یادداشت های آن مرحوم تحقیق به عمل آورده است و در « یاد نامه محمد طاهربدخشی » چاپ کابل 1369 خورشیدی درمتن مقاله شان ( فهرست بخشی ازاین آثارکه از دستبرد استخبارات وقت در امان مانده بود) قسما چنین انعکاس یافته است:

"ازبدخشی درحدود یک صد مقاله در روزنامه های اتحاد بغلان، فاریاب، بدخشان، انیس افکارنو، پیام وجدان، و مجلات کابل، آریانا و عرفان وغیره بنام خودش یا نام های مستعار چون ابوذرویسی وغیره اقبال چاپ و نشر یافتند.علاوه برآن رساله ها ویادداشت های ارزشمندی تاریخی، ادبی، فرهنگی چون:

ـ تاریخ ادبیات تخارستان

ـ تاریخ معاصر افغانستان

ـ لعل بدخشان

ـ تحلیل درآفریده های شاه عبدالله یمگی بدخشی

ـ مساله ملی واشتراک های اتینکی در کشور افغانستان

ـ آریانا وآریا بازی

ـ چند قطره اشک داستان گونه

ـ اشعارشعرای بدخشان

ـ تاریخ خرقه مبارک درشهرفیض آباد

ودوازده جلد ازیادداشت ها وخاطرات زنده گیش را که هر کدام به تناسب در یافت و درک علمی وعرفانی مراحل مختلف زنده گی شخصی اش مباحث جالب علمی، سیاسی و فلسفی را در خود دارد به رشته تحریر در آورده است که بخش اعظیمی از آثارو نگاشته هایش بدبختانه طعمه حریق ودستبرد استخبارات وقت گردیده است."

ازیک طرف شایان تذکر میدانم که خوشبختانه بخشی ازاین آثارویادداشت ها تا بحال در نزد بعضی از دوستان آن مرحوم موجود است که نگارنده این سطور وعده از یاران از موجودیت آن اطلاع دقیق دارند،واز طرف دیگر دررابطه با وجود خواهش و التماس مکرر درجریان ده سال اخیر ازمراجع مسؤل بخاطر چاپ ونشر این آثار متأسفانه کدام اقدام سازنده درین راستا صورت نگرفته است، که این بی تفاوتی شدیدأ باعث نگرانی ما وعده ازدوستان گردیده بخصوص دراین شرایطی که اوضاع امنیتی کشور روزتا روز به وخامت گرایده و بیم آن می رود که خدای ناخواسته در اثر وقوع کدام حادثه، این آثارباقی ما نده از بین برود.

سه ـ به خاطراین نامه واین پیام! درین نامه پیام بدخشی رساتر وروشن ترازپژواک تاریخ است اما اندوه نامه تراز سرنوشت ما ست، متأسفانه هستند کسانی که این صداها را نمیشنوند و درچهارسوی گذرگاه تاریخ ساکت مانده وخاموشانه انتظارمهدی زمان را میکشند.

این هم آن آخرین نامه بدخشی به فرزندانش، پیامی که بدخشی بزرگ درکشتارگاه پلچرخی روی ورقپاره ای نوشته ودر واپسین دم ازآنجا بوسیله سربازی از تبارهمین آزاده گان از «باستیل» کابلستان به بیرون انتقال داده شده است:

ارجمند عزیزم هارون روزبه، سلام!

زندگی پدرت مصادف یک دوره بحران ها وانقلابهای اجتماعی جامعه ووطن مان بود. خوب،او هم نقشی به عهده داشت. اینکه چگونه بازی کرد، تاریخ وحقیقت قضاوت می کند... همه میتوانید سربلند افتخار کنید. اینکه دشمنان طبقاتی و ملی کشورموقتأ چه خواهند گفت یا سکوت می کنند مهم نیست.

پدرت یک نسل جوانان وطن را پرورید وبالای نسل خود وآینده بی اثر نبود ونیست. کاغذ های پراگنده ام را جمع وحفظ کنید درهر کدام سخنی ونکته یی هست؛ محصول سی سال و چند مطالعه با شتاب و تشنگی عمیق به حقیقت... از طفیلی گری وظلم دوری کنید وبه هر چیز نظر به استعداد تان دست بزنید. من وطن کوچکم بدخشان رابسیار دوست دارم. فرهنگی ملی وتاریخ آن را بدانید و فرامش نکنید با بایقرأ و محبوبه روابط برادری ونیکو قایم کنید...

جاوید عزیز: انشالله با استعدادی و زنده گی دوران شما نیکوست. فرهنگ وطن را بدانید ومردم دوست باشید.

نیلاب وولید،آرش جان وآنژیک عزیز گپ های بالا برای شما هم است هر وقت زردیو وبدخشان بروید وخویش ها را بشناسید زید عزیز ما بسیار آنجا را دوست می داشت، مامجبور بودیم در راه اجتماع ومردمی برویم، اگر به شما ها نرسیدیم و یا نمی رسیم، فردا میبخشید وخوش می شوید که چنین کردیم.

بدخشی در نامه ای به فرزندانش، در حقیقت خطاب به دوستانش از کاغذ های پراگنده اش سخن می گوید " که در هر کدام سخنی و نکته یی هست..." از یاداشت ها یش حرف می زند، از آثار ونوشته هایش نگران است. از دنباله روی ها نگران است، از فراموشی تاریخ وفرهنگ نگران است، از سیمای پریشان مام میهن نگران است.

اما کو گوش شنوای که این حرف ها را بشنود! وکو زبان گویا!

صد هزاران گل شگفت وبانگ مرغی بر نخاست

عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شـــــــــــد

...به یقین کامل گفته می توانم که نبود بدخشی بزرگ ویاران« بی کفن» او فاجعه ای بزرگیست برای ما، و فقدان ورقپاره های سرگردان اوبزرگتر از فاجعه برای ماست...درهمین لحظه ایکه این نامه را به خوانش گرفتم بغض گلوگیری در گلویم پیچید واشک از دشت چشمانم به مثل سیلاب های تندی کوکچه و زرافشان جاری شد ن گرفت وافکارم بی صبرانه همچو پرستو های مهاجردر اقلیم غربت، در جستجوی آسمان پرغبار میهن عزیزم ترانه های بازگشت را سرودنی شدند.....دریغ! کو بایقرأجوان؟ کجاست قربان علی (بی کفن)؟ کجاست شهید دره شینگان؟ کجاست شهید دره یمگان؟ کجاست غریو جیهون؟

دشمن امان نداد... یاران عزیزمان را از ما ربودند... ورنگ رنگ سر زدند؛ از آن زمان تا به حال تموز داغ جنایت برآسمان بام جهان مستولی گشت، نه وزش بادی است و نه قطره بارانی، گوی زنده گی کی ها از دنیا رخت بر بسته، در آن کشت زاران دیگر باران نمی بارد.

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شـــــــــد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شــــــد

آب حیوان تیره گون شدخضر فرخ پی کجاســت

خون چکید ازشاخ گل باد وبهاران را چه شـــــد

چگونه میتوان این حقیقت را در آرشیف منجمد تاریخ به فراموشی سپرد؟ آیا این جفای بزرگی در حق بدخشی و یاران بی کفن اونیست، در حق تاریخ و جغرافیای این سرزمین و بالاخره در حق فرزندان آینده این مرزوبوم نیست؟

ملت که تاریخش را خودش نمی نویسد، بدون شک سرنوشتش را دیگران رقم خواهند زد.

تا بکی ما تاریخ و کار نامه های بزرگان مان را بوسلیه عینک های سیاه پژوهشگران وجستجو گران اجنبی نقل نموده به خوانش بگیریم؟ تاچه وقت ما منتظیربمانیم که یک جهانگرد خارجی آمده در مورد سرگذشت وکارنامه های گذشتگان ما و شخصیت های ملی ما چیزهای بنویسند؟ قسمی که سالها چنین کرده اند.

ما باید صادقانه اعتراف نمایم که تاریخ و جغرافیای ما را اکثرأ دیگران رقم زده اند وبعد ما نقل نموده ایم.

هرکس وناکس درین کشور بی در ودروازه بنام سیاح، طبیب، معلم تجار، مشاور وغیره آمده ومدتی را در آغوش شاهان و امیران ورهبران فاسد و مزدورصفت سپری نموده بعد به وطن خویش برگشته و در مورد افغانستان و مردم شجاع ودلیر آن ـ در وصف شخصیت های ملی وغیر ملی آن ـ در مورد آب وخاک آن ـ در مورد ریشه و بیشه آن بعنوان تاریخ افغانستان، اقوام افغانستان، جغرافیای افغانستان این وآن افغانستان کتاب های قطوری را در اوراق سیاه تاریخ درج نموده و شامل انستیتو های شرق شناسی وغرب شناسی نموده اند. (البته نه همه آنها) که بدبختانه بعضی از نویسندگان ما آگاهانه ویا غیر آگاهانه به اساس این جعلیات، تاریخ می سازند جغرافیا می سازند واین منابع را بدیگران نیز توصیه می نمایند وبالاخره حضور وثغور خویش را در جغرافیای کهن این منطقه جستجومیکنند و بازلاف وطنپرستی و وطن خواهی و عدالت اجتماعی سر می دهند." که عذری است بدتر ازگناه"

(منظورم از آن های است که در مرز های شمال وجنوب در جستجوی قبایل گمگشته خود سرگردان اند و درکشتزارها بذرخون می کارند.)

این است شقاوت تاریخ و این است سر نوشت شومی که ما داریم. تاریخ سازان اجنبی بر ما وکشورما تاریخ می سازندـ خلق های محبوب م ارا پارچه پارچه میکنند ـ شخصیت های ملی مارا بوسیله آدم کشان دست پرورده خود سر می زنند ـ میهن ما را لانه دزدان می سازند، به ما آداب و رسوم زنده گی می آموزانند؛ بعد بر ما حکومت می کنند وما هم نظاره گریم!

چهارـ بخاطر این سخنان زیبا!

[ این سه مطلب زیر از یاد نامه محمد طاهر بدخشی ( چاپ کابل 1369)اقتباس شده است]

" خداوند ما را یاری رساند تا در آینده های نزدیک این ماموریت را با چاپ ونشر یادداشت ها، مقالات و خاطره های بدخشی با امانت داری کامل ممکن و میسر گردانیم و به این وسیله دل شاد شویم که کاری کرده یم."

« محمد حسن رستاقی »

"بیگمان زندگی و کار نامه های بدخشی طی سال ها مورد بررسی فرهنگیان سیاستمداران پژوشگران ونویسندگان قرار خواهد گرفت، لاکن آنچه در این مقالت کوتاه می خواهم بیان کنم دراین یک جمله خلاصه می شود: محمد طاهر بدخشی بزرگتر از آن است که تا اکنون در باره اش تصور میکنیم، شخصیت بدخشی کثیرالابعاد است هیچگونه پژوهشی تا اکنون در باره اش صورت نگرفته است وما به چنین پژوهشی نیاز داریم."

« غلام سخی غیرت »

"...از آن شهید زنده یاد رساله ها ومقاله های پژوهشی، قطعات ادبی، نامه ها و یادداشت های در دست هستند که امیدواریم روزی به انتشار آنها توفیق یابیم. پاره از این یادداشت ها برای روشن شدن برخی ازرویداد های تاریخی در سه دهه اخیر سودمند وآگاهی دهنده است."

« محبوب الله کوشانی »

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طرح بدخشی در مورد تشکیل احزاب ملی، جبهه ملی، پارلمان ملی و

حکومت ملی

پیش ازاینکه به نشر موضوعات اصلی این طرح که به قلم بدخشی نوشته شده است بپردازم یک مطلب را خدمت خواننده گان محترم خاطر نشان باید کرد که مرحوم بدخشی درعرفه تشکیل جمعیت دمکراتیک خلق افغانستان، یعنی چند ما ه قبل از کنگره مؤسس (11جدی سال 1343 خورشیدی) این طرح را طی نامه مفصلی به دوستش عبدالروف ضیا زاده مؤسس سازمان « آباد خواهان میهن» مطرح نموده بود که اصل این نامه به قلم خودش نزدم موجود است که با امانت داری درین مجموعه به نشرآن پرداخته خواهد شد البته دو کاپی این نامه وچند نامه دیگرایشان را در اختیار محترم اکادیمسین دستگیر پنچشیری ومحترم محبوب الله کوشانی قبلأ گذاشته بودم.

 

این هم متن دو نامه:

محترم شاروال سلام!

با اطفال شاد وخرم باشید. شرایط داخلی بود که دیگر به سلسله نامه ها ادامه داده نشد زیرا اوضاع داخلی ما زیاد تر به مطالعه، تحلیل و فعالیت ضرورت داشت.

قانون اساسی دارد تدوین می شود. بینیم چه زاید شب آبستن است، البته چیز های ازدمکراسی وپارلمانی و سیاسی خواهد داشت. اقدامات اگر در آن جا ها می شود واشخاص دعوت می گردد نباید بدون مشوره اقدامی کرد.

 

ای بسا ابلس آدم رو که هست
پس به هر دستی نباید داد دست

 

زیرا در زیر نقاب های ملی چهره های غیر ملی وجود دارد که آدم های کم تجربه وبسیار علاقمند به کشور را بازی می دهد.

ما جریان و حرکت را می ستایم ومی... که کاملأ ملی وتودۀ باشد از دست این طبقه بدست آن طبقه دیگر رفتن می تواند به نفع مردم نباشد.

در صورت ضرورت در این باره به شما مفصل تحریر خواهد شد فعلأ بسیار قوه محاربوی خود را ضایع نسازید.

اگر شرایط اقتصادی برابر باشدــ هزار یاکمتر افغانی بفرستید که یک تعداد کتاب نوبه شما ورفقا مد نظر خریده شود تا به مطالعه آن کم کم مشغول باشید...........

 بدخشی

 

برادر محترم آقای شاروال!

.... نمی دانم با کار های نداشته وظیفه خود تان چقدرخودرامشغول می دارید و از کار های خارج از وظیفه چقدر بدوش شما باشد ــ از جوی جدید دشت قرق اطلاع وخبری نداریم جهان شناسان عالم و اجتماعیون جدید ــ کاینا ت و جامعه را در حال تکامل صعودی می بینند...

تاریخ بشری این نظریه ها را تأیید میکند تمام این انقلابات...این همه سکندر ها وچنگیز ها و ناپلیون ها همه حرکات کیفی بودند که کسی ظهور آن ها را پیش بینی نمی کرد این همه بزرگان پیش خود چندان بزرگ نبودند در حقیقت گردانندگان تاریخ مردم عصر آن ها بود نه خود آنها.

شما در بدخشان کوچک یک جریان تاریخی تحول را مشاهده می کنید که چطور خان وخان زادگی در اثر شرایط اقتصادی رخت بسته کرد یعنی بحث اصلیت، خونی وخاندانی از بین رفت ودر عوض جانشین آن پول داری شد امروز خان بزرگ حکیم بای است نه اولاد دیوان بیگی یا میرسلطان زاده....

خوب درملک ما در جامعه ما هنوز سیستم فیودالی ( زمین داری ) بر قرار بوده تمام روابط سیاسی، حقوقی واخلاقی ما بر اساس مناسبات وروابط فیودالی می چرخد اگر چه ماشین وطرز تولید سرمایداراز برون آمده اما هنوز عام نشده وسر تا سر مملکت را فرا نگرفته است، اگرچه ما ملت خوانده می شویم اما ملت نشده ایم فقط فیودال های اطراف در سیاست به نفع... مداخله نمی کنند اما تمام اقتصاد و اساس زندگی هنوز به دست طبقه فیودال ها است البته تجار بزرگ که دلال سرمایدار های خارجی اند هم به حیات اقتصادی وسیاسی ما تأثیر دارند، در میان این یک قشر اداره چی نیز هست که به نفع و استخدام اوطبقه حکومت می کنند وخلق ها را اداره می نمایند.

در بیرون سال هاست که استعمار به امپریالیزم تبدیل شد سرمایه های خود را به ممالک هند و اندونیزها و افریقا وغیره صادر کردند و استثمار شرق وممالک مستعمره را شروع نمودند ــ کاپیتالسم به عالی ترین مرحله خود رسید یعنی( امپریالیسم ) شد لذا این دول امپیریالیستی با متحدین خود یعنی فیودال ها ( خان ها شیخ ها و شاه هان ) نزدیک شده آنها راتحت تأثیر اقتصادی و سیاسی خود آورده با قوت آنها را نگاه کردند تا مردم علیه آنها شورش نکنند. پس امروز در این ممالک وافغانستان: دو مانع عمده وجود دارد، که نمی گذارد که وضع تغیر کند. تغیر وضع عبارت از طرز وبر طرف کردن مناسبات وروابط فیودالی وامپریایستی است که آنها مانع رشد قوای تولیدی ( دهقانان و کارگران ــ زمین وفابریکه ) می شوند. اینها عبارت اند از: فیودالیزم داخلی و امپریالیسم خارجی که هر دو نفع مشترک داشته و متحد طبیعی اند که امریکا امپریالیست جهت خوردن نفت توده عرب با ملک سعودی دوستی می کند یا با رضا شاه دوستی می کند زیرا اگر یک حکومت ملی مثل ناصر و مصدق هم بیاید آنها را نمی گذارد.

بنأ تا اصلاحات ارضی نیاید و زمین ها به اساس کوپراتیف که تراکتور ولابرا توار... دارند به دهقانان بی زمین و کم زمین داده نشود، ملکیت های دهقانان متوسط تحت کوپراتیف بوجود نیاید تولید زراعتی زیاد نمی شود و عاید زیاد نمی شود. همچنین امپریالیسم دیگر طاقت فرساست، تجار دلال وعمده با وارد کردن اموال صنعتی غیرمانع انکشاف صنایع ملی شده و صنایع دستی را از بین برده و نمیگذارند تا اقتصاد ما بهتر شود تجارت ملی شود وسرمایه تجاری وسودخوری به فابریکه سازی سوق داده شود. یعنی درین مرحله تاریخی فقط بر علیه فیودالیسم وامپریالیسم باید مبارزه شود این هر دو متحد هم اند. ملت ایران نیم قرن است بر علیه فیودالیسم مجادله می کند اماچون امپریالیسم از فیودالها حمایه می کند کامیاب نشده اند لذا بدون مبارزه با امپریالیسم ــ فیودالیسم از بین نمی رود ــ امپریالیسم قوی وبزرگ است. پس درین مرحله تاریخی برای ایجاد یک حکومت دموکراسی ملی باید کوشید یعنی یک حکومت که متکی بر طبقات گارگر، دهقان، پیشوران، منورین مترقی وسرمایداران ملی باشد وخصوصیات ضد امپریالیستی وضد فیودالی خود را داشته باشد.

حکومت ملی وقتی بوجود آمده می تواند که قبلأ مردم ملی کشور بتوانند احزاب ملی را بسازند ــ آن احزاب ملی اتحاد کنند در انتخابات اشتراک نمایند، پارلمان ملی را بوجود بیآورند حکومت مؤظف از آن پارلمان رای اعتماد بگیرد ــ آن وقت آن حکومت را ما (دموکرات ملی) می خوانیم.

لذا ما د مکراسی ملی می خواهیم یعنی چه؟ یعنی برای داخل: شاهی مشروطه، حکومت قانونی ــ مساوات قانونی ــ آزادی بیان، آزادی مطبوعات، حق حیات، حق احترام منزل، حق محاکمه، حق معارف به لسان مادری ــ حق عدالت اجتماعی یعنی حزب ملی یا حکومت دموکرات ملی برعلیه مطلقیت، استبداد، عدم مساوات مبارزه می کند.

برای خارج: ملی هستیم یعنی چه؟ استعماریون دشمن مردم ماست اقتصاد ما را وابسته اقتصاد خود کرده اند ما را تنها مملکت زراعتی می خواهند صنایع ما را نمیگذارند ایجاد شود ویا اگر ایجاد شود نمی نمیگذارند ترقی کند با رقابت خود آنرا از پای در می آورند. لذا تنها دموکراسی داخلی کافی نیست، دموکراسی باید ملی باشد یعنی برای مردم ما ــ یعنی با خارجی های استعماری باید هم مبارزه شود زیرا بدون آن دموکراسی ما معنی نخواهد داشت ما باید در پهلوی دموکراسی سیاسی خود استقلال اقتصادی را حاصل کنیم درپهلوی همین مسله است که ما استعمارغرب استعمار پاکستان را باید در پشتونستان خاتمه بدهیم آزادی پشتونستان ضربه بزرگی است به امپریالیزم غرب ومتحد آن پاکستان

لذا چار روپیه ( دالر ) امروز را مد نظر نگیریم شکست امپریالیسم را مد نظر داشته باشیم.

که به فایده زحمتکشان جهان وافغانستان تمام می شود.

ما ودیگر فرزندان مردم افغاستان از تمام اقوام ومحالات عزم کرده ایم که حزب ملی کشورمان را بوجود بیاوریم وتمثل کنیم ونگذاریم سنت ملی مردان مبارز وقهرمان این کشور از بین برود از منافع مردم وملت فقط حزب ملی نمایندگی و دفاع می تواند وبس این خود جز اساسی یک دموکراسی است که در اروپا در انگلستان ــ در سویس در سویدن تجربه شده است.

جبهه متحد ملی یا جبهه مردم: چون امکان دارد چندین حزب ملی بوجود بیاید لذا اینها در مرحله اول باید اتحاد کنند یعنی جبهه متحد ملی بوجود بیاید تا قوای شان بیجا وجدا ضایع نشود. ما به تاسی از تاریخ دموکراسی دنیا آرزو داریم از تمام احزاب ملی یک جبهه متحد ملی بسازیم که در آن نمایندگان کارگران صانعین، دهاقین خورده مالک، خورده تاجر ــ تاجر ملی، خان ملی و روحانی ملی می توانند گرد هم بیایند و برعلیه مطلقیت داخلی واستعمار خارجی مبارزه کنند البته این جبهه ملی متحد را باید حزب مترقی رهبری کند واداره نماید ولا ناکام می ماند.

اما هوشیار باید بود که این طبقات استثمار گر از منافع خود دفاع میکنند از مذهب ــ از قوم و ملیت، از تاریخ استفاده می کنند، می خواهند مردم به جنگ های مذهبی ــ ملی وقومی و محلی مشغول باشند....

طبعأ حزب ملی توسط نمایندگان طبقات زحمتکش وزیرستم ملی وفشار مردم افغانستان در کابل بوجود آمدنی است اما شبکه های آن در اطراف در اعماق مردم کشور کشیده خواهد شد، امید است یکی از کننده گان آن شما باشید آرزو داریم این افتخار در آن محال تاریخی نصیب شما گردد.

بدخشی

یادداشت نگارنده:

چون از نامه های مرحوم بدخشی مدت تقریبأ نیم قرن سپری شده است بنأ در اثر گذشت زمان و هم به دلیل مها جرت های پی در پی متأسفانه بعضی ازحروف، واژه ها وجملات قابل دید نمی باشند؛ به همین دلیل از نشر مکمل آنها صرف نظر شد.


http://tajikpress.com


+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 6:1 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

دوکتور خلیل وداد

 

چند اشتباه بصیر احمد حسن زاده در نبشتهء « هشتادمین سالروز پادشاهی امیر حبیب الله کلکانی» در سایت فارسی بی بی سی

بتاریخ 17 جنوری مقالهء فوق الذکر را در سایت بی بی سی مطالعه کرده و متوجه اشتباهات آقای حسن زاده شدم که اینک با ذکر اسناد و دلایل به ایشان ارائه مینمایم تا ایشان، گردانندگان سایت بی بی سی و نویسندگان و پژوهشگران در آینده متوجه آنها بوده ودر نبشته هایشان آنها را در نظر بگیرند:

1. نخست عکس و عنوان مقاله باهم مطابقت ندارند. در صفحهء اصلی سایت بی بی سی در زیر عکس امان الله خان نوشته شده: هشتادمین سالروز پادشاهی اميرحبیب الله کلکانی، که خواننده یی را که با تاریخ و چهره های شاهان افغانستان (مانند خوانندگان ایرانی) آشنایی نداشته باشد، دچار ابهام میسازد. در حالیکه میشد فوتوی شخص امیر حبیب- الله را در آنجا آورد. برعلاوه در خود متن نیز عکس شاه امان الله بدون شرح آمده است.

2. حبیب الله کلکانی در سال 1890 م. در دهکدهء قلعه عظیم در ناحیهء کلکان بدنیا آمد. پدر جبیب الله کلکانی عبدالرحمان نه بلکه امین الله نام داشت. این را من از حاجی غلام رسول خان کوهدامنی در سال 1992 در حصهء سوم خیرخانه (که بخاطر جمعآوری معلومات برای رسالهء علمی ام او را مصاحبه کرد) و او از شاهدان عینی قضایای دورهء حبیب الله کلکانی و از نزدیکانش بود)، شنیدم. این نام در صفحهء 52 کتاب «تَذکُرالانقلاب» مؤرخ شهیر کشور ملا فیض محمد کاتب که در بارهء شورش سال 1929 و حکومت ُنه ماههء حبیب الله همچون روزنوشت تدوین یافته که بزبان روسی در سال 1988 در مسکو ترجمه و چاپ شده نیز تذکر رفته است.

3. آنطوری که آقای حسن زاده در بارهء پدر حبیب الله کلکانی مینویسند، « ...به شغل آب رسانی به خانه های مردم اشتغال داشت و از همین رو به سقو (سقا) معروف بوده است. عده ای می گویند که او چون در جنگ های افغان و انگلیس کار آب رسانی به جنگجویان افغان را به عهده داشت، او را سقا لقب داده اند.» اما آنچه که من از اشخاصی چون مرحوم صالح محمد پرونتا، حاجی غلام رسول کلکانی، روانشاد نیلاب رحیمی، استاد واصف باختری، عبدالحق واله ( فرزند عطالحق خان صاحب زاده وزیر خارجهء حبیب الله کلکانی) و دیگران شنیده و آنچه که پژوهش کرده ام، امین الله پدر حبیب الله کلکانی شغل سقایی و آب رسانی نداشته و همچنان در جنگهای افغان و انگلیس اشتراک نکرده بود. آقای حسن زاده از این "عده" نام نمیبرد، که بقول آنها او وظیفهء سقایی داشته است. آنچه که من مانند هزاران خواننده دیگر در آثار افغانی دیده ام، نخستین بار از شرکت پدر حبیب الله بنام «سقای غازیان » در جنگ دوم افغان و انگلیس «در بالا حصار کابل» استاد خلیل الله خلیلی در رسالهء ادبی اش «عیاری از خراسان» یاد کرده است، که بیشتر داستان بلند ادبی است. مرحوم حاجی غلام رسول کوهدامنی در سال 1992 به من گفت پدر حبیب الله در زمان خدمت سربازی در قلات وظیفهء آبرسانی داشت و از جانب همخدمتیهایش لقب سقو یا سقأ را گرفته و به همین نام در کوهدامن مشهور شد. باید دانست که، اساساً مردم کوهدامن زمین و شمالی شغل سقایی نداشته و ندارند. این نام طور توهین آمیز در زمان جنگ نادر خان برای قدرت در میان پشتونهای جنوبی و وزیری و پس از بقدرت رسیدن نادرخان بطور گسترده بنام «بچهء سقو» و یا « مشکی زوی» دامن زده شده وبدستور نادر و خاندانش حتی شامل تاریخ نگاری رسمی و فرمایشی شد.

4. در مورد منشأ قومی حبیب الله باید گفت که آنچه من تحقیق کرده ام و از شاهدان عینی شنیده ام، در وجود امیر حبیب الله کلکانی نه خون تُرک و نه هم هزاره وجود داشت. بلکه بقول حاجی غلام رسول کلکانی او از جانب پدر تاجیک و از جانب مادر پشتون بود. بقول موصوف مادر حبیب الله از طایفهء تره کی پشتون و به اصطلاح از ناقلان شمالی بود.

5. حبیب الله در زمان امان الله خان از سال 1920 تا 1922 به خدمت سربازی جلب گردیده و در قطعهء نمونه که توسط افسران ترکی تشکیل شده بود، خدمت کرد. اما در جنگ سوم افغان و انگلیس( سال 1919) اشتراک نداشت. او بعداً در سال 1924 (1303 خورشیدی) به دورهء احتیاط جلب شده و در اطفای شورش منگل زیر فرماندهی محمد ولی خان (که پس از خودداری نادر خان از جنگ علیه ملای لنگ به پست وزارت حربیه گماشته شده بود.) اشتراک کرد. بقول محمد کریم صاحب زادهء خسروی ( رئیس اداره ضبط احوالات امیر حبیب الله) در جریان این جنگ در گردیز او بخاطر ایفای شایستهء امور نظامی مدال «خدمت» و نشان «حوالداری» هم گرفته بود. او دراین وقت هنوز روحیهء ضد دولتی نداشته، به خدمت نظام و وظایف عسکری اش علاقمند بوده و مکلفیت سربازی را دوست داشت. انگیزهء فرار حبیب الله از وظیفهء سربازی برخورد او با دسته یی از دزدان مشهور شمالی زیر فرمان افضل و پاچا در دشت حاجی قلعه بود. این دو رهزن در لیست پیگرد دولت امانی بوده و بر سر آنها حکومت مرکزی انعام «سه هزار روپیه» گذاشته بود. این دارهء رهزن زمانی که راه جبیب الله را گرفته و از او خواست تفنگ سربازی اش را تسلیم کند، خود مورد حملهء حبیب الله قرار گرفته و در نتیجه او به چابکی و سرعت دو سرکردهء رهزنان را کشته و دو تن را زخمی ساخت. او با تقنگهای غنیمت گرفته به ادارهء امنیتی در کابل موسوم به کوتوالی رفته به جای پاداش خودش زندانی شد. فرمانده کوتوالی به مقامات بالاتر گذارش داد که دو تن رهزن مشهور شمالی بنامهای افضل و پاچا را کشته و یکی را هم بنام حبیب الله زندانی ساخته و سه میل اسلحه ( بشمول تفنگ «سربازی» حبیب الله) را غنیمت گرفته است. بقول محمد کریم صاحب زادهء خسروی (سلسلهء مقالهء ظهور حبیب الله و سید حسین و سقوط دولت امانی) منتشره در جریدهء کاروان شمارهء 189 سال 1351 خورشیدی مطابق 1972 م.) جبیب الله هرقدر عذر آورد و تمنا کرد تا کوتوال (که به نقل از خود حبیب الله از اهالی مشرقی بود) او را با تفنگش رها سازد و او اصلاً خواستار پاداش نیست، کوتوال توجهی به حرفهایش نکرد. حبیب الله که در حالت سختی قرار گرفته بود، تصمیم به فرار گرفت. بناً از راه تشناب کوتوالی گریخت و چون تفنگ عسکری اش را با خود نداشت، به قطعهء نظامی مراجعه نکرد و باصطلاح فراری شد.

بناً حبیب الله تحت تاثير تبليغات مخالفان دولت امان الله خان كه شاه را كافر و منحرف از دين اسلام مي دانستند، ارتش را ترك نه كرده، همچمنان در این امر منفعت جویی و یا جاه طلبی مطرح نبود. او بعدها چندین بار خواست بکمک و ضمانت محمد ولیخان خود را تسلیم شاه امان الله خان کند اما ولیخان بطور متواتر پیشنهادات او را بدلیل آنکه او صلاحیت عفو او امثالهم را ندارد، رد میکرد. حتی محمد ولیخان به وی خاطرنشان ساخته بود که این امر فقط از صلاحیت شخص شاه بوده و او به عهد و پیمان امان الله شاه اطمینان نداشته و خون حبیب الله را به گردن گرفته نمیتواند. ( دیده شود، رویداد محاکمهء محمد ولیخان و محمود سامی، چاپ اول بدون ذکر تاریخ نشر، صفحات 30-40.)

6. اشتباه بزرگ پژوهشگر حسن زاده اینست که او از پاکستان نام میبرد در حالی که در آن زمان در جنوب افغانستان هند برتانوی بود و چیزی و کشوری بنام پاکستان وجود نداشت، (پاکستاندر نتیجهء بازیهای سیاسی انگلیس از سال 1947 به اینسو بمیان آمده است.) چنانچه ایشان نوشته اند که :« حبیب الله کلکانی به پاکستان فرار کرد و در آنجا سماوار چی (آبدارچی) بود». بهتر بود حد اقل در پهلوی پاکستان کلمهء امروز را اضافه میکردند.

7. در جای دیگر آقای حسن زاده مینویسد: «جنگجویان جسور جبیب الله به نزدیکی کابل پایتخت رسیدند و بعد از مدتی جنگ و درگیری سرانجام سپاه چند هزار نفری حبیب الله کلکانی در 24 جدی 1307 خورشیدی، کابل را تصرف کردند.». در حالیکه تعداد کل رزمندگان جبیب الله تحت فرماندهی برادرش حمیدالله به دو- سیصد تن هم نمیرسید. اصلاً حبیب الله در ماه دسامبر 1928 با گروه چریکی اش به کابل حمله کرد و تا شهر آرأ هم پیش آمد، اما با اثر اصابت پرچه یی از مرمی توپ در نزدیکی قصر باغ بالا به سختی زخمی شده و از راه هزاره بغل به حسین کوت رفت. بجا میدانم تذکر دهم که بر خلاف ادعای یکعده مؤرخان افغانی و روسی او در سفارت انگلیس و یا توسط انگلیسها نه بلکه توسط سلمان محلی حسین کوت با ادویهء عنعنوی محلی زیر تداوی قرار گرفت. رزمندگان جبیب الله تحت فرماندهی برادرش حمید الله در شب 12/13 جنوری با عدهء قلیلی از جنگجویانش موسوم به حاضر باشها به کابل داخل شده و ارگ را به محاصره کشیدند. شخص حبیب الله کلکانی پسانتر به روز 15 جنوری از حسین کوت آمد.

8. در مورد ترک کابل توسط عنایت الله خان در مقالهء آقای حسن زاده آمده: «... عنایت الله خان نیز با پا درمیانی محمد صادق مجددی کابل را ترک کرد.». در حالیکه بر علاوهء حضرت مجددی سردار محمد عثمان نیز جزء هیأت میانجی بوده و سفارت انگلیس در رأس همفریز کار انتقال عنایت الله خان و فامیلش و همچنان دهها خارجی دیگر را به هند برتانوی انجام میداد.

9. اشتباه دیگر آقای حسن زاده اینست که او خلیل الله خلیلی را «مستوفی و والی مزار» مینامد در حالیکه او فقط مستوفی آنجا بود. نائب الحکومه ( والی) مزار شریف خواجه عطا محمد خان کوهستانی و رئیس تنظیمیهء بلخ و اطراف آن میرزا محمد قاسم خان بود که بعداً جایش را (پس از آمدن و بیرون شدن قوای هزار نفری روسی تحت فرماندهی پریماکوف- غلام نبی چرخی از افغانستان که گویا برای اعادهء سلطنت امان الله خان در ماههای اپریل- می سال 1929 به افغانستان آمده و تا سمنگان پیش رفته بودند،) سید حسین چاریکاری گرفت.( روز نامهء اشد محرم بزبان روسی چاپ مسکو، شماره 2، سال 1992، صفحات 8-9).

10. آقای حسن زاده مینویسد: «... وقتی که پشتونهای درانی متوجه شدند که یک تاجیک فارسی زبان در راس قدرت قرار گرفته است، برای آنها سخت ناگوار آمد که یک غیر پشتون در افغانستان به قدرت رسیده است».

واقعیت تاریخی اینست که جنگ را علیه امیر حبیب اللهِ تاجیک (و حتی پیش از آن برضد امان الله شاه پشتون) نه درانیها بلکه پشتونهای غلزایی مناطق مرزی جنوب و جنوبشرق شامل جاجی، منگل، مسعود، مومند و وزیری پیش میبردند، که در رأس آنها فقط چند تن نواسه های سردار یحیی خان شامل نادر و برادرانش درانی- محمد زایی بودند و بس. باید گفت فقط محمد گلخان مهمند (که به تاجیک و ترک ستیزی شهره بود)، از جملهء رهبران جنگ ضد حبیب الله کلکانی غلزایی و یا غلجی بود.

قندهار تا رسیدن لشکر وزیری و جنوبی در اطراف کابل بدست حکومت امیر حبیب الله بود و بعدها پس شکست دولت امیر حبیب الله توسط درانیها و لشکر نادرخان تسخیر شد.

11. در مورد هزاره ها باید نوشت که برعلاوهء لغو آئین بردگی حکومت امانی آزادی نسبی عقاید و مذاهب را نیز اعلام و عملی نمود. که در نتیجه اهل تشیع، اسماعیلیه ها، هندوها، سکهها و یهود ها از آن خیلی راضی بودند. اما تأکید رژیم امیر حبیب الله بر شریعت سُنی – حنفی در واقعیت نقض حقوق اتباع کشور که دارای ادیان دیگر بودند و مسلمانان غیر سنی بود. بقول دانشمند روسی دکتر کارگون («افغانستان در سالهای 20 و 30 قرن بیستم» چاپ مسکو، سال 1979. صفحهء25 ) حتی در بعضی از شهرها هندوها و یهودها مورد سرکوب و غارت نیز قرار گرفتند.

بناً هزاره ها به دفاع از شاه مخلوع برخاسته برایش لشکر فراهم آوردند. چنانچه هنگامیکه امان الله خان در قندهار بوده و برای اعادهء سلطنتش میجنگید، تعداد کثیری از هزاره ها در پهلوی داوطلبان پشتون ارتشی برایش تهیه دیدند، (مطابق اخبار جریدهء طلوع افغان که در آنوقت در قندهار چاپ میشد، حتی یک زن مسن هزاره در میان داوطلبان رزمندهء هزاره نیز وجود داشت). برعلاوه بزرگان هزاره مانند میر فتحعلی محمد خان و سید احمد خان در رأس قوای دو هزار نفری هزاره مدت شش ماه کوتل اونی را به روی قوای مهاجم امیر حبیب الله بستند. و این تنها نبود: بقول فیض محمد کاتب (در کتاب تََذَکَرالانقلاب صفحات 247- 253 بزبان روسی) رهبر آنوقت اسماعیلیه های افغانستان سید نادرشاه کیانی در اتحاد با هزاره های بامیان علیه نیروهای دولتی در بغلان، غوری، خان آباد و اندراب میرزمید.

12. در مورد مدت پادشاهی حبیب الله کلکانی باید گفت که او مدت چند ماه نه بلکه دقیقاً از 16 جنوری 1929 تا 15 اکتوبر همانسال حکمرانی کرد که جمعاً 9 ماه را در بر میگیرد. همچنان در زمان سقوط دولت امانی نادر خان سفیر در فرانسه نبوده و همانند برادرانش ( محمد هاشم و شاه ولیخان) قبلاً در نوامبر سال 1926 از پست سفارت فرانسه و بلژیک به دلایل سیاسی و به بهانهء خرابی صحتش کناره گیری کرده و در استراحتگاهی در نیسهِ فرانسه زندگی میکرد. او از آنجا با انگلیسها ارتباط داشته و از همان زمان منتظر فرصت برای غصب سلطنت بود. او عملیاتش را با مشوره با انگلیسها در آغاز 1929 از خاک هند برتانوی و یا پاکستان امروز آغاز کرد.

13. نکتهء قابل تذکر در نوشتهء آقای بصیر احمد حسن زاده اینست که او از نقش رذیلانهء انگلیسها در جنگ منگل، شورش شنوار، سقوط دولت امانی و زوال رژیم جبیب الله چیزی نمیگوید. همانطوریکه حمایت بیدریغ انگلیس از نادر را که وی را با اسلحه، پول و افراد قبایل وزیری، مسعود و مومند حمایت میکردند، را مسکوت میگذارد.

14. تاریخ تسلیمی حبیب الله و یارانش پس از 30 میزان است. آنها بعد از استقرار رژیم نادری در کابل به وساطت نه فقط حضرت مجددی بلکه افرادی چون زلمی خان نایب سالار منگل، خواجه بابو وغیره، در حالیکه نادر خان عفو ( که در آن زمان اصطلاح امان جان به آن میگفتند.) آنها را در حاشیهء قرآن کریم امضأ و مهر کرده بود، بکابل آمده خودرا تسلیم نادر غدار کردند. که بعداً خلاف، شریعت اسلامی، پشتونوالی و سنن مروج مردم آنها را در دوگروه به جوخهء غذابدهی و تیرباران قبایل جنوبی، مسعود و وزیری سپرده به قتل رساند که در طول تاریخ افغانستان سابقه نداشته است.

*****

رویکردها:

1. یادداشتهای مصاحبات محترمان حاجی غلام رسول کلکانی، عبدالحق واله، صالح پرونتا، نیلاب رحیمی و استاد واصف باختری.

2. سلسلهء مقالهء محمد کریم صاحب زادهء خسروی (ظهور حبیب الله و سید حسین و سقوط دولت امانی) منتشره در جریدهء کاروان شماره های مسلسل 186تا 217 سالهای 1351- 1352 خورشیدی مطابق 1972- 1973 م.)

3. خلیل الله خلیلی «عیاری از خراسان» امیر حبی الله خادم دین رسول الله، چاپ پشاور.

4. طلوع افغان، جریدهء منتشره در قندهار شماره های 68-74. از سال 1929.

5. کارگون و. گ. «افغانستان در سالهای 20 و 30 قرن بیستم» چاپ مسکو، سال 1979.

6. آقابیکوف گریگوری، «ماجراجویی سال 1929»، جریدهء اشد محرم چاپ مسکو، شمارهء 2 (33) سال 1992.

7. فیض محمد کاتب،«کتاب تذکرالانقلاب» "کتاب ذکر شورش" چاپ مسکو بزبان روسی. سال 1988.

8.رویداد محاکمهء محمد ولیخان و محمود سامی، چاپ اول بدون ذکر تاریخ نشر، صفحات 30-40.

9. یادداشتهای تحریری محترم عبدالحق واله، برای نویسنده.

10. کتاب «امیر حبیب الله کلکانی» مردی در حریق تاریخ، از نگارندهء این سطور. چاپ سال 1377 خورشیدی در پشاور.

عکسها:

دکتر خلیل وداد

شهر دِن هاگ (لاههء هالند)

kwedad@orange.nl

kwedad@hotmail.com

 

 

http://tajikpress.com


سایه های فغان و اندوه بر روی کشور خراسان

برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه 

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما "

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان

قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی

دوکتور خلیل وداد 

سالهای دشوار، سالهای تاریک 

نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 


1387



+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 6:0 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

پـــرتــــو نــــادری

 

سالهای دشوار، سالهای تاریک

آن گونه که از پاره یی شعر های رودکی بر می آید او درسالهای اخیر زنده گی روزگار دشواری داشته است. ظاهراً از آن همه داشته چیزی بر جای نمانده است. به گفتهء خودش زمان زمان عصا و انبان است. دیگر با دربار در بخارا میانه یی ندارد. وزیر دانشمند بلعمی، دوست و پشتیبان او دیگر در دیوان نیست. جیهانی بر جایگاه او نشسته است. در خانه نیز روزگار خوشی ندارد. شاید زن بر او زبان طعن و ناسزا گشوده و بر رودکی پیوسته خشم می گیرد.

گرنه بد بختمی، مرا که فگند

به یکی جاف جاف زود غرس

او مرا پیش شیربپسندد

من نتاوم برو نشسته مگس

گرچه نامردمست مهر و وفاش

نشود هیچ از این دلم یرگس

در چنین روزگاری دیگر چشمان رودکی از نور و روشنایی تهی شده است.آیا او تمام هستی بینایی اش را در بیت بیت شعر های بلندش برای آینده گان ادب فارسی دری به یاد گار گذاشت و خود سر انجام در تاریکی نشست.

می گویند که او در سالیان اخیر زنده گی، نابینا شده است؛ اما این نکته روشن نیست که اودقیقاً چه مدت زمانی عمر خود را در نابینایی و تاریکی زیسته و رنج کشیده است؟

آیا او دراین سالهای دشوار، دراین سالهای تاریکی وشکنجه همچنان به سرایش می پرداخت و یا این که این بلبل هزاردستان خاموشی اختیار کرده بود. گفته می شود آن بخش از شعر های رودکی که شاعر بیشتر به بیان درد، اندوه، ناهمواری روزگار ، پند و اندرز گویی پرداخته است از سروده های همین سالهاست.

این که رودکی پیرانه سر چرا و چگونه نابینا شده است، دو گونه روایت وجود دارد. نخست نابینایی او را بر بنیاد بیماری« آب مروارید» دانسته اند. در این بیماری روی چشمان بیمار پرده یی می افتد و در طب قدیم میل داغ بر چشم می کشیدند تا پرده یک سو گردد و بیمار بینایی خود را باز یابد.

این جا تصور می شود که طبیب بی تجربه نتوانسته بود تا میل را استادانه بر چشم رودکی بکشد و این امر بر جهان بین او صدمه زد و او او را نابینا ساخت.

روایت دیگر که بیشتر بر آن تاکید می شود این است که رودکی را در بار امیرنصربن احمد سامانی نابینا ساختند و بعد او را از دربار بیرون راندند. ظاهراً رودکی دلشکسته ، نا امید و با چشمان میل کشیده به زادگاه خود بر گشت. مدت زمانی شعر های سوزناکی سرود تا این که چراغ زنده گی ش نیز خاموش و بی نور گردیدند.

پذیرفتن این روایت نیز چندان آسان به نظر نمی آید. برای آن که رودکی خود ازمحتشمان و ندیمان خاص امیرنصر بود پس چرا به یک چنین عقوبت خونین و جانگاهی گرفتار آمد! باید به مدارک وشواهدی دست یافت که نشان دهد رودکی در کشمکش های درون دفتری از جناحی بر ضد امیرنصر حمایت کرده و چون توطئه درهم کوبیده شده، بر چشمان او نیز میل آتشین کشیدند. تا هنوز مدرکی که بتواند چنین امری را ثابت سازد در اختیار قرار ندارد.

عمده ترین دلایلی که در این زمینه ارائه می شود نخست این است که ابوالفضل بلعمی وزیر دانشمند سامانی که یکی از ممدوحان رودکی بود و به رودکی ارادت زیادی داشت واو را در شعر و شاعری در میان شاعران عرب وعجم بی مانند می دانست. از مقام وزارت برکنار ساخته شد، رودکی رودکی به یک چنین سر نوشتی رو به رو گردید.

هر چند دردربارهای مشرق زمین یک چنین رسم نا میمون پیوسته وجود داشته است که زمانی کسی از مقام و جایگاهش به پایین کشیده شده ویا قربانی توطئهء درون درباری گردیده، خانواده، دوستان ،یاران و نزدیکان او را نیز محکوم به جزا کرده اند. تاریخ خلفای عباسی در سرکوبی خانواده های خراسانی و تاریخ معاصر افغانستان لبریز از چنین حوادثی است.

این احتمال می تواند وجود داشته باشد که رودکی به سبب دوستی با ابوالفضل بلعمی از نظر نصر سامانی افتاده و دیگر نخواسته است که او را در دربار در مقام یک ندیم وشاعر محتشم نگهدارد.

اما این همه عقوبت سنگین و خونین رابه سبب دوستی با بلعمی نمی توان باور کرد. برای آن که عقوبت رودکی به مقایسهء جزای که به ابوالفضل داده شده است خونین تر و سنگین تر به نظر می آید. ابوالفضل بلعمی تنها از وظیفه بر کنار می شود در حالی که رودکی نه تنها جایگاه خود را به حیث ملک الشعرا از دست می دهد، بلکه بر چشمانش میل آتشین می کشند و بعد او را از دربار بیرون می رانند.

البته این نظر نیز وجود دارد که بر چشمان او میل نکشیده اند؛ بلکه سر او را روی آتش زغال آنقدر گرفتند که چشمان او از بینایی و روشنایی ماند. یک چنین نظری در مقدمهء دیوان او نقل شده است که م م گراسیموف پیکر تراش و انسان شناس شوروی پس از آن که قبر او را به سال 1956 شگافت به چنین نتیجه یی رسید.

غیر از این شماری بر این باور اند که رودکی مذهب اسماعیلی داشت و به این سبب او را نابینا ساختند. این روایت را نیز نمی توان به آسانی پذیرفت. برای آن که در دربار سامانیان آن تعصب مذهبی که در دربار سلطان محمود غزنوی وجود داشت، دیده نمی شد. حتی روایاتی وجود دارد که امیرنصر سامانی خود به مذهب اسماعیلیه گراییده بود . حتی در دربار او شماری از درباریان یا مذهب اسماعیلیه داشته اند و یاهم متمایل به آن بودند. پنداشته می شود که رودکی نیزاز این شماربود.

ابو عبدالله محمد بن حسن معروفی بلخی از شاعران عهد سامانی، با تضمین مصراعی از رودکی گفته است:

از رودکی شنیدم سلطان شاعران

کندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی

میر غلام محمد غبار مورخ بزرگ کشور، در جلد نخست کتاب « افغانستان در مسیر تاریخ » دربار سامانیان را نه تنها خالی از هر نوع تعصب مذهبی می داند ؛ بلکه آن را جایگاهی دانسته است که در آن بحث ها ومناظره های علمی نیزصورت می گرفت. او می نویسد:

« بخارا پایتخت سامانی با کتاب فروشی خود وکتابخانهء سلطنتی مرکز علمی آن روزهء آسیای وسطی به شمار می رفت، ابن سینا در همین جا بود که با آثار ارسطو وفارابی آشنا گردید. درباربخارا محل مناظرهء علمی بود که درآن تعصب نفوذ نداشت، تا جایی که می توان آن را جانشین دربار خلفای اولیهء عباسی تا قرن سوم و دورهء الواثق عباسی نامید.

جنبش طریقهء اسمعیلیه، که دراوایل مبلغ منطق و فلسفه وتساوی حقوق افراد و درعین حال ضد تسلط عباسی بود،( در اسیای وسطی«قرامطه» نامیده میشد» چنان که در قرن نهم و دهم در شرق قریب از طرف خلفای فاطمیه حمایت می گردید. در شرق وسطی نیز از طرف دولت سامانی به شکل موافقت آمیزی مقابله می شد. حتی امیر نصربن احمد سامانی خود پیرو این طریقه گردید.»

این که ابوالفصل بلعمی دوست و حامی رودکی چگونه مقام وزارت سامانی را از دست داد، ما جزییات مساًله را نمی دانیم. دراین صورت اگر بپنداریم که او هم متهم به داشتن تمایل به اسماعلیه بوده ، جانشین او ابوعبدالله جیهانی را نیز احسان طبری در کتاب برخی بررسی ها روشنفکر متمایل به اسماعلیه خوانده است. اگر جیهانی مرد متعصبی در برابر اسماعلیه می بود شاید این تصور را قوت می بخشید در حالی که چنین نیست. این احتمال نیز بسیار ضعیف به نظر می آید که رودکی به سبب داشتن مذهب اسماعیلیه به چنین عقوبتی گرفتار آمده باشد.

زرین کوب در کتاب« از گذشتهء ادبی ایران» در پیوند به چگونه گی کشور داری نصر بن احمد سامانی می نویسد که :« همه کار ها را بر وفق رسم پیشینیان به مشورت پیران کار می راند .» او درهمین زمینه از زین الاخبار گردیزی نقل کرده است که:« در درگاه اورسمها و آیینها همهء ممالک از روم وترکستان وهندوستان وچین وعراق وشام ومصر و زنج مورد مطالعه واقع می شد.»

زرین کوب در ادامهء بحث تصویری ارائه می کند از بخارای آن روزگار به قول ثعالبی در یتیمة الدهر:« در زمان آنها بخارا مرکز عظمت و کعبهء قدرت و مجمع بزرگان عصر به شمار می آمد.»

او خود در ادامه نوشته است که: عدهء بسیاری ار فقها و ادیبان در آن شهر می زیستند که به پارسی وتازی آثار ارزنده به وجود آوردند.بعضی از این امیران خود اهل فضل و ادب بودند واحیاناً در مجالس مناظره با علما هم شرکت می کردند.»

با چنین وضعیتی بسیار دشوار وغیر قابل قبول به نظر می آید که رودکی در دربار ابونصر قربانی یک تعصب کورمذهبی شده باشد!

افزون بر این در رابطه به میل کشیدن بر چشمان رودکی در دربار می توان پرسش های دیگری را نیز در میان گذاشت.

تا زمانی که نتوان به مدارک و شواهد گویا تری در زمینه دست یافت دشوار است که این همه روایت را همینگونه به آسانی پذیرفت؛ اما این امر که او را در سالهای اخیر زنده گی که برابر با سالهای اخیر زنده گی ابونصر نیز است ، از درباربیرون راندن و یا خود گوشه نشینی اختیار کرده است ،غیر از روایت تذکره نگاران، از شعر های شاعر نیز می توان نیز دریافت.

از این که ابوالفضل بلعمی به سال 326 از وزارت بر کنار گردید؛ بناً می توان گفت که رودکی در همین سال از دربار بیرون رانده شده است.

بدین گونه او سه سال زنده گی را در بیرون دربار به سختی به سر بر ده است.

رودکی نظم« کلیله و دمنه» را باید پیش از سال 326 تکمیل کرده باشد. برای آن که بلعمی خود در نظم این کتاب او را تشویق و یاری کرده واین پیش از آن است که او از وزارت بر کنار شده است .

از شعر فردوسی که در رابطه به « کلیله و دمنه» در شاهنامه چنین برداشتی صورت گرفته است که رودکی در هنگام نظم کلیله نابینا بوده است. برای آن که او به «گزارنده» یی نیاز داشته تا کلیله را برای اوبخواند تا او به نظم در آورد.

گزارنده را پیش بنشاندند

همه نامه بر رودکی خواندند

بپیوست گویا پراگنده را

بسفت این چنین در آگنده را

پیش از این نیز اشاره شد که « گزارنده» همان مترجم متن پهلوی است که کلیله را برای رودکی ترجمه کرده است. او زبان پهلوی نمی دانسته است. رودکی در هنگام نظم شاهنامه نا بینا نبوده است. این که کلیله در دربار نصر سامانی به نظم در آورده شده است، همه گان باوردارند. اگر شعر فردوسی را به نابینای رودکی توجیه کنیم. این امر می تواند به این مفهوم باشد که رودکی پس از آن که نابینا ساخته شده است، همچنان او را در دربار نگهداشته اند.ظاهراً این امر چندان منظقی به نظر نمی آید که او را به جرمی نابینا سازند وباز بخواهند که او همچنان در جایگاه خویش در دربار بماند. با در نظر داشت قدرت شاعری رودکی کلیله باید در مدت زمان کمتر از یک سال سروده شده باشد. این درست هنگامیست که روزگار همچنان به کام اوست. اوشاعر بزرگ دربار است ، نصر مهربان و چتر مواظبت وزیر دانشمند بلعمی بر افراشته.

کس چه می داند شاید در یک لحظه همه چیز دیگر گون شده باشد. دیگر نه نصر مهربان است و نه هم چتر مواظبت بلعمی بر افراشته، رودکی

به زادگاهش بر می گردد . به بنجرود در رودک سمرقند . این احتمال را هم می توان مطرح کرد که او در حالی به زادگاهش بر گشته که دیگر از آن همه دارایی چیزی در اختیار نداشته است. همه دارایی او باید ظبت شده باشد. برای آن که بسیار منطقی به نظر نمی آید که رودکی با آن همه دارایی که داشته در چند سالی به چنان تنگدستی گرفتار آید که این سالها(326-329) را زمان« عصا و انبان » توصیف کند.

. اگر عصا اشارهء به ناتوانی و کهنسالی اوست. انبان می تواند سمبولی تنگدستی وفقر جگر سوز اوباشد.

Low Vision کم بینایی یا

دقیقاً نمی دانیم که رودکی در چند سالگی چهره در پردهء خاک فرو کشیده است. برای آن که سال تولد او را نمی دانیم؛ اما پندارها چنین است که اودر سالهای میانی سدهء سوم هجری چشم به جهان گشوده است. با در نظر داشت سال خاموشی او329 می توان پنداشت که رودکی درآستانهء هشتاد ساله گی خاموش شده است. همچنان پیش از این گفته شد که او در هشت ساله گی قران بیاموخت و آن را از بر کرد وشعر گفتن گرفت. اگر بپذیریم که او در ده ساله گی به سرایش آغاز کرد، پس در آن صورت او کما بیش شصت و پنج سال شعر سروده است.

بر گردیم به قول رشیدی سمرقندی که شعر او را یک ملیون و سه صد هزار بیت دانسته است. در این صورت او باید هر سال بیست هزار بیت سروده باشد که هر روز می شود (54) بیت. این در حالیست که رودکی باید این کار را بدون گسستگی انجام داده باشد. هرچند سرودن پنجا تا شصت بیت در یک روز برای شاعری با طبع فورانی چون رودکی امر عادی و ممکن به نظر می آید ؛ اما ادامهء چنین کار مستدام در شصت واند سال خیلیها طاقت فرسا و دشوار می نماید. با در نظرداشت چنین کار فکری بزرگ و کم مانند است که می توان مساًلهء کم بینایی یا نیمه بینایی را در مورد رودکی مطرح کرد.

نوعی کاهش بینایی دو طرفه است Low Vision کم بینایی یا

که به میزان زیادی عملکردبینایی فرد را مختل می سازد. کم بینایی را نمی توان با روشهای متعارف پزشکی، جراحی و وسایلی کمک بینایی مانند عینک، لینز از میان برداشت. بجربه های علمی نشان داده است که

نیمه بینایی یا کم بینایی بیشتر به صورت کاهش وضوح دید و یا حدت بینایی به میان می آید وهم چنان می تواند به صورت کاهش میدان بینایی و حساسیت در برابر نور نیز ظاهر شود.

کم بینایی عوامل گوناگونی دارد. می تواندبه اثر مشکلاتی در هنگام زایمان پدید آید و یا هم به اثر صدماتی بر چشم و سالخورده گی و یا هم به اثر عوامل جانبی بیماری های دیگر ظاهر شود.

خدمات که در این زمینه به بیمار ارائه می شود نمی تواند علت ایجاد مشکل بینایی را از میان بردارد ؛ بلکه حد اکثر می تواند میزان و اندازهء بینایی باقی مانده را حفظ کند.

این که شاعرانی مانند حکیم ناصر خسروبلخی و دقیقی او را شاعر تیره چشم روشن بین خوانده اند می تواند بر همین دلیل استوار باشد که او در سالهای اخیر زنده گی به بیماری کم بینای گرفتار شده است.

با این همه آیا نمی توان این احتمال را مطرح کرد که رودکی در سالهای آخر زنده گی به سبب کهن سالی و این همه سرایش و کار طاقت فرسای فکری به کم بینایی یا نیمه بینایی مبتلا شده باشد! این امر بسیار پذیرفتنی تر به نظر می آید که بپنداریم یک روز امیر نصر از خواب بر می خیزد و فرمان می دهد که چشمان شاعر دلخوهش را نشتر بزنند و یا هم او را به وسیلهء شعله و حرارت زغال نابینا سازند.حتی اگر چنین افسانه یی را هم که بپذیریم نمی توانیم دلیل روشنی ارائه کنیم که چرا امیر نصر چنین کرد!!!

 

 

http://tajikpress.com



برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی - پنجشنبه دهم بهمن 1387

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه - پنجشنبه دهم بهمن 1387

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان - پنجشنبه دهم بهمن 1387

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما " - پنجشنبه دهم بهمن 1387

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران - سه شنبه هشتم بهمن 1387

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان - جمعه بیست و هفتم

دی 1387نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان - یکشنبه ششم بهمن

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 - پنجشنبه دهم بهمن 1387

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 - پنجشنبه دهم بهمن 1387

 

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 5:57 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


در اوخر ماه اپریل، نیروهای تقویتی شوروی در یک تلاش ناموفق کوشیدند به مزار شریف رخنه کنند. در آن هنگام، ناگزیر گردیدند پارتی جدید مهامات جنگی و مسلسل ها را با هواپیما از راه هوا برسانند. غلام نبی با آرزوی سازماندهی بهتر و عمومی عملیات، به ویژه هماهنگی نیروهای همدست افغانی و شوروی، ناگزیر گردید از طریق سفارت خود در مسکو تقاضای دستگاه های تلگرام نماید تا به نوبه خود بتواند با برادرش غلام صدیق (حتا هرگاه برای مثال در آلمان وضعیت امانیست ها در شمال، مقارن با اوایل ماه می، هنگامی که ابراهیم بیک لقی- رهبر گریزی باسماچی های آسیای میانه در افغانستان، با دسته های جنگی اش، به یاری حکومت سرنگون شده در مزار شریف شتافت، از این هم بدتر شد. مزار شریف محاصره شده و از منابع آب و خواربار محروم گردید. بازارها همه بسته شدند و زندگی از حرکت ایستاد. در این اوضاع، غلام نبی خان چرخی- فرمانده نظامی مزار شریف، به تدبیرهای سخت ابزاری و خشونتبار متوسل شد: به تاریخ یکم ماه می به دستور او شش تن از پویاترین مخالفان امان الله در ملای عام تیرباران شدند. اما سرکوبگری و خشونت نمی توانست گره از کار فروبسته او بگشاید.

غلام نبی، پیهم، تلگرام های نومیدانه یی به مسکو که آن جا برادر پریشان و نگران دیگرش- غلام صدیق بسر می برد، می فرستاد. غلام صدیق نومید به دامان و. تسوکرمان- مسوول بخش خاور میانه کمیساریای خلق در امور خارجه، چنگ انداخت. مگر او در چنین مسایل مهم، هیچ صلاحیتی نداشت.

پریماکف بار دیگر نیروهای تقویتی و مهمات از جمله نارنجک های دستی گازی تقاضا نمود. مگر باز هم چیزی به دست نیاورد[55]. تنها به تاریخ پنجم می از طریق مرز دومین دسته متشکل از 400 سپاهی شوروی، مجهز با شش دستگاه توپ و 8 میل مسلسل گسیل گردید. بر مواضع هواداران امیر [حبیب الله کلکانی- گ.] نیز ضربات هوایی وارد آورده شد. چند روز بعد، دفتر سیاسی حزب سرتاسری کمونیستی روسیه( بلشویک) یک رشته تدبیرهای فوری را برای گشودن گره فروبسته افغانی اتخاذ نمود که در میان این تدبیرها، انجام مانورها برای پنهان نگهداشتن دست داشتن شوروی ها در عملیات مزار، جایگاه برجسته داشت.

پیاده ساختن تدبیرهای زیر در نظر بود: پخش آوازه ها و گزارش هایی مبنی بر رخنه باندهای ابراهیم بیک به سرزمین شوروی و پرداختن آنان به تاراجگری و چپاول دار و ندار مردم. فروختن هواپیما به افغان ها؛ پخش اطلاعیه از نام غلام صدیق خان یا امان الله خان در باره استقلال و مبارزه با شبکه های جاسوسی بریتانیا؛ برگردانیدن نیروهای های رزمی شوروی پس از گرفتن پادگان دهدادی در مزار شریف. [56]

به گونه یی که در بالا یادآوری گردید، در عملیات دو دسته شوروی درگیر گردیده بود، که یکی از آن ها می بایستی به مرز شوروی از راه آقچه– اندخوی باز می گردید و در سر راه خود این منطقه مرزی را از سقاویست ها پاک کاری می کرد. برای اشغال میمنه و پوشش غلام نبی از سوی هرات به م. غوث که نیروهایش (شاید سخن بر سر بازمانده سپاهیان هراتی باشد که در ماه اپریل در نزدیکی قلعه نو سرکوب گردیده و از سوی مرزبانان شوروی بازداشت شده بودند) در نظر بود تا 500-600 نفر رسانیده شود، کمک هایی ارزانی شد و به وی بطریه توپخانه و ده دستگاه آتشبار با پرسنل شوروی و نیز مشاوران و مربیان شوروی داده شد. جنرال بازداشت شده که چندی در کوشکا بسر می برد، در پی به دست آوردن اجازه برای رفتن به افغانستان بود و ظاهرا به بهانه انجام دستورهای شجاع الدوله، استاندار نو هرات بود.

آن چه مربوط می گردید به غلام نبی خان، (که دسته اول اعزامی شوروی برای چندی نزد او مانده بود) او را برای ایجاد دسته های مختلط(پیاده نظام، سوار نظام، توپخانه، مسلسل چی ها) که توانایی پیشبرد اقدامات مستقل در محورهای جداگانه را داشته باشد، ترغیب می کردند. با این حال، از برنامه پیشین مبنی بر تشکیل نیروی ضربتی یی که شمار نفرات آن به یک لشکر برسد، صرف نظر گردیده و برخی تدبیرهای دفاعی در نظر گرفته شده بود.[57] یعنی درکل، با اتخاذ تدبیرهای یاد شده در بالا تاکتیک عملیات رزمی در شمال افغانستان به گونه چشمگیر دگرگون گردیده بود. این چنین تاکتیک امکان می داد برای چندی پیروزی عملیات افغانی– شوری را توسعه داد: طی ماه می سال 1929 غلام نبی خان چندین نقطه افغانستان شمالی را به دست آورد (پریماکف مقارن این هنگام دیگر به شوروی فراخوانده شده بود). اما هر چه بود امانیست ها نتوانستند بی تفاوتی و دشمنی بخش اصلی توده های باشنده استان های شمالی (ازبیک ها، تاجیک ها، ترکمن ها و نمایندگان دیگر اقلیت های تباری) را در هم بشکنند.

به گونه غیر منتظره یی خود امان الله در این کار نقطه پایانی گذاشت. وی که از هم میهنانش نومید شده بود و نتوانسته بود مبارزه هواداران خود را در حدود سر اسر کشور سازماندهی کند، به تاریخ 23 می افغانستان را ترک کرد و به گونه یی که روشن گردید برای همیشه.

نیروهای غلام نبی خان که در محیط مخاصم در انزوا عمل می کردند، چشم انداز سیاسی را هم از دست دادند. وانگهی پیشوا (غلام نبی خان) برای آن ها حق انتخاب ماندن در میهن یا جستجوی پناهگاه در آنسوی دیگر مرز افغانی- شوری را داد. خود وی به تاریخ 31 می 1929 با گروه کوچکی از هوادارانش (اندکی بیش از 100 نفر) به سرزمین شوروی بازگشت، که با خشونت در سطحی برابر با دیگر اشتراک کنندگان افغانی عملیات بازداشت گردید.[58]

پیش از این، به تاریخ 28 می دسته شوروی نیز فراخوانده شده بود که تلفات کلی آن (کشته و زخمی) به 120 نفر می رسید. آنچه مربوط می گردد به افغانی ها، باشندگان بومی استان های شمالی، شرکت کنندگان جنگ از دو طرف- امانیست ها و سقاویست ها- به خاطر این ماجراجویی هزاران زندگی پرداختند.

اقدامات رزمی پویا در شمال و پخش آوازه ها در باره شرکت مستقیم شوروی در نبردها موجب بر انگیختن نگرانی جدی دولت کابل شد: اداره سیاست خارجی بچه سقا به کادار (شارژ د آفیر) شوروی- ا. ریکس، به گونه مقتضی برخورد کرد. دیپلمات های شوروی در کابل در وضع بس دشوار و حتا خطرناکی قرار گرفته بودند و هیچ چاره دیگری جز این نداشتند که «آوازه های تحریک آمیز» را رد کنند و حتا به وارد آوردن اتهامات متقابل مبنی بر همراهی [جانب افغانی-گ.] با یورش های دهشت افگنانه دسته های باسماچی ها به سرزمین شوروی دست یازند.

مگر بزرگترین ترفندی که رژیم کابل به آن دست یازید، تقاضای دگرباره به رسمیت شناختن دیپلماتیک رژیم از سوی شوروی بود. با آن که بچه سقاء به تاریخ 26 می در پایتخت گردهمایی یی را با اشتراک شمار زیادی از هواداران خود که خواستار جنگ با شوروی بودند، برپا کرد. ادعای سیاسی سقاویست ها نومیدانه هم نبود- در رهبری شوروی در ترازهای مختلف، برای تغییر موقف در قبال رژیم کابل آماده بودند. برای مثال؛ در نشست کمیساریای خلق در امور خارجه به تاریخ 3 جون سال 1929 تصمیم گرفته شدکه به رفیق ریکس رهنمود داده شود بهانه یی بیابد تا برای بچه سقاء افاده دهد که در صورت تحکیم و گسترش حاکمیت وی، به رسمیت شناختن آن از سوی شوروی منتفی نیست و در این حال بر عدم مداخله ما در مبارزات درونی افغانستان تاکید نماید»[59].

برون رفتن دسته های غلام نبی از استان های شمالی افغانستان، در این جا خلای قدرت به میان آورده و موجب بی نظمی شد. برای پایان بخشیدن به این وضع، ریش سپیدان بومی ارگان موقت خود گردانی محلی (منطقه یی) را بر گزیدند که حسن نیت خود را به کابل اعلام داشت- اعضای آن حتا از بچه سقا درخواست کردند تا استاندار نظامی نوی به به مزار شریف گسیل دارد. همراه با آن، حاکمیت جدید و بازرگانان بومی متمایل به آن بودند تا مشی کاملا مستقلانه یی را پیش ببرند. از جمله در زمینه مسایل مناسبات سیاست خارجی. برای مثال، روشن است که آن ها به رییس بخش منطقه یی اداره کل سیاسی حوزه سرخان دریا با خواهش گسیل هر چه سریع تر نمایندگی دیپلماتیک شوروی به مزار شریف و همچنین از سر گرفتن روابط تجاری با شوروی، رو آوردند.[60]

در این میان، دردسرهای نه کمتری را پیامدهای دیگر کارزار مزار تشکیل می دادند: روحی- اخلاقی، اجتماعی و مانند آن. در آسیای میانه شوروی، در گام نخست در نواحی مرزی چندین صد نفر شرکت کنندگان افغانی «لشکرکشی» شمال آمده بودند: نزدیک به 150 نفر، که همراه با غلام نبی خان آمده بودند، در تاشکنت بودند. بیش از 100 نفر در گروه محمد غوث خان بودند، که پس از بازداشت به عشق آباد برده شدند. سر انجام، ده ها تن از میهن پرستان افغانی- هوادارن امان الله که از اروپا آمده بودند، تا چه رسد به شمار بسیار افراد عادی(کارگران، گریزیان، بازرگانان، کاروانچی ها و دیگران) که به عملیات فغانستان شمالی جلب شده و بر حسب تصادف پای آنان به آن کشانیده شده بود.

بسیاری از شرکت کنندگان نبردها نه تنها از اسلحه شان، بل نیز از اموال شخصی (پول و اسب های شان) محروم شده بودند که بدون آن حتا بازگشت شان به خانه برای شان مساله بود. به ویژه جوانان افغانی با سواد و افسران کادری، همچنین دانشجویان پیشین آموزشگاه های نظامی شوروی در وضع بس دشواری قرار گرفته بودند- این ها که گروه بیشتر آگاه شرکت کنندگان عملیات مزار به خاطر کاغذ بازی بیش از حد و نا به سامانی اداره های شوروی در بی سرنوشتی به سر می بردند و حتا ناگزیر به آواره شدن در شهرهای نوارمرزی شوروی بودند.

پایان نامیمون عملیات مزار و به ویژه رفتار استراتیژیست های کرملن در لحظات سرنوشت ساز آن، ها ضربه روانی جدی یی برای امانیست بود. مگر با نداشتن گزینه دیگری، آن ها ناگزیر به سرو کار داشتن با مسکو بودند. برای چندی تقریبا تا اواخر تابستان 1929 حلقه رهبری امانیست ها امیدوار بودند که پادشاه پیشین به میدان مبارزه پویا باز می گردد- برای مثال، غلام نبی خان می پنداشت که امان الله از ایتالیا به ترکیه می آید و از آن جا می تواند به مسکو برسد. مگر چنین اندیشیه یی به میل جانب شوروی که دیگر در افغانستان مشی دیگری را پیش گرفته بود، نبود. نادر خان- وزیر حربیه پیشین امان الله خان- ناسیونالیست با نفوذ پشتون، در این برهه، مهره امید بخش تری می نمود.

رخدادهای افغانی سال 1929-اوایل سال های دهه 1930 به گونه جدی بر سیاست خارجی و حتا سیاست داخلی شوروی تاثیر نمودند. در گام نخست، تضعیف قدرت مرکزی در افغانستان و تغییر وضع اقتصادی در این کشور، در کل و در مناطق جداگانه آن به خصوص دیپلماسی شوروی و نهاد های بازرگانی خارجی این کشور را بر انگیخت تا کار را در استان ها و نواحی هم مرز پویا تر سازد.

نخستین اقدام از این دست اقدامات، مصوبه دفتر آسیای میانه کمیته مرکزی حزب سراسری کمونیستی روسیه شاخه بلشویک تاریخی 22 اپریل 1929 (سند در روز اشغال شهر مزار شریف از سوی دسته های افغانی- شوروی تصویب شده بود) در باره وضع و وظایف آینده کار در مناطق مرزی افغانستان بود. طبق تصویب نامه در گستره پهناور مرزی که در بر گیرنده مناطق قره لوق، قزل آیاق، کرکن و برخی نواحی دیگر بود، کاهش چشمگیر مالیات کشاورزی (تا 3/1)، و افزایش وام دهی امتیازی با شرایط سهل و مساعد برای بینوایان و ....، پیش بینی شده بود. در عین زمان، رژیم فعالیت های اقتصادی مهاجران چندی سختر شده بود. از نزد آنان مالکیت چاه های گرفته شده و صدور قره گل و پشم ممنوع شده بود[61]. مگر سختگیری همگانی نبود: برای مثال؛ عشایر افغانی(پشتونی) درانی، و غلزایی مانند گذشته در مرز شوروی به دام چرانی می پرداختند. این در حالی بود که مالیات برای آن ها تا 50 درصد کاهش یافته بود.

زنامنسکی- نماینده تام الاختیار کمیساریای خلق در امور خارجی در ازبیکستان در آستانه فروخفتن جنگ داخلی چنین نتیجه گیری کرد: «مطمین ترین وسیله اجرای وظایفی که در برابر ما گذاشته شده است، توسعه پیوندهای اقتصادی و کشانیدن حقیقی ولایات شمالی افغانستان به مدار تجارت شوروی است».[62] درست در همان هنگام، در اوایل اکتبر 1929 اجازه بازگشایی نمایندگی تجاری شوروی در مزار شریف، چیزی که خود افغانی ها آن را می خواستند، داده شد. پیش از این، سر از آغاز بهار سال 1929، جانب شوروی آغاز به بهره برجستن از زمینه مساعدی که در نتیجه برهم خوردن پیوندها میان مناطق جدا گانه افغانستان و نیز افغانستان وهند بریتانیایی پیش آمده بود، کرد. سود ویژه یی در بازار با ارزش ترین مواد خام افغانی- قره گل نوید داده می شد: با مسدود شدن راه های تجاری به سوی کابل و پیشاور، در مناطق شمالی افغانستان، پارتی های زیاد قره گل انبار شده بود. بنا به سنجش نمایندگان دیپلماتیک شوروی، ظرفیت دورنمایی بازار قره گل در سال 1929 به 800 هزار تخته پوست می رسید که تقریبا 400 هزار تخته آن می توانست موضوع عملیات باهمی با مشارکت شوروی شود.[63]

توجه ویژه یی به مهاجرت فرامرزی، از جمله به مهاجران نیروی کاری از افغانستان مبذول می گردید. با چندی تاخیر (در اکتبر1929) مقررات کنترل مهاجران و مکانیزیم های اقتصادی بهره جستن از آنان، تدوین شده بود: در موسسات دولتی آمارگیری همه کارگران از افغانستان (و همچنین از ایران) پیش بینی شده بود. همچنان ثبت آن ها هنگام گذر از مرز شرط حتمی اشتغال گردیده بود. همچنان ترتیب نو محاسبه کاری پرداخت کارمزد با مهاجران این کتگوری نافذ شد: به آن ها اجازه داده شد که تا 25 درصد دستمزد خود را به خارج بفرستند و با 30– 40 در صد دستمزد در کشور متوقف فیها کالاهای صنعتی به دست بیاورند[64]. این چنین طبیعی سازی به میزان معینی مهاجران را به نظام کشاورزی روسیه آسیایی وابسته می ساخت، با آن که درکل منافع متقابل کارگران و کشورهای کار فرما را به سنجش می گرفت.آخرین محدودیت این که برای شوروی مهم بود تا بیرون بردن چرونس ها(اسکناس ها یا بانکنوت های ده روبلی)را به خارج معدود سازد.

باید اعتراف کرد که کارگران گریزی از افغانستان مسلما برای شوروی سودمند بودند- از آن ها در پنبه کاری و دیگر زمینه های توانفرسا کارگرفته می شد. به این علت مهاجران کاری از کشور همسایه به شیوه های گوناگون تشویق می شدند. با آن که به گونه یی که از روی اسناد آورده شده در بالا بر می آید، این کار از دیدگاه اداری و اقتصادی تنظیم می گردید و ابعاد آن با توجه به بی ثباتی اجتماعی-سیاسی یی که سال ها در نوار مرزی افغانی- شوروی حفظ گردیده بود، کنترل می گردید.

مگر تشبث جانب شوروی در محور افغانی نمی توانست مجموع کامل مسایل سابق و به مسایل به سرعت در حال انباشت در سرزمین های آسیای میانه یی خود شوروی را مانند: رکود زندگی اقتصادی، تشنجات تباری- سیاسی و مهاجرات های غیر قابل کنترل را حل بکند.

رویدادهای افغانستان، مسکو را به بازنگری بنیادی سیاست شوروی سازی سریع این استان های امپراتوری روسیه پیشین وادار کرد. قدرت های منطقه یی هم دست روی دست نگذاشته، ننشسته بودند. فیض الله خواجه یف- رییس حکومت ازبیکستان به شورای کمسیاریای خلقی اتحاد شوروی با پیشنهاد اجرای یک رشته اقدامات در حد 30 کیلومتری نوار مرزی، رو آورد: بهبود سیستم بهره برداری از زمین، به شمول مکانیزیم های حمایت مالی-اقتصادی از تولیدکنندگان کشاورزی (وامدهی بلندمدت، پخش کود، ایجاد شبکه های مراکز کرایه دهی، مراکز دامپزشکی و ترمیم) ارایه امتیازات مالیاتی برای باشندگان بومی (کاهش مالیات کشاورزی به میزان 3/1، و در گوسفندپروری یا دامداری به نیم آن) ایجاد ساختمان های همگانی چون بیمارستان، راه، دبیرستان، توسعه شبکه های بازرگانی دولتی و تعاونی، وارد ساختن کالاهای صنعتی برای ایجاد موانع کالایی در برابر قاچاقبری از افغانستان.[65]

یکی از پیامدهای مهم در واقع جیوپولیتیکی رویدادهای افغانی و تحولات انتوپولیتیکی در افغانستان، حل مساله بالا بردن سطح دولتی تاجیک ها که در سرزمین شوروی زندگی می کردند، شد.[66] به تاریخ 16 اکتبر 1929 منطقه خودمختار تاجیکستان که در بافتار جمهوری سوسیالیستی شووری ازبیکستان شامل بود، در سیمای جمهوری شوروی در آورده شد.

مقارن با اواخر سال 1920 افغانستان یکی از بی ثبات ترین کشورهای خاور گردیده بود: فرمانروای نو- امان الله که در سال 1919 توانسته بود استقلال کامل کشورش را احیا نماید، در آینده با اصلاحات نسنجیده و پرشتاب خود آن را (کشور را) به بن بست کشید. همچنان عقب ماندگی سیاسی- اجتماعی جامعه سنتی افغانی، محدودیت ذخایر درونی و خارجی آن، حمایت ناکافی از اصلاحات از سوی لایه های اندکشمار اجتماعی نو بر روند رخدادها تاثیر داشت. سر انجام، نقش بس زیانباری را بلندپروازی فوق العاده و رفتارهای شخصی دیگر خود امان الله بازی کرد که بر وی مزاحمت می کرد تاکتیک مقتضی یی را برای دگرگونی های بورژوازی- لیبرالی در افغانستان تدوین نموده و اصولا به گونه مناسب روابط کاری و شخصی با احاطه نزدیک خود برپا نماید و همچنین حسن سلوک با مردم خود (که به خاطر آن اصلا اصلاحات بی مانند برای کشور خود و به پیمانه یی هم برای همه خاورزمین را آغاز کرده بود) را پیش گیرد.

شور نوجوانی و همراه با آن انگلیسی ستیزی زودهنگام شاه، پیامدهای بینش ناسیونالیستی- لیبرال، صفات شخصی پادشاه اصلاحگر (تیپ او که مسلما در سپهر سیاسی افغانستان و حتا سراسر خاور نو و غیر عادی بود) به پیمانه زیاد نه تنها در زندگی موجب بر انگیخته شدن پدیده «انقلاب» شاهی افغانی سال های دهه 1920 شد، بل نیز شکست و فروریختگی و تحول آن به یک سلسله جنگ های میهنی و درگیری های اتنوپولیتیک را به دنبال داشت که این جنگ ها به دشوار تنها در میانه های سال های دهه 1930، فروکش کرد.

به واژگونی رژیم امانی عوامل خارجی نیز مساعدت کردند. امان الله خان و هواداران وی نمی توانستند خلاقانه از تجربه های اصلاحات که در آن هنگام در کشورهای دیگر خاور- ایران و ترکیه اجرا گردیده بود، بهره گیری کنند. همان گونه که نتوانستند بیشتر مشخص از کمک های مستقیما ترکیه (در زمینه های نظامی و آموزشی) استفاده نمایند.

نقش روسیه شوروی در مسایل افغانی عملا از این هم متناقض تر تبارز نموده بود: در روابط میان دو کشور همسایه، اعتماد متقابل به تراز همپیمانی نرسید. امان الله تا اواخر فرمانروایی خود برای جانب شوروی یک پارتنر سخت (پرزحمت) ماند. راستش وضعیت در افغانستان به خودی خود به گونه عینی در بر گیرنده یک رشته کامل درد سرها و چالش های دارای بار سیاسی- اجتماعی، اقتصادی و حتا نظامی بود.[67] اختلاف در رفتارها و روش های اداره ها و ساختارهای گوناگون که به گونه مستقیم یا غیر مستقیم با پیشبرد سیاست شوروی در خاور و به گونه مشخص در افغانستان پیوند داشت، و در سراسر سال های دهه 1920 تداوم داشت، مانع حل درست مسایل می گردید.[68] برای مثال، کمیساریای خلق در امور خارجی به ویژه اپارات مرکزی آن، به گونه پیگیرانه مشی حمایت دولتی از رژیم کابل نمونه سال 1919- اوایل سال 1929 پیش می برد. نهادهای نظامی امنیتی و انتظامی شوروی و در گام نخست استخبارات که بهتر از همه از وضعیت راستین امور در افغانستان آگاهی داشتند، موقف بیشتر بد بینانه داشتند و برای سناریوهای الترناتیف تحول اوضاع در این کشور آماده می شدند.

رژیم امان الله که از دیدگاه شکل خود شاهی مشروطه و از لحاظ محتوای اقتدارگرا- اصلاح طلب بود، در قاموس انقلابی- رمانتیک و هرگاه درست تر سخن بگوییم، ماجراجویانه کمینترن که مقارن با اواخر سال های دهه 1920 از آخرین پایگاه خود به عنوان ستاد بین المللی انقلاب جهانی محروم گردیده بود، نمی گنجید. در طبقه بندی های کمینترن- که مقارن با این زمان، به یک نهاد دست دوم سیاسی- تبلیغی- انالیتیک در بافتار زیرساخت بین المللی- سیاسی رادیکالیزم چپ مبدل گردیده بود، به افغانستان نقش کشوری داده می شد که بسیار کم با منطق واقعی توسعه آن پیوند داشت. هم تیوریسن های برجسته کمینترن و هم حلقه های پایینی خبرگان- تحلیلگران آن که عملا برای تحقق فیصله های این سازمان آماده شده بودند، عهد امان الله را مرحله سپری شده می انگاشتند.

رخدادهای سال های دهه 1920 که در نفس خود پدیده های بینظیر و برجسته بودند، زمینه ساز پدیدآیی اشکال جدید اقدامات سیاسی و تحرکات قسمی در اقتصاد و دیگر عرصه های زندگانی افغانستان گردیدند. البته، نه همه این ره آوردها در واقعیات افغانستان آن برهه تایید گردیدند. مگر رد پای با اهمیت ترین نوآوری های عهد امان الله خان در یاخته های اجتماعی و آگاهی تاریخی جامعه افغانستان ماندگار ماند.

تجربه افغانستان– هم مثبت و هم منفی آن– اهمیت کانتکست تمدنی و جیوپولیتیک آسیای میانه یی، همریشگی تاریخی و پیوندهای متقابل سرنوشت های توده های باشنده افغانستان و کشورهای همسایه را به نمایش گذاشت. مگر همین تجربه، بارها نوارهای حفظ شده تفاوت میان کشورها و مناطق در مرزهای آسیای میانه (ترکی- تاجیکی) و آسیای جنوبی (به خصوص پشتونی) را تایید کرد و تا به امروز نورم های رفتارهای اجتماعی گروه های کامل تباری و لایه های اجتماعی را تعیین می نماید.

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .این پژوهش باحمایت قسمی اکادمی بریتانیا انجام یافته است-SG32383

[2] .امامف، ش.،«تاریخ افکار اجتماعی در افغانستان در نیمه دوم سده 19– نیمه اول سده 20»، مسکو، دوشنبه، 2001

[3] .نظراف،«جنبش های اجتماعی سال های دهه 1920 درافغانستان»، دوشنبه، 1982

[4] . بابا خواجه یف، م.آ.، اوچرک تاریخ اجتماعی اوایل سده 29 افغانستان- تاشکنت، 1975 .

[5] . کنیازف، ا. ا.، بحران افغانی و امنیت آسیای میانه(سده نزدهم-اوایل سده بیستم)، دوشنبه، انتشارات دانش، 2004

[6] .کارگون و.،«افغانستان: سیاست و سیاستمداران»، مسکو، 1999، و نیز «تاریخ افغانستان- در سده بیستم»، مسکو، 2004

[7] . یو. و. بوسین افغانستان: «جامعه سیاسی و حاکمیت دولتی در چهارچوب تاریخ»، مسکو، 2002

[8]. Sykes, Percy. A History of Afghanistan- v. 1-2, 1940

[9] . Ghani, Abdul A Brief History of Afganistan –Lahore, 1989

[10] .Ghobar M.G.M Afganistan in the Course of History Vol. Two-Herndon, 2001

[11] .ادعای نصرالله را می توان با توافق انجام شده در 1901 توضیح داد که آن را داکتر عبدالغنی در اثر خود زیر نام «تاریخ فشرده افغانستان» بازگو نموده است. پس از مرگ عبدالرحمان خان در 1901 مساله تخت نشینی و تاجپوشی پدید آمد. خود عبدالرحمان خان می پنداشت که تخت باید از آن کسی باشد که سزاوار آن است که خود وی را پیش از مرگ خود خواهد گماشت و یا با نفوذترین چهره های کشور وی را برخواهند گزید. سزاوارترین نامزد، پسر بزرگ امیر- حبیب الله خان شمرده می شد. مگر مادر وی از خاندان شاهی نبود. از این رو، پسر دیگر امیر- شهزاده نصرالله مدعی تخت بود. سردار بس بانفوذ عبدالقدوس خان اعتمادالسلطنه توانست جلو درگیری بر سر قدرت را بگیرد-او موفق شد میان برادران تفاهم به وجود بیاورد: حبیب الله به تخت نشست و نصرالله ولیعهد اعلام گردید. نه کدام پسر امیر جدید حبیب الله. توافق نامه در زمینه از سوی حبیب الله خان در حاشیه قرآن امضاء شد. نگاه شود به: عبدالغنی، ص 597.

ن.م. گوریچف-کارشناس سرشناس شوروی در زمینه مسایل اقتصادی افغانستان بر آن بود که رخدادهای 21-28 فبروری 1919 را می توان چونان «کودتای جوانان افغان» ارزیابی کرد. مگر اسناد و مدارک دست داشته اجازه می دهند این گونه برداشت را بیش از حد «قاطعانه» پنداشت. نگاه شود به: گوریچف: «افغانستان – برخی از خصوصبات توسعه اقتصادی-اجتماعی توسعه»،1919-1977، مسکو، 1983، ص 43.

[12] .عبدالغنی که مدت ها در افغانستان زندگی کرده و ویژگی های جامعه افغانی را نیک می دانست، بنیه رهبری امان الله خان و تجربه حیاتی وی را از آوان نشستن به تخت را با شک و تردید ارزیابی می کرد. وی همچنین می پنداشت که دیدگاه های استاد عقیدتی امان الله- محمو بیک طرزی نه در همه موارد اوضاع راستین جامعه افغانستان در اواخر دهه دوم سده 20 را بازتاب می داد. از جمله، وی را تصورات ایده آلیزه شده طرزی در باره عشایر پشتون به عنوان ملت واحد، می آزرد. خود عبدالغنی که سهم چشمگیری در زمینه روشنگری و پیشرفت در افغانستان، ادا کرده بود، بر آن بود که «متحد ساختن عشایر افغانی بایستی شرط لازمی توسعه شود، اما این کار تنها در شرایط رهبری صلح آمیز و سیستم مترقی روشنگری اجتماعی که برای آن دست کم نیم سده لازم است، ممکن می باشد.»- نش به: Ghani,Abdul. A. Brief History of Afganistan.- Lahore, 1989.- P.733.

[13] .مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 84، پوشه 80، برگ های 14-15.

[14] .رویدادهای سال های دهه 1920 در بخارا، ره آورد یک مجموع کامل از علل و عوامل گوناگون شد که در شمار آن لغزش های جدی اقتصادی حکومت شوروی جای ویژه یی داشت. نماینده دایمی روسیه شوروی در جمهوری شوروی خلق بخارا صادقانه سیمای بحران را نشانگر شد: «بخارا را در بوتل گذاشته و دهن آن را بسته و می خواستند که «بخارای مستقل و آزاد» شگوفا گردد.

دهقانی که از کشت پنبه، کارسازی قره گل و پشم و جمع آوری ریشه شیرین بویه رها شود، چه کاری برایش می ماند. خود را با چه دمساز دارد؟ - روشن است برای او راه دیگری جز رفتن به سوی باسماچی ها نمی ماند.»- مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 17، پرونده ویژه84، پوشه 338، برگ های 30-34.

[14] .India office Library and Records, L/P&S 10/ 1285.Ali AHMAD. The Fall of Amanullah. -P. 20 back.

[16] .مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 84، پوشه 405، برگ 6. باید یادآور شد که رهبری افغانستان با گسیل سپاهیان به شمال در سال 1922، افزون بر دلایل «نظامی- استراتیژیک»، دلایل اقتصادی را نیز در نظر داشت- در ولایت مزار شریف در آن فصل محصولات خوبی برداشت شده بود. در حالی که در آن هنگام استان های کابل و قندهار با کمبود روبرو بودند و تامین مالی واحدهای نظامی در آن جا ها دشوار بود.

[17] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 84، پوشه 338، برگ 91

[18] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 84، پوشه 338، برگ 84.

در سال 1919 اختلافات افغانستان و روسیه در زمینه سرنوشت مرزهای امپراتوری روسیه پیشین چنان تیره بود، که امان الله انگلیس ستیز تلاش کرد با انگلیسی ها در باره کمک آن ها به بخارا و خیوه به توافق برسد. محمود طرزی- رییس اداره دیپلوماتیک افغانی با چنین تقاضایی به همفریس- سفیر بریتانیا در کابل رو آورد. طرزی ایده ایجاد دولت پوشالی میان افغانستان و روسیه را مطرح کرد و برای این هدف از انگلیس ها 6 هزار تفنگ درخواست کرد. مگر جانب افغانستان دوباره پاسخ رد گرفت.

Marwat, Fazal– ur –Rahim. The Evolution And Growth of Communism in Afghanistan (1927-1979) : an Appraisal. –Karachi, 1997-p-93.

[19] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 84، پوشه 241، برگ های 25 -26. در گزارش تدوین شده عنوانی نماینده دایمی روسیه شوروی در افغانستان تاریخی 10 فبروری1922، دبیر نظامی وابسته به نمایندگی دایمی ا. ریکس نوشت: «کاملا می توان فرض کرد که جنبش تهاجمی ما به سوی جنوب و جنوب- خاوری، برای مدت طولانی در کوشکا پایان یافته است. از دیدگاه عملیاتی هم ادامه آن ضروری به نظر نمی رسد. من در عین حال نمی توانم به واگذاری آن به افغانستان- دولتی که هیچ وقت قابل اعتماد کامل نبوده و همواره سیاست هایی دوپهلو پیش برده است؛ حتا در هنگامی که بهترین مناسبات دوستانه برقرار بود، در سایه ایده های پان اسلامیسیم که در میان اشخاصی که بر سر قدرت بودند، از یک سو، و تمایلات مبنی بر گسترش سرزمین خود، از سوی دیگر؛ موافق باشم. چیزی که قسما دلیل آن بروز جنگ افغان- انگلیس در سال 1919 و سرانجام سنگ اندازی های هند بریتانیایی است که با بهره گیری از هر امکانی، افغانی ها را به فکر آسان بودن بهره جستن از سرزمین های ما در ترکستان و کاسپین بر می انگیرد.». مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 84، پوشه 241، برگ 21.

[20] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 7، پرونده ویژه 84، پوشه 339، برگ های 34-33.

[21] .مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 544، پرونده ویژه 1، پوشه 9، برگ4.

[22] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 544، پرونده ویژه 1، پوشه 9، برگ 21.

[23] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 544، پرونده ویژه 1، پوشه 9، برگ11

[24] . همان جا، برگ 21.

[25] . این ملاحظه جالب در یکی از اسناد چپی های بخاری (« طرح سازمان انقلاب بخارا» تاریخی 12 نواکبر 1921 عنوانی کمینه مرکزی حزب سراسری کمونیتسی روسیه شاخه بلشویکی بازتاب یافته است. مرکز نگهداری و بررسی اسناد، فوند 17، پرونده ویژه 84، پوشه 97، برگ های 86-87.

[26] . جنبش «جوانان افغان» در خود افغانستان در اوایل سده 20، به میان آمد که ایدئولوگ آن محمود بیک طرزی- یکی از هواداران امیر آینده– امان الله بود. آن چه که مربوط می شود به «کمیته مرکزی انقلابیون جوان افغان» در بخارا، ابتکار ایجاد آن در 1920 از سوی بلشویک ها بود که بیشتر از همه به حزب انقلابیون جوان بخارا-سازمان خرده بورژوازیی که پس از دوره کوتاه مستقل به حزب کمونیست بخارا در همان سال 1920 پیوند شده بود. یادداشت گزارنده: شماری از پژوهشگران افغانی از جمله استاد لطیف ناظمی بر نفس موجودیت نام «جوانان افغان» تردید دارند و آوند می آورند که هیچ گونه سند و مدرکی در باره این که گروهی در دوره های فرمانروایی حبیب الله خان و امان الله خان به این نام خوانده شده باشد، در دست نیست. مگر، البته، موجودیت حلقه یی از هواداران آزادیخواه و مشروطه خواه در پیرامون امان الله خان و محمود طرزی را تایید می کتتد. شماری هم این نام را از ساخته ها و پرداخته های روانشاد استاد حبیبی می خوانند. هر چه است «جوانان افغان» به هیچ رو نام کدام حزب یا سازمان یا جریان و جنبش سیاسی افغانی نبوده است. شاید هم گروه کوچکی از حواریون امان الله خان و هم اندیشان طرزی به تقلید از جوانان ترک خود را جوانان افغان می خوانده اند. بی آن که چنین نامی در جایی قید گردیده باشد. پسان ها هم روانشاد استاد حبیبی آن ها را به این نام یاد کرده اند. هر چه باشد، در واقع، هیچگونه پیوند ایدئولوژیک و باوری و نیز هیچ وجه مشترکی در اهداف و آرمان های جوانان ترک و جوانان افغان، دیده نمی شود. از این رو، اطلاق این نام بر حلقه هواداران امان الله- طرزی شاینده نمی باشد.

[27] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند،17، پرونده ویژه 84، پوشه 242، برگ15.

[28] . همان جا، فوند 544،پرونده ویژه 3، پوشه 47،برگ 19

[29] . همان جا،فوند 495،پرونده ویژه 154، پوشه 98، برگ61.

[30] . همان جا، فوند 17، پرونده ویژه 84، پوشه 201، برگ 40.

[31] . همان جا، فوند 495، پرونده ویژه154 ، پوشه 98، برگ 7.

[32].Afghanistan Strategic Intelligence British Records 1919-1970 V.1.Ed:Anita L.P. Burdett.-Archive Editions,2002-P.198

[33] .مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 495، پرونده ویژه 154، پوشه 98، برگ 53.

[34] . به گمان بسیار منظور نویسنده از حلقه یی است که سرور جویا در هرات ایجاد نموده بود-گ..

[35] .همان جا، برگ های 70-72. در باره این موضوع نگاه شود به: و.س. بویکو، روسیه شوروی و گروه های چپگرای افغانی در سال های دهه 1920،// اننالی، انستیتوت خاورشناسی اکادمی علوم روسیه، مسکو، 1995، جلد دوم، برگ های 74-81.در تاریخ نگاری میهنی مسایل تاریخ جنبش چپگرایی، ا. هایفیتس در زمینه مطالبی نوشته است. نگاه شود به: هایفیتس، «رشته های حسن همجواری و برادری گسست ناپذیر»(به مناسبت شصت سالگی نخستین قرار داد افغانستان و روسیه)// آسیا و افریقای امروز، مسکو، 1981، شماره2، برگ های 18-21، شیوه تحلیل هایفیتس در زمینه مساله مورد نظر از سوی م. ولودارسکی- خاورشناس روسی دیگر که به خارج مهاجرت کرده بود، به تازیانه انتقاد بسته شده است. مگر ولودارسکی خود کدامین دلایل نو و اطلاعات در باره موضوع یاد شده ارایه نکرده است. نگاه شود به میخاییل ولودارسکی، شوروی ها و همسایه های جنوبی شان ایران و افغانستان در سال های 1917-1933، لندن، 1985.

یادداشت: این کتاب از سوی گزارنده- آریانفر به دری ترجمه و از سوی انتشارات «پامیر» در دهلی نو و انتشارات «میوند» در پیشاور به چاپ رسیده است.

[36] . تنها شکست امانیست ها و رشد دهقانان و دیگر جنبش های اپوزیسیونی در افغانستان در اواخر دهه 1920- اوایل دهه 1930 بار دیگر مسکو را-دقیق تر رمانتیک های سیاسی از کمینترن را به اندیشه ایجاد حزب انقلابی افغانی بر انگیخت.

[37] . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند رفرنتوری در باره افغانستان، پرونده ویژه12، پرونده 69، کارتن 156، برگ 17.

یک منبع دیپلوماتیک شوروی یاد آور می شود که عمرخان- ناسیونالیست افغانی به سوی شوروی جهتگیری دارد، هر چند با امان الله که «...به باور جناح چپگرای جوانان افغان، ارتش را نادیده گرفته و بیش از حد زیر تاثیر محافل ارتجاعی رفته است»، نظر خصمانه دارد.- همان جا، برگ18.

[38] . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند دبیر خانه کاراخان، پرونده ویژه12، کارتن 71، پوشه 75، برگ38 . تدوین کنندگان گواهی نامه «اطلاعات کوتاه در باره افغانستان» (بخش خاور میانه کمیساریای خلق در امور خارجی) تاریخی ... می 1929، روشن است بر مقاله «دلایل اقتصادی شورش در افغانستان»، که در ماه فبروری همین سال در مجموعه مقالات: مسایل کشاورزی، کتاب نخست، مسکو، 1929، برگ های107- 115، چاپ شده بود، تکیه داشته اند.

[39] . برای به دست آوردن اطلاعات مفصل تر نگاه شود به:

Boyko V. On the Margins of the Armanullah Era in Afghanistan : the Shughnan Rebbelion of 1925// International journal of Central Asian Studies.

-Seoul, 2002—V.7.

[40] . Ghani,Abdul.A. Brief History of Afganistan.- Lahore, 1989. P.747.

[41] . Ghani, Abdul. A.Brief History of Afganistan.- Lahore.1989/ P-/187

[42] . بایگانی سیاست خارجی فدراتیف روسیه، فوند رفرنتوری در باره افغانستان، پرونده ویژه11، پوشه 151، کارتن 67، برگ 12. غلام نبی پیشنهاد بهره برجستن از پرسنل قنسولگری افغانی در تاشکنت برای ثبت نام و راجستری هم میهنان خود و ریش سپیدان کولونی های افغانی را کرد. در حالی که جانب شوروی بیشتر بر فرمول ایجاد کمیسیون مشترک مگر قانونی پا می فشرد.

[43] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 17، پرونده ویژه 162، پرونده 7، برگ39.

[44] . L/p&S/1285, Ali Ahmad, the Fall of Amanullah. – P.38back.

به گونه یی که علی احمد می نویسد، به قنسول روسیه در مزارشریف فرمان داده شد که به خزانه هرات یک میلیون روپیه برای پرداخت این مبلغ به امان الله خان بفرستد- همین منبع ص37.

[45] . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند رفرنتوری در باره افغانستان، پرونده ویژه 11، کارتن 68، برگ 25.

[46] . همان جا، فوند 17، پرونده ویژه 162،کارتن7، برگ53.

[47] کتاب یاد شده «سقوط افغانستان»، علی احمد، ص 65 به زبان انگلیسی.

در میان سایر مسایل در زمینه آماده سازی عملیات مزار، بایسته است فاکت سبوتاژ آن از سوی برخی از کارمندان افغانی را نیز یاد آور شد. برای مثال، بنا به دستور قنسولگری افغانی در مرو، چند صندوق اسلحه که قرار بود برای اجرای عملیات گسیل گردد، توقیف گردیده بود. بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، پرونده ویژه 11، پرونده11، کارتن 151، پوشه 68، برگ 53.

[48] . طرح گسیل سپاهیان شوروی به کمک جانب افغانی به فرماندهی پریماکف، هنوز در هنگام شورش شینواری ها در پاییز 1928 پیشنهاد شده بود، مگر این طرح از سوی حواریون امان الله رد گردید.

[49] . گ. پ. او.- مخفف«اداره کل سیاسی« به زبان روسی- سازمان استخبارات شوروی که پسان ها به ک.گ.ب- مخفف «کمیته امنیت دولتی» تغییر نام یافت- گ.

[50] .چکیست ها– (چ.ک.+ ایست + ها)-سازمان استخبارت شوروی در آغاز به نام کمیته فوق العاده (چیرزویچاینی کمیتیت) یاد می شد که مخفف آن چ.ک. بود. این گونه کارمندان این ارگان را چکیست ها می خواندند.

[51] . آقابکف گ. س.، «در خدمت چ.ک.( کمیته فوق العاده)»، مسکو، 1992، برگ194.

[52] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند17، پرونده ویژه 2، پوشه 1806، برگ های 235-236

[53] . مرکز بررسی....، فوند 17، پرونده ویژه 2، پوشه 1806، برگ های 235-236، پیش نویس های اسناد تبلیغی آن دوره از سوی امانیست ها، با مشارکت بلافصل رهبران شوروی تدوین می گردید. برای مثال، غلام صدیق خان چرخی که فراخوان عنوانی باشندگان ترکستان افغانی را تدوین نموده بود، پس از گفتگو با کاراخان- معاون کمیساریای خلق در امور خارجه و واراشیلف- رییس اداره نظامی، در متن آن، تزهایی مبنی بر احترام به آیین های مذهبی و نقش آموزش و روابط سنتی میان افغانستان و شوروی را گنجانید. نگاه شود به: بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند کاراخان، پرونده ویژه 12، پوشه 75، مراسله 71، برگ 33.

[54] . پاول ابتیکر، نخستین خون های ریخته شده [در سرزمین افغانستان-گ.]، مجله «رودینا« (میهن)، سال 1999، شماره 2، این مقاله کوتاه، که از سوی این ژورنالیست تهیه شده و در گزینه ویژه مجله میهن جا داده شده است،- یکی از انگشت شمار آثار چاپ شده در باره رخدادهای آن برهه افغانستان است. این مقاله با آن که در بر دارنده فاکت های جالبی است، سرشار و آگنده از لغزش ها و نادرستی ها است.

[55] . مدارک مستند دست داشته، گزارش های شگفتی بر انگیز برخی از رسانه های گروهی را مبنی بر کاربرد جنگ افزار های نامتعارف از سوی دسته های اعزامی شوروی در نبردهای بهار 1929 تایید نمی نماید. برای مثال، نگاه شود به وارونف و.، آخرین آوندهای ابلیس، برگ های جنگ ناشناس، مجله سوبسدنیک (همدم)، مسکو، 1995، شماره 17، ص.7.

[56] . مرکز بررسی...، پرونده عمومی دفتر سیاسی، پرونده ویژه 162، پوشه 7، برگ های 77-78.

[57] . اشغال گردنه در راه کابل- مزار شریف برای متوقف ساختن پیشروی نیروهای سید حسین – وزیر حربیه بچه سقا.

[58] . عبدالغنی می نویسد که غلام نبی خان با ترک مزارشریف 800000 روپیه و هر چه قالین و پشم می توانست در آن وضعیت با خود بگیرد، برداشت. مگر وقایع بعدی بازداشت و بود و باش وی در قلمرو شوروی این فاکت را تایید نمی نماید. برای به دست آوردن آگاهی های بیشتر نگاه شود به: عبدالغنی، ص 784.

[59] . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند کاراخان، پرونده ویژه 12، پوشه 75، کارتن71، برگ66.

[60]. شایان یادآوری است که چنین نرمشی را میرزا قاسم خان- یکی از سرسخت ترین سقاویست ها – نماینده ارشد پیشین بچه سقاء در ترکستان افغانی (که پسان ها در اپریل 1929 در هنگام نا به سامانی های مزارشریف از این شهر گریخته بود و برای چندی در ریگزارهای اندخوی پنهان شده و در آن جا با ایشان خلیفه - رهبر ترکمن ها آمادگی می گرفت تا بر نیروهای غلام نبی خان ضد حمله یی را سامان دهد)، نشان داده بود. شعار میرزا قاسم خان گرفتن مزارشریف و اعلام غزوه در برابر روس ها- حامیان غلام نبی خان بود. بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند رفرنتوری در باره افغانستان، پرونده ویژه 12، پوشه 16ب، کارتن13، برگ 28.

[61] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 62، پرونده ویژه 2، اسناد 1803، برگ های 95-97

[62] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 62، پرونده ویژه 2، اسناد 1806، برگ 170

[63] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 62، پرونده ویژه 2، اسناد 1803، برگ 35-36

[64] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 62، پرونده ویژه 2، اسناد 1803، برگ 124. شمارگریزیان از افغانستان به روسیه آسیایی در سال 1929 هنگامی که زندگی اقتصادی بیشترینه ولایات افغانی به خاطر جنگ میهنی فلج شده بود، افزایش یافته بود. مگر پیشوایان مهاجران آسیای میانه در افغانستان از رفتن مهاجران کارگر به گستره شوروی( که بیشر برخاسته از نادار ترین لایه ها و نمایندگان اقلیت های تباری بودند) جلوگیری می کردند.

[65] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 62، پرونده ویژه 2، اسناد 1803، برگ های128-132

[66] . پروفیسور ویکتور کارگون بر این وضع به عنوان یکی از فاکت های شکستاندن ساختار تشکل یافته از دیدگاه تاریخی مناسبات منطقه یی در آسیای میانه اشاره می کند. برای به دست آوردن آگاهی های بیشتر نگاه شود به جلد اول کتاب: تاریخ سیستیمی مناسبات بین المللی، مسکو، 2000، برگ های 219-.222

[67] . در زمره مشکلات بالقوه مناسبات افغانستان و شوروی در دوره میان دو جنگ جهانی اول و دوم، تهدید وخامت تضادهای شوروی و انگلیس در افغانستان می رفت. همو به همین دلیل، چیچیرین-رییس اداره دیپلماتیک شوروی، با همه نیرو از بستن«اتحادیه دفاعی» با افغانستان که می توانست منجر به درگیری میان شوروی و بریتانیا در افغانستان گردد، جلوگیری می کرد. او، باری گفته بود: « ما از حق کامل برخوردار هستیم از حکومت افغانستان در برابر دشمنان آن حمایت نماییم. مگر در صورت درگیر شدن آن کشور در جنگ با سپاهیان انگلیسی، ما نمی توانیم به خود اجازه دهیم درگیر نبرد با انگلیس شویم». مرکز نگهداری و بررسی اسناد سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند62، پرونده ویژه2، کارتن 243، برگ166.

[68] . در اسناد دست داشته، فاکت هایی نیز دیده می شود مبنی بر بیداد بوروکراسی رنج آور که گواه بر حتا سبوتاژ فیصله های ارگان های مرکزی شوروی از سوی ساختارهای منطقه یی اند. به عنوان نمونه می توان از تلگرام فرستاده شده از سوی کسی به نام تروتکو از اکادمی ستاد کل ارتش که به تاریخ 8 ماه نوامبر 1921 از تاشکنت عنوانی شخص صدر شورای کمیسیاری خلق روسیه شوروی- لنین یاد کرد. تروتکو که قرار بود به افغانستان گسیل گردد، برای مدت دو ماه در نتیجه سهل انگاری های حکومت محلی به ویژه دفتر مناسبات خارجی در آسیای میانه گیر مانده بود. به او حتا مراجعه به کمیساریای خلق در امور خارجی و ستاد کل نیروهای مسلح کمک نتوانست.- بایگانی دولتی فدراسیون روسیه، فوند 130، پرونده ویژه 4، پوشه 455، برگ 149.

 

 

خاوران

 

http://tajikpress.com




افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 - پنجشنبه دهم بهمن 1387

برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی - پنجشنبه دهم بهمن 1387

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه - پنجشنبه دهم بهمن 1387

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان - پنجشنبه دهم بهمن 1387

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما " - پنجشنبه دهم بهمن 1387

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران - سه شنبه هشتم بهمن 1387

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان - جمعه بیست و هفتم دی 1387

نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان - یکشنبه ششم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 5:48 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

 

عزیز آریانفر

پروفیسور داکتر ولادیمیر بویکو

گزارنده به فارسی: عزیز آریانفر

 

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل

(سال های دهه 1920)

- چهارچوب آسیای میانه یی سیاست داخلی و خارجی[1]

 

مسایل تاریخ معاصر افغانستان، توجه دبستان های گوناگون علمی را به خود جلب نموده است. پیرامون تاریخ تفکر اجتماعی در این کشور در سده نزدهم- نیمه اول سده بیستم، امامف[2]- خاورشناش تاجیکی پژوهش های مفصلی انجام داده است. ویژگی های جنبش های اجتماعی در آستانه استرداد استقلال و در دهه های نخست پس از دستیابی به استقلال را نظراف[3]- دانشمند کلاسیک شاخه آسیای میانه یی افغانستان شناسی به بررسی گرفته است. جهات اجتماعی– اقتصادی تاریخ برهه اواخر سده نزدهم- اوایل سده بیستم، موضوع تحقیقات باباخواجه یف[4]پژوهشگر برجسته دیگر آسیای میانه گردید. پژوهش های چند جانبه و درخشان تاثیر عامل افغانی بر اوضاع امنیتی آسیای میانه در سراسر سده نزدهم و اوایل 20 سده بیستم را الکساندر کنیازف انجام داده است.[5] برخورد جامعه اکادمیک روسیه با مسایل اجتماعی- سیاسی افغانستان در دوره های اخیر شاهی و جمهوری (انارشی و تئوکراسی) بیشتر در آثار و. گ. کارگون[6] بررسی شده است. هرچند هم در سال های اخیر کارهای اندکشماری انجام شده، با آن هم می توان از آثار بس جالب پژوهندگان نسل نو برای مثال یو. و. بوسین[7]یاد کرد.

در افغانستیک (افغانستان شناسی) خارجی (خاوری و باختری) از زمان چاپ کتاب دو جلدی برجسته (گر چند هم نه بی آلایشانه از دیدگاه سیاسی و علمی) سر پرسی سایکس[8] آثار دارای گرانسنگ بسیاری چاپ نشده است، با این هم یک رشته آثار دارای بار اطلاعاتی و یا پرابلماتیک- تیماتیک (در باره مسایل یا موضوعات مشخص) به نشر رسیده است. اوچرک عبدالغنی- روشنگر هندی- مسلمانی سرشناس را می توان از دیدگاه پهنا و دیدگاه به تاریخ افغانی به ویژه رویدادهای سه دهه نخستین سده بیستم را اثر کمیابی شمرد. آوخ که آثار وی تا چندی پیش عملا وارد مدار علمی نگردیده بود و تنها پس از چندین سال بعد از مرگ مولف[9] منتشر شد. چاپ جلد دوم تاریخ غبار- تاریخ نویس برجسته افغانی زیر نام «افغانستان در مسیر تاریخ[10]» در اوایل سال 2000 رویداد هیجان برانگیزی بود. هر چند هم محتویات آن به پیمانه کمتری هنگامه برپا کرد.

بنا به یک رشته علل، تاریخ نگاری موجود مسایلی که برای این پژوهش اساسی اند؛ به «بلوک های» موضوعی، سوژه یی و مانند آن تقسیم شده است، که هر یکی از آن ها هیچ تصوری از روندهای روان در افغانستان به دست نمی دهند. به خاطر کمبود منابع موثق، برای مطالعه دشواری ویژه یی را– یکی از دوره های بس متضاد تاریخ نو افغانستان– سال های دهه 1920 که دربرگیرنده عهد تاریخی کاملی است: احیای استقلال دولتی، تجارب جسورانه اصلاح طلبانه مگر ناموفق امان الله، جنگ میهنی و بسیاری دیگر، پیش می آورد. در این دوره هم علل درگیری های اجتماعی- سیاسی منازعات بعدی و هم سرچشمه های روندهای ایجادگرانه که برای دولت و جامعه افغانستان سده بیستم چشم اندازهای پیش رو گشوده شد، ریشه دارد.

هدف اوچرک پیش کش شده– نوسازی و ارزیابی (بازیابی) برخی از پدیده های مهم تاریخ افغانستان پس از تعویض رژیم سیاسی و احیای استقلال کامل دولتی کشور در سال 1919، است. توجه خاصی به متن آسیای میانه یی رویدادهای افغانی، یعنی نقش عامل آسیای میانه در همه مظاهر آن (روابط افغانستان با همسایه های شمالی، روندهای مهاجرت و ..) اوایل و اواخر دوره امان الله– یکی از مهمترین دوره های تاریخ معاصر همه منطقه بزرگ آسیای میانه، و دقیق تر قسما بخش آسیای میانه جنوبی و همچنین خاور میانه، مبذول می شود.

1 . مبارزه بر سر گزینش راه های توسعه افغانستان در اوایل سال های استقلال کشور و عامل آسیای میانه:

در اوخر فبروری 1919 در افغانستان در پی کشته شدن امیر حبیب الله خان، برای چندی فرمانروایی دوگانه یی پدید آمد: در جلال آباد سردار نصر الله خان[11]- برادر حبیب الله خان اعلام پادشاهی کرد. همزمان با آن شهزاده امان الله خان- فرزند پادشاه کشته شده، در پایتخت به تخت نشست.

در مبارزه بر سر فرمانروایی، امان الله پیروز شد- پادگان کابل به او سوگند وفاداری خورد و با نفوذتربن عشایر پشتونی از او پشتیبانی کردند. امان الله که به علت اوضاع فوق العاده در کشور به قدرت رسیده بود، عملا برای فرمانروایی کشور آماده نبود. هرچند به علت بلندپروازی خود و تمایل صمیمانه مبنی بر تغییر وضع در کشور می کوشید. امیر نو هوادار محمود بیک طرزی- اندیشه پرداز اصلاحات و روشنگری که تجربه ترکی را با پویایی تبلیغ می کرد، نمی توانست با توانمندی برنامه های خود و دیگران مبنی بر دگرگونی در افغانستان را در بستر معاصر پیاده سازد.

چنان که ناظران یاد آور شده اند، لغزش جدی امان الله به ویژه در مراحل نخستین فعالیت وی هویدا بود: نادیده گرفتن عامل عشایر و در کل رفتارهای ساده لوحانه-خیال پرورانه به امور دولتی[12]. تدوین و تحقق مشی که بیشتر از همه مناسب با نیازهای کشور در آن زمان، به خاطر وجود چندین گروهبندی در محافل حاکم دشوار می گردید. یکی از این گروه ها از سوی مادر امان الله- علیا حضرت گرد آمده بود و دارای دیدگاه های سنتی بود. گروه شیر احمدخان و علی احمد خان دارای جهتگیری انگلیسی گرایی بود.

جوانان افغانان- سیاستمداران دارای گرایش های اصلاح طلبانه و میهن پرستانه، فعالان اجتماعی و شخصیت های انفرادی که از ایده های مترقی الهام می گرفتند و به امیر جوان تکیه کرده بودند، جهت گیری ترقی خواهانه را پیش گرفتند. خود امان الله با ادعای بازی نمودن نقش رهبر مستقلی که به تنهایی یا با مشارکت اندک بیگانه توانایی رهبری کشور را که با مسایل سختی روبرو بود، دارد؛ شتاب نکرد با هیچ یکی از این گروه ها همسویی کند.

امان الله که فرمانروای بس بلندپرواز و متناقص و انسانی که بیشتر مشوره های رایزن های هوادار خود و آوندهای منقدان را نادیده گرفته بود، آگاهانه یا با فراست هر طور بود یک رشته خطوط سیاست داخلی و خارجی خود را درست تعیین کرد. به قدرت رسیدن او، و ویژگی های وضع بین المللی افغانستان پس از جنگ جهانی اول موجب پویایی های فوق العاده امیر نو و اولویت داشتن مسایل سیاست خارجی شد. همانا به همین دلیل، نخستین اقدام مهم امان الله احیای استقلال کامل دولت شد. بیرون شدن افغانستان از سیطره نفوذ بریتانیا در سایه وضع متغییر بین المللی و مشخص تر در سایه بحران اجتماعی- سیاسی در هند بریتانیایی و نگرانی محافل امپراتوری بریتانیا از از دست دادن همه منطقه آسیای میانه جنوبی، ممکن گردید.

این گونه تکیه های بزرگ به دور نو «بازی بزرگ» در آسیای میانه کوتاه بودن جنگ سوم انگلیس- بریتانیا در سال 1919 در برابر افغانستان و از میان رفتن کنترل مستقیم بریتانیای بر سیاست خارجی افغانستان را از پیش تعیین کرد. امضای قرار داد نیمبند صلح در سال 1919، و قرار داد کامل صلح در 1921، وضع بین الملی نو افغانستان را به عنوان دولت مستقل، از دیدگاه حقوقی تقویت کرد. خود فاکت اعلام جنگ با انگلیس به شکل جهاد، و همچنین تمایل متحدساختن زمین های پشتونی در دو طرف خط دیورند، در مراحل نخست؛ پشتیبانی روحانیت ازامان الله را تامین کرد.

گام مهم دیگر دولت امان الله در 1919 برپایی روابط دیپلوماتیک با روسیه شوروی و تبدیل آن به شالوده قراردادی حقوقی در سال 1921، شد.

گسترش روابط افغانستان- روسیه بی مشکل و تصاعدی نبود، بل بر عکس- در زمان امان الله در این زمینه بحران هایی بروز نمود. هرچند هم روند و گرایش تعاملات شوروی و افغانستان برابر با آن زمان نمونه کمیاب همزیستی مسالمت آمیز کشورها با ساختمان های اجتماعی گوناگون، نشان می داد. اما واقعیت های راستین از تاریخ آن ها گواهی می داد که گرایش ضد امپرالیستی امان الله کاملا با شوروی ستیزی که با برنامه های پان اسلامیستی تلفیق می شود و مستقیما الحاق سرزمین های بیگانه را در نظر گرفته بود، آمیخته بود.

در مرحله نخست وجود رژیم امان الله، سیاست خارجی دولت افغانستان با ناپیگیری برجسته بود. برای مثال، یکی از جهات آن- پان اسلامیسیم در سیمای پشتیبانی از جنبش های تباری- مذهبی گوناگون آسیای میانه تبارز کرد که در سرانجام کنفدراسیونی متشکل از خان نشین خیوه و خوقند، امارت بخارا و خود افغانستان در بر می گرفت. در این پیوند، در ماه دسامبر 1919 حکومت نو افغانی با گروه شورشی فرغانه یی پیشرو محمد امین بیک روابطی برپا نمود. یعنی مشی حمایت از اپوزیسیون ضد شوروی را پیش گرفت. همزمان با آن، آن ها (به گونه ناروایی) مسایل مرزی را پیش کردند- ادعاهای مرزی آن ها به روسیه در کل هیچ چیز دیگری، به جز برنامه پیش کشیدن مرز افغانی موازی با راه اهن آسیای میانه، نبود.

در نامه کمیسیاری ترکستان کمیته مرکزی حزب کمونیست بلشویک روسیه در جنوری 1929 آمده است: «ایده خودگردانی و امپرالیسیم خانه یی» در راستای متحد ساختن بخارا، ترکستان و فرغانه به رهبری افغانستان، به طور عینی آب به آسیاب دشمنان ما می ریزد». از دیدگاه نطامی این کارزار خطرناک نیست. ما مطمئن هستیم که می توانیم آن را بر هم بزنیم. مگر این کار ما را در ترکستان و کشورهای همسایه، پاشان و پراگنده می سازد.»[13] اعضای کمیساریا می پنداشتند که تجرید تشکیلات اداری-دولتی برشمرده شده از افغانستان، از طریق دادن «استقلال» به بخارا و خودمختاری به ترکمنستان و مانند آن، که قسما عملی هم شد، می توانست برنامه های افغانستان را برهم زند.

رهبری افغانی به پیش گرفتن مشی متناقضی (که می شود گفت نه دوستانه)، در قبال روسیه ادامه می داد: برای مثال، به تاریخ 25 اکتبر 1920 نخست وزیر- عبدالقدوس خان در جلسه یی در قندهار، فرمان امان الله را که در آن بیان شده بود که روس ها همیشه دشمنان اسلام بوده اند، خواند.

پویایی های سیاسی رژیم امان الله در آسیای میانه، آشکاراتر از هر جایی، در اوایل دهه 1920 به ویژه در دوره شورش در بخارای خاوری[14] و ظهور ناسیونالیست ترک- انور پاشا، که به شکست جدی جنبش باسماچی و مرگ خود انور انجامید، تبارز نمود.

چنان که از نوشته های علی احمد- دبیر خاص امان الله، بر می آید، برای حمایت از انور پاشا، امان الله به بخارا واحدی را متشکل از 200 سپاهی پیاده نظام با دو فیل و با چندین مسلسل زیر فرماندهی برگد (بریگادر- سردسته) فاضل احمد خان، گسیل کرد[15]. فاکت شرکت افغانی ها در رویدادهای بخارا را سفیر شوروی در کابل- ف. راسکلنیکف تایید کرد. وی بر مدارک دفتر قنسولگری در مزار شریف در باره گشت و گذار افغانی ها در بخارا (از 200 تا 300 سرنیزه دار) تکیه می کرد.

گسیل هنگ نمونه («قطعه نمونه») که با پشنیبانی مالی شوروی و با کمک مربیان ترکی، آموزش دیده و بخشی از پرسنل آن پنهانی زیر پوشش مالی نماینده مختار شوروی در کابل بود، از سوی افغانی ها به مرزهای شمالی، ناخشنودی جدی جانب شوروی را بر انگیخت. در پی این یگان ها، گسیل سه هنگ سواره گارد «شاهی» به سوی شمال برنامه ریزی می شد که این کار به معنای آمادگی برای جنگ بود. ف. راسکلنیکف که از نزدیک جریانات را در افغانستان در سال های دهه 1920 ترصد می کرد، این گونه نتیجه گیری کرد که ماجراجویی حکومت افغانی از تصورات نادرست آن ها از وضع روسیه ریشه می گیرد- این چنین «چشم انداز تیره و تار» امپرالیسیم حریص دولت جوان را که هنوز سر پا نیستاده برای اشغال سریع بخارای خاوری را که آزومندی دیرین امیر می باشد و به پنداشت آن ها در وضع خرابی است، بر می انگیزد.»[16]

برای راه اندازی تبلیغات پویا در ترکستان روسی و «برای جلوگیری از تجاوز روس بر استان های شمالی افغانستان، فرستاده های ویژه دولت مرکزی: نادر خان به بدخشان، محمد ابراهیم خان به مزار شریف، شجاع الدوله به هرات (شجاع که به احاطه نزدیک امیر پیوسته بود و در آن هنگام وزیر امنیت عمومی بود، به کرسی گورنر جنرالی گماشته شد)، گسیل شدند».

در سال های 1919-1920 دولت افغانی با توجه به «همبستگی اسلامی» با آمادگی از گریزیان استان های شوروی سازی شده آسیای میانه پذیرایی کرد. برای آن ها زمین و انواع یاری های دیگر داده شد. برای مثال، در ترکستان افغانی به فرمان وزیر دادگستری برای گریزیان ترکمن کمک مادی یی (در هر ماه 53, پوت گندم و کمک هزینه مالی یی به میزان 30 روپیه برای یک بار به هر عضو خانواده) ارزانی گردید[17].

در این حال، مهاجران- ترکمن ها، بخارایی ها و دیگران به گونه حتمی خلع سلاح می شدند و می بایستی به زندگانی صلح آمیز رو می آوردند. مگر، در سال 1922 وضع تغییر کرد. مهاجران دیگر چونان منبع نظامی- سیاسی بس امیدبخش ارزیابی می گردیدند: به آن ها اسلحه دوباره باز گردانیده شد و از شمار آنان گروه های رزمی و دسته ها ایجاد شد. در میان ترکمن ها و گروه های تباری دیگر نواحی مرزی افغانستان-روسیه، اندیشه برپایی خودمختاری یا حتا ایجاد کشورهای مستقل (برای مثال، از راه متحد ساختن ترکمن های آن ور کاسپین، خیوه، بخارا و پارس- ترکمنستان) مطرح می گردید.[18]

سرنوشت نواحی متنازع فیه از دیدگاه افغان ها مانند واحه کشک و پنج می بایستی در روند همه پرسی (رفراندوم) حل می شد. مگر روسیه به این چنین طرح مساله بنا به دلایل تاریخی و جیوپولیتیک وقت اجاره نداد: هرگاه سختگیرانه تر سخن بگوییم، این مناطق هیچگاهی به افغانستان متعلق نبود، و واگذاری آن ها (از جمله دژ کوشک) به شدت وضع نظامی- سیاسی را در نواحی مرزی روسیه با باشندگان عمدتا ترکمن تیره می ساخت.[19]

دولت امان الله درخواست های بیش از حدی از تشکیلات دولتی که در سرزمین آسیای میانه سر از نو تاسیس شده بودند، از جمله، از جمهوری سوسیالیستی خلق بخارا که تا اواخر سال 1922 ظاهرا مستقل بود، مطرح می کرد. رهبر آن ف. خواجه یف در سومین قورولتای سراسری بخارا در باره آرزوی

افغانی ها در خصوص «برقراری نمایندگی مذهبی در شهرهای بزرگ بخارا برای کنترل بر باشندگان که نماز می خوانند یا نه؟» گزارش داد[20].

در این فهرست، فراخوانی مبنی بر نکشیدن راه آهن در بخارای خاوری و نداشتن دژها و پادگان ها در استان های هم مرز با افغانستان، بود. پیداست است که این گونه تمایلات یا برنامه های جانب افغانی برای رهبری شوروی در سال 1922 تابستان روشن بود، و برای منجمد کردن تعهدات خود در قرارداد روسیه- افغانستان (تحویل جنگ افزارها و تجهیزات دیگر) آماده بود. در ماه جون به وزیر مختار افغانی در مسکو اعتراض در مورد اقدامات تحریک آمیزکشوروی در بخارا ابراز شد، اما سرانجام، تغییر وضع در منطقه (سرکوبی سپاهیان انور پاشا و کشته شدن خود وی) از یک سو، و همچنین پویایی های بریتانیا در استان شمال باختری مرزی هندوستان از سوی دیگر، امان الله را برای بازنگیریستن در سیاست های خود در آسیای میانه وادار کرد.

2- نخستین تجربه های رادیکالیسیم چپ در افغانستان:

سیاست خارجی پر پیچ و خم رژیم «امانی» در مراحل نخستین موجودیت آن، همسایه شمالی– روسیه شوروی را به دست یازیدن به اقدامات متقابل یا پیروی از روش استاندارد دوگانه هنگام دنبال کردن مشی در قبال افغانستان برانگیخت. فاکت ها نشان می دهند که سیاست افغانی روسیه آن سال ها نیز از گمراهی ها رها نبود. یکی از این گمراه شدن ها در سال 1919- اوایل 1920 ایجاد و حمایت از گروه های افغانی دارای جهت گیری چپ رادیکال بود. پدید آیی این پدیده در خاور و به ویژه در افغانستان به پیمانه چشمگیری به صدور اندیشه های انقلابی و مداخلات سیاسی- ایدئولوژیک مستقیم که از سوی روسیه بلشویکی و سپس اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی روی دست گرفته شده بود، پیوند می خورد. اما، به گونه یی که بدان اشاره رفت، این چنین مشی سیاست افغانی رژیم شوروی تا حدی واکنش در برابر اقدامات همانند جانب افغانی، در گام نخست حاکمیت رسمی، بود.

از آغاز سال 1919 در تاشکنت وابسته کمیته منطقه یی حزب کمونیست روسیه (شاخه بلشویک)- ارگانی که کارهای «برونمرزی» در کشورهای ترکستان را زیر نظر گرفته بود؛ کار می کرد. در اواخر سال1919 به ابتکار بخش روابط خارجی وابسته به کمیساریای ترکستان کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی، شورای تبلیغات انترناسیونالیستی در خاور ایجاد شد، که ماموریت داشت اجرای کارهای بخش خاوری کمینترن را تا مرز ایجاد این گونه شوراها انجام دهد.

شورای تبلیغات انترناسیونالیستی کار همه سازمان های انقلابی در خاور را با عمل از طریق شعب مرزی: قفقازی- ترکی، فارسی، افغانی- هندی، بخارایی- خیوه یی و کاشغری- چینی، رهبری می کرد. در وظایف این شعب، سازماندهی اجنتوری زیرزمینی در سرزمین کشورها و مناطق یاد آوری شده، رخنه دادن اجنتوری و مانند آن، شامل بود. از سوی شورای تبلیغات انترناسیونالی به همه حزب های انقلابی و گروه های عامل که هم در مهاجرت و هم در سرزمین روسیه، چین و آسیای خارجی کار می کردند، کمک مالی می شد. در زمستان 1920 زیر رهبری شورا، حزب پارسی «عدالت»، حزب کمونیست بخارا و ... کار می کردند و حزب های ترکی، افغانی و خیوه یی، سازماندهی شده بود[21]. این سازمان ها همچون بخش های شعبه سیاسی شورای تبلیغات انترناسیونالیستی عمل می کردند.

تکیه عمده بر بخارا و پارس می شد. [همین بود که] بخارا بی درنگ مستقیم به خاک شوروی وارد شد. پارس نیز با داشتن لایه کارگری چشمگیر و پتنسیال ضد استعماری که افزون بر آن در سرزمین ترکستان بیش از 100 هزار و در بخارا نزدیک به 30 هزار پارسی گریزی و بازرگان زندگی می کردند، مورد توجه بلشویک ها بود. مگر در مرکز توجه شورای تبلیغات انترناسیونالی؛ کار انقلابی زیرزمینی در هندوستان بود. چون می پنداشتند که همانا در هندوستان نه تنها «برای جوش و خروش انقلابی در کل، بل نیز برای رخنه اندیشه های کمونیستی زمینه مساعد هست»[22] .

تا آن جا که به افغانستان وقت مربوط می گردد، به گونه یی که صدر شورای تبلیغات انترناسیونالیستی در تابستان 1920 تایید می کند، «زمان در خاور گرمتر است، حتا در افغانستان - کشوری که کمترین آمادگی را برای انقلاب دارد، جوش و خروش معینی در ارتش روان است».[23]در واقع، در برهه رویدادهای بررسی شونده– این کشور در ساختار اولویت های انقلابی در خاور- به عنوان «بهترین دهلیز و مناسب ترین راه کم و بیش برای رخنه به هندوستان، جایگاه دوم را دارد.[24] با این هم، ادارات علاقمند روسیه و کمینترن چندین بار برای ایجاد کانون های انقلابی هم در محیط مهاجران افغانی در آسیای میانه، و همچنین در خود افغانستان که ساختمان اجتماعی، که در اوایل دهه 1920(راستش، نه از سوی آن ها بل..... در آسیای میانه) به عنوان «امپرالیسیم بی مایه» که در برابر بخارا و روسیه عیار است، تلاش کردند.[25]

شایان یادآوری است که رهبری بلشویستی در رابطه با «انقلابی بودن» امان الله چندان اغوا نمی کرد، که خودش دوست داشت، آن را هر چند گاه و بیگاه تبارز دهد. م. ن. روی به خاطر می آورد که لنین در یکی از صحبت های خود با آن ها در زمینه مبدل ساختن افغانستان به کارزار مبارزه به خاطر هندوستان چنین ارزیابی کرد که «در سرانجام» شاه امان الله چیزهای مشترک بیشتری با حکام بریتانیایی هندوستان دارد تا رژیم بلشویکی روسیه».– نگاه شود به:

M. N. Roys`s Memories. Bombay, 1964, p-417 .

به سال 1920 در بخارا کمیته مرکزی انقلابیون جوان افغانی به وجود آمد[26] (صدر آن- کسی به نام حاجی محمد یعقوب بود. اعضای آن بیشتر افغانی های باشنده بخارا- روسیه بودند که هوادار انقلاب در افغانستان بودند). حکومت افغانستان که از این موضوع آگاهی داشت، تقاضای بازگردانیدن اتباع خود به میهن را نمود. مگر بخارا از آنان حمایت نمود.[27] هدف عمده این سازمان، واژگونی ساختمان سیاسی موجود در افغانستان، برقراری اداره جمهوری، اعلام شد. برای رسیدن به این اهداف، در نظر بود با کمک دولت شوروی «هنگ های سرخ» ایجاد کنند و کار نشراتی و تبلیغی را پیش ببرند و برای خیزش سپاه و مردم افغانستان در برابر دولت موجود» زمینه سازی کنند.[28] در نظر بود تا شعبه این سازمان در مناطق مرزی ترکستان (کرکاه، کوشکا، تخته بازار و دیگرجاها) و سپس در خود افغانستان (در مزارشریف، هرات و دیگر جاها) ایجاد گردد.

با داوری از روی قرائن، آیین نامه درونی کمیته مرکزی انقلابیون جوان افغان، می توان گمان زد که پایگاه عملیات عمده و منبع حمایت مادی آن بایستی روسیه شوروی می شد. نکته شایان توجه است که بنیانگذاران این سازمان، هم به شیوه های سخت ابزاری، از جمله اقدامات تروریستی، امیدوار بودند.[29]مگر تا کنون کدامین اطلاعات در باره اقدامات عملی کمیته پیدا نشده است. رد پای آن دیگر در سال1921 ناپدید شد. دلیل کوتاهمدت بودن موجودیت آن را بایست با ناکارایی دفتر نوتاسیس ترکستان کمینترن که در آن زمان در تاشکنت ایجاد گردیده بود، پیوند داد. این ساختار بی ریخت را که روی(هندی)، سوکلنیکف و صفراف رهبری می کردند، پیوسته در آشفتگی بود و سر انجام در 1922 به موجودیت خود پایان داد. در باره این سازمان در یکی از اسناد سیاسی شوروی وقت چنین یاد آور شده بودند: «مساله در باره سازمان انقلابی افغانی در بخارا و به ویِژه کار هندوستانی نشان می دادند که بحران سازمان کمینترنی لغو نشده برای ما چگونه گران تمام می شود».[30]

طراحان استراتیژیک مسکو تلاش می کردند به هر گونه که شده، به فرستادگان ویژه خود در آسیای میانه کمک نمایند: آن ها از جمله برای افغانی ها و نیز پارس ها و هندی ها به طور متمرکز در دانشگاه کمونیستی رنجبران خاور جا، اختصاص می دادند[31]. انگلیسی ها در شگفتی اندر بودند که برای چه حکومت بخارا از گروهک های مخالف امان الله که متشکل از «جنایت کاران گریزیان از زندان و مرتدان رنگارنگ اند» در سرزمین خود حمایت می کند و یا دست کم به آنان اجازه تبارز می دهد.

در نامه ویسرای هند بریتانیایی به دفتر سیاسی اداره سیاست خارجی تاریخی 13 می 1921 آمده است[32]: «هر گاه این کار دست کسی دیگری است، آنگاه استقلال بخارا چه معنا دارد؟ افزون بر آن، حکومت کنونی افغانستان خود را انقلابی می شمارد. در این مورد دلیل برای انقلاب در صورتی که در کشور هم اکنون روان است، چیست؟»

از روی اسناد آرشیوی می توان دیگر چندین تلاش ایجاد ساختارهای متمایل به مسکو را در محیط افغانی ببینیم: برای مثال، در ترمز، در سال 1920 «کمیته مرکزی انقلابی افغانی» تشکیل شد (که صدر آن کسی به نام محمد غفار بود و در ترکیب آن 55 نفر شامل شده بودند که از یک تعداد ولایات افغانی و نیز کابل نمایندگی می کردند. اما بیشترین آن ها از شمال بودند. اعضای کمیته به رهبری شوروی با تقاضای فرستادن دستور العمل برای کار، و همچنین پول و حقوق ماهانه رو آوردند».[33]

سرانجام، نخستین و هنوز یگانه از تجربه های مشهور ایجاد سازمان دارای جهتگیری چپگرا مستقیما در افغانستان در هرات مستقر بود: در سال های 1920-1921 نه بدون مساعی دیپلمات های شوروی و اجنتوری آن ها در این جا یک محفل انقلابی پدید آمد[34]. چنان که در اطلاعات نماینده کمیساریای خلق در امور خارجی روسیه در آسیای میانه آمده است، با پول دولت شوروی بیشتر به عنوان سازمان کارگاه (آموزگاری) فعالیت می کرد و در آغاز جهتگیری آن در راستای کار فرهنگی- روشنگری با تبلیغ در ارتش و میان توده های رنجبر متوجه بود. همکاران اداره دیپلماتیک روسیه- سازماندهندگان واقعی آن در نظر داشتند این کار را به خود «گروه بخارایی انقلابیون افغانی با محفل هرات3» واگذار گردند با پیونددهی مقدماتی میان سازمان افغانی در هرات و مهاجران افغانی در آسیای میانه»[35].

دستاورد این طرح سیاسی نیز روشن نیست. اما مطالعه رخدادهای بعدی اجازه می دهد تایید کرد که تلاش های مبنی بر ایجاد سازمان کمونسیتی دارای جهتگیری چپگرا در اوایل سال های دهه 1920 هم در میان پناهگزینان افغانی و هم در خود افغانستان، ناموفق بود. در این محیط عملا شالوده سیاسی و اجتماعی متقاضی وجود نداشت. در این میان، دیگر تجربه ابتدایی روابط روسیه و افغانستان، به رغم برخی از تنش ها و حتا درگیری (از جمله مرتبط با حمایت از جنبش باسماچی ها از سوی دولت افغانستان و تمایلات پان اسلامیستی آشکار آن) رهبری روسیه را برای تغییر تدریجی استراتیژی و تاکتیک سیاست خود در محور افغانی برانگیخت.

دستاوردهای ناچیز تجربه های سازمانی در زمینه ایجاد گروه های کمونیست گرا در محافل زیرزمینی و مهاجران افغانی از یک سو، و گرایش منتظره امان الله خان به اصلاحات اجتماعی عمیق مقارن این هنگام از سوی دیگر، بلشویک های روسیه و فعالان کمینترن را وادار نمود تا با دقت بیشتر به افغانستان بنگرند و مشی همکاری تنگانتگ نظامی- سیاسی بهتر با رژیم حاکم افغانی را که این مشی تا واژگونی رژیم در سال 1929 بلا انحراف ماند، پیش گیرند[36].

3- اصلاحات امان الله خان و جامعه افغانی:

امان الله خان، با آزاد ساختن سیاست خارجی کشور خود از کنترل سختگیر خارجی، در صحنه بین المللی و در روابط با همسایه ها مشی خیلی متناقضی را که نه همیشه با استراتیژی یا تاکتیک خود پاسخگوی منافع مردم و دولت بود، پیش می برد. اما سرشت آن تغییرناپذیر ماند- حفظ استقلال افغانستان و ارتقای نقش آن در امور بین المللی، در گام نخست در منطقه. مگر، با تناقض بیشتری در زندگی درونی جامعه افغانستان و نخبگان آن، یعنی کشور در کل متمایز می گردید. جبهه سیاست درونی از لحاظ اندازه و سرشت خود به مساعی بی سابقه یی نیاز داشت. عملا، ناگزیر باید تقریبا همه ارگانیزم اجتماعی، ساختار دولتی کشور و «انقلابیون بالایی» که امیر نو خود را به آنان بدون قید و شرط تعلق داشت، نوسازی می گردید. باید بی درنگ دست به کارهای زیاد یازیده می شد. امان الله نمی توانست با ژست های سیاسی جدا گانه محدود شود– رکود کشور ممکن بود تنها با دگرگونی جدی از میان برود.

اصلا، امیر اصلاحات را هنگام جلوس به تخت اعلام کرده بود، اما چند سال گذشت مگر، پیش از آن که به اصلاحات آغاز نماید، سرشار از اندیشه های ماجراجوی پان اسلامیستی گردید. در تجربه اصلاح طلبانه امان الله باید اهداف و اجرای آن را تقسیم بکنیم، اما نمی توان اذعان نکرد که این جریان پیچیده و متناقض متشکل از چندین مرحله بود.

رویداد کلیدی مرحله اول- تصویب قانون اساسی در سال 1923 شد. رویداد دوم- پس از سفر خارجی پادشاه (لقب پادشاه، در سال 1926 به امیر داده شد) در سال 1928 آغاز گردید. اصولا، اصلاحات (گاهی تنها طرح ها) با تدبیرهای روزمرگی و گاهی هم کهنه پرستی همتراز می گردید. سیستم سیاسی زمان امان الله بیشتر دارای بار تزینی بود. برای مثال امیر عملا خودش شورای دولتی را تاسیس کرده و نقش خود را در دربار (جلسه سرشناسان) که سال یک بار برای شنیدن گزارش دولت فرا خوانده می شدند، بازی می کرد.

یکی از انگشت های افگار رژیم امان الله در آن هنگام- خود حکومت (شورای وزیران) بود، که تفریبا کاملا متشکل بود از نمایندگان اشرافیت(اریستوکراسی) افغانی (پشتونی) سنتی- سرداران. این لایه اجتماعی جامعه افغانی نه تنها یک لایه بی هرزه، بل نیز برای مشی اصلاحات و خود رژیم خطرناک بود که رویدادهای اواخر سال های دهه آشکارا 1920 آن را نشان دادند.

برای عدالت باید یادآور شویم که در رده های بالایی حاکمیت برای اصلاحگران پیگیر– کسانی که هنوز در مراحل آغازین زندگی و پویایی شاه، حواریون نزدیک او را می ساختند، نیر جای پیدا شد. برای مثال؛ محمود بیک طرزی- پدرزن امیر نو ایدئولوگ عمده اصلاحات– وزارت امور خارجه را رهبری می کرد. مگر مجموع مطالب مستند و ... دست داشته، اجازه می دهد تایید کرد که خلاف شایع، رژیم امان الله، از دیدگاه سرشت سیاسی خود، یعنی ساخت راستین قدرت خود، به دشوار می توانست و (می تواند از دیدگاه معیارهای کنونی) رژیم جوانان افغان شمرده شود. هر چند، در نظام قدرت چنانی که در بالا یادآور گردید، شماری از کرسی های مسوول را اصلاحگران و ترقی خواهان راستین گرفته بودند. برای مثال؛ محمد ولی خان- همکار نزدیک امیر، هوادار راستین اصلاحات، پس از کنار رفتن نادر خان از کرسی وزیر حربیه در جریان شورش سال1924 خوست؛ به جای او گماشته شد. بنا به پیشنهاد او، محمد عمر خان- «رجل چپگرای عضو گروه جوانان افغان»، افسر با سواد آموزش دیده در اروپاکه با چند زبان بلد بود، (انگلیسی، فرانسوی، روسی و آلمانی) در کرسی رییس ستاد کل[37] گماشته شد.

می توان نتیجه گیری کرد، که جوانان افغان یکی از موثر ترین گروه های سیاسی بود که در تدوین، اتخاذ و پیاده ساختن تصامیم در زمینه مسایل کلیدی توسعه درونی و پیوندهای خارجی افغانستان در سال های فرمانرایی امان الله ذیدخل بود. مگر حتا، در شرایط آزادی نسبی، آن ها به گونه غیر رسمی در چهارچوب حلقات تشکیل شده گذشته عمل می کردند. جان مطلب در این است که در افغانستان در سال های دهه 1920 هنوز شرایط عینی برای ساختمان حزبی موجود نبود، و برای این گونه فعالیت ها و نخبگان سیاسی به پختگی نرسیده بود. ابتکار شخصی پادشاه- اندیشه تاسیس حزب «استقلال و تجدد» به علت پیش از وقت بودن و شعارگونه بودن خود مورد پشتیبانی قرار نگرفت.

با همه مسایل یاد آور شده در بالا، به اوضاع اجتماعی- سیاسی در افغانستان این مساله تحرک می بخشید که بسیاری از فیصله ها در زمینه ساختمان دولتی، اقتصاد و ... یعنی سیاست واقعی یا از دیدگاه سرشت خود و یا از دیدگاه غایی درست بودند. کار اساسی در دگرگونسازی دستگاه اداری این بود که عملا برای نخستین بار در افغانستان کم و بیش صلاحیت ها و دایره فعالیت های کارمندان بلندپایه حکومت دقیقتر تعیین شده بود.

گام جدی سیاسی امان الله خان، تصویب نخستین قانون اساسی افغانی در 1923 بود که امتیازات پادشاه، وزیران، کارمندان، شورای دولتی، دادگاه ها و بسیاری دیگر را تنظیم می کرد. در این قانون یک فصل کامل برای حقوق شخصی شهروندان افغانستان اختصاص داده بود که در آن برابری آن ها در برابر قانون اعلام گردیده بود و مصوونیت ملکیت خصوصی تضمین شده بود.

اوضاع اقتصادی افغانستان در سال های دهه 1920 با یک رشته عوامل تعیین می گردید. شالوده اقتصاد کشور، کشاورزی بود که رشته های پیشرو آن دامداری و زمینداری مانده بود. زمین های زیر کشت در افغانستان تنها 2 درصد از کل سرزمین و اراضی کشور را تشکیل می داد. در این حال، 400 هزارهکتار زمین زیر آبیاری بود. به آبیاری توجه بسیار کمی می شد. هر چند همانا طرح های آبیاری و همچنین رشد پنبه کاری در شمال و درجنوب کشور را می توان بی تردید از دستاوردهای رژیم «امانی» شمرد.

پدیدآیی عناصر زیرساختی نو، از جمله جاده های موتر رو و مواصلات اتومبیلی، اقتصاد سنتی کوچ نشین ها (کوچروها) را (خدمت کاروان های بارکش و مانند آن) برهم می زد. دگرگونی های کند و متناقض مگر هر چه بود آشکار زندگی اقتصادی موجب تحرک در ساختار اجتماعی جامعه افغانستان می گردید.

گرایش به سوی رشد کمی و بالابردن نقش بورژوازی بازرگانی پیش بینی شده بود. حکومت در گام نخست تجارت بزرگ را تشویق می نمود. در سال های 1927-1928 تنها 27 تاجر به خزانه دولت مالیاتی به میزان 3.5 میلیون روپیه واریز کردند. شکل نو ابتکارات بازرگانی- کار فرمایی، ایجاد اتحادیه ها (شرکت ها) در زمینه انجام بازرگانی مشترک،گردید. تنها در پایتخت شمار این چنین شرکت ها به7 شرکت با سرمایه 3 میلیون روپیه می رسید.[38]

در میانه های سال های دهه 1920 در شمال افغانستان شالوده پنبه کاری کالایی به وجود آمد: تاجر پشتون- عبدالعزیز [(معروف به عزیز خان لندنی-گزارنده] یکی از نخستین کسانی بود که چشم انداز های بهره برجستن از منطقه را برای کار برد پنبه ارزیابی کرد، - وی در کندز (کهندژ) زمین به دست آورد و یکی از نخستین شرکت های تشبثی «سپین زر» (طلای سفید) را تاسیس کرد. عبدالعزیز و همکاران وی همچنین امکانات صادرات پنبه افغانی را به شوروی که کشت پنبه در آن کشور به دلیل بی ثباتی سیاسی در استان های مرزی- مراکز عمده تولید پنبه، در وضع بحرانی بود، در نظر داشتند.

امیدهای معین و نه کمتری به علت خود داری غیر علنی، هر چند هم نه مطلق به پیوندها با انگلستان، به روسیه شوروی گذشته بسته شده بود، اما امضای قرار داد بازرگانی افغان- شوروی به درازا کشیده بود. درست مانند بسیاری دیگر از توافقنامه های کلیدی بین دولتی. قرار داد سال 1921 با وقفه ها تطبیق می شد که هر دوطرف در این کار مقصر بودند.

این عرصه کمرنگی حضور اقتصادی شوروی تا حدی با پیوندهای بس تنگاتنگ در زمینه نظامی– فنی جبران می شد. همین بس بگویم که پرسنل اصلی پارک هوایی نظامی و کشوری افغانی را خلبانان شوروی تشکیل می دادند. مچنان در شوروی کادرهای ملی افغانی را برای آموزش می دادند.

حتا تدبیرهای به گونه عینی ضروری مگر کمتر دلچسپ در دید باشندگان، تا چه رسد به طرح های بیهوده و بلند پروازانه، واکنش هایی را در میان لایه های گوناگون جامعه افغانی بر می انگیخت. در برخی از موارد، استراتیژی رژیم و نیز در بسی از موارد روش هایی که اصلاحات و تدبیرهای روزانه با آن پیاده می شد، مانند ولنتاریسم و خشونت، ناخشنودی هایی را بر می انگیخت.

نخستین خیزش های گسترده در برابر رژیم امان الله در منطقه خوست در میانه های مارچ 1924، رخ داد. شورشی که در تابستان سال 1925 در شغنان و روشان بدخشان افغانی[39]- نواحی کوهستانی در امتداد مرز افغانستان- شوروی، رخ داد، یکی از آن رویدادها پس از خوست، دومین زنگ خطر– پاسخ به مشی یاد آوری شده، بود که سرانجام به واژگونی رژیم پادشاه اصلاح گر- امان الله خان در اواخر سال های دهه 1920 انجامید.

مظاهر منفی به ویژه محسوس زندگانی سیاسی- دولتی افغانستان در اواخر سال های دهه1920 آغاز به ظهور رسیدن نمود. به ویژه تابستان- پاییز سال 1928 هنگامی که امان الله پس از بازگشت از سفر خارجی چند ماهه، یک رشته اصلاحات بنیاد بر انداز تازه را به راه انداخت. مقارن با اواخر سال های دهه 1920، در افغانستان بحران ژرف اجتماعی- اقتصادی و سیاسی بروز کرد که نتیجه آن ناحشنودی سراسری اجتماعی از اقدامات دولت و شخص امان الله بود. علت آن خودسری ها و لغزش های آشکار دولت مرکزی و ارگان های منطقه یی بود که با رشوه خوری لگام گسیخته کارمندان، وضع مالیات توانفرسا، اصدار فرمان های ناپذیرا برای شماری از لایه های باشندگان (خدمت حتمی نظامی برای کوچ نشین ها و مانند آن)، وخیم تر می شد.

تاثیر تحریک کننده یی را اصلاحات در زمینه معیشت و آموزش بر جا گذاشت: لغو مهریه در هنگام بستن نکاح، امکان عقد نکاح تنها پس از به دست آوردن آموزش متوسطه، انفاذ آموزش ابتدایی همگانی، آموزش یکجایی دختران و پسران6-11 ساله، گسیل جوانان (از جمله دختران) برای تحصیل به خارج و مانندآن...

روحانیت مسلمان که از لطمه دیدن منافع خود ناخشنود بود، بخش چشمگیر باشندگان را که از تجربه های بی ثمر و پرخرج خسته گردیده بودند، در برابر اصلاحگران بسیج نمود. سرداران نیز که بس به کندی با شکل نو زندگی سیاسی- اقتصادی سازگار می شدند، در کل بر پادشاه ملاحظات جدی یی داشتند. چنانی که عبدالغنی منتقد پیگر، هر چند هم نه همیشه عینی دوره «امانی» می نویسد: «با تحلیل راه زندگی امان الله، علل انقلاب آخر در افغانستان را می توان به یک سخن کشاند و آن هم این است که امان الله خود یگانه محرک این انقلاب در برابر خویشتن خویش بود. هدف وی ساختن «اروپای مدرن» برخلاف مذهب در کشوری چون افغانستان در سرشت خود درست نبود. او با تلاش برای ایجاد ساختار نو، ساختار کهن را ویران کرد، اما چونان مهندس بی تجربه یی، با این حال خود را نیز نابود کرد».[40]

نابسامانی های اقتصادی و نا به هنجاری های دیگر دارای بار عینی و ذهنی و روشن است پیامدهای آن چون تاراجگری، باندیتیسم، موجب بر انگیخته شدن ناخرسندی و ناخشنودی شمار چشمگیر باشندگان کشورگردید. به ویژه، در ولایت مشرقی که در تابستان سال 1928 عشایر شینواری در برابر تدبیرهای نو دولت شورش کردند، ناآرام بود. کانون دیگر نابسامانی های اجتماعی، شمال استان کابل- جایی که پیشوای یکی از گروه های شورشی- حبیب الله معروف به بچه سقاو شهرت به دست آورده بود، شد. خلع سلاح کوهستان و بازداشت شورشی سرشناس در این جا ناممکن از کار برآمده، بر عکس به آن منجرگردید تا گروگان ها و بندی های گرفته شده از شمالی برای جلوگیری از بی نظمی های بعدی رهایی یابند.

به گونه یی که رویدادهای بعدی نشان دادند،آمادگی دولت برای مصالحه از سوی بچه سقا به عنوان ضعف رژیم کابل تلقی شد، مگر دولت همانا به این راه رفت. برخی از خواست های شورشیان پذیرفته شد. برای مثال، امان الله به تاریخ 7 جنوری 1929 بخش بزرگی از اصلاحات خود را لغو کرد. به تاریخ 14 جنوری شاهزاده عنایت الله کناره گیری امان الله را از تخت و سپردن قدرت به او را اعلام کرد. خود پادشاه پیشین بامداد آن روز پایتخت را ترک کرد. پادشاه نو- عنایت الله و باشندگان کابل انتظار داشتند که تغییرات در راس قدرت مخالفان را راضی خواهدکرد، مگر پیشوای شورشیان نامزدی عنایت الله به عنوان شهریار کشور رد کرد و به تاریخ 19 جنوری خودش به عنوان امیر نو افغانستان به نام حبیب الله غازی اعلام پادشاهی کرد.

4- شوروی و افغانستان در اواخر سال های دهه 1920 :

در دسامبر سال 1928 یعنی در گرماگرم بحران افغانی اواخر سال های دهه 1920 هنگام تلاش های نیروهای شورشی به رهبری بچه سقاء در زمینه تصرف کابل، رهبری عالی سیاسی شوروی تصمیم گرفت از پادشاه امان الله پشتیبانی نماید. به تاریخ 20 دسامبر در جلسه دفترسیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست تدبیرهای معین بیشتر دارای بار نظامی- سیاسی مبنی بر حمایت از رژیم رو به واژگونی اتخاذ گردید: شوروی درگام نخست به پادشاه مصوونیت مرز شمالی افغانستان را تضمین داد برای آن که وی بتواند سپاهیان خود را از مرزهای شمالی برداشته و در برابر شورشیان سوق دارد. مگر، شرط مهم حمایت شوروی به دست آوردن اطلاعات موثق در باره آرایش نیرو در کشور، برنامه های ریخته شده برای دستیابی به پیروزی و در باره برنامه های مبارزات بعدی امان الله به خاطر بازسازی منظم در کشور، بود.

برنامه اصلی استراتیژیک رهبری شوروی به تاریخ 27 دسامبر 1928 دقیق ترگردید که در فیصله دفتر سیاسی به عنوان رهنمود برای سفیر شوروی در کابل- لیونید استارک، بازتاب یافت. شورش در برابر امان الله در این سند همچون «اقدامات پرشور انگلیسی ها، که همچنین متوجه شوروی» نیز بود، خوانده می شد. وظیفه عمده سیاست شوروی در محور افغانستان، پشتیبانی از حکومت موجود بود، که به پنداشت رهبری بالایی شوروی، «یگانه جریان مترقی افغانستان مبارز برای استقلال کشور» بود.

به سفیر رهنمود داده شد که با امان الله خان تماس های پیوسته داشته و وی را به اتخاذ تدبیرهای پرشور و قاطعانه که مهم ترین آن ها می بایستی ایجاد «در مدت کوتاه به هر بهایی که شده «نیروی نظامی با انضباط و مطمین با مشت آهنین» در قندهار یا در شمال در منطقه مزار شریف، باشد، بر انگیزد. دقیقتر سخن بر سر تشکیل یگان های نظامی از عشایر شمالی افغانستان که در نظر بود با تفنگ ها، مسلسل ها و مربیان شوروی مجهز شود، بود. این گونه تسهیلات جدی به باور طراح استراتیژیست های شوروی، مستلزم پایه حقوقی مقتضی یعنی بستن قرارداد نو میان دولتی بود.

مگر دیگر دیر شده بود– امان الله قدرت را از دست داد. نگرانی ویژه جانب شوروری را سرنوشت افغانستان شمالی بر می انگیخت: هر تحولی در آن (تشکیل دولت مستقل و مانند آن) مستلزم آمادگی مقتضی و برنامه سنجش شده اقدامات بود. مگر فروپاشی دولت همسایه در کل نامطلوب شمرده می شد که تنها برای بریتانیای کبیر سودمند بود: شمال جدا شده به گونه یی که آگاهان در شوروی می پنداشتند، بدون پشتیبانی شوروی توان زیستایی نداشت که از لحاظ حفظ ثبات در مرز افغانی شمالی پردرد سر و مشکوک بود. دولت امان الله تنها در روزهای واپسین به شوروی برای کمک نظامی رو آورد: افغان ها برای بازآرایی ارتش به کمک مربیان شوروی موافقت اصولی نمودند. مگر، اوضاع سیاسی و سبوتاژ پنهان کارمندان بلندپایه دولت مجالی به پیاده ساختن این ایده نمی داد.

رویدادهای بعدی در هفته آخر جنوری 1929: کناره گیری امان الله از تخت و گریز وی به قندهار، اشغال کابل از سوی نیروهای بچه سقا و اعلام وی به عنوان امیر نو حبیب الله (دوم) رهبران شوروی را غافلگیر نکردند: دیگر به تاریخ 18 جنوری همکاران کمیته خلق در امور خارجه به ل. استارک سفیر پیشنهاد کرد «بایسته است با به رسمیت نشاختن وی به گونه فرمالیته، با حکومت نو روابط کاری را حفظ کرد»[41] همزمان با آن، به سفیر ماموریت داده شد برنامه ها و مقاصد امان الله را روشن سازد و در این حال، از پادشاه پیشین فاصله بگیرد: عملا به وی از دادن پناهگاه خود داری شد و به وی توصیه گردید تا به ترکیه برود(امان الله در آغاز تابستان 1929 اصولا آسیا را ترک کرد و در ایتالیا سکونت گزید).

مادامی که پادشاه به گونه فرمالیته کناره گیری خود را لغو کرده و در قندهار «دولت ملی» ایجاد نموده و در کشور بود، او در گستره دید رهبران شوروی قرار داشت. زمستان 929 با فیصله دفتر سیاسی و. سولوویف- نماینده ویژه شوروی برای روشن کردن وضع، به مقرر امان الله گسیل شد. سولوویف در مدت حضور در مقر امان الله، اطلاعات لازم در باره احوال خود پادشاه و هواداران وی را جمع آوری کرد و به محض بازگشت به رهبری خود برنامه کمک به امان الله خان و هواداران وی را پیشنهاد کرد: ارائه جنگ افزارها و مهمات «به مقادیر بس معدود»، مربیان برای بازآرایی ارتش (اصولا، تاجیک و پارس تبار)، اجازه برای ترانزیت اسلحه از راه سرزمین شوروی و مانند آن. پیشنهادهای سولوویف همچنین در بر گیرنده ایده یی بود بیشتر مرتبط با بازگشت امان الله به تخت: کمک در زمینه بازنگری در نظام مالیاتی– اداری و مانند آن. «سبد» دیگر تدبیرها گسترش پیوندها با ولایات شمالی افغانستان (ارائه حد اکثر امتیازات و مزایا برای تاجرانی که با شوروی بازرگانی می کنند و مانند آن) را در بر داشت. سیاست رسمی اعلام شده شوروی در افغانستان، بی طرفی و عدم مداخله در امور داخلی همسایه جنوبی بود.

در این حال، دیگر درست از همان آوان رویدادهای بازگو شده، یک وجهه دیگر و معین سیاست شوروی در افغانستان، که با اقدامات بخشی از نخبگان افغانی پیوند داشت، بود و هوادار پشتیبانی از امان الله و اصلاحات وی بود، پدید آمد و پخش گردید. مظهر بس پرشور این گونه ابتکارات، خاندان سرشناس و با نفوذ چرخی- پسران فرمانده نظامی معروف زمان امیر عبدالرحمن و حبیب الله- غلام حیدر خان شد. باتشبث ترین و پویاترین آن ها- غلام نبی خان بود که در آن برهه سفیر افغانستان در شوروی بود. وی بی درنگ فعالیت های پرجوش و خروش خود را برای جمع آوری کمک و نیرو برای پشتیبانی از امان الله گسترش داد.

منبع انسانی عمده امانیست ها در مرز شمالی بایستی گریزیان و گروه های دیگر مهاجران افغانی که در سرزمین شوروی آسیای میانه به سر می بردند، شمرده می شدند. پیدا نمودن و تنظیم آنان مساله دشواری از کار برآمد که با حل یک رشته مسایل بوروکراتیک و حقوقی همراه بود.[42] اما غلام نبی که حتا در وضع دو پهلوی یک کارمند رژیم واژگون شده، قرار گرفته بود، عملا به ابتکار خود و گفتگوها با جانب شوروی را در باره ارایه چنین کمکی آغاز و در آتیه پیوسته بر آن تحمیل می کرد. مگر، پویایی های غلام نبی پاسخ بایسته یی را در مسکو نیافت– در آن جا انتظار روشن شدن بیشتر مسایل افغانستان را داشتند.

در نتیجه به تاریخ 28 فبروری 1929 دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست سراسری روسیه (شاخه بلشویک) فیصله کرد از دادن کمک نظامی به غلام نبی خان خودداری گردد و حتا از تحویل آیروپلان ها برای بردن اشیای گرانبهای امان الله به بهانه ناآگاهی از برنامه های پادشاه جلوگیری شود[43]. اما سفیر پرشور در یک سخن خود نیروهای پراگنده افغانی را زیر پرچم امان الله گرد آورد: از دانشگاه های نظامی شوروی هشت افسر افغانی که سرگرم آموزش بودند، فرا خوانده شدند. در منطقه مرزی ترمز ثبت نام دسته های داوطلب گریزیان و مهاجران افغانی دیگر آغاز شد. برای همین هدف، نماینده دیگر خاندان چرخی- غلام جیلانی خان به مرو آمد. وی در این جا به جلب و جذب و سازمانگری دسته های هزاره پرداخت. بیش از 1000 تن از اتباع افغانی از سوی شوروی مسلح و مجهز گردیدند.

به دسته مختلط افغانی- شوروی 9 قبضه مسلسل داده شد و 2500 میل تفنگ برای تسلیح دسته دوم در هرات که می بایستی در جهت میمنه برای توحید آتیه نیروها و لشکرکشی به سوی کابل به راه می افتادند، فرستاده شد. افزون بر آن، جانب شوروی به غلام نبی از طریق تاجر هراتی- عبدالمجید زابلی(که پیوندهای بازرگانی محکمی در مسکو و تاشکنت داشت)200 هزار روپیه فرستاد.[44]

مقارن با میانه های ماه مارچ 1929 امانیست ها به آن پیمانه پویایی های سربازگیری خود را در میان مهاجران افغانی در منطقه مرو پهن ساختند که حتا استخبارات شوروی را که از جار و جنجال بیم داشت، در وضع دشواری قرار دادند. مگر، در اداره دیپلوماتیک فیصله کردند این موضوع را نادیده بگیرند. با این که نمی بایست بهانه یی برای تایید این مدعا که این کارزار «با توافق ما (یعنی شوروی» به راه افتاده است، به دست می دادند (چون چنین چیزی می توانست چونان مداخله ارزیابی گردد)[45]

این پویای ها منطق خود را داشتند- مواضع جوانب افغانی و شوروی به هم نزدیک شده بود. جزییات برنامه مقتضی تا میانه های ماه مارچ در مسکو بررسی شده بود. به این منظور غلام صدیق– وزیر امور خارجه «دولت قندهار» امان الله، به مسکو آمده بود. به تاریخ 20 مارچ 1929 در جلسه دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه برنامه عملیات باهمی افغانی- شوروی در زمینه احیای وضع موجود (استاتوس کوو) در افغانستان (فیصله به تاریخ 21 مارچ تدوین شده بود) تقریبا شکل نهایی گرفت: در اختیار امانیست ها دسته شوروی ویژه گذاشته شد که در پوشش دسته افغانی فلانی خان» عمل می کردند. به آن ها وعده داده شده بود در ازای مواد خام کمک اسلحه داده شود. آن هم گسیل اسلحه مستقیما برای نیروهای امان الله در قندهار از راه هرات با بر قرار نمودن کنترل مقدماتی بر این نقطه استراتیژیکی مهم در افغانستان شمال باختری در نظر گرفته شده بود.

برای این منظور، شجاع الدوله- سفیر در بریتانیا که استان هرات و خود شهر را خوب بلد بود از لندن فرا خوانده شد. در طی دو روز شجاع به سرعت برای خود هوادارنی از جمع هم قبیله یی های خود که در روستای پالتاوسکی در نزدیکی کوشکا بود و باش داشتند، جمع نمود و با باشندگان افغانی نوار مرزی پیوندهایی برپا نمود. یک نکته شایان یادآوری این که از کابل به مسکو ل. استارک سفیر که از خود ضعف نشان داده بود، «به علت بیماری» برای چندی فرا خوانده شد و وظیفه وی به ا. ریکس- رایزن نظامی سپرده شد.

پشتیبانی نظامی شوروی بی آلایشانه نبود– این کمک در ازای پنبه، چرم، پشم و کالاهای باارزش ارائه شد[46].

نقش عمده در رویدادهای آینده به غلام نبی خان داده شده بود- او به تاریخ 8 اپریل به نقطه مرزی شوروی کرکی- جایی که تشکل دسته های افغانی از جمع گریزیان و مهاجران پایان یافته بود،آمد. در میان آن ها هم امانیست های آگاه، و هم آدم های تصادفی بودند. ن. فریدگوت نماینده دیپلماتیک شوروی در کرکی اندوهبارانه مشاهده می کرد که تشکل دسته ها در این جا از سوی غلام نبی با وسواس فوق العاده انجام می شد. آن هم (گاهی تقریبا با اجبار) در یک سخن، هر گونه سفلگان افغانی که هیچ گونه قواعد پنهانکاری را رعایت نمی کردند» جذب می شدند[47].

برنامه عملیات باهمی افغانی- شوروی را به طور نهایی استالین با غلام صدیق خان هماهنگ ساخت- این برنامه به گونه یی که در بالا یاد آوری شد، ایجاد پایگاه اتکایی امانیست ها در شمال، در مزار شریف، سازماندهی ارتش 5- 6 هزارنفری «از افغانی ها» و اشغال کابل را پیش بینی می کرد. نقطه مهم دیگر شمال افغانستان، میمنه- که در آن برهه مقر فرماندهی سپاهیان ولایت هرات شده بود، می بایستی از سوی دسته های محمد غوث خان ، رها می شد. در مرحله نخست عملیات، نقش مهم (مگر، هر چه بود، موقت) به دسته های اعزامی شوروی زیر فرماندهی وابسته نظامی شوروی در کابل- پریماکف[48] داده شده بود.

بخش بیشتر این نیروها بی درنگ پس فرا خوانده شدند، و این گونه؛ برای کمک به افغانی ها گروه کوچک تیربار و توپچی ها ماند. اصل عمده برنامه به گونه یی که از اسناد بر می آید، این بود که افغانستان را باید خود افغانی ها آزاد بکنند، نه روس ها. یگان رزمی شوروی را و. پریماکف فرماندهی می کرد. وی خود در مسکو کماندوها را بر می گزید (ترجیحا کسانی راکه زبان های شرقی را می دانستند). تشکل این یگان در فرماندهی نظامی آسیای میانه از سوی معاون فرمانده- م. گرماناویچ، انجام داده می شد. شمار دسته های اعزامی نخست (بدون احتساب دسته های افغانی) تا 800 نفر می رسید. مشخصه ممیزه اکیپ بندی آن ها، تجهیز خوب با جنگ افزار های تیربار و توپ های کوهی، بود.

در این حال، در مسکو، در باره عملیات آماده شونده تنها اندک کسانی آگاهی داشتند. آن هم در شمار آن ها حتا گیورگی آقابکف- رییس وقت بخش خاوری اداره کل سیاسی (گ.پ.او)[49]، نیامده بود. دلیل این که اداره کل سیاسی را در روشنی این عملیات نگذاشته بودند، شاید این بوده باشد که در این اداره که اطلاعات موثق چندین ساله در باره وضعیت راستین امر در افغانستان در دست داشت، امان الله را دوست نداشتند.

پدید آیی یک مهره نو از لایه های پایینی جامعه در سپهر سیاسی افغانستان را چکیست ها[50] می شود گفت تقریبا با خوش بینی پذیرایی کرده بودند- آن ها حتا چندین بار پیشنهاد کردند فرمانروای نو را به رسمیت شناخته و به او برای آزاد ساختن دست های خود کمک کرد. آقابکف می کوشید دیپلومات ها را متقاعد سازد که: «...ما به این نتیجه رسیده ایم که بر ماست گام هایی برای برپایی مناسبات با بچه سقا که می تواند برای ما سودمندتر باشد تا امان الله که در دیدگان مردم به گونه نهایی بدنام و بی اعتبار شده است، برداریم»[51].

عملیات شوروی- افغانی در میانه های ماه اپریل 1929 هنگامی که دسته های محمد غوث خان از هرات به سوی میمنه به راه افتادند، آغاز شد. مگر در نزدیکی شهر قلعه نو، سپاهیان محمد غوث خان (بیشتر تاجیک تبار)، تقریبا یکسره به نیروهای مهاجم به هرات از سوی میمنه به فرماندهی جنرال عبدالرحیم خان [نایب سالار-گ.] تسلیم شدند. عبدالرحیم خان هوادار بچه سقا به سمت ریاست تنظیمیه (کمیسیون اصلاحات) هرات گماشته شده بود. او تا این دم، کودتاهایی پیروزمندانه یی به سود سقاویی ها در مزار شریف و میمنه کرده بود. باز مانده های دسته های م. غوث خان که شمارشان به 104 نفر( از جمله خود وی و خویشاندانش) می رسید، به سوی مرز گریختند که در آن جا در اواخر اپریل از سوی مرزبانان شوروی بازداشت شدند.

این گونه، برنامه جنگ پیروزمند در شمال افغانستان آغاز به رو به رو شدن با شکست نمود. مگر، روشن است، نتیجه نهایی آن بسته به ماموریت گروه های اصلی به ترکستان افغانی، بود. به تاریخ 22 اپریل 1929 دسته های غلام نبی شهر مزار شریف را اشغال کردند. به گونه یی که حتا قنسول شوروی- وایز اکر در مزار شریف غافلگیر شده بود. در برنامه جنگی بود که تنها یورش تند و پیروزمند شهر با دسته های افغانی- شوروی می تواند او و کارمندان قنسولگری را نجات دهد.

پسان ها یک شاهد روسی– کارمند استخبارات زیر زمینی در مزار شریف به خاطر می آورد: «به رغم آن که به دسته ها دستور داده شده بود در افغانستان به زبان روسی گپ نزنند، پس از اشغال مزار شریف در خیابان ها گاهگاهی فحش روسی شنیده می شد. هواپیماها گستاخانه، حتا بدون آن که ستاره های بال های خود (نشانه های نیروی هوایی شوروی) را رنگ نمایند، هر روز بر فراز منطقه دشمن به پرواز در می آمدند و بمباری می کردند»[52].

مگر، به تعویق افتادن یورش بعدی، به هواداران امیر حبیب الله کلکانی امکان داد به سرعت و به گونه عملیاتی نیروهای خود را بازآرایی کنند و تا جایی هم دست به پاتک بیازند. باشندگان بومی- بیشتر، اقلیت های تباری که هرگز مشتاق بازگشت امان الله نبودند، خشمگین از مداخله شوروی، روشن بود از غلام نبی پشتیبانی ننمودند. این در حالی بود که امانیست ها خود با گرفتن شهر، هیچ چیزی نوی به مردم پیشنهاد نکردند. اندیشه حمایت از امان الله نیز خیلی دیر، هم آن بر اساس توصیه همان دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب سرتاسری کمونیستی روسیه (بلشویک) مطرح گردید: از نام غلام نبی پیام هایی با شرح سرشت رویدادهای روان و فراخوان حمایت از وی در مبارزه در برابر بچهء سقاء پخش گردید.[53]

هر چه بود، گره از کار فروبسته مشکلات گشوده نمی شد. پریماکف به مقامات گزارش داد : «عملیات جنگی همچون اقدامات گروه سواره نظام کوچک برنامه ریزی شده بود که در روند کار رزمی می بایستی به تشکیلات بزرگ تحول می یافت، مگر از همان روزهای اول ناگزیر با خصومت باشندگان خشمگین رو به رو شد. [54]



برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی - پنجشنبه دهم بهمن 1387

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه - پنجشنبه دهم بهمن 1387

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان - پنجشنبه دهم بهمن 1387

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما " - پنجشنبه دهم بهمن 1387

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران - سه شنبه هشتم بهمن 1387

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان - جمعه بیست و هفتم

قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی - پنجشنبه دهم بهمن 1387

دوکتور خلیل وداد - پنجشنبه دهم بهمن 1387

سالهای دشوار، سالهای تاریک - پنجشنبه دهم بهمن 1387

دی 1387نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان - یکشنبه ششم بهمن

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 - پنجشنبه دهم بهمن 1387

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 - پنجشنبه دهم بهمن 1387

 

 

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 5:43 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

 

 

برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی

نیروهای ملی وچپ

نویسنده : عالم

بعد از اشغال افغانستان تو سط نیروهای نظامی امریکا و بعد ا الحاق پیمان ناتو به آن تب و تاب سیاسی برای ایجاد نهاد های مختلف و از جمله احزاب سیاسی بالا آمد. شبکه های استخباراتی غرب و در قدم نخست امریکا وانگلیس هر کدام پروسه حزب سازی را تسریع کردند . درظاهر امر ، امریکا و دنیای سرمایه سالاری برای نمایش ، تفنن و نمایاندن چهره دموکراتیک خود در دفاع از آزادی ، دموکراسی و حقوق بشر!؟ این پروسه را سازمان دهی کردند، اما در پشت این درامه دموکراتیک جامعه بین المللی «امریکا ، انگلیس واسراییل » شبکه های گسترده جاسوسی را در قالب احزاب سیاسی و نهاد های مختلف مدنی ، فرهنگی و حقوق بشر!؟ایجاد کردند و برای شناساندن چهره های گماشته خود در افغانستان دست به ایجاد ، ده ها رسانه ای تصویری ،صوتی و . . . زدند .

از رسانه معتبر دنیای سرمایه داری ، بی بی سی ، گرفته تا صدای المان ، امریکا و شبکه های تلویزیونی داخلی و چه آنهاییکه در بیرون فعالیت نشراتی دارند همه برای جا گذاری این چهره های ساخته شده سیاسی در اذهان مردم افغانستان آغاز به فعالیت کردند . روزی نبوده و نیست که صدای این نخبه گان سیاسی !؟ زیر نام کارشناس امور سیاسی ، محقق ، مورخ، سیاست پوه و ...با القاب و عناوین مختلف ازین رسانه هایی وابسته به دنیای سرمایه ، شبکه های استخباراتی و افزار های سیاسی آن که زیر نام موسسات گوناگون در افغانستان ایجاد گردیده است ، شنیده نشود.

ترفند دیگر سیاسی این بوده و است ، تا با افتراق لجام گسیخته سیاسی و تشکیلاتی ، جلو تشکل هر نهاد ، جریان ، سازمان و حزب سیاسی مدافع منافع ملی ، استقلال ، آزادی، عدالت اجتماعی و برابری ملی را سد کنند. بدین وسیله دنیای سرمایه داری و شبکه ها یی استخباراتی مربوط به آنها عملآ قادر شدند از پایه گذاری و ایجادسازمانهای ملی سراسری جلوگیری نمایند.

فعالیت دستگاه های استخبارات غرب عملآ در دو محور متمرکز گردیده است ؛

پاشاندن کامل نیروهای چپ از جمله ح،د،خ ، ا که از مدتها قبل در دوران مصالحه ملی و زمامداری مرحوم نجیب الله ، امریکا وغرب در میان لایه های مختلف رهبری آن عناصرنفوذی خود را بخاطر افتراق درونی آن گماشته بود . جناح دیگر حزب قبلآ ذریعه شبکه های استخباراتی پاکستان ، آی ، آس ، آی ، به شبکه جاسوسی امریکا پیوند زده شده بود، که آمریکا امکانات نظامی این جناح را در لشکر قومی حزب اسلامی حکمتیارو طالبان مورد استفاده قرار داد.

حضور نظامی امریکا و سبز شدن همزمان چند شاخه از ح،د،خ ، ا در کابل و اظهارات اخیر جناب لایق یکی از معاونین حزب وطن پرده از نفوذ و فعالیت گسترده شبکه های جاسوسی غرب بویژه شبکه جاسوسی امریکا در درون ح، د، خ و حزب وطن برمیدارد . با تقسیم کردن و پراگنده ساختن چپ به سازمانهای متعدد ، ا مریکا عملآ از حضور یک سازمان سراسری مخالف رژیم دست نشانده خود ، جلوگیری کرد.

بخش دیگر چپ ، که مخالف قدرت سیاسی ح،د،خ ،ا و حضور نظامی شوروی بود در نتیجه نفوذ گسترده شبکه های جاسوسی غرب و از جمله نفوذ وسیع آی ، اس ، آی . در آن عملآ نتوانست بیک سازمان جدی اپوزسیون مبدل گردد . شامل شدن چهره هایی از تشکیلات مختلف ان در دولت وابسته امریکا و ادغام بخش های از آن در افزار های سیاسی امریکا و غرب ، مانند موسسات ملل متحد ، ،حقوق بشر !؟ و... وجهه و شخصیت سیاسی آنرا تا سطح یگ گروه وابسته به غرب کاهش داد .

سرنوشت جبهه ضد طالبان ، که در آغاز از نیروی بزرگ نظامی برخوردار بو د و درهمه پروسه های سیاسی حضور بالنسبه فعال داشت ، ابتدا با برپایی شبه کودتا علیه دولت برهان الدین ربانی توسط یاران فرمانده مسعود ، جمعیت اسلامی را متلاشی ساخت و اکثر فرماندهان جمعیت اسلامی ازان فاصله گرفتند.

بعد از تقسیم قدرت بین جریانهای سر هم بندی شده توسط امریکا در بن ، روندتقسیم قدرت ، طوری صورت گرفت که پست های مهم دولتی در اختیار یاران فرمانده مسعود و تیم تکنوکرات جانب دار امریکا قرار داده شد و این مسآله موجبات نارضایتی و بعداً اضمحلال جبهه ضد طالبان را بوجود آورد و جبهه دو باره در خطوط قومی تجزیه شد . محل گرایی منحط هم سنگران دیروز فرمانده مسعود، زد وبندهای پشت پرده و معاملات پولی آنها ، علاوه ازینکه استقلال سیاسی افغانستان را به حراج گذاشت ، قبل از همه به فرو پاشی جمعیت اسلامی و فرماندهان عمده تاجیک انجامید و بیشترین پراگنده گی را در میان تاجیکان کشور بوجود آورد ، که تا کنون ادامه دارد.

بعد از ین ، افتراقات دیگر تشکیلاتی و سازمانی را شبکه های جاسوسی غرب بر هر یک از اعضای سابق جبهه ضد طالبان تحمیل کرد و مطابق طرح و برنامه اساسی بریتانیای کبیر همه اعضای جبهه ضد طالبان از متن قدرت سیاسی بحاشیه رانده شدند و پروسه انحصار قدرت سیاسی از طریق جابجایی چهره هایی از افغان ملت ، گروه طالبان ، حزب اسلامی حکمتیار و تعدادی از حلقات سیاسی تمامیت خواه تکمیل شد.

بدینسان مرجعیت سیاسی بطور کامل در انحصار یک قوم قرار داده شد و دلقک های سیاسی از اتنی ها و اقوام گماشته شدند،تا تمثیل حضور اقوام و اتنی های دیگر را در مرجعیت سیاسی نمایندگی کنند.

شکار جدا گانه اعضای جبهه ضد طالبان توسط شبکه های غرب به شدت به پیش برده شد و این نیروها هر کدام برای در یافت پادا ش ازغرب ، معاملات جداگانه سیاسی را در پیش گرفتند . رژیم تحت الحمایه امریکا در همان خط ، با نی دولت مرکزی افغانستان امیر عبدالرحمن مبتنی به ارث، قوم و روحانیت وابسته در زیر حمایت « جامعه بین المللی » تنابهای انحصار قدرت سیاسی را هر روز نسبت به روز قبل محکمتر می بندد و لشکر قومی نیز در کمین نشسته است تا بار دیگر انطباق کامل سرزمین با قوم را جامه عمل بپوشاند.

وضعیتی که ما در آن قرار داریم ، کشور اشغال شده ، فاقد استقلال سیاسی ،حا کمیت ملی ، تمامیت ارضی ، تداوم بحران روبه گسترش سیاسی ، تشدید بحران قومی و اتنیکی ، وخامت شدید بحران اقتصادی ، که ملیونها هموطن ما را هر روز بزیر خط فقر میبرد.

تسلط کامل مافیای مواد مخدر و مافیای اقتصادی بر همه شئون و ارکان زنده گی اجتماعی و قدرت دولتی که هر روز ثروت جامعه را می چا پند و مردم را فقیر و فقیر تر میسازند.

با تداوم وضع موجود ، بمجرد سست شدن تناب های اشغال پیمان ناتو و قوتهای نظامی سرمایه سالاری ، کشور را در چنبره یگ جنگ داخلی دیگر نزدیک تر ساخته است .

در چنین وضعیتی فضای بحران اعتماد میان نیروهای سیاسی ملی، جانبداررشد مستقل و آزاد ملی ، عدالت اجتماعی ، برابری و مشارکت ملی ، عملا جلو هر گونه تشکل ملی و سراسری را سد کرده است، که بتواند بحیث اپوزیسیون جدی ، در جهت اعاده حاکمیت ملی ، استقلال ، ازادی ، تمامیت ارضی ، عدالت اجتماعی و ملی گام بردارد.

تفنن های وحدت خوا ها نه ، اتحاد بازی های سیاسی بر محورچپ ،صرف میتواند شعارهای دلخوش کننده و مصروف کننده باشند. زیرا بسیاری از پارچه های مجزا شده از حزب فروپاشیده دموکراتیک خلق و برخی حلقه ها و سازمانهای چپ دیروز در وابسته گی کامل با سازمانها و شبکه های سرمایه سالاری قرار دارند و بطور کامل بمثابه افزازهای تحقق اهداف «جامعه بین المللی » عمل میکنند. خطر و ریسک اتحاد با آنها برای نیرو های چپ ، بیشتر از هر نیروی ارتجاعی دیگر است. زیرا آنها با استفاده از روابط گذشته و شناخت خود ، میتوانند نقب گذاریها و خرابکاریهای کلانتر ی را بسودقدرت کمپنی های فرا ملیتی انجام دهند.

در زمانی ، که وطن در اشغال نیروهای بیگانه است ، کشوربه ساختار سیاسی وسیع ملی ، وطنپرست و سراسری نیازمند است، که بیتواند تمام کتله های قومی اتنیکی ، لایه ها ، اقشار ، طبقات و طیف های متنوع جامعه افغانستان را بحرکت در آورد و انها را برای یک مبارزه سیاسی به میدان بکشاند. طوری که تجارب گذشته نشان داد ، در مجموع همه سازمانهای برخاسته از چپ دارای چنان پایگاه نیرومند توده یی نیستند که بتوانند عهده دار چنین ماموریت بزرگ ملی گردند .

بنابرین اگر چپ دیروز ابتدا حزب خود را میسازد و بعدآ دنبال اتحادهای سیاسی با نیروهای دیگر است، این مسآله نیز با سازمانهای جدا شده از بدنه چپ امکان پذیر نیست ، طوری که خطوط پروگرامی این ساز مانها نشان میدهد به هیچ صورت این سازمانها با تعریف متعارف چپ جور در نمی آید . جامعه افغانستان بزرگتر از این حلقات است و توده های ملیونی نیزدران زنده گی میکنند، باید به توده ها و مردم اعتماد کرد وبا صداقت و ایثار گری در صف مبارزه ایستاد. بنظر میرسد مانع کلی و اساسی برای اتحاد سیاسی در یک جبهه سراسری ملی افغانستان شمول ، تجزیه همه ساختارهای سیاسی افغانستان در خطوط قومی و اتنیکی است، که با شهامت باید به آن اعتراف کرد و آنرا پذیرفت. چپ افغانستان در روزهای وا پسین حاکمیت سیاسی حزب وطن در خطوط قومی تجزیه شد و این امر با اضافه برخی دلایل دیگر موجبات سقوط آنرا فراهم آورد و تاکنون حلقات و نهاد های سر بلند کرده از آن به استثای برخی از آنها درین منجلاب دست و پا میزنند.

فکتور دین که همواره وحدت دهنده اجتماعی و ملی درین سرزمین بوده است ضعف خود را در جلوگیری از تجزیه سازمانهای جهادی و طالبان در خطوط قومی نشانداد. البته مسآله ای که فکتور دینی را در اتحاد اجتماعی و ملی کم اثر ساخت ، نفوذ و رسوخ اسلام سیاسی بود ، که کاملآ در پیوند با کشور های غربی مبارزه سیاسی را آغاز کرد و با به گروگانگیری دین و استفاده ابزاری ازان برای مقاصد سیاسی ، و جهه واعتبار اتحاد دهنده اجتماعی و ملی دین تضعیف شد. بعد از فروپاشی قدرت سیاسی مجاهدین و طالبان هنوز تجزیه به خطوط قومی درین سازمانها عمیقتر شده است.

مردم افغانستان در دوران سه دهه جنگ های خونین انتظار نیرویی بود ، که بتواند ازبیرون بمدد آنها بشتابد ، با تخصص و کفایت کاری امور اداره غیر ایدیولوژیک و سیاسی را سامان دهد و از منازعات سیاسی ،قومی و اتنیکی بر کنار باشد و با مدیریت قوی ، اداره بیطرف و خدمتگذار مردم را ایجاد کند.

طوری که تجربه تکنوکراتها پیشروی ما قرار دارد ، اداره ای ، که آنها ایجاد کردند، بدترین اداره ، در نوع خود ، نه تنها در افغانستان ، بلکه در جهان است . حکومت تکنوکراتهای باز گشته ازغرب در ایجاد اداره و مرجعیت سیاسی چنان قومگرایانه عمل کردند ، که دستهای امیر عبدالرحمن ،نادر خان ، ها شم خان و . . . را از پشت بستند. با ورود آنها نه تنها مرجعیت سیاسی قومی شد ، بلکه با تلاش سبعا نه میکوشند آنچه رنگ و بوی افغانی ندارد از فرهنگ ، تاریخ و ارزشهای ملی زدوده شود.

یک نگاه گذرا به تشکلات و احزاب سیاسی میرساند ، که تمام تشکیلات سیاسی در افغانستان ، تشکیلات ( قومی - سیاسی ) اند. برجبین سازمانها و احزاب تاثیر گذاری که در صحنه سیا سی کشور حضور و نقش دارند ، مهر ( قومی – سیاسی ) حک شده است ، بنابرین در هر طرح و پلاتفرم سیاسی ، باید راه حلهایی مشخص و نمایانده شود، که زمینه اشتراک وسیع همه اقوام و اتنی ها را در قدرت و مرجعیت سیاسی ، حفظ ارزشهای مشترک فرهنگی ، تاریخی، ارزشهای ملی واشتراک در مقدرات ملی و تاریخی گره بزند ، تا بتواند جلو تفکیک اتباع درجه یک ، درجه دوم و درجه سوم و . . . را بگیرد.

درین میان به چند مسآله ضروری اشاره باید کرد، که تا کنون برداشت از آنها برای روشنفکران هر یک از اقوام و اتنی های جامعه افغانستان مفهوم و معنی جداگانه داردٍٍ؛

یک مسآله را باید پذیرفت که قدرت سیاسی در افغانستان بعد از ایجاد اولین دولت متمرکز در زمان امیر عبدا لرحمن ، قومی و قبیله ای بوده است و با مرگ عدالت سیاسی و ملی مشخص گردیده است. از زمانی که مقوله « ملت افغان » در ادبیات سیاسی ما ظهور کرد ،نگاه ان دقیقآ قومی بوده است ، ملی های دیگر مانند وحدت ملی ، منافع ملی ،سرود ملی ، فرهنگ ملی، تاریخ سیاسی ، مصطلحات ملی ، ارزش های ملی و... از آن منشآ میگیرند و صرف به یک قوم و اتنی نظر دارند.

اصطلاحات ((ملت افغان)) و ((وحدت ملی )) را چنان در هاله ای از تقدس پیچانیده اند ، که رعایت آن برهر اشنده این سرزمین امر لازمی پنداشته میشود . ا ین« تابوی های مقدس » افزاری های سرکوب گرانه ای اند در دست قبیله گرایان ، که با آن بر فرق هر مخالف انحصار قدرت سیاسی میکوبند .

طرح هرگونه مسآله ملی و نام بردن از تبار و قوم ،برابری ملی ، تقسیم متوازن قدرت سیاسی و . . . حریم ممنوعه است و مرتکبین آن مستوجب مجازات و نفرین و وابسته بخارج .

از صبح تا شام همه روزه ((تلویزیون ملی ))، « رادیوی ملی » ، « جراید ملی » ، « سینمای ملی)) و . . . داد و فریاد وحدت ملی سرمیدهند و در هیچ بیانیه زعمای دولت افغانستان نیست که آنها خود را مکلف به تامین وحدت ملی نسازند .ولی وضع ((وحدت ملی )) و ((ملت افغان)) زار و زار تر میشود. شعا ر، ده ها حزب سیاسی ، نهاد های مدنی ، مجامع فرهنگی و سازمانهای اجتماعی ، حفظ « وحدت ملی » است.

ولی متا سفانه هرروز در عمل اتحاد اجتماعی و سیاسی اقوام و اتنی های جامعه افغانستان بحرانی تر گردیده و مسآله بجا های باریکی کشیده شده است . اگر نیم نگاهی به این تا بو های مقدس افگنیم و پس منظر و پیامد های عملی آنرا شناسایی کنیم ، میبینیم ، که در عقب این تابوی مقدس صرف منافع یک قوم و قبیله پنهان است ((وحدت ملی)) یعنی احترام به سنت منسوخ انحصار قدرت سیاسی . بدینسان هر حرفی در جهت مشارکت در قدرت ، رگه هایی باریکی را بحرکت در می اورد ، که انحصار گران قدرت سیاسی آنرا توهین به منافع قومی و مقام مورثی و سنتی خود می پندارند.

پرسشی پیش می آید که این چگونه وحدت ملی است ، که در بر هه های مختلف تاریخ معاصر افغانستان ، اقوام و اتنی های مختلف جامعه ، بنام قوم ، مذهب ، تبار و نژاد قتل عام شده اند ، زمین ، کاشانه ، باغ ، هستی تاریخی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی شانرا به نفع ((وحدت ملی)) ، بیک اتنی و قوم واگذار کرده اند؟

لابد یک تصور ازین ((وحدت ملی )) میتواند در اذهان عمومی جاگیرد، که این (( وحدت ملی)) « تیپ افغانی » است. اگر بپذیریم ، که ملت مقوله ای است ، که از درون نظام سرمایه داری سر بر آورد و تعاریف گوناگون به آن داده شده ، که از شرایط یک کشور تا کشور دیگر فرق میکند . اگر بر مشخصات عام ، که تعدادی از جامعه شناسان و دانشمندان علوم سیاسی برای ملت داده ا ند ، تکیه کنیم از قبیل اشتراک در سرزمین ، فرهنگ مشترک ، تاریخ مشترک ، ارزش ها و سنت های مشترک ، بازار داخلی ، قدرت سیاسی و ... طوری ، که می بینیم فکتور های مختلف در کشور های مختلف برای مقوله ملت از اهمیت بالایی برخوردار اند ، در برخی از کشور ها احترام به قانون و مرجعیت سیاسی و در برخی دیگر بالترتیب ، نژاد ، دین ، تاریخ مشترک ، اشتراک در سرزمین بازار داخلی و . . . بدرجات متفاوتی حایز اهمیت اند . اما سنگپایه ((ملت افغان)) از همان آوان تاسیس دولت مرکزی توسط امیر آهنین ، غلام حلقه بگوش انگلیس عبدالرحمن خان به اصول قومی گذاشته شد.امیر و ا خلافش در تلاش بوده و اند ، تا یک قوم را در جغرافیه سیاسی کشور ی بنام افغانستان بگنجانند و با حذف دیگران (( ملت افغان)) تجسم یابد. مبتنی برین باور مقوله ملت با انطباق یک قوم با سرزمین ، اساس تشکیل« ملت افغان » را میسازد برای خلق و تثبیت (( ملت افغان)) امیر زیر حمایه سخاوتمندانه دولت انگلیس و استفاده از لشکر قو می خارج از سرحدات کشور تلاش بخرج داد تا مرز توافق شده بین دولت روسیه تزاری و دولت استعماری انگلیس را با جابجایی گسترده قبایل مختلف افغان در جنوب، مناطق مرکزی ، غرب ، شمالغرب ، ،شمال شرق باانطباق قوم با سرزمین تحقق بخشد.

این حرکت ، که در جهت تشکیل ((ملت افغان)) با تطبیق کامل جغرافیه با قوم صورت گرفت ، هزاره های افغانستان با دادن قربانی های بزرگ انسانی ، همه دار وندار شانرا درین روند بنفع قبایل مختلف افغان از دست دادند. به درجات متفاوت ایماق ها ، تاجیکها ، ازبکها ، بلوچ ها ، ترکمن ها ، .پشه یی ها ، نورستانی ها و . . . از محل دایمی سکونت شان اجبارآ رانده شدند . نادر خان ، هاشم خان ، محمد ظاهر خان ، محمد داود خان ... تا امیرالمو منین به حمایت گسترده خارجی ، این .پروسه را با جدیت خاص به پیش بردند و نقشه ای باقیمانده ای تکمیل ((ملت افغان)) سهم حامد کرزی است ، که در زیر حمایت (( جامعه بین المللی )) در تفاهم کامل با افغان ملت ، طالبان ، حزب اسلامی حکمتیار ، گروه های قومگرا ی چپ و سایر حلقه های تمامیت خواه باید بطور کامل به انجام برسد. بنابرین ((ملت افغان)) یعنی حذف کامل اقوام و اتنی های دیگر از جغرافیه سیاسی افغانستان .

بدینترتیب ((وحدت ملی)) یعنی احترام به ارثی بودن ، قومی بودن و سنتی بودن انحصار قدرت سیاسی . وقتی از تاریخ پنجهزار ساله ای مشترک سخن بمیان می آید و با گزافه گویی ها و لافزنی هایی سیاسی از ان دم زده میشود، همه را متعجب میسازد ، که چگو نه بعد از گذشت.پنجهزار سال تاریخ طولانی، جامعه ای افغانستان درین جایی از تاریخ قرار دارد؟

واقعیت مسلم اینست ، که قبایل متعد افغان بعد از استیلای خونین چنگیز خان به سرزمین خراسان سرازیر شدند ، زیرا اکثریت شهر ها خراب و نفوس آنها قتل عام گردیده بود ، متباقی ساکنین بی دفاع آن بعدآ در اثر هجوم قبایل افغان ، خانه ، کاشانه و زنده گی شانرا از دست دادند .

بنابرین تاریخ مشترک ما بعد از تمرکز خشن قدرت سیاسی بدست امیرعبدرالرحمن آغاز میشود. که آنهم محو دیگران مطمح نظر اساسی بوده است. وقتی از تاریخ مشترک حرف زده میشود ، منظور از همان تاریخ است ، که از احمد شاه بابا به بعد آغاز میگردد . گویی این سرزمین در زمان احمد شاه بوجود امده باشد و قبلآ وجود نداشته است . ارزش های تاریخی!؟ هم همین هایی اند ، که بعد ازین با معا ملات گوناگون !؟ بوجود آمده و قبلا کدام تاریخی وجود نداشته است .

مسآله اساسی که باید تذکر داده شود ، اینست ، که تاریخ سرزمینی بنام افغانستان بطور قطع جدا از تاریخ اسیای میانه ، شمال هند و شرق ایران وجود ندارد به دلیل اینکه قدرتهای سیاسی اغلبآ درین محدوده جغرافیاوی مشترک بوده است.

و ما نباید برای کمبود ها ، فقر فرهنگی و ارزش های تاریخی متوسل به افسانه پردازی هایی تاریخی و قهرمان پردازیهایی خیالی شویم. تاریخ آنچه که وجود داشته است ، همین است.

منظور از شخصیتهای تاریخی ، انهایی اند ، که به استثنای برهه هایی محدود ی ، در وابسته گی کامل با استعمار انگلیس ، روس ویا هردوبر اریکه قدرت تکیه زده اند.

این خود بطور کامل حذف ارزش های تاریخی دیگران است و ما از کدام سرنوشت مشترک تاریخی سخن میگوییم ؟

آنچه تا کنون از فرهنگ ملی برای ما تلقین شده است ( توره ، جگه شمله ، ننگ ، غیرت افغانی ، بدل ، جرگه ، معارکه ، پشتونوالی ، بابا ، انتقام، باتور ، سلاح ، تفنگ ، اتن ملی و لباس کوچی ها و . . . ) و این سنت های قبیله ای بطور اجبار بمثابه فرهنگ ملی بالای دیگران تحمیل میگردد . برای جا گزینی این مفاهیم بعنوان فرهنگ ملی ، یورشهای فرهنگ ستیزانه انجام داده شده و میشود ، که نتیجتآ گنجینه های پربار خراسان اسلامی و یادبودهای ماقبل آن آگاهانه و عمدی تخریب شد.

نابودی کامل آثار تاریخی کابل ، بامیان ، کاپیسا ، پروان ، بغلان ، سمنگان ، قندز ، بلخ ، جوز جان ، هرات ، غور ، بادغیس و اخیرآ شاه کار های هنری، فرهنگی و تاریخی بامیان بخاطری انجام شد ، که به برادران افغان تعلق نداشتند .

محمد گل خان مهمند لوحه های قبور ونام محلات را در شماال تغیر داد تا مردم این سرزمین با گذشته های پربار تاریخی وفرهنگی شان پیوند نداشته باشند .

سرنوشت مشترک فرهنگی و حفظ ارزشهای تاریخی چنین غم انگیز است .

آ نچه به دین مشترک برای پیدایی ملت استنباط میگردد ، ما شاهد ضعف باورهای دینی درقبال پشتونوالی بودیم واستیم .

مساله جغرافیه و سرزمین مشترک بیش از دو قرن در بین ما عمر ندارد، افغانستان همیشه تا زمان امیر عبدالرحمن قلمرو مشخصی نبوده است.

اشتراک در سرزمین زمانی ارزش دارد ، که همه در آن احترام شوند.اگر پرو ژه کامل سازی انطباق قوم با سرزمین پیش برده شود ، دیگران درین سرزمین از چی ضمانت های حقوقی و قانونی برخوردار خواهند بود؟

استعمار به گونه ای جغرافیه سیاسی افغانستان را بوجود آورد ، که بدنه اساسی تمام اقوام واتنی های افغانستان در بیرون از مرز های آن قرار گرفت . مانند افغانها ، ازبکها ، بلوچ ها ، تاجکها نورستانیها ، پشه یی ها و...

داشتن رابطه عنعنوی ، تاریخی ، فرهنگی برای اقوام و اتنی های غیر افغان با هم تباران شان در بیرون از مرزهای افغانستان امروزی جرم و خلاف مصالح ملی ارزیابی میگردد و تا سرحد وابسته گی بخارج و اجانب محکوم میگردد ، اما پشتونستانخواهی گرم است و (( لرو بر پشتانه یو دی.)) زمزمه همیشگی رسانه های صوتی و تصویری و زیب هر بیانیه سیاسی دولتمردان ما .

در حالیکه داشتن رابطه فرهنگی اتنی ها و اقوام غیر افغان در بیرون با هم تباران شان تا کنون هیچ خطری را متوجه امنیت داخلی ، ثبات سیاسی و وخامت اقتصادی کشور نساخته است. اما از بابت این پشتونستان خواهی مردم افغانستان زیانهای متعدد سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و امنیتی آتی را نصیب شده اند؛

- همواره جنگهای سازمانیافته علیه مردم افغانستان در زیر حمایت خارجی ازین مناطق و با اشتراک همین قبایل سازمان دهی شده است.

- بخش بزرگ از سرمایه ملی مردم افغانستان از زمانهای گذشته حتی در زمان رژیم هایی ، که خود را داعیه دار مبارزه طبقاتی میدانستند به آنطرف دیورند سرازیر گردیده و میگردد و دست رنج زحمتکشان کشور به مفت و رایگان نصیب زالوهای سران قبیله میگردد.

- با پیش کشیدن پشتونستان خواهی افغانستان فاقد مرز مشخص جغرافیه وی گردیده و نداشتن سرحد مشترک تا کنون معضلات گوناگون را برای مردم افغانستان ببار آورده است.

- در جنگ های داخلی افغانستان از قبایل انطرف دیورند برای سرکوب اقوام و اتنی های غیر افغان بحیث نیرو های سرکوب گر و ذخیره جنگی بطور متناوب استفاده شده و میشود. - بخش بزرگ قبایل آنطرف دیورند توسط دولت های قومی افغانستان به مناطق و محلات زیست سایر گروه های قومی کوچانیده شده و بدون هیچگونه حق قانونی دارایی و جایداد هایی غیر منقول آنها را غصب کرده اند.

- در اکثریت جلوه دادن اتنی برادر افغان همواره از ترکیب نفوس هردو طرف دیورند استفاده میشود و بدینسان همواره از نقش و حضور قبایل آنطرف دیورند استفاده نا جایز سیاسی میگردد.

- انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی بخوبی نشان داد که بخشهای و سیعی از اقوام افغان انطرف دیورند به نفع کاندید های قومی شان درین طرف مرز رای دادند. تا زمانیکه این معضله حل نگردد اقوام و قبایل انطرف دیورند در تمام کارزارهای سیاسی بنفع اقوام شان برای تداوم انحصار قدرت درین سوی مرز شرکت خواهند کرد و با این ترفند ها از اشتراک سایر اتنی ها و اقوام در مرجعیت سیاسی واداره امور جامعه جلوگیری میگردد.

- مشکل دیگر، امتیاز گیری سیاسی و استفاده ابزاری از مسآله کوچنده های انطرف دیورند است. در تمام سطوح و ابعاد قدرت و حاکمیت سیاسی سهم انها تثبیت گردیده ومیگردد بدون اینکه مساله شهروندی آنها در افغانستان و کمیت نفوس انها تثبیت باشد.

- طوری که تعیین سهمیه کوچی ها در ارگانهای دولتی و پارلمان افغانستان نشان میدهد انها بلا منازع میتواند از سهمیه هر ولایت استفاده کنند و سهم قانونی و عادلانه محلات را بخود اختصاص دهند.

- مشکل دیگر، برا ی رشد وشگوفایی اقتصاد ملی افغانستان ازین ناحیه بوجود آمده است ، سالانه به ارزش ملیاردها دالراموال بداخل افغانستان قاچاق میگردد ، که بطور مستقیم عواید داخلی کشور را از ناحیه تکس تجارتی ، عواید گمرکی و . . . کاهش داده و ضربه مهلکی بر اقتصاد ملی وارد مینماید .

- تمام آثار تاریخی ، هنری ، باستانی و آنچه به هویت ملی ، تاریخی و فرهنگی مردم افغانستان بستگی داشته ودارد ، از طریق قبایل آنطرف دیورند به بازارهای پاکستان و ازان طریق به بازار های جهانی سرازیر گردیده ومیگردد .

- تمام هست وبود مردم از تسلیحات نظامی گرفته تا ماشین وآلات موسسات تولیدی توسط همین گروه های تبهکار با استفاده از باز بودن همین سرحد انتقال و به نرخ آهن پاره های کهنه به دلالان و قاچاقچیان اسلحه بفروش رسید .

- قبایل آنطرف دیورند همین اکنون به پادگان نظامی- سیاسی ، علیه مردم افغانستان ، امنیت ملی ، بازسازی اقتصادی و اجتماعی ، منافع ملی ، اتحاد اجتماعی وسیاسی ، پیشرفت وترقی اجتماعی مبدل شده اند .

نیروهای ملی ، وطنپرست و آنهاییکه دعوای چپ بودن را دارند ، بدون حب وبغض تعلقات قبیله ای شان ، نگرش میهنپرستانه وملی گرایانه خویش را درین مورد ، دوباره بازبینی کنند، تا باشد ما ازین قبرستان تجدد گرایی ترقی خواهی و نو گرایی رهایی حاصل نماییم .

با آنکه در افغانستان زبان مادری در حدود 70% دری است اما تیکه داران « ملت افغان » و پیام آوران « وحدت ملی » بطور قطع خواهان رسمی بودن و ملی بودن یک زبان اند و درین راستا از هیچ اقدامی برای تشکل ملی بر محور زبان افغانی (پشتو) روگردان نیستند . مصطلحات علمی و اداری ملی همه بزبان افغانی برگردانده شده است. یک زبان مصطلحات علمی ، اداری و ملی دارد و زبان رسمی دیگر محروم ازان وگوینده گان آن برای بکار گیری واژه های ناب زبان شان باید پذیرای اخراج از کار ، مجازات و توهین و وابسته بودن بخارج باشند. وقتی سرنوشت زبان پارسی ( دری ) ، که زبان علمی ، تحقیقی ، تاریخی و رابطه بین اقوام مختلف است با چنین فارسی ستیزی و بی مهری روبرو باشد ، سرنوشت زبانهای دیگر مانند ازبکی ، بلوچی ، ترکمنی نورستانی ، پشه یی و ... در زیر سلطه فرهنگی و سیاسی (( ملت افغان )) از قبل معلوم است ! سرود ملی ، درفش ملی ، سمبولهای لشکری وکشوری ، رتب علمی ، القاب لشکری و کشوری و . . . همه به مهر و نشان «ملت افغان » حک شده و بزبان افغانی (پشتو) اند و دیگران اصلآ درآن سهمی ندارند .

اینست نمونه هایی از تاریخ مشترک ، فرهنگ مشترک ، ارزشها و سنت های مشترک ، سرزمین مشترک و قدرت سیاسی مشترک ، که مبتنی برآن ( ملت ، دولت،) ملی بوجود بیاید!؟

با این گرایش های قومگرایانه و قبیله گرایانه و انحصار قدرت سیاسی در دست یک قوم و قبیله چگونه ملت بوجود خواهد آمد ؟ و ارزش های مشترک تاریخی ، فرهنگی و وحدت ملی تشکل خواهد یافت ؟

تعبیر ما از میهن پرست بودن و ملی بودن با در نظر داشت و ضع ، که ما در آن قرار داریم نیز تعریف کوته بینانه است. این تنها نیرو های چپ نیستند ، که در مواضع ملیگرایی و میهن پرستانه قرار دارند .

در دهه های اخیر بسیاری از معادلات ملی گرایی و میهن پرستی تغیر پذیرفته اند ، نمیتوان مبارزه پرشور حزب الله لبنان زیر رهبری حسن نصرالله ، شیعان عراق زیر رهبری مقتدا صدر و حماس زیر رهبری خالد مشعل را بالاترین تهورملی گرایی و میهن پرستی بحساب نیاورد. این جنبش های ملی - اسلامی تا پای جان در دفاع از آزادی ، استقلال ، شرف ملی و باور های دینی شان در برابر پادگان نظامی جاسوسی (اسراییل) سرمایه سالاری قرار دارند.

چپ افغانستان اگر بخواهد در قاموس یک ساختار ملی ، متعهد ، پابند به منافع ملی ، ارمانهای ملی و عدالت اجتماعی ، که زحمتکشان ، اقوام و اتنی های غیر افغان ستم مضاعف ( طبقا تی - ملی ) را بر گردۀ شان حمل میکنند ، تبارز کند. باید بت شکنی کند و ازین عوضی گرفتن مقوله هایی « ملت » ، « وحدت ملی » ، (( منافع ملی)) که در تمام برهه های تاریخ معاصر کشور در تبانی کامل با دنیای سرمایه سالاری استعمار ی گره خورده است، خود را برهاند و گامهای جدی و لازمی را برای احترام و پاسداری از همه ارزش های تاریخی ، ملی ، فرهنگی سنتها و ارزش های اجتماعی همه اقوام و اتنی های برادر و برابر جامعه افغانستان بر دارد و در پیشگاه مردم افغانستان صادقانه عمل کند.

مبارزه سیاسی پرکتیک و عمل آگاهانه اجتماعی است ، قضاوت و جانبداری مردم افغانستان در مورد هر جریان و نهاد سیاسی نه بالای تدوین برنامه های (( علمآ تنظیم شده)) صورت میگیرد ، بل مردم میبینند ، که سازمانها و جریانهای سیاسی در کدام صف مبارزه سیاسی استاده اند و چی عمل میکنند. تاریخ افغانستان همین گونه تبلور یافته است .

طوریکه دیده میشود چپ افغانستان مصروف تشکیلات سا زی و اتحاد بازی آنهم اعلبا در بیرون از مرزهای افغانستان است در حالیکه با سردادن شعارهای میان تهی آنهم از بیرون هیچ چیزی تغیر نمیخورد، با وجود ثبت و راجستر شدن چندین سازمان و حزب از بدنه چپ دیروز ، یک مورد پرکتیک مشخص در تقا بل با عملکرد اشغالگرانه و سرکوبگرانه امریکا و پیمان نظامی ناتو و جود ندارد.

بر گردیم به اصل مسآله

با ید پذیرفت ، که افغانستان کشور اقلیت های قومی است و هیچ قوم واتنی بیشتر از ثلث نفوس کشور نیست. هرگونه تلاش سیاسی در مسیر تغیر هویت فرهنگی ، تاریخی و اتنیکی اقوام مختلف افغانستان ، نه اینکه ما را بطرف ملت شدن و وحدت ملی میکشا ند ، بل بحران موجود سیاسی وبحران در رابطه بین اتنی ها و اقوام افغانستان ر اعمیقتر میسازد و تا سرحد تجزیه ، کشور را به پیش خواهد برد. ملت تنها یک اجتماع طبیعی نیست. بلکه ملت یک اجتماع سیاسی است ، که در آن باید نیل به استقلال سیاسی ، استقلال اقتصادی ، انسجام فرهنگی ، عدالت اجتماعی و ملی مطمح نظر اساسی قرار گیرد.

برای تحقق پروسه (( ملت شدن)) و برپا یی (( وحدت ملی )) ما با ید در کنار ملی گرایی قبا یل افغان به ملیگرایی هزاره گی ، ملی گرایی تاجیکی ، ملی گرایی ازبکی ، ملیگرایی ترکمنی ،ملیگرایی بلوچی و . . . ، که خواهان حق کامل شهروندی در محدوده سرزمین مشترک شان اند ، تمکین کنیم.

سنگ پا یه اساسی هر (( ملت )) و (( وحدت ملی )) و ملی های دیگر قبل از همه به اتحاد سیاسی و بعدآ به اتحاد فرهنگی ، اجتماعی ،تاریخی و . . . ، ضرورت دارد.

اتحاد کامل سیاسی اقوام و اتنی های مختلف جامعه افغانستان مربوط میشود ، به مشارکت عادلانه در قدرت سیاسی واداره امور جامعه و این بدون بر پا یی یک نظام دموکراتیک فدرال ممکن و میسر نمی گردد . اتحاد اجتماعی ، اتحاد فرهنگی و تو زیع عمودی قدرت سیاسی بر مبنای حاکمیت مشترک ، بعوض ارایه یک مشت اراجیف ، که تحویل جامعه میگردد ، ما را بطرف ثبات سیاسی خواهد برد و موجبات ایجاد ملت - دولت ووحدت ملی را فراهم خواهد ساخت.

بدون یک ملی گرایی سیاسی متمدن ، اتحاد سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و تاریخی اقوام مختلف افغانستان امریست محال و خیال پردازانه .

نیروهای چپ بدون پا بندی به چنین امری و تلفیق کامل آن با آزادی، عدالت اجتماعی ، برادری و عدالت ملی نمیتوانند بطور طبیعی با هم متحد شوند.

توافق بروی موارد آتی که قبلا نیز پیش کش گردیده بود ، میتواند موانع جدی را از سر راه اتحاد سیاسی و تشکل یک نیروی سراسری ملی پاسدار آزادی ، استقلال ، عدالت اجتماعی و تقسیم متوازن قدرت سیاسی بردارد:

- ایجاد یک نظام دموکراتیک فدرال ، که قدرت سیاسی رابطور عمودی و افقی بین اتنی های مختلف جامعه افغانستان بطور عادلانه تقسیم کند و مشارکت کامل سیاسی را تمثیل نماید.

- مبارزه در جهت آزادی کامل افغانستان از سلطه نیروهای نظامی خارجی مبتنی بر میکانیزمی ، که اولا این نیرو ها تحت قیادت سازمان ملل متحد در آورده شوند . در ثانی قوتهای امریکایی و انگلیسی از ترکیب این نیروها خارج ساخته شوند و بجای نیرو های انگلیسی و امریکایی از کشورهای دیگری نیرو جلب گردد ، که در فضایا ی معاصر سیاسی افغانستان ذیدخل نبوده باشند.

ثالثآ تعیین جدول زمان بندی شده خروج همه نیروهای خارجی از کشور .

- فرا خوان یک مجمع دموکراتیک ملی برای اصلاح و تغیر در قانون اساسی .

- استفاده موثر از خورده فرهنگ ها ، سنت ها ، ارزشها ، آداب و رسوم همه اتنی ها در تبلور فرهنگ ملی و ایجاد فرهنگ ملی متبنی بر آن . - در صورتیکه برابری کامل دو زبان رسمی دولتی مورد توافق نباشد . با ید یک زبان رسمی از طریق ریفراندوم آزاد و دموکراتیک در یک همه پرسی سراسری ملی انتخاب گردد.

- وقتی از تاریخ مشترک سخن میگوییم با ییست بعوض افسانه پردازی های بی پایه تاریخی و موهوم ، از ارزشهای تاریخی ، هویت اتنیکی و ملی همه اقوام افغانستان به عنوان ارزش های مشترک تاریخی در تشکل هویت ملی وتاریخی کشور استفاده همه جانبه بعمل آید و بعنوان تاریخ مشترک احترام شود.

- نام کشور ، نام قومی است ، برای بازتاب فرهنگ پربار گذشته ، ارزشهای تاریخی و مدنی رابطه سرزمین ما با گذ شته پربار آن ، انعکاس هویت قومی و اتنیکی همه در یک نام با مسما ، که همه گیر و بیانگر هویت همه گروهای قومی باشد ضرورت احساس میگردد.

خراسان اسم با مسمای است ، که علاوه برینکه هویت تاریخی ، ملی همه گروهای قومی و اتنیکی را می تاباند ، کشور را به داشته های پر ارج تاریخی ، فرهنگی و تمدن طلایی آن پیوند میدهد برای حاصل شدن اجماع عمومی در مورد نام کشور ،

ما باید هردو نام افغانستان و خراسان را در معرض یک همه پرسی آزاد ، عادلانه و دموکراتیک به اشتراک همه ای ساکنین کشور قرار دهیم ، تا بتواند اراده آزاد همه با شنده گان این سرزمین در انتخاب نام کشور تمثیل گردد.

- مسآله نشان دولتی ، سرود ملی ، القاب لشکری و کشوری ، رتب علمی ، اسمای ادارات ، موسسات تحصیلی ، فرهنگی و اداری مصطلحات علمی و اداری ملی به هر دو زبان رسمی با حقوق مساوی ، حل و فصل شود.

- حدود جغرافیه وی سرزمین ما با حل و فصل کامل خط دیورند با جانب پاکستان مشخص گردد. و بیش ازین ، ازین دخمه خونین علیه مردم افغانستان ، منافع ملی ، حاکمیت ملی ، تمامیت ارضی ، استقلال ، آزادی ، رفاه اجتماعی و پیشرفت اقتصادی ، استفاده ابزاری و سیاسی نگردد.

- هر نوع مداخله از آنسوی دیورند در تبانی با حلقه های قومگرا و ضد وحدت ملی بمثابه تجاوز به حاکمیت ملی ما محکوم گردد و عاملین آن بیک محکمه عادلاانه ملی کشانده شوند.

چند مسآله درمورد برگذاری انتخابات عادلانه ریاست جمهوری و پارلمانی ؛

الف - سرشماری دقیق برای تثبیت احصاییه نفوس کشور، تفکیک نفوس واجد شرایط برای رای دهی کلی کشور و هر واحد اداری.

ب - اعضای کمیسیون انتخابات طوری تعویض گردند ، که از هر اتنی و قوم در یک پروسه دموکراتیک ، بترکیب مساوی ، کمیسیون انتخابات بوجود بیاید .

ج - دست ، افزارهای سیاسی و استخبارااتی امریکا ، زیر نام بخش کمیسیون خارجی انتخابات ، شعبات سازما ن ملل و سایر نهاد های غیر لازمی قطع شود و به مداخله خارجی در مو رد انتخابات نقطه پایان گذاشته شود.

ح - شرکت در انتخابات صرف به اساس شناسنامه شهروندی صورت گیرد و هیچ ملحوظ غیر دموکراتیک باید روند شفاف ودموکراتیک را برهم نزند.

خ - زمینه شرکت در انتخابات برای تمام شهروندان افغانستان به اساس حوزه محل زیست فراهم شود، برای هیچکس مجال داده نشود تا با استفاده از کارتهای متعدد در چندین حوزه انتخاباتی شرکت کنند.

د - تا زمانیکه تثبیت نشود کدام بخش کوچنده ها ، شهروندان افغانستان اند، از ایجاد حوزه های جداگانه زیر نام کوچی ها و تثبیت سهمیه آنها در ولایات مختلف احتراز بعمل آید .

جنوری 2009

 

 

 

http://tajikpress.com


سایه های فغان و اندوه بر روی کشور خراسان

برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه 

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما "

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان

قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی

دوکتور خلیل وداد 

سالهای دشوار، سالهای تاریک 

نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 


 

 

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 5:40 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

 

نجیب الله ضیارحمان

 

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه

 

عیبم نکنید اگریک مسلمان(!؟) رابا یک یهودی به مقایسه میگیرم. چون برایم کشتن انسان بدون محاکمه ولو از هر دست و با هر تعبیر، از هر دین و آیینی - چه اسلامی و چه یهودی - باشد، یک مفهوم دارد وآن اینکه : کشتن محکوم است ، خصوصا در اسلام ! اساساً خود نامگذاری دین مقدس ما به نام اسلام به معنای این است که این دین، دین سلامت و دین صلح و دین سازش و گفتگو است. دینی نیست که خشونت وجنگ را ترویج دهد.

در شریعت موسوی نیز یکی ازجان مایۀ مسائل عبادی( ده فرمان) این دین- که به اعتقاد یهودیان از سوی خداوند به قوم بنی اسرائیل ابلاغ شده است – منع کشتار می باشد.(۱) یهودیت می گوید: همنوع خویش را مانند خودت دوست بدار و آن چه را که بر خود نمی پسندی بر دیگران روا مدار، بنا بر این در آئین یهود دوست داشتن همنوع و کینه نداشتن نسبت به او از والاترین دستورات به حساب می آید.( ۲)

ghaza crisis

مردم فلسطین بیش از شصت سال است درگیر مقاومت دربرابر نسل کشی و پاکسازی قومی هستند که توسط صهیونیست های یهودی و حامیان بین المللی شان طراحی و به مورد اجرا گذاشته شده است.

در این شصت سال روزی نیست که پرونده ضخیم قصه پر غصهء ملت مظلوم فلسطین در آثاری از جنایات وحشیانه انسانهای حیوان صفت بر علیه مظلوم ترین انسانها را در برنداشته باشد و چنان می نمایدکه جنایات رژیم صهیونیستی در قتل و کشتار بی رحمانه زنان و کودکان و آوارگان فلسطین دیگر پایان ندارد. خصوصا امروزکه توپ وتانک وموشک وهواپیما های اهدائی آمریکا به اسرائیل، مردم مظلوم فلسطین را توسط ارتش اسرائیل سلاخی می کند. همه وجدانهای آزادگان، آزادی خواهان و مدافعان حقوق بشر در نظاره بیرحمانه ترین جنایات تاریخ بشری که اکنون در سرزمین فلسطین اتفاق می افتد، در خواب سنگین و مرگ آوری فرو رفته اند.

فاجعه نوار غزه اسباب رسوایی مدعیان دروغین حقوق بشر وکشورهای عربی که داعیه رهبری جهان عرب حتی جهان اسلام! را دارند،بارآورده است .جهان عرب که بعد از شکست های پی در پی از اسراییل و وابستگی سیاسی به جهان غرب و آمریکا در خصوص قضیه فلسطین در حالت انفعال قرار گرفته است ،از واکنش در برابر اشغالگری های اسراییل احساس عجز و ناتوانی می کند، از طرفی رهبران کشور های عربی - که اقتدار لرزان خود را برروی خون میلیونها انسان برپاداشته اند- بقائ خود را در همراهی با سیاست های تعریف شده منطقه یی امریکا می بینند و رضائیت امریکا مهمتر از ناله و فریاد زنان و کودکان غزه می باشد. این سیاست ها با منافع اسراییل درمنطقه کاملا همسو است . در واقع دولتمردان عربی با تفکیک منافع حکومت های خود از منافع عربی شیوه هایی در پیش گرفته اند که نتیجۀ آن سازش در برابر اسراییل است وبه همین دلیل است که حتی جزو اولین کشورهایی هستند که در جریان حمله اسراییل به غزه، به طرف اسراییل قرار گرفته اند.

فاجعه حملات تروریستی اسراییل به غزه از جمله موضوعاتی است که با توجه به روابط استراتژیک این کشور و آمریکا در قالب مسائلی می گنجد که لازم است شورای امنیت در قبال آن سکوت و صرفا به صدور بیانیه های غیر الزام آور اکتفا کند. چون بخش عظیمی از نیروهای عمل کننده و حافظ صلح شورای امنیت را نیروهای آمریکایی تشکیل می دهند ،عملکرد این شورا شدیدا تحت تاثیر منافع ملی – منطقه یی و جهانی این کشور قرار دارد.

برادران فلسطینی! مراسم غم و شادی در اصل عواملی هستند که ما را بیش از هر موضوع دیگر متحد نشان می دهد. گویا این یکی از خصلتهای بسیار نیک فرهنگ اسلامی و به ویژه ما افغانستانی های جنگ زده است.ما می دانیم که هر قطره خون سرخی که ازپیکر شما بر روی زمین می ریزد ، تابلوی هولناکی از وحشیگری های صهیونیست ها را ترسيم می نماید.

ما افغانستانی ها خوب می دانیم ، هرگلوله یی که برپیکر کودک ، زن ومرد محروم فلسطینی می نشیند، قلب ما را در افغانستان نیز نشانه می گیرد.چون می دانیم مرگ همنوع یعنی چه ؟

ما درکشور خودمسلمان نما های صدمرتبه وحشیتر از اسراییلی ها داریم. برتری خواهی قومی حلقات فاشیستی طی سالها حاکمیت سیاه خود هدفمندانه وبا استفاده از پلیدترین تجارب تاریخ خودکامگی، از طرق گوناگون برای نابودی سایرملیت های ساکن در کشور ما برنامه چیده وزنجیروار به مرحله اجرا در آورده اند.

یورشهای وحشیانه، تصاحب سرزمین، ممنوعیت زبان مادری، نابودی فرهنگ و آداب و رسوم، محدودیت مذهبی، کوچ اجباری، جایگزینی ملیتهای بیگانه در سرزمینمان...، اینهمه جنایات نفرت انگیز و ضد انسانی که دیروز به نام شریعت طالبی اعمال می شد وامروز به نام دموکراسی اعمال می شود، در حقیقت چیزی جز تصفیه نژادی نبوده و نمی باشد.

برادران فلسطینی!مبالغه نخواهدبود بگوییم : شما نسبت به ما خوشبخترید.

talibs culture and their highest goal

زیرا ! اگر امروز ارتش اسرائیل با توپ وتانک وموشک وهواپیما ها شما را ، به قتل می رسانند ، طالبان با نبش قبر و آويزان کردن مرده ، بدعت جديدي را در جهان رقم زده اند. مسلمانان در کشور ما تا اين حد ذليل شده اند که به طرز فجيعي ذبح و بعد اجساد ‌آنان سلاخي مي شود .مردم ما بعد از مردن نيز در امان نيستند و مورد برخورد خشن از سوي افرادي قرار مي گيرند که مدعي اجراي شريعت درافغانستان هستند. اگر یهودی ها شما را در غزه به میل تانک ورگبار توپ می بندند، جلادان طالب مردم مظلوم مارا بنا بر خوی وخصلت خون خوارگی و وحشی شان در روز روشن وپیش چشم خبرنگاران به سر بریدن مردم بیگناه وغیر نظامی دست می زنند .گرچه می دانم تاریخ شما همچون تاریخ افغانستان شاهد فجایع، قتل عام ها ، نسل کشی و جنایت های ضد بشری زیادی بوده است ،اما هیچ یکی از این فجایع آن سنگینی و گستردگی ، غارت، تجاوز، کشتار جمعی و نسل کشی را به صورت آگاهانه در مناطق مختلف شمال کشورما طالبان به طور وحشیانه انجام داده هزاران انسان بیگناه اعم از اطفال – زنان وپیر مردان را به صورت دسته جمعی به قتل رسانیدند که این اعمال آنها به مراتب از کشتار جمعی اسراییلی ها زشت تر و بی رحمانه تر بوده است. اگر صهیونیستها با باران گلوله و رعد و برق ويرانی عطش انتقام خويش را با خون مظلومان بی گناه فلسطینی فرو نشانند، کلاغان لاشخوار طالبی در جنگ های قیصار ، قزل آباد و یکاولنگ اجساد کشته شدگان را خشک کردند، نگذاشتند که دفن شوند.

تردیدی نیست که صهیونیست ها و طالبان باتوپ وتانک وکشتار نمی توانند مقاومت مردم را برای آ زاد زیستن درهم شکنند ، این مقاومت ها برعکس ادامه خواهد داشت. وظیفه هرانسان آزادیخواه ومدافع آزادی است که به هرشکل ممکن ازحق حیات و زندگی انسانی مردمان محروم ما به دفاع برخواسته وازمقاومت آنها دربرابر این کشتارخونین وددمنشانه پشتیبانی بنماید.چون امروز دفاع از مردمان ما دفاع از حیثیت و حرمت مرزهای انسانیت انسان و به اثبات رساندن وجدان بیدار است . دفاع از زنان وکودکان مظلوم ما به مسولیت پذیری انسان منوط است تانشان دهد که چیزی به اسم انسانیت همچنان وجود دارد.بنا براین همه انسانهای آزاده بدون هیچ نوع وابستگی ملی و دینی و سرزمینی و به حکم وجدان باید ضمن ابراز تنفر شدید از این جنایات ضد انسانی رژیم صهیونیستی وگروه وحشی طالبان و عاملان آین جنایات حزن آور و محکوم نمودن آن به حمایت از مردمان ما بپاخیزند.

آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی(۱)

( دین یهود و شریعت موسوی را بشناسیم، پدیدیا اوذراحیان (۲

Jan,15,09

 

 

 

http://tajikpress.com


سایه های فغان و اندوه بر روی کشور خراسان

برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه 

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما "

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان

قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی

دوکتور خلیل وداد 

سالهای دشوار، سالهای تاریک 

نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 


+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 5:39 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

 

دکتور امین آقا متین

نگارنده: ایگور ميخالوويچ ريسنيير

برگرداننده به پارسی: دکتورامين آقا متين،استادپيشن اقتصاد دانشگاه کابل

قسمت سوم - بخش اول

 

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان

(سبب سرازیرشدن افغانان ازکوه های سلیمان)

 

دراين پاره تلاش مينمایيم به اين پرسش پاسخ بگویيم که سبب وعلت ايکه قبايل افغان را وادارکرد تا ازمحل بود وباش پيشین خود(کوه های سليمان- ب) به شمالغرب وجنوب شرق سرازيریهای سلسله کوه های سليمان درسده های سيزدهم تا شا نزدهم پراگنده شوند چه بوده است؟ کدام علت ويا دليل بيرونی ويا ناگهانی درسرازيرشدن افغانان به سوی سرزمينهای مردمان ديگرغيرافغان وجود نداشته است؛ بل، سبب اساسی درتکامل داخلی خود جامعه افغانی نهفته بوده است.

سبب ايکه باعث حرکت وسيع قبايل افغان ازباشگاه اوليه زنده گی آنان يعنی کوه های سليمان شد، گذارتدريجی وگام بگام آنان ازطرززنده گی کوچ نشينی ورمه داری به سوی زنده گی پایه دارزمين داری بود که به گمان غالب ازسدۀ سيزدهم فرايند پوسيده گی نظام اجتماعی نخستين (کمون اوليه- ب.) افغانان آغازمیگردد. ن.و.خانيکوف اين نوع ساختارونظام اجتماعی افغانان را خودويژه گی قبيله ای آنان ناميده وآنرا به سده های نهم- سيزدهم مربوط ميسازد(خانيکوف،همانجا،برگه 561).

پژوهش پیرامون پرسش ساختارزنده گی اقتصادی- اجتماعی افغانان تا پیش از وارد شدن آنان به زنده گی ثابت وپايدارنهايت دشوار است. زيراازيک سوداده ها وتازه های تاريخی دررابطه نهايت کم ونارساست، وازجانب ديگر منابع ايکه وجود دارند ازوضعيت کلی آنزمانی قبايل افغان درمجموع گواهی ميدهند نه ازوضعيت هر قبيله ويا دسته ای ازقبايل. دشواری جدی ديگراينکه نميتوان تشخیص داد که اين اطلاعات بکدام دوره ای تاريخی تعلق ميگيرند. هرآنچه که با فلکلورارتباط ميگيرد مطالعه آن فقط آغازگرديده است وبسيارمشکل خواهد بود که گذشته وپيشينه پيدايش اين ويا آن ترانه وضرب المثل را ريشه يابی ومشخص کرد.

داده ها وگزارشات نخستین تاريخ دانان وگردشگران درباره افغانان ويژه گی عمومی دارد وازبررسی آنان اکثرآ نميتوان دريافت نمود که اين گزارشات ازکدام قبيله بحث ميکنند. لذا قسميکه روشن است رشد وتکامل قبايل افغان يکسان وهمانند صورت نگرفته است،ودرساختاراقتصادی- اجتماعی آنان تفاوتهای فاحش وکلی دیده میشوند. علی رغم مشکلات موجود، تلاش ميگردد که درمجموع فرايند فروپاشی وپوسيده گی نظام کمون اوليه افغانان را تا وارد شدن آنان به سکونت گزينی وزنده گی ثابت، برمبنای داده های وافر اخيرسدۀ نزدهم که دارای منابع اطلاعاتی تاریخی متکی به عنعنات شفاهی افغانان اند وهمچنان آگاهی هاييکه عادات ورسوم آنان را مشخص ميسازند درمعرض برسی قراردهيم.

احتمالآ، درسده های سيزدهم - چهاردهم درولس افغانان قشرهای پيشه ور وبازرگان پیداگرديد که اکثرآ نه ازمیان اعضای قبايل که ازميان بیگانه گان بودند. درآنزمان هرچه بيشتررابطه اقتصادی ميان قبايل کوچی - رمه پرورافغان وشهرهای فيودالی تاجيکان وهندوان رشد ميافت افغانان هرچه بيشتروارد مبادله وبازرگانی میگرديدند. تازه های موجود است که نشان ميدهند، ازميان قبيله های افغان درآنزمان دسته ای بميان آمد بنام پوينده( درزبان افغانی پشتو پونده شده است- ب.) که مشغوليت هميشگی آنانراانتقال کالاهای بازرگانی ازمسيرکهن کاروان راه ها ي که هند رابا فارس وآسيای ميانه پيوست ميکردتشکيل ميداد. درميان قبيله های کوچی افغان شمار برده گان افزايش ميابد و قشروابسته گان- فيودالی بنام (همسایه) تشکیل میشود. اصطلاح همسايه ريشه ای تاجيکی ويا فارسی دارد. اين اصطلاح درنزدافغانان به مفهوم کسیکه آزاد وغيروابسته نباشد وبه قبيله ای مورد نظرشان تعلق نداشته باشد کاربرد دارد. بايد گفت مفهوم اجتماعی اصطلاح همسايه فوق العاده بيشماراست، زيرااين اصطلاح جهات مختلف وابستگی را دربرميگيرد(درزمينه درفصل سوم معلومات گسترده ارايه شده است). مطابق گزارش(رياضت الجنت فی اوصاف مدنيت هرات) که دربخش بايگانی نوشتارهای دستنويس فرهنگستان دانش اتحاد شوروی (اکنون روسیه- ب.) درلينینگراد(پطرزبورگ کنونی- ب) نگهداری ميشود آمده است: درناحيه ای قندهارافغانان زنده گی دارند واز آنجا به هرات برده های زيادی را انتقال میدهند. .و.ای.رومودين درتزس علمی دوکتورای خود درزمينه اين گمانه را بيان ميدارد که برده ها درهرات توسط افغانان ايکه کاروتجارت برده هارا ميکردند ميتوانستند انتقال یابند. ريچاردستيل گردشگرانگليسی درسدۀ هفدهم موجوديت برده ها را درميان ولس کوچییان افغان بدون شک دانسته مينويسد: ... اگرآنان(افغانان) آدمان شکست خورده را بچنگ بياورند ويا ازطریق ديگران اورااسیر نمايند وی رادربالا به کوه ها بفروش ميرسانند، رگ های پا ی آنانرا قطع کرده درآسيا های دستی به آرد کردن غله وسايرکارهای شاقه برده ای وادارساخته ميشوند. منابع ديگری نیز درباره ای موجوديت برده درنزد قبيله های کوچی افغان زمانيکه آنان وارد زنده گی ثابت ميشوند گواهی ميدهند که قبايل افغان برده ها را هنگام هجومهای خود درهند بدست مياوردند. بدينگونه، درژرفا ودرون نظام کمون اوليه يا جامعه بدوی- نخستين افغانان نظام برده داری بوجودمیآید ولی نظربه شرايط ووضعيت عمومی تاریخی پيشرفت قابل ملاحظۀ نداشته است.درميان اعضای آزاد قبايل نابرابری هرچه بيشتر درداشتن مال و دارايی بميان ميآید، بويژه ازهمه کرده زياد تربه مال وقدرت سران قبیله باسرعت افزوده میشود. منصب ويارتبه انتخابی کلان قبيله ميراثی ميگردد. سران قبايل حلقه دوستان خودرا بنام(ياران) تشکيل ميکنند. کلان واشراف قبایل تمام چراگاه های که ظاهرآمالکیت جمعی قبیله شمرده میشود دردست خود میگیرد،زمينه وامکان فعاليت مستقل اقتصادی اعضای عادی قبيله محدود ساخته میشود و درعوض رمه وگله های حیوانات سران قبيله بيشترشده میروند.

درداخل قبيله های افغان طبقات متخاصم شروع به پیدایش میکنند. درمرحله آغازين تکامل ورشد جامعه طبقاتی تمام قبیله های افغان درکل درمخالفت با برده ها ووابستگان- فيودالی می ایستند،وسازمان طایفه- قبيله ای بمثابه وسيله جبروسرکوب برده ها وهمسايه ها واردعمل میشود. اما به هراندازه ايکه اشراف طایفه قدرتمند شده ميرود،تقابل وروياروی ميان منافع آنان واعضای قبيله شدت ميگیرد، ومبارزه درميان اعضای آزادوکامل الحقوق قبيله آغاز ميشود. اعضای پايينی قبيله به گسترش سلطه وفرمانروايی اشراف گردن ننهاده، ضد آنان به پا برمی خيزند وازحقوق مالکيت قبيله یی خويش دفاع مينمايند. سران قبيله بخاطرخاموش وآرام ساختن نبردهای داخلی وتقويت کردن مواضع لرزان خود جنگ های شديدی را باقبيله های همسايه بخاطرچراگاه مشتعل ساخته، وهجومها وحملات غارتگرانه را درواحه های زمينداری(تاجیکان- ب.) سازمان ميدهند. اين جنگهای پی درپی قدرت اشراف قبيله رابيشترازپیش تحکيم میبخشد، بنیاد نظام کمون اوليه افغانان را لرزان کرده وبه فعاليت مستقلانه اقتصادی اعضای قبيله لطمۀ وارد میسازد. درچنين وضعيت، گرايش وکشش اجباری کوچییان بينوا ومحروم بيشترازپيش به زنده گی ثابت وساکن افزايش ميابد. زيرا اين قشرکوچيان اکنون نه چراگاه ای دارند ونه هم رمه زياد که شيوه زنده گی پيشين خودرا ادامه دهند.

به احتمال قوی شروع ازسده های سيزدهم- شانزدهم آنعده ازقبايل ايکه ازنگاه اقتصادی – اجتماعی نسبتآ تکامل يافته تر بودند وفرایند فروپاشی نظام کمون اولیه آنان نسبـت به ديگران پيشرفته تر بود، بطورقطع آغازبه اشغال زمينهای همسايه وسايرمردمان کردند. واين گام بعدی ديگری درجهت متلاشی شدن سازمان اجتماعی پيشين بدوی افغانان که برمبنای اتحاد خونی وطايفه ای بنا يافته بود محسوب ميشود. زيرابه گفته کارل مارکس "... ساختار بدوی- طايفه ای باتسلط و تسخيرمردمان ديگرهمخوانی ندارد"(کارل مارکس منتخبات دوجلدی،جلددوم،مسکو1948،برگه286).

برای ما چنين تصورپيداميشود که بگونۀ کل فرايند فروپاشی نظام کمون اوليه درافغانان تا پيش ازآغاز گذارآنان به مسکن گزينی شروع شده است. ويژه گیهای مشخص تاريخی اين فرايندچگونه بوده است؟ قسميکه همين اکنون دربالا گفتيم فرايند فروپاشی وپوسيده گی نظام کمون اوليه افغانان درشرايط همکاری درازمدت با شهرهای سده های ميانه ومردمان بومی وواحه های زراعتی تاجيکان که ازبسيارديرها دارای نظام ودولت فيودالی درسرزمين کنونی جنوب افغانستان بودند(يا اين سرزمينها رادرترکيب خود شامل ساخته بودند) جریان وادامه داشته است. درچراگاه های دشتی وکوهستانی مناطق ميان هندوکش وکوه های سليمان درسده های ميانه فقط تنها افغانان نبودند که کوچ ميکردند.دراين سرزمين به تکرارکوچيان مختلف نفوذکردند، به ويژه یفتلیها،بعدآ قبايل بیشمارترکی وپسانترها مغولان. اين کوچییان نقش عمده ای رادرپيدايش قومی(اتنوگنيزس) افغانان بازی کرده اند. ن.و.خانيکوف دانشمند روسی دررابطه مينويسد: بگونه مثال قبايل بيشمارغلزايي که تا کنون دامنه های کوهستانی غزنی رادراشغال دارند دارای نسب واصل ترکی اند.آنان هنوزدرسدۀ دهم نظربه گفته وباور جفرافيه دانان عربی، زبان ،سيما وشيوه زنده گی ترکان راحفظ کرده بودند.درسدۀ شانزدهم همه ای غلزاييان زبان پشتوراپذيرفتند وبطورکامل باافغانان مخلوط ودرهم ريختند، وپس ازآن شجره ونسب خود را با عبدالرشيد، بانی اسطوره یی تمام قبيله های افغان نسبت وپیونددادند. بدين ترتيب اين فرايند دروضعيت تنگاتنگ تآثيرات متقابل جامعه پيش ازطبقاتی با جامع فيودالی؛ کوچيان بامناطق وواحه های زمينداری وشهرهای سده های ميانه؛ افغانان رمه دارهمراه با تاجيکان مسکون وتااندازه ای جمعيت ونفوس هندوان ادامه ورشد يافت است. اين امراين معنا رادارد که چگونگی مناسبات ميان کوچيان- رمه دار وواحه های زمينداری بتدريخ دگرگونی تاريخی یافته است. رویهمرفته ایلغارهای کوچيیان بارها منتج به نابودی سيستم آبياری، تهی شدن ساحات زمينداری وبا نابودی وبردن جمعيت مردم ساکن به بردگی واسارت همراه بوده است. ولی زمانهای درازی هم بوده است که با بالا گرفتن اهميت بازرگانی ومبادله، ميان آنان همزيستی نسبتآمسالمت آميزحکم فرما بوده است. اين دورانهای نسبی همزيستی مسالمت آميز وهمکاری به زمانهای نزديک سده های ميانه برميگرددکه درجنوب افغانستان صفويان و ومغولان اعظم فرمان فرمایی ميکردند.س.پ.تولستوف خاطرنشان ميسازد:" مناسبات کهنه ای تقسيم کار که ازطريق هژمونی نظامی قدرمندان صحرا یی بالای مسکونين باجگزار درسده های گذشته تکامل، وبصورت وسيع درغارت مستقيم جنگی وتبديل کردن گسترده مردم به برده وبردن صنعتکاران وجمعيت واحه های زمينداری درعمق صحراها بیان ميگردد. پس ازسد نهم،هنگاميکه مزرهای شمال دولت سامانييان ثبات پيداميکند توسعه وانکشاف دوباره ميابد:اشرافيت صحراها حالا نه بمثابه استيلاگران وغا صبين که به حيث بازرگانان صالح درشهرها ظاهرگرديده که اينخود رشد رمه داری رابحساب مبادله تشويق وترغيب مينمايد(س.پ.تولستوف، به ردپای تمدن قديمی خوارزمييان،مسکو1948،برگه 247).

به باورما فقط علت موجوديت نظام فيودالی دراطراف وپيرامون قبايل افغان بود که نگذاشت استثماربرده ها (جامعه برده گی- ب.) درنزدآنان رونق یابد ويا کدام اهمیت واقعی داشته باشد. افغانان مستقيمآ وبدون واسطه وارد نظام فيودالی گردیدند.هماناموجودیت محاصرۀ نظام فیودالی پیرامون آنان روشن میسازد که چراافغانان بدون چشمداشت نظام بدوی نسبتآ زودتروارد مبادله وبازرگانی شدند. وبه همين ترتيب ازمیان آنان دسته ای ازقبایل بنام پوینده بوجود آمد که مشغول بازرگانی ميانجی يا واسط ميان کشورهای پيشرفته فیودالی (آسیای ميانه،پارس هند) گرديدند.

روند تکامل وپيشرفت تقسيم کاراجتماعی درافغانان نه تنها درشکل وشمايل ابتدایی آن ميان قبایل کوچی،چوپانی ومتباقی جمعيت (اولين تقسیم کاربه شيوه ف.انگلس) هويداميشود، بل، شهرهای تاجيکان وبرخی ازشهرهای فيودالی هند، با دستآوردهای توليدی خويش افغانان راازلحاظ مادی اکمال مينمودند (دراينجاما ويژه گی گذاربه دومين تقسيم تاريخی کاردرتاريخ افغانان- جدايی پيشه وری اززمين داری رامشاهده مينمايم).

همکاری دوجانبه با محيط پيرامون فيودالی، فرايند پوسيده گی نظام کمون اوليه افغانان راتسريع کرده، ولی همزمان به اين فرايند جنبه ای يک پهلوویکجانبه می بخشد. چنانکه پس ازگذارقبايل بیشمارومتعددافغان به مسکن گزينی، تازمان زيادی افغانان دارای شهرنبودند. هنوزدرنيمه اول سدۀ نزد هم جمعيت اصلی و بنيادين هرات،کابل،غزنی وتا اندازه ای جمعيت قندهارازآن تاجيکان بود، جمعيت پيشاور وجلال آباد را هندوان تشکيل ميدادند.بازرگانی، پيشه وری وسود خواری را نه تنها درشهرها بل در شهرستانهاييکه افغانان درآن ساکن شدند، تاجيکان ،فارسيان وهندوان انجام ميدادند نه افغانان.

محيط فيودالی تاثيراتی"درحرفه ويا پيشه جنگ" که درنتيجه ازهم پاشی نظام کمون اوليه ازسده ای سيزده هم- چهارده هم برای بسياری از قبايل افغان به ويژه برای رده های بالايی آنان اهميت روزافزون کسب مينمود به جای گذاشت. ساحات ميان کوه های هندوکش وسليمان درجریان سده های زيادی کاملآ ويا جزآ زيرنفوذ ادارۀ قدرتهای بزرگ دودمانهای مستبد فيودالی مانند غزنويان، صفويان ومغولان قرارداشته است. سياستهای دودمانهای نامبرده شده مستبد نسبت به قبايل افغان نهفته دراين بود که ازوجود آنان به مقاصد نظامی استيلاء گرانه کارمیگرفتند وافغانان را درخدمت خود قرارداده بودند.

روی همرفته دربعضی حالات اين امپراتورهای فيودالی مانع تلاشهای اشراف طايفه های افغان ميشدند تا مردمان بومی ساکن محل راغارت نکنند وزمينهای آنان رااشغال نه نمایند، زيرابهره کشی دهقان تاجيک درآمد بنيادي طبقه حاکم فيودال را تشکيل ميداد. افزون برآن،جمعيت نسبتآ فشرده تاجيکان درساحات ميان کوه های هندوکش وسليمان گرچه درنتيجۀ هجوم وحملات بيگانگان تضعيف وزيانمندشده بودند، اما باوجودآن تا ديرگاهی دربرابرهجوم وحملات متجاوزين ودست درازی های آنان از خود مقاومت وپايداری نشان داده ازسرزمينهای خوددفاع میکردند.

محدويت زمين مساعد برای کشت درجنوب افغانستان وپايداری خودتاجيکان وتلاش طبقه حاکم فيودال که به هيچ وجه علاقمند به اشغال زمينهای دهقانان بومی(تاجیک) توسط افغانان نبوده اند، بيانگراين واقعيت است که جريان عمده ای تلاشهای قبايل افغان ايکه قصد جابجا شدن را داشتند نه به سوی شمال غرب وبه سوی جنوب شرق بوده است. یعنی درمنطقه ايکه ميان کوههای سليمان وجريان متوسط رود سند موقعيت دارد. پس از آنکه سرآن طايفه های افغان راهمرا با افراد جنگی شان درخدمت نظامی خويش قراردادند، هم غزنويان وهم تيموريان وپسانترها صفويان ومغولان برای آنان نه تنها پول وقسمتی ازغنايم جنگی، پارچه ای زمين والقاب افتخاری پاداش داده و برای شان و ظايف بلند نظامی می سپاريدند. حقايق زيادی رادرباره ای پادش وبخشش گرفتن سران قبايل ازسوی شاه هان صفوی، نويسنده "تاريخ السلطانی" دربرگه های 62 و63 این کتاب مينویسد. به ويژه القاب "شهزاده"- پسران شاه برای آنان رايگان ومفت اعطاء میشد.(همچنان دررابطه نوشته ای اچ. ژ.راويرتی برگه آنرا270رامطالعه نماييد). پس ازدريافت باج ازقبايل افغان، مغولان اعظم هميشه ازخدمات آنان استفاده وکارميگرفتند. شواهدی وجود دارند که برخی سران قبايل خليل،مومند، داودزی وخوگيانی پس ازجمع آوری باج برای مغولان و"گاه وناگاه بدرباردهلی ظاهرگرديده وبا مدارک تحفه زمين همراه با فرامين معافيت ازپرداخت باج بازميگشتند".اين فرامين ومدارک هنوز تا سده ای نزدهم محفوظ مانده بود.

(The Gazetteer of the Peshawar District, 1883-1884 لاهور1884page 62) .

سرانجام اينکه، سران قبايل افغان مدام ازکاروانهای بازرگانی ماليه ميگرفتند يا آنهارا به غارت ميبردند،ويا ازدولتهای فيودالی به خاطر محافظت وايمنی راه های مهم بازرگانی مانند گذرگاه خيبرپول هنگفت بدست مياوردند، اين همه نميتوانست که قدرت سران قبايل رابالای اعضای قبيله هایشان تشديد نه نمايد وبه فيوداليزه کردن بالایییان طايفه ها نه انجامد. وهم زمان سياست های دولتهای فيودالی که درساحات ميان کوه های هندوکش وسليمان فرمان ميراندند مبنی برممانعت اتحاد وهمکاری قبيله های افغان سنجيده شده بود که نه تنها ميگذاشتند آنان اتفاق نمايند بل، تخم نفاق وشقاق رادرميان قبايل مختلف ومتعدد افغان ميکاشتند.

هدف بنيادين غارتگری سران طايفه های افغان که يک نوع شکل راهزنی دريایی رادرخشکه تداعی مينمايد سرزمين هند بوده است. به ويژه درهنگام زوال وفروپاشی سلطنت دهلی وسپس دولت مغولان اعظم. دراين هنگام هند توجه افغانان اشغالگررابه بيدفاعی وامکانات بدست آوردن غنايم زياد به سوی خودجلب مینماید.

اثرگذاری چپاول وغارت بیرونی برجريان انحطاط وپوسيده گی نظام اشتراکی طايفه ای شکل متضاد داشته است.اغلب، مليشه های قبايل افغان که سران شانرا درلشکرکشی به هند همراهی ميکردند دوباره به وطن خود بازنگشتند وبرای هميشه درهند باقی ماندند. بخشی ازجنگجويان افغان به فيودالان کلان وکوچی مبدل گرديدند وبعضآ تشکيل دولت دادند- درجاييکه بالاییان فيودال حاکم، ازافغانستان آمده بودند. معلوم ميشود که درميان چنين تازه واردان، بودند اعضای ناداروفقيرايکه ديگرهيچ راه به جزاز تعقيب راه سران خويش درلشکرکشی نداشتند وراه آسان وزود حاصل پرمنفعت چپاول را تعقیب ميکردند. سرازيرگرديدن بخش اعظم اعضای فقيرونادار قبايل افغان درهند وهمچنين جابجا شدن بسياری ازسران طايفه های قبايل درآنجا، فرايند تشکل طبقه وایجاد مناسبات فيودالی را درخود جامعه افغان نه تنها تسريع نبخشيد بل، آنرا به کندی مواجه کرد. اشتراک قبيله های افغان درلشکرکشی های غارتگرانه وراهزانه درهند دارای رویه ديگری هم بوده است. اين لشکرکشی ها وجنگها جريان مسقل اقتصادی اعضای عادی قبايل رامختل ساخت، مردان را ازکاروتوليد بارآور منحرف ودورنمود، نابرابری درداشتن مال ودارایی رادرداخل قبيله تشديد بخشيد، وموقعیت سران قبيله را تقويت کرد.

داشتهای فلکلوری ونژادشناسی افغانان بیان کننده موجودیت نابرابری مالی درميان افغانان ميباشد که مستقيمآ بازنده گی کوچ نشينی، پیش ازگذارآنان به مسکن گزینی ارتباط ميگيرد. بويژه حقایق باارزشی را ميتوان از"زنده گی شیخان افغان" که بخش ترجمه شده توسط ب.ای. دورنوف را درکتاب"تاريخ افغانستان"تشکيل ميدهد. به همين ترتيب اززنده گی شيخ اسماعيل سروانی مانند يک افغان دارا وثروت مند حکايت ميشود که وی دارای هزارگوسفند، گله های زیادی ازمادیان وديگرحیوانات ميباشد. دراينجا همچنان اززنده گی يک افغان کوچی- نادارونيازمند بنام شيخ احمد لاخانی حکايه ميگردد که وی دربلوغيت همراه با ديگرخويشاوندان خويش ازرمه ای گوسفندان پدرخود وارسی مينمود.پدرآن (خیلی ناداربود) وحدود چهل گوسفند داشت.

موجوديت نبودتساوی اجتماعی ودارایی درمواد فلکلوری نيزتآیيدودريافت شده ميتواند امابسياردشوار است زمان وتعلقيت آنان را به کوچيیان ويا مسکن گزينان مشخص کرد. رویهمرفته مابرخی ازآنان راکه مربوط به ضرب المثلها ميشوند ميآوريم:" گرچه ما ازيک منشآ ويک اصل، يک خانواده ويک جای هستيم، توآدم بلندمرتبه ای گرديدی ومن آدم پايين مرتبه ای". درضرب المثل ديگری نشان داده ميشود که چگونه دارا ونادارجشن هاراتجليل مينمايند:"گرچه برای ديگران شب عيد است، ولی برای مستمندان مانند شبهای هميشه". سرانجام م.گ.اسلنوف ضرب المثلی را ميآورد که"سيرازدل گرسنه وسواره ازدل پياده چه خبردارد". {درمورد اين ضرباالمثلها يا گفته های کوتاه ومختصراخلاقی بايد گفته که همۀ آنها مآخوذاززبان گشن بيخ فرهنگستر ومتمدن پارسی ميباشد- ب.}

پيرامون ترکيب اجتماعی جامعه کوچی افغانان درزمان مورد نظر،معلومات مستقیم وداده های کافی دردست ماقرارندارند ومافقط ميتوانيم به جستارتاریخي که دربخش گزارش مالياتی منطقه پشاورمربوط سال 1876 نوشته شده است بسنده نماییم. دربخش مرتبط به مسکون شدن قبایل افغان دروادی جريان پایانی رود کابل درآغاذ سده ای شانزدهم گفته ميشود که بسياری صنعتکاران وابسته(غیرآزاد) که متعلق به مقوله همسايه ميشوند دراينجا يکجا با افغانان درهنگام اولين مرحلۀ سکونت گزینی آنان واردشده اند. اگراين اطلاع که متکی برروایات افغانان است درست باشد،یوسفزایيان(در اينجا گپ فقط از یوسفزاييان است) درهنگام گذاربه زمين داری درترکیب ولس کوچی درکناراعضای کامل الحقوق قبيله خود دارای دسته ياگروه وابسته ويا "همسايه"بودند که تعلقیت خودی نداشتندوبيگانه بودند. به همين ترتيب، هنگاميکه م.الفستون درسال 1809ازافغانستان ديدن میکرد مستقيمآ به موجوديت وابسته گان "همسايه" درنزدقبايل کوچی ابدالی(درانی) اشاره مينمايد: درهريک ازولسهای کوچی شماری ازهمسايه به گونه ای عمده از کاکران وغلزاييان وبعضآ از تاجيکان وازهمه کرده زيادترايماقان دیده میشوند. بسياری ازآنان بمثابه آهنگر،درودگر وصنعتگر ويا بگفته الفستون"ميتالير"( یعنی فلزکار-ب.) کارميکردند.(م.الفستون،برگه 413).

گمانآ، نه تنها دریوسفزاییان بل درقبيله های ديگر افغان تا گذار به سکونت گزینی

دوبخش منقسم به آزاد ووابسته بميان آمده بود. نظربه روايات مربوط به بنوچيیان،اين قبيله هنگامیکه ازکوچینشینی به زنده گی ساکن(سده های چهارده هم تاپانزدهم) گذارميکرد ازجمله قبايل بيگانه وابسته "همسایه" درترکیب شان موجود بود.

باشگاه وپايگاه زمستانی قبايل کوچی(قشلاق) مبدل به جایگاه زنده گی وابسته گان(همسايه) شد.دراين باشگاه ها کاه وعلوفه ای آماده شده برای رمه ها را درزمستان نگهداری ميکردند. کوچیان- نيازمند وهمسايه درآنجا کلبه های گلی برای خود وآخوربرای گوسفندان میساختند. درنزدیکی باشگاه های زمستانی، قبيله های افغان فقير ونيازمند کوچی نيزسکونت اختيارکردند. وگپ به ساختن قلعه به خان رسيد که هم بالای قشلاق وهم بالای زمینهای پیرامون ایکه درآن کارصورت ميگرفت حاکم وناظر بود.

باشگاه های زمستانی کوچيان هميشه درکنارسرچشمه های آب احراز موقعيت ميکرد که پسانها ازآنها نيز بخاطرآبياری زمين کارگرفته ميشد.هنگام زمستان قبيله، اجتماع کوچی به خيلهای جداگانه تقسیم گرديدند که ديگرباشگاه های خودرا تغييرنميدادند، زیرا رمه های خودرا درفاصله نه زياد دورپيرامون اين باشگاه ها می چرانيدند.

لازم به يادآوريست،که باشگاه های زمستانی قبایل لاخانی دردامان،به اصطلاح "کرری" تتدريجآ به شهر مبدل گرديد. چنين بود به ويژه تاريخ شهرکولاچی که نخست کرری(باشگاه زمستانی) قبایل گنده پوربود. دگرگون گردیدن اين باشگاه به شهرارتباط با اشتراک گسترده گنده پورییان درکاروانهای میانجی ميان هند وخراسان داشته است. تصورميشود که ما ميتوانيم شباهتهای نزديکی را ميان همسايه درنزد قبایل افغان ودسته وگروهای وابسته درقبایل کوچی ترکی ومغولی بياوریم. ل.برنشتام درنوشته خود"ساختاراجتماعی- اقتصادی ترکان آرخون- ینیسیسکی سده های ششم-هشتم"(مسکو،1946،برگه های 124-125)موجوديت دسته های ()و() رانشان ميدهد.اين واژه هابيانگرونشان دهنده اين مطلب است که اين کسان ازلحاظ اقتصادی شامل سيستم جامعه موردنطر هستند،ولی نظربه قاعده"اندوگامی"بیرون ازقبیله قراردارند. نویسنده خاطرنشان ميسازد که زيراين واژه نامه ها (نه تنها برده گان بل باجگزاران آزاد نيزپنهان ميشوند).درميان قبایل افغان به غيرازهمسایه ازجمله ديگرطوايف افغان وغيرافغان، وابسته گان ازميان تاجيکان وهندوانی که سالهاپيش تقسيم بندی ورابطه خونی وطايفه ای را ازدست داده اند ملاحظه ميشود. درکنارپیداشدن قشروابسته(همسايه) ومجزاگرديدن اعضای تهی دست درميان ولس کوچی افغان،اشراف موروثی بميان آمد. وزيرييان يکی ازقبيله های افغان اند که تا کنون قدرت خان درميان شان ضعيف وکم رنگ است. بسيارمشکل خواهد بودکه امروزبگويم که مناسبات فيودالی کاملآ دروزيرييان کامل ومسلط است. ولی محمد حیات خان نويسنده"تاريخ سلطانی"بيان ميدارد که زمانيکه درسده هفدهم مجموعه عادی حقوقی قبيله وزيری ترتيب ميشد،آنگاه به اصطلاح "اشراف" ويا دودمان"موروثی" درآنان موجود بود. قسميکه نويسنده ای"تاريخ سلطانی"اطلاع ميدهد، درقبایل ابدالی (درانی)خانگری يا خانی، رتبه ويا وظيفه پيشوای قبيله(رویهمرفته اززمان بر گزيدن سدوخان طوريکه مؤلف اين منبع آن را به سال 840هجری ويا سالهای1436-1437مربوط ميسازد) موروثی ميباشد. سدوزاييان آغاذ ازاين زمان،ممکن است پيشتربه مثابه خانخيل ويا خان طايفه ابدالی تبارزکرده اند. مقام ووظيفه خانی درخيل سدوزاييان میراثی ميیباشد. سدوزاييان ازداشتن برخی ازامتيازات مستفيد بودند. اگرسدوزاييان حتا قتل هم ميکردند عمل خونخواهی وانتقامگيری درموردآنان اجرانميشد، ودارای مصونيیت شخصی بودند.درنتيجه آنگاهی که هم درافغانان مناسبات فيودالی مسلط شد ودارای دولت گرديدند،سدوزاييان راممکن نبود قصاص نمود.سرانجام سدوزایيان به جزبه خيل خود به ديگران دختربه زنی نميدادند. به غيرازوضعيت استثایی سدوزایییان، درميان قبايل ابدالی تفاوتهایی نسبت با ديگرطايفه ها ودربين طايفه خودی موجودبود.نظربه گواهی نويسنده "تاريخ سلطانی"ابداليان درتضاد باطايفه های کوچک دارای"طايفه کلان" بودند، که اين خود اهميت اجتماعی داشت. ترتیبی که درآن مقام پيشوا برای شاخه يا خيل معينی از يک قبيله بنام خان خيل ميراثی شده بود، تنها خاصۀ ابداليان نبود،خيل هوتک(شاخه ای شاه علم خيل) خان خيل غلزاييان بودند. اززمانهای بسيار دورآپوخیل، خانخيل قبيله هوتک وکته خيل،خانخيل قبيله دولت خيل يکی (ازشاخه های دستۀ قبايل لاخانی) بودند.درابطه با یوسفزاييان، لقب خان رانه تنها پيشوای قبيله بل، همه اعضای خانواده آنان دارابودند. وديگراعضای باقيمانده خانخيل دارای لقب خانی نميباشند. به همين گونه ميشود که خان خيلهای تمامی قبايل افغان رابرشمرد،ولی نيازی بدان ديده نميشود. واقعيت مسله نهفته دراينست که به ميزان واندازه جاه افتادن مناسبات فيودالی درافغانان وتشکل اولين دولت ويا خان نشين(ملوک الطوايفی- ب) اکثريت زمام داران آنان ميراث دار پيشوايان قبيله های بزرگ متعلق به خانخيل ها بودند.بگونه مثال، درویش وآکور زمام دارانی بودند که درسده ای شانزدهم بميان آمدند. خان نشينان هوتکی متعلق به خانخيلهای اين قبيله- يکی ازشاخه های اپوخيل بودند.دررآس خان نشينان غلزايی در قندهار که درسده ای هژدهم (1709)بميان آمد،ميرويس خان هوتکی که نماينده قبيله خانخيل هوتک بود قرارگرفت. خان نيشن ابداليان درهرات که درسال 1916 پيداشد ذوالفقارخان ازسدوزاييان خانخيل ابداليان درآن قرارداشت.سرورخان اولين خانزاده تانکه(تنکه- ب.) که در پایان سده ای هژدهم حکم ميراند ازخانخيل(کته خیل)قبيله دولت خيل برآمده بود. درپايان زمانيکه،درسال1747درانیيان صاحب قدرت شدند،اولين حاکم آن احمدخان ازخانخيل ابدالی سدوزایی بود.اين حقايق نشان ميدهند،که درسده های شانزدهم- هژدهم نماينده گان نخبه وبرگزيدۀ طوايف موروثی افغان به زمام داران فيودال مبدل گشتند.اين همۀ بيانگراين اصل است که درداخل خود طايفه ياقبيله نابرابری های اجتماعی درداشتن ثروت ودارایی بميان آمده است. فريدريش انگلس خاطرنشان ميسازد،که تاپايان عصربربريت،هميشه باید نبود جدی ميراثی بودن مقام را که کاملآبانظم ايکه درآن دارا و ناداردرداخل طايفه ازامکانات مساوی برخوردارمیباشند ناسازگاراست درنظرداشت.(منخبات دوجلدی مارکس وانگلس،مسکو1948 برگه 242).

رشد نا برابریهای اجتماعی درداشتن ثروت درداخل قبایل افغان، يکی ازدلایل تشبث وکشش افغانان دربازرگانی- ميانجی ومبادرت آنان به جنگ ،غارت ودزدی بود. تصادفی نيست که مؤلفين سده های ميانه، زمانيکه ازافغانان يادآورميشدند پيش ازهمه درباره جنگ،حملات اشغالگرانه،غارت وچپاول کاروانهای بزرگ بازرگانی میگفتند. درباره دزدی افغانان عتبی وابن بطوطه درسده های يازدهم وچاردهم، وپسانها بابردرسده ای شانزدهم وهم فرشته درسده ای هفدهم نوشته کرده اند. فرشته حتا وجه تسميه ومنشآ پيدايي واژه افغان راازشيون،ناله،فغان وچيغ که (افغان بی گیگه) استخراج وبيرون ميکشد.واین راهم نميتوان بگونه ای ديگری جزحکمفراما بودن جنگهای دايمی درافغانستان توجیه نمود. فرشته درآغاز حملۀ افغانان رابه یاری متحدين قبايلی کوهی آنان درپنجاب ترسيم مينمايد وبعدآ ادامه ميدهد:ازهريکی ازمردمان محل که پرسان کردم که وضعيت امورمسلمانان کوهستان ازچه قراراست وچه دست آوردی دارند وچه میکنند، تمامی آنان بايک صدا جواب ميدادند: که مگوييد کوهستان،وبگوييد افغانستان،چونکه درآنجا به جزفغان وناله،که (افغان بی گيگه) چيزديگری نه شنيده ميشود ونه وجوددارد.احتمالآ به همين دليل،مردم بين خود،سرزمين آنان را افغانستان وخود آنانراافغان نام گذاشتند.(برگردان اين قسمت ازکتاب فرشته متعلق به ن.و.خانيکوف است،وضميمۀ به کتاب ک.پيتير.ايران.سانت پييترزبورگ1864برگه 563 میباشد).همچنان،اولين گواهی گردشگران اروپايي دربارۀ افغانان (سده هفدهم) ازجنگ خواهی وستيزه جویی قبيله های افغان حکايت دارند، واطلاع ميدهند که آنان(افغانان) اکثرآحملات غارتگرانه به کاروانهای بازرگانی انجام ميدهند وهيچ کس ازدست آنان امان ندارد.

ر.ستیل، دربرگه 272 نوشته خود آورده است،زمانيکه کوه های قندهاررادرسال 1615 عبورميکردم درآنجا مردمان وحشی بیرحم بنام (اغوانها)يا (پتانها) ساکن بودند.آنان دارای هيکل قوی ونسبت به هندوان رنگ بيشترسفيد دارند ، دزدان وغارتگران کلان اند،عادت هميشگی آنان بريدن وقطع کردن اکثريت کاروانهااست.

درپايان سده ای هفدهم سانسون فرانسوی دربارۀ افغانان وبلوچان چنين نوشته است: آنان ستيزه جواند وبسيارخوب باکمان تيراندازی ميکنند،ولی غارتگران بزرگ اند که هيچ کاروان ازدست آنان درامان نیست (م.سانسون،پاریس1695برگه 164).

بدون شک مبادرت وتمسک هرچه بيشتراين قبايل درانتقالات بازرگانی واشتراک گستردۀ آنان درجنگهای غارتگرانه بخاطرغصب وتصاحب غنايم،نشانه مشهود پوسيده گی نظام کمون اوليه افغانان ميباشد. ملاحظه ميگردد که،آغا ازمحمودغزنوی، جنگجویان افغان بگونه ای گسترده درخدمت امپراتوران زورمند فيودال که کشوررا اداره ميکردند قرارداشتند.کاربرد واستفاده از نيروهای جنگی قبايل افغان مشکلات خودراهم داشت.اکثرآامپراتوران نخست مقاومت قبایل افغان راتا اندازۀ درهم می شکستند وآنان را به ترس ووحشت انداخته وسپس آنان رابه خدمت خودمیگرفتند وسران قبایل رابا وعده پرداخت هنگفت وبدست آوردن غنايم تشويق مینمودند. فقط به همين روال محمود غزنوی عمل میکرد.درترکيب وتشکيل ارتش اوکه چندين باردرجنگهای غارتگرانه به هند رفته است زيادترافغانان داخل بودند.همچنان درتشکيل ارتش سلطانهای غورتاجيک(1152-1206) جنگوجویان افغان شامل بودند. درنتيجه،آنان(ستيزه جویان افغانان)متکای عمده ای دودمانهای لودی(1450- 152)وسور(1540-1526)که درهند فرمان ميدادند گردیدند.درجریان اداره وفرمانروایی اين دومانها، مهاجرت برخی قبایل افغان درکشورهند ملاحظه ميگردد. یعنی جاييکه آنان به مثابه هم قبيله یی های بزرگان اين دودمانها هميشه ميتوانستند ازخدمات جنگی سودمند مستفيد گردند وکلان هایشان ازتفويض وبخشش زمينهای زيادبرخوردارباشند.

تاریخ نگارافغان نعمت الله در"مخزن افغانی"خود که درسال 1609-1611نوشته است، دربارۀ سرازيرگرديدن گستردۀ افغانان درهند دردورۀ لوديان(سلطان بهلول- ر.) مینگارد: قدرت درهندوستان بکسی تعلق خواهد گرفت که رهبری وادارۀ مردمی ازقبایل رادردست دارد. چون اين رهبرازنگاه داشتن شمارزياد قبايل، بالاتر ازديگرفرماندارن هندی ميباشد، وتمامی قوم افغان خويشا وندان وبرادران آن بشمارمييآيند، اگرچه آنان(افغانان) درتنگ دستی وناداری زنده گی مینمایند، بخاطراينکه وضعيت نکبتبارآنان راتسکين کرده باشد و دربرابردشمنان قدرمند ازآنان دفاع کرده باشد،ازآنان دعوت مينمايد که به هند بيايند تا باشد زمينهای زيادی رادراختيارآنان بگذارد.همه ای آنان باوی موافقه کردند، وآن(بهلول- ب.) فرمان صادرنموددوضمن آن ازهرقوم وقبيله خواست تارهسپار (هند- ر.) شوند.

نعمت الله دردنبال ازآمدن شمارزيادی ازافغانان درهند مينگارد:اين افغانان ازآمدن درهند خيلی راضی بودند،باگرفتن توجه وبخشش زياد ازسلطنت به خانه های خودپس برگشتند. ولی بسياری ازآنان را سلطان درخدمت خودگرفت وانجام وظايف مختلفی رادربارخود برای آنان سپرد، وتوجه لازم رادرمورد بهزيستی ورفاه مادی آنان مبذول داشت. اين رویکردهاباعث جلب توجه ديگران گردید وبزودی کشور(هند- ب.) پرازافغان شد.(ترجمه ازب.ا.دورن بخش دوم برگه80).

تازه های تاريخی درباره جنبش وحرکت لوديان ازتانکه(تنکه- ب.) به هندوستان درادبیات سده های نزده وبيست موجوداست. ر.ت.ریدجوی دربرگه 6 نوشته ای خويش راجع به مهاجرت لوديان به هند مينويسد: قبيله های پرانگی،سورونيازی که جزلوديان ميباشند تلاش نمودند تا با دومان حاکم هم سرنوشت شوندو تقريبا همگی یکسره تانکه رابه قصدهند ترک گفتند. مهاجرين افغان درپنجاب جامعۀ خويش راساختند ونام شهرعمده ای آنجارا بنام لوديان مشتق شده(ازلودی)تبديل کردند. پس ازتشکيل امپراتوری مغولان درهند( 1526) ،امپراتوران مغولی،قشرتشکيل شده فيودالان افغان راازنفوذ وتآثيرات قبلی شان درهند محروم ساخته وهمزمان نه تنها آنان را که برای هميشه دراين کشورلانه کرده بئدند وجامعه خودراتشکيل داده بودند بل، شمارزيادی ازگروه های قبايلی داخل افغانستان را درخدمت ارتش خوداستخدام کردند. و.اروين درنوشته خويش بنام"ارتش مغولان هند واداره وساختمان آن" لندن 1903برگه 9 مينويسد: يک سوم ارتش مغولان ازافغانان تشکيل يافته بود. بدون شک گيرایی واستحکام روابط خونی وخويشا وندی واتحادقبيله ای بود که افغانان رادرميان انبوه وسيع از مزدوران ارتش مغولی مطرح کرده بود. بدين ترتيب اين وضعيت تا زمان زمام اداری اورنگ زيب ادامه يافت. درپايان سلطنت اورنگ زيب قیام فوق العاده وجدی افغانان برضد مغولان(1666-1672)افزايش یافت،وتنها پس ازآن رخداد امپراتوران دهلی ازاستخدام گروه های افغان درارتش خوداباءورزيدند.

داده ها وحقايق تاريخی خود گواه اين امراند که افغانان درامتداد سده های زياد شروع ازسده يازدهم،هميشه مورد کاربرد واستفاده امپراتوران فيودالی هندوستان وافغانستان به مثابه نیروی نظامی قرارگرفته اند. درهنگاميکه درسرزمين کنونی افغانستان وهندوستان دولتهای بزرگ ونيرومند موجود بود، افغانان درآن وقت وضعيت وحالت زيرفرمان راداشتند، فقط درجنگهای غارتگرانه واستيلاگرانه مانند مزدور درارتش غزنويان،غوريان ومغولان درخدمت گرفته ميشدند.ولی هنگامیکه دولتهای فيودالی درهند وسرزمين کنونی افغانستان دچارضعف گرديد(بگونه مثال فروپاشی سلطنت هند درنيمه ای دوم سده ای چهاردهم) رهبران قبایل باقبول خطروبیم به تاخت وتازغارتگرانه مبادرت ورزيدند. سبب اقدام بسياری ازقبايل افغان به سوی دزدی وجنگ درهردوحالت يکی بوده است فقط نحوی اشتراک شا ن درآن متفاوت بود. افزايش اشتراک قبيله های افغان درجنگهای غارتگرانه مشروط به پوسيده گی نظام بدوی اوليه افغانان ميشد و بنوبه خود اين فرايندراسرعت بخيشد،به غنی شدن خوانين طايفه هاکمک، افلاس وتنگدستی اعضای عادی قبایل راازدياد و نبود برابری ومساوات رادرداشتن ثروت درداخل قبيله ها تسريع بخشید.

قبيله های افغانان نه تنها پيشه و شغل اصلی خويش- رمه داری وجنگ را باهم توآم کردند بل کارعمده ایرا در کاروانهای میانجی بازرگانی ميان هند وهمسايه های غربی آن انجام میدادند. دراين رابطه سه پيامد عمده دخيل بوده است: نخست، اينکه درسده های ميانه ازمسیرافغانستان راه های عمده ای خشکه بازرگانی هند ميگذشت. دوم، کاروانهای بازرگانی عمومآ ازهمان راه های می رفتند که قبلآ شماری ازقبايل افغان سال دوباربه هدف یافتن چراگاه ها برای رمه های شان آن راه هاراعبورميکردند. سوم، اينکه تنها اتحاد افغانان کوچي- بازرگان پرشمارو بسيارخوب مسلح باروابط خونی طايفه ای باهم گره وپيچ خورده قادربودند که کاروانهای پرازکالاهای بازرگانی را دورازمشکلات وموانع (يورش قبيله های ديگر،چپاولگران وفيودالان منفرد) طی فاصله های دورودرازازکوه ها ودشتهای که هند راازآسيای ميانه وايران جداميساخت بگذرانند. اين بدين معنا نيست که شرکت بازرگانان- بيگانه(غیرافغان- ب.) دراين تجارت کاملآمنتفی بود. گرچه بسياری از پوینده ها شترداربودند،ولی بخشی ازآنان وسایلی برای خريد کالا ها نداشتند. اين پوینده ها شتران خودرابرای سوداگران- بيگانه بخاطر انتقال باراجاره میدادند. هندوان سودخواران شکارپورکه درآنزما ن عمده ترين مرکزاعتباروانبارکاروانهای بازرگانی شمرده میشد ازسده های ميانه تاکنون برای خريداری کالاها دراختیارقبايل لاخانی پول قرارميدادند. بدين ترتيب،بازرگانان کوچی افغان از بسيارپيشها دربند سرمايه رباخواری- بازرگانی هندی گيرافتاده بودند.ازهند به سوی غرب وشمالغرب دو راه اساسی(به یقين- دسته ای ازراه ها) که دارای اهميت اقتصادی وراهبردی بودند کشيده شده بود.يکی ازاين دسته راه ها گذراتک را به هند ازطریق گذرگاه خيبربا کابل،ازجاییکه راه به طرف يکی ازبسياری گذرگاه های هندوکش بلند گرديده وسپس درامتداد رود آموپایان میشود، جاييکه راه ها ازهم جداشده را به سوی خراسان،بخارا وچين افتاده اند وصل ميسازد. دسته ای دوم این مسیر، هند را باخراسان ازطریق گذرگاه های گومل وبولان، قندهاروهرات راباهم پيوند ميداد. شهرهاي شکارپورسپس ملتان وبهاولپورواقع دروادی هند نقش عمده وموثر را دراین تجارت بازی ميکردند. موقعيت کليدی رادردسته اول اين راه ها کابل ودر دسته دوم قندهارداشت.بابردرشروع سده شانزدهم براساس مشاهدات شخصی خويش راجع به اهميت بزرگ بازرگانی کابل وقندهارمينگارد:"درمسیر هندوستان وخراسان دومرکزعمده بازرگانی موقعيت دارد که يکی کابل وديگرآن قندهاراست. کاروانها ازفرغانه،ترکستان، سمرقند، بلخ، بخارا، حصاروبدخشان همه به کابل، درحاليکه ازخراسان به سوی قندهاررهسپارميگردیدند.اين کشورمیان هندوستان وقندهارموقعيت دارد ودارای بازاربا اهميت ومفيد برای کالاها ميباشد. اگرسوداگران کالاهای خويش را به روم(ستامبول)وچين ببرند به مشکل ميتوانند چنين سودی را که دراينجا بدست می آورند حاصل نمايند.ساليانه از 7 تا 8 ويا ده هزار اسب واردکابل ميشود.ازهندوستان هرسال از 15 تا 20 هزاراجناس توسط کاروانها آورده ميشوند. کالاهای هندوستانی مانند پارچه های صنعتی،البسه سپيد،شيرينی باب،شکرصاف وناصاف،داروومصالح تند...کالاهای خراسانی،رومی،ایرانی وچينايی همه را ميتوان درکابل به چشم ديد..."(ظهيرالدين بابر.بابرنامه بزبان انگليسی برگه 138-139،زبان پارسی برگه 81).

تاريخ نگاراکبرپادشاه مغول،ابوالفضل درباره اهميت اين شهرها مينويسد: خردمندان زمانهای کهن، کابل وقندهارامانند مدخل دوگانه هندوستان تلقی ميکردند که ازجمله يکی به ترکستان وديگری به ايران ميرسید."(آيين اکبری،جلد دو برگه 404).

ريچارد ستيل که سالهای 1615و1616را درهند سپری نموده است گواهی ميدهد که درآنزمان ساليانه ازطريق قندهارحدود چهارده هزاربارشتر بالاترازحد معمول انتقال داده ميشد واين درحالی بودکه به خاطر جنگ ميان پارس وانگليس با پرتقالی ها برسرهرمز راه دريایی با خليج فارس موقتآ مسدود شده بود. گارسیيه دی سيلوا سفير هسپاينه در زمان شاه عباس صفوی راجع به قندهارمينگارد:(...اين يک شهرکوچک ولی درمسيربسيارخوب موقعيت دارد که درآن سوادگران لاهوری،آگری وديگرولايات هند به سوی پارس،ميدييا وخراسان رفت وآمد ميکنند،زيرادراينجا گذرگاهی قراردارد که لاجرم کاروانهای که به پارس ويا آنهایيکه به هند ميروند ازآن بگذرند. .(Ambassador de Garcias de Silva, Paris,MDCLXV11 {1667},page 322). هنوزدرآغازسده هژدهم قندهارازجمع آواری عوارض گمرکی روزانه 12 فوند(پاو)طلابه خزانه صفويان تسليم ميداد(کروشينسکی،کتاب يادشده برگه104).

احتمالآ،چراگاه های زمستانی قبيله های متعدد افغان کوچی- بازرگان،نه ناوقترازسده ای چهاردهم درجنوب سلسله کوه های سليمان درهمواریهای ديره جات ودامان درهمسايه گی نزديک با شهرهای هندی که ازشرق با راه بزرگ با قندهار وبعدآ با خراسان پيوست میشد موقعيت داشتند.اين قبایل دربهار،ازگذرگاه گومل تيرشده به فلات غزنی آمده ،جاييکه بخش ازآنان بخاطر گرمی تابستان بالا تربه کوهای هندوکش ويا سليمان می رفتند ودرآنجا باقی می ماندند.درحاليکه بخش ديگرازآنان درايام بهار پيشتربه غرب به سوی خراسان پيش میرفتند ودرپاييزدوبارۀ ازهمان مسيربازميگشتند. فقط دسته ای ازقبايل لاخانی بودند که ازخود چراگاه های زمستانی دروادی هند وتابستانی درفلات غزنی درهمسايگی خراسان داشتند که بتدريج بازرگانی ميانجی را ميان هند وايران وسپس ميان هند وآسيای ميانه به شغل وپيشه اصلی خود مبدل ساختند. قبايل ناصری، نيازی، خروتی، دوتانی، ميانخیل، ملاخيل وبابری درسده نزدهم ازجمله قبايلی بودند که نسل درنسل وظيفه انتقال کالا وموادتجارتی راداشتند (ودرآفغانستان آنان رامجموعآ بنام پوینده يادمينمايند).اين آمارکه مربوط به نيمه دوم سده ای پارميگردد کهنترين کاروان بازرگانی پوینده دررکودعميق قرارداشته وهيچ يک ازقبايل متذکره کاملآ مشغول بازرگانی نبودند. ولی باوجودآن شمارمردمی ازاين قبايل که مستقيمآ درتجارت ميان هند،بخاراوفارس اشتراک داشتند رقم درشتی راتشکيل ميداد.ماک- گريگودرسال 1871شمارکلی اينگونه پوینده ها را به 4185 خانواده با 15000شترحساب مینمايد(ماک-گريگور،نوشته متذکره،برگه625).همچنان ماک-گريگورشمارپوینده ناصری را به 2000 خانواده،نيازی را به 315 خانواده با 4500 شتر؛پوینده های خروت-875 خانواده با3000 هزارشتر؛دوتانی-250 خانواده با 3000 شتر؛ملاخيل-750خانواده با 4000 شترفهرست گرفته است.در"حيات افغانی" گرچه ازآمارکامل افراد گفته نميشود،ولی ازاينکه پوینده دارای33000 شترميباشند ووظيفه انتقال باررادارنداطلاع داده ميشود(حيات افغانی، برگردان انگليسی،برگه 52).درمجله رسمی ناحيه ديره اسماعيل خان سال1883-1884 لاهور،1884،برگه 70 درباره شمارپوینده گزارش مشرح داده شده است، شمارپوینده های حرفه ای که بگونه منظم باکاروانهای خودرفت وآمد میکردند به 4200-4400 نفرمعين شده است. پوینده های سده ای نزدهم به ويژه سالهای آخرآن ازپوینده های سده های ميانه البته متفاوت بودند.

رویهمرفته درتشکل قبايل برخی ويژه گیها عنعنوی ازگذشتها مانند نظم وترتيب کوچيدن پوینده به ميراث باقيمانده است. چشم ديد خودرا ازشکل عمومی حرکت پوینده يک شاهد عينی انگليسی دراواسط سده بيست چنين بيان میدارد:"درست درشروع ماه های گرم پوینده ازهند به فلات غزنی حرکت مينمايندودرنواحی مقروقلات وهلمند چادرهای سياه خودرا که غژدی نام دارد هموارميسازند.دراينجا تنها زنان،کودکان ورمه ها درمحافظت چند فردجنگجوباقي ميمانند.هم زمان ديگران يکجا باکاروانهای پرازباروکالا هاي ايکه درهندخريداری گرديده است تعدادی ازطريق قندهار به هرات وبعدآبه فارس راهی ميشوند. برخی ديگر به سوب بخاراازراه کابل رهسپارميگردند. موهن لال درسالهای 30 سده نزدهم بازرگانی کابل راترسيم نموده می نويسد که"کاروانهای لاخانييان که از 500-700 شترمتشکل است کابل رايکباردرسال ازکالاهای انگليسی وهندی اکمال مينمايند(موهن لال،سفر به پنجاب،افغانستان وترکستان تابلخ، بخارا وهرات وبازديد ازبريتانيای کبيروجرمنی،لندن 1846برگهای 76و77). به همين منوال پوینده ساخته های انگليسی را به قندهار وخراسان ميآوردند. ن.و.خانيکوف درنوشتۀ خود"تصويری را ازخانشين بخارا"(سانکت پيترزبورگ 1843، برگه 175) بربنياد آمارهای جمع آوری شده ای شخصی ارايه ميدارد که ساليانه ازهند به آسيای ميانه ازراه کابل از3000 تا 3500شتربار وارد ميشد.ازجمله کالاهای اين واردات خانيکوف ازصنايع انگليسی نام ميبرد. دربازگشت پوینده ها،ساخته های روسی وآسيای ميانه یی را باخود انتقال ميدادند...برخی ازبازرگانان لاخانی وهمراهان کابلی آنان يکجا با کالاهای هندی دربازارمکريفسکی وحتا درعمق روسيه تابه شهرمسکوخودرارسانيده اند.موهن لال درسال 1831سرورخان لاخانی وملارحيم شاه بازرگان کابلی رادربخارشخصآملاقات کرده است.ملارحيم شاه به ارزش 34000روپيه يک بسته شال کشميری راکه درهند به بهای 17000 خريده بوددرشهرمسکو به فروش رساند(موهن لال،نوشته يادشده،برگهای 99و142).

روی همرفته رمه وگله های قبایل پوینده درکوه ها ووادیهای غزنی،قلات-غلزایی وزرمت چريده وافراد فارغ به انتقال وفروش نمک که ازمعادن شورکوهات خريداری ميکردند مشغول بودند. هنگامیکه کاروانها باکالاهایی ازغرب دوباره بازمیگشتند ،باشگاه ها خویش راتابه سال آينده به حال خود باقی ميگذاشتند وتمامی اعضای قبيله با زنان وکودکان،رمه وباهمه ای دارایی هايشان درماه اکتوبرآرام آرام به سوی هند می جنبيدند. آنان ازکوه های سليمان تيرشده بااحتياط تمام بسوی گذرگاه مشهورگومل نزديک میشدند، درجاييکه حالا قبيله ستيزه جوی وزيری درآرزوی گرفتن غنيمت واقعی انتظارآنانرا ميبرد. درنزديکی گذرگاه گومل تمامی پوینده ها دريک دسته يا گروه مشترک زيرفرمان سران انتخابی بخاطر نظارت ومواظبت ودفاع تنظيم امور يکجا ميگرديدند.برخی اوقات کاربدون خون ريزی با پرداخت پول حل وفصل ميشد. درزمستان پوینده ها دروادی هند درنزديکی دامان موقعيت ميگرفتند. هريکی ازقبایل پوینده ازگذشته ها درهمواریهای ساحل چپ هند(دامان ودیرجات) ایستگاهای دايمی خودرا به اصطلاح "کرری "خود راداشتند. اين ايستگاها سالها بدون تغييرباقیمانده وبرخی ازاين کرری ها به شهرتکامل کردند.

بخاطرآنکه کاروانها کوچيدن خویش رامصون ازحملات کرده باشند،اغلبآ پوینده خودرا زيرسايه ای حمايت قبايل زورمند- درانی ويا غلزايي قرارميدادند و به تابعين- همسايه آنان مبدل ميگشتند. بويژه اين نوع حمايت برای کوچيان- بازرگان ازسببی حايزاهميت بود که درباشگاه های تابستانی زنان وکودکان ،اغنام ورمه های آنان بدون مصونيت وامنيت لازم باقي ميماند. زيرابسياری ازمردان جنگجوی آنان کاروانهای بازرگانی رابه آسيای ميانه وفارس همراهی ميکردند. کاروانهای پوینده درهمجا درخطربوده وازسوی قبايل افغانيکه درساحات عبورکاروانهای بازرگانی قرارداشتند موردحمله قرارميگرفتند.اغلب فرمانداران محلی دست کمک وياری رابه سوی آنان درازکرده محدودبه اخذ مالیه بلند نمی گرديدند، بسيارساده آنراغارت وچپاول ميکردند. قسميکه به ويژه بابرعمل کرد.زماينکه اوبه پول نيازپيدانمود دوکاروان بزرگ پوینده راغارت نمود.شما ميتوانيد بابرنامه ظهيرالدين بابرببینيد. سه سد سال پس ازبابردرآغاذ سده نزدهم همين عمل را شاه شجاع سدوزايی مکررآ مرتکب گرديد(سراج التواريخ،برگه 65؛ م.الفیستون،اثرنامبرده شده،برگه 585).

مشغوليت درکاروانهای بازگانی مستلزم شجاعت وتحمل زياد بوده ،زيراافراد بسيارکمی از پوینده ها بودند که درهنگام زدوخورد درطول راه دورودرازهند به بخارا ومشهد زخمهای بیشمار نبرداشته باشند. بازرگانی کاروانهای ميانجی يک عمل بسيارپرمنفعت بوده است.اين پيشه، کوچيان- بازرگان را درپيوند بسيارنزديک با شهرها، بادنيای تجمل،سودومنفعت ومناسبات پولی رشد يافته روبروساخته وآنان رادروابستگی ازسرمايه سودخواری- بازرگانی هند قرارداد. جای شگفت نيست،درميان قبايل ايکه مشغول کاروانهای بازرگانی بودند اضمحلال وپوسيده گی نظام اشتراکی- اوليه بسيارخوب وروشن ديده ميشود. به ميان آمدن نا برابری های اجتماعی ومالی درميان قبايل پوینده- يک امرنسبتآ جداگانه گذشته است.اين نبود تساوی به ويژه درسازمان کوچيدن قبيله ناصريکی ازبزرگترین قبايل پوینده بسيارخوب مشاهده ميشود.سالهای هشتاد سده نزدهم مشغوليت عمده قبیله ناصررا رمه داری وبازرگانی تشکيل ميداد.درآنزمان شمارهمۀ ناصرییان به 20000 هزارآدم با زنان وکودکان شان يکجاميرسيد. به اعضای اين قبيله 33000شترو130000گوسفند تعلق ميگرفت. آن بخش ازقبيله ناصرکه رابط بلاواسطه با کاروانهای بازرگانی داشتند فقط 1400 آدم حساب ميشد،متباقی 6000 افراد بينواونادارمشغول انتقال سوخت، نمک وديگرنيازمنديها به ایستگاهای دايمی"کرری" ناصریها بودند(مجله ديره اسمعيل خان،1883-1884،لاهور،1884،برگه 77-80).نظربه ياداشت مک- گريگورجريان ترسيم ترتيب حرکت اين قبيله که درپايان به آن پرداخته ميشود مطابق به روايت خود ناصری ان هفت نسل پيش رخداده است. چون ياداشت مک- گريگوردرسالهای جنگ اول افغان- انگليس1838-1842 انجام شده است،اين رخدادراميتوان به آخرهای سده ای هفدهم مرتبط دانست. ترتيب حرکت قبيله ناصرطورذيل بود.نخست افرادي درسرقرارميگرفتند که خود کالاای درکاروان نداشتند رمه های گوسفندوشتررا ميراندند. دروسط آنانی قرارميگرفتند که دارای کالاهای زيادبودند يعنی بازرگانان وپوینده های غنی،درجريان سفرپوینده های پيوست ميشدند که دارای وسايل کم بودند،يعنی ناصریهای که حتا چندين نفرآنان اگر دريک دسته جمع هم می شدند نميتوانستند که به اندازه يک بارشتر کالا بخرند. بدين ترتيب درميان ولس شترهای باردارثروت مندان را که احتمال حمله خطر بالای آنها زيادبرده ميشد قرارميدادند.

ماسون شخصآ درسال 1827ازقندهار به شکارپور کاروان پوینده را همراهی کرده است. نظربه گفته وی بخش بزرگ بارمتعلق به حليم زاده بود.بخش کم بار به غريبان- پوینده مربوط ميگرديد که چندين نفرشان کالای خودرا درترگن يک يادوشتربارکرده بودند (چ.ماسون،داستان سفرهای مختلف دربلوچستان وافغانستان...ازسالهای1826 تابه 1842...لندن،،1842برگه،315- 319).

برداشت جامع وگستردۀ ما ازموادمطرح گرديده شده درمورد پوینده چنين است: واقعيت جداگرديدن بازرگانان- کوچی يعنی پوینده ازجمله بقيه قبايل افغان به اثبات ميرساند که افغانان به ويژه آنعدۀ ازآنان که درهمسايگی با راه های بزرگ کاروانهای بازرگانی(هند- فارس- آسيای میانه)قرارداشتند،درسده های پانزدهم- هفدهم به اندازه ای وسيع وارد جريان مبادله ودادوستد شده بودند.

رشد مبادله وبازرگانی،بیرون شدن دسته ويژۀ پوینده کوچيان- بازرگان رانميتوان بمثابه يکی ازنشانه ها ونماد پوسيده گی نخستین ساختاراشتراکی بدوی افغانان ملاحظه وبررسی نکرد. عمل کرد پوینده دربرخی حالات تآثيرات اقتصادی وفرهنگی خويش را درنزديک کردن قبيله های متشتت وپراگنده افغان داشته است. يعنی بالای نکته ایکه دارمستيتیر درزمان خود عطف توجه کرده بود.همزمان با آن اين نگارنده مطلقآ خود سرانه وبی اساس به قبيله های افغان نوارمرزی هند اهميت کليدی واستثايي قايل گرديده وکاملآ از سهم افغانان شمالغرب دامنه های سلسله کوه های سليمان درانکشاف آفريننده گی سروده های شفاهی مردمی انکارنموده است. دراين رابطه دارمستيتير درمورد پوینده مينگارد:"يگانه ریپیرتوارمردم افغان به وساطت چهل هزار پوینده که دوباردرسال با کاروانهای خويش ازکوه های سليمان ميگذشتند وباخود فراورده های آسيای ميانه راواردمیکردندودرکنارکالاهای هندی موسيقی ساخته شده ای افغانی در هند رامی بردند کارگذاشته شده است"(دارمستیتیر،نوشته یادشده،برگه،205).نه تنها پوینده که قبيله های ديگر افغان نيزدرمبادله وبازرگانی سهم ميگرفتند. تقسيم کارنسبتآ وقت ترميان دشتهای کوچ نشين ازيکسو،وواحه های زمينداری وشهرهای قرون وسطايی ازسوی ديگربه پديد آمدن مينمايد.سلاح برتر(کارد درازدوتيغه شمشيرمانند که بسياری جنگجويان افغان آنرا به عوض شمشير باخودحمل مينمايند) ويژه وزيریيان بود. دربيرون ازکشورآنان زياد شهرت داشت. افزون برآن مشغوليت دراقتصاد کوچ نشينی عبارت ار تيار کردن پوست، پتو،فرش وپارچه ازپشم گوسفند وشترميباشد. پارچه هايی ازپشم شترکه بنام دوروبرک يادميگردد بسيارمحکم غيرقابل نفوذ آب باران وگرم استند. ازپشم گوسفند کوچيیان پوستينهای درازافغانی تيارميکردند، ولی دارای کفيت بدتربوده دربرابربرودت چين ميخوردند ويا پيچ وخم ميشدند.افزون برآن ازپشم گوسفند وشتر جوال وجوراب ودستکش وکيشهای رنگه که درآسيای مرکزی بنام پتوهای افغانی شهرت دارند ميساختند. هيچ شکی وجود ندارد که بخش ازاين فراورده ها ودام توسط کوچييان درسده های ميانه درشهرها با کالاهای ضروی مانند خوراکه درگام نخست غله وسپس پارچه هاييکه بادست بافته ميشدند مبادله ميگرديد.

نکته شايان توجه اينکه، قسميکه مک- گريگور خاطرنشان کرده است درنزد قبایل غلزایی شرقی کتواز که ازلحاظ اجتماعی- اقتصادی پسمانده ترهستند، هنوزدرسالهای چهل سده نزدهم "ازکتوازشروع تا ديره جات پول ارزش معينی نداشته است. اساس شيوه مبادله را داد وستود بازرگانی ويا تمام ارزش به گز(مقیاس اندازه،معادل ذرع وهرگز16گره است- دهخدا- ب.) کرباس بيان ميگرديد. درمعاملات کوچک بيک مقدارودرمعاملات کلان به اندازه زيادی دربدل شماری ازشتر وگوسفند مبادله ميشد"(مک- گريگور،اثرنام گرفته شده،برگه528). دربارۀ اينکه مردم قبايل افغان اکثرآ درمعاملات پول نميگيرند ولی ترجيح ميدهند که گردشگران ومسافران رابا خوراکه وکلاه دربدل پارچه های نخی کرباسی اکمال نمايند، کسانيکه دراواسط سده های ميانه درافغانستان بوده اند گواهی ميدهند. مضاف برآن کوچيان ساحات ومناطق زراعتی رابا فرآورده های حيوانی خویش مانند گوشت، قروت، پنيرگوسفندی وغيره اکمال ميکردند.

آماربسيارجالب وقابل توجه ايرا درباره تجارت قبايل افغان با قندهار ريچارد ستيل گردشگرانگليسی درآغازسدۀ گزارش ميکند.ريچارد ستيل مينگارد:"اما درحال حاضر تااندازۀ از ترس مغولان وهمچنان تاحدی دراثرمزه شيرین بازرگانی( راستی دراينجا گپ درموردغله، گوسفند، بز وغيره چيزهای ديگر وخريد پارچه های خشن کتانی(کرباس) وغيرمحصولات ضروری میرود)،آنان(افغانان- ر.)يک مقدارمتمدن گرديدند(ر.ستيل،نوشته یادشده،برگه )272. ستيل درسال1615 ازراه قندهارگذرکرده است (لازم است خاطر نشان کردهدف ازستيل دراينجا ازافغانان،ابدالييان وغلزاييان غرب،همسايگان نزديک قندهاراست) آنان درکناررمه ،غله نيزدربازارهای شهری به فروش میرساندند.اين امر نشان دهندۀ اين امراست که اين قبايل افغان درآغاز سدۀ 17 (ودقيقترقبلآ) مشغول زمينداری بودند.

دنباله دارد...

 

 

 

http://tajikpress.com


سایه های فغان و اندوه بر روی کشور خراسان

برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه 

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما "

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان

قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی

دوکتور خلیل وداد 

سالهای دشوار، سالهای تاریک 

نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 




+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 5:38 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

هر قطره ء آموی خروشان وطن

هرصخرهء سالنگ و بدخشان وطن

ازصلح وثبات وسرکشی قصه کند

ایدوست شنو قصه ء دامان وطن

" فروغ هستی "

اکادمیسین دستگیر پنجشیری

 

بازتاب شاه اما ن ا لله وامیر حبیب الله خادم دین

در خاطرات سردار محمد رحیم

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما "

خاطرات سردار محمد رحیم درکتابی بنام " برگهای ازتاریخ معاصر وطن ما " از سوی مرکز نشراتی فضل به تیراژ یکهزار جلد ،درسال 2001 م طبع ونشر شد ه است متن اصلی این اثر با ارزش تاریخی بزبان روسی نگارش یافته است مترجم آن انجنیر محترم غلا م سخی غیرت فرزند مردم بافرهنگ هرات واز خدمت گزارن پرتلاش فرهنگ نوین مادی ومعنوی مردم افغانستان میباشند .

اقای انجنیرسخی غیرت دربارهء کشف این خاطرات با ارزش تاریخی وضرورت ترجمهء آن مقدمهء بسیار موجز ولی پر مغزی نوشته اند وبر پایه اندیشه های فرزانه گان جهان سخن خویش را به این شیوه بیان کرده است :

" هنگا میکه شاهدان عینی سکوت اختیار کنند افسانه ودروغ پدید می آید ..و.....و اکنون ما درچنان مرحله ِِیی از تاریخ ملی قرار داریم که اگر حوادث توسط شاهدان عینی ثبت نشود نسلهای آینده با انبوه افسانه ها دروغها و جعلیات رو بروخواهند شد ..."

آقای سخی غیرت با شناخت ژرف این ضرورت ورسالت تاریخی، کار بسیار ارجمندی را بسود حقایق تاریخی وغنامندی گنجینه تاریخ ملی مردم افغانستان انجام داده اند.

در برگهای از تاریخ معاصر وطن ما ، غالبا رویدادهای دوران امیر عبد الرحمان تا قتل محمد نادر شاه وبرادرش سردار محمد عزیز خان پدر سردارمحمد داوءود وفساد دربارها ی آنان ، در یازده بخش جداگانه بازتاب صادقانه یافته است.

مترجم محترم نخست به بیان سرگذشت تلخ دفترخاطرات و زندگینامه سردار محمد رحیم پرداخته و نوشته اند که زادگاه سردار محمد رحیم شهر کابل است . فرزند سردار محمد عمر ونوه ء امیر عبد الرحمان میباشند ا و سال تولد خودرا 1902 م نوشته اند.

سردار محمد رحیم نزد استادان هندی وترکی زبانهای انگلیسی ،هندی وترکی را فرا گرفت . زبان عربی وادبیات متداول فارسی دری را آموخت از مکتب حبیبیه فارغ شد یکبار در افغانستان ودوبار در شوروی ازدواج کرد.

دومین خانم سردار محمد رحیم ، یک زن بیوه ء گرجستانی بنام الکسندرا بود . دختری بنام " ما نانا "از شوهر قبلی خویش داشته است، به اسا س نوشته ء آقای غیرت ، این دختر نیز خاورشناس بوده است.

اقای سخی غیرت تصادفا در گرجستان با این خاورشناس دریک محفل فرهنگی آشنایی یافته و دیوان سردار محمد رحیم را نزد او دیده بوده است.سردار محمد رحیم اشعار خویش را به تخلص "شیون " می سرو د "مانانا "آخرین یادداشتها ی سردار محمد رحیم شیون را به آقای سخی غیرت به شرط تعهد ی سپرده بود ه ا ست که باید بزبان فارسی زمینه ء ترجمه طبع ونشر آن فراهم شود.

با شادما نی باید گفت که آقای سخی غیرت به تعهد خود وفا کرد وزمینه ء ترجمه طبع ونشر آنرا با امانت داری ملی به عنوان " بر گهای تاریخ معاصر تاریخ وطن" مهیا ساخت وبا احساس عالی مسوءو لیت ملی و تاریخی این برگهای تاریخ معاصر وطن را از تند باد های نا مساعد زمان نجات بخشید .

سردارمحمد رحیم در1939 م در دوران استبدا د سردارمحمد هاشم صدراعظم به شوروی پناهنده شد تا 1943 م در اردوگاههاوزندانهای گونه گون شوروی دوران ستالین زنده گی تلخ و دشواری داشته است در 1953 م به مسکو آمد و در انستیتوت شرقشناسی به کار پرداخت.

به اساس نوشته ء انجنیر سخی غیرت ،سردار محمد رحیم در 15فبروری 1987 م در مسکو در گذشت وبنا بر وصیت خودش اورا در حظیره ء (1 ) مسلمانان درمرکز گرجستان دفن کردند.

به گفته ء آقای سخی غیرت آخرین آرزوی سوزان زنده یاد سردارمحمد رحیم این بود ه است که در زیر صخره ء کوهستان وطن بخاک سپرده شود. سردارمحمد محمد رحیم پدر زنده نام میرمن پروین وهنر مند پیشکسوت میهن ما و شخصیت با فرهنگ بود. سردار محمد رحیم شعر می سرود انواع آلات موسیقی بویژه رباب را به نیکویی مینواخت ودرمرکز خاورشنا سی پژوهش میکرد.

مترجم ارجمند وطن پیشگفتار " برگهای از تاریخ معاصر وطن ما" را به این شعار خوشایند و دلنشین پایان بخشیده اند که :

"بگذار این نمونه ء سزاوار ستایش ، خامه بدستان کشور مارا الهام بخشد تا رویدادهای خونین و بزرگ دوران خودرا بنویسند و به نسلهای آینده بیاد گار گذار ند "

دربخش اول ودوم خاطرات سردار محمد رحیم از کار ،زنده گی شخصی اداره سیاست اطرافیان امیر ومرگ عبد الرحمان و دسایس حلیمه و یکی ازخانمهای پرنفوذ امیرعبدالرحمان و مادر پدرخود معلومات جالبی دارد.

ازجمله مینویسد که: امیر عبد الرحمان دهسال در تاشکند ، سمرقند و بخارا در مهاجرت زنده گی کرد.

هنگامیکه قدرت را بد ست گرفت مردم کشورما درچنگال خونین فیودالها ی محلی زنده گی میکرده اند. بیداد فیودالهای محلی حد ومرزی نداشته است. بدستورفیو دالهای محلی سر رعیتی در حضور آنان از تن جدا و در آتش بریان میشد ه است ) در ” دههء دموکراسی “ نیز دهقانان “ سرپل “ توسط ملاکان فیودال آنجا زنده زنده به آتش کشیده و سنت دوران امیر عبد الرحمان زنده بود ه است. )

ویژه گی دیگر فیو دالهای محلی افغانستان این بوده است که از انگلیسها رشوت میگرفته اند. سردار محمد رحیم در بار ه ذکاوت پدر پدر خود (امیر عبدالرحمان ) میگوید که نخستین ملاقات امیر عبد الرحمان با سر قوماندان انگلیس درباغ شهرآرا صورت گرفت. به امیر افغان گفتند که ایشان به برکت موافقه انگلیسها صاحب تخت سلطنت شده است واز امیر خواهش کردند تا بدوستان انگلیس در افغانستان مساعدت نمایند.

ولی امیر عبدا لرحمان بخوبی میدانست که اکثریت دوستان انگلیس دست نشانده گان انگلیس اند . بنابرین به سر فرما نده انگلیس بازیرکی شگفتی آوری گفت : شما میدانید که مد تی دور ازوطن خو د زنده گی میکرده است برای اینکه جفایی درحق آنان نرود فهرست دوستان خودرا دراختیار ما گذارید. به این ترتیب فهرست دوستان انگلیس را بدست آورد و اکثریت آنان را درهمان سالهای نخست فرمانروایی خویش به بهانه های گونه گون مجازات سنگین وسر به نیست کرد. بباورم این احتمال نیز دور از امکان نبوده است که فهرست دشمنان آشتی ناپذیر انگلیس را نیز به امیر افغان سپرده وبه این نیرنگ میهنپرستان را تصفیه کرده باشند.

کی میتواند غازی جانخان وردک یا ملامشک عالم اندر را که امیرعبد الرحمان با آنان خصو مت غیرعادلانه داشته است و جان یکی را در راه کابل مزار شریف گرفت ودیگری را به شیوهء تحقیر آمیزی "موش عالم " می نامید از بسته گان استعمار بر یتانیا ی کبیر تصور کند.

امیر در آخرین سالهای سلطنت خود به بهانه مختلف با تود ه های مردم پیوند رویاروی خو درا تأمین میکرد. در روزهای جمعه مراسم قچ جنگی ، مرغ جنگی و بودنه جنگی را برپا میکرد واطلاعات سرچوک و آوازه های بیرون دربار و دیوارهای ضخیم ارگ را گرد می آورد. با مردم مستقیما ملاقات میکرد و شکایات را می شنید.

خلاف تصور هواداران احیای تمرکز خونین امیرعبدالرحمان وطرز تفکر ذهنیگرانهء قلمهای مزدور سیطره جویان حا کم کنونی کشور سردارمحمد رحیم نوه ء روشن بین امیر نوشته است که : " سالها ی امارت عبدا لرحمان خیلی نا آرام وطوفا نی بوده است طی بیست سال آخر سدهء 19م، هژده بار شخص امیر در لشکر کشیها اشتراک کرده بود " بی نیاز از تذکراست که خشم وغضب دادخواهانه ء دهقانان و توده های مردم را با کله منار ها وسرکوبهای وحشیانه خاموش میکرده است.

به قول سردار محمد رحیم امیر عبدالرحمان ، به تشویق شهزاده حبیب اله سراج وطرفدارانش توسط طبیب شخصی خود بنام مرزاعبد الرشید مسموم شد. اینگونه توطیه های پیاپی درباری فرزند علیه پدر وبرادر علیه برادر وشاگرد علیه استاد نیز دردی از دردهای ریشه دار مردم میهن را درمان نتوانسته بل وضع کشور را پیچیده تر نیز کرده است .

سردار محمد رحیم ازنقش فعال سیاسی وسازمانی دکتر غنی مهاجر هندی در نهضت مشروطه به نیکی یاد کرده است. او میگوید : که حلیمه مادر سردار عمر و یکی از زنان بانفوذ عبدالرحمان (مادر کلان سردار محمدرحیم ) نهضت مشروطیت اول را بر ضد امیر حبیب اله به شیوه پنهانی تشویق میکرده است. او پیام دکتر غنی راپس از رهایی از زندان به حلیمه مادرکلان خود رسانیده بوده است. درین پیام به حلیمه گفته شده بود که "آنچه ازدست ما ساخته بود دریغ نشد ولی جا سوسان ، ما را در نیمه راه رها کردند " بباورم حلیمه به این باور نژادپرستانه بوده است که مادر حبیب الله سراج از رگ وریشه محمدزاییان وبارکزایان نیست وباید سردار محمد عمر خان فرزند خود ش وپدر سردار محمد رحیم خان وارث با استحقاق سلطنت شناخته میشد. حلیمه زن بانفوذ امیر عبدلرحمان دختر میر عتیق الله وبرادر زاده میرواعظ ازعا لمان معروف تاجیکان کابل ودختر " شمسی" ونوهء امیر دوست محمد خان بو د ه است. در آغاز سردار عبدالقدوس خان اعتمادی پسر سلطان محمد طلایی نیز با حلیمه سر می جنبانید ولی بزودی بانادرخان و خاندان مصاحبین بر ضد نهضت مشروطه به تحریکات آشکار ونهان واپسگرایانه آ غاز کردند

سردار عبدالقدوس خان این اندیشه های " حکیمانه! "را برای نیل به قدرت مطلقه موعظه میکرد که : " مشروطه طلبان را باید واجب القتل دانست " وبرای ویرانی دولت مشروطه " کدام سردار نامدار یا ملای بیرقدار یا خان با اعتبار به کار است " (2)

درخاطرات سردار محمد رحیم این حقیقت نیز بازتاب یافته است که امیر حبیب الله سراج یکسال پس از باز گشت خود از هند برتانوی گرفتاریها و اعدامهای مشروطه خواهان را آغاز کر ده بود اختناق وسرکوبهای خونین امیر ، شور مبارزه ء آزادیخواهان را خاموش نتوانست برخلاف موج نا خورسندی و مبارزه سیا سی یکجا با محمود طرزی به افغانستان باز گشت واوج نوین گرفت . محمود طرزی به نشر وپخش اندیشه های روشنگرانه پرداخت. بنیاد سراج الاخبار را گذاشت و چراغ رهنمای جنبش مشروطیت دوم را در سال 1911 م روشن کرد .

سردار محمد رحیم ، شجاع الد وله ء غوربندی را عامل اساسی قتل امیر حبیب اله معرفی کرده است بروایت او، این ترور به مشورهء شاه امان ا لله انجام یافته وجنبه ء انتقامجویانه نیز داشته است در روشنی خاطرات سردارمحمد رحیم ، امیر حبیب الله بدلیل افراط درعشرت پرستی و بیماری مزاجی، در همان سال شجاع الدوله غوربندی را به نحو جنون آمیز و نا هنجاری ، درحضور درباریان خویش ، شکنجه ء شدید جسمانی ، روانی و تحقیر کرد ه بود. شهزاده امان اله به هنگام دلجویی از شجاع الدوله اورا به گرفتن انتقام از پدر جبار و عشرت پرست خویش بر انگیخته بود به همین دلیل در ترکیب نخستین حکومت افغانستان مستقل شاه امان اله شجاع الدوله یکی ازخانزاده گان بابکر خیل غوربند ، به حیث وزیر امنیه ( داخله) امکان اشتراک یافت و مورد اعتماد شاه امان الله قرار گرفت . ولی رفته رفته ازو فا صله گرفت وپالیسی شاه امان الله و دورنمای خطرناک کشورداری وخود محوری اورا انتقاد میکرد وگهگاه به نادرخان سفیر فرانسه نیز نامه های افشاگرانه مینوشت. سردار محمدرحیم از سیاست فرهنگی شاه امان اله و از برابری حقوقی پیروان مذاهب افغانستان به نیکی یاد میکند ازجمله با افتخار مینویسد که فرزندان اهل هنود در لیسهء حبیبیه از حق تحصیل مساوی با فرزندان مردم مسلمان برخوردار بوده اند.

سردارمحمد رحیم دربارهء وطندوستی انور بسمل نوشته است که درسال 1917-1918 م هیأت افغانی بریاست انور بسمل در بارهءحل مسأله جزیره ء" درقد " به بخارا رفته بود. امیر بخارا درقبال پذیرش الحاق و وابسته گی "جزیرهء درقد" به بخارا ، یک ملیون تنگه رشوة را به محمد انور بسمل پیشنهاد کرد ولی بسمل باشور وطندوستی اظهار داشته بود که" قرار داد قرارداد است " و انرا باید مراعات کرد. پاداش این سخنور وفرزند فرهیخته ء وطن دانه های زنجیر وزولانه بود که در دوران سلطنت خاندان نادر ازسوی دستگاه فساد پرور محمد هاشم خان صدراعظم به او بخشیده شد.

در خاطرات سردار رحیم معلومات بسیار دقیق وصحیحی درباره ء مهاجران هندی ،ترکی ،روسی و جرمنی بازتاب روشن دارد . غالب این مهاجرین بدلیل اختناق و تعقیبات پولیسی دولتهای استعماری واستبدادی متبوع خود به افغانستان پناهنده شده بوده اند. بگفتهء سردار محمد رحیم در ترکیب این مهاجران نیروهای دارای اند یشه های آزادیخواهانه دموکراتیک ملی گرایشهای فا شستی واپسگرایا نه و خال خال جاسوسان نیز شامل بوده اند.

شاه امان الله از آنان بحیث معلما ن لشکری وکشوری ترجمانا ن و..و استفاده میکرده است ودران روزگار ادبیات سیاسی آزادیخواهان وانقلابیون هند ترکیه روسیه وبخارا واروپا توسط مهاجرین وارد شهر کابل میشده است .

دربخش دهم خاطرات سردار محمد رحیم در بارهء فرزندان شاه امان ا له ، تضادها واختلافهای درون دربار مطالبی دارد

سردار محمد رحیم خان هرچند با غلام نبی خان چرخی یکجا علیه حبیب اله کوهدامنی برای مبارزات مسلحانه از آ نسوی آمو تلاشهای ناکامی انجام داده بود ولی خلاف تصور اکثر موء رخان کشور از صراحت ونفرت امیر حبیب الله خادم دین رسول الله ص، علیه انگلیسها وجا سوسان انگلیس ستایش کرده ونوشته است که:

" انگلیسها به حبیب ا له اعتراض میکردند که چرا تاج وتخت را به نادر خان نداد ه بل علیه او به عملیات جنگی پرداخت. حبیب ا لله با صراحتی که داشت پا سخ داد. او امیر افغانستان است و نه میخواهد با انگلیسها ونه با نادرخان کدام ارتباطی داشته باشد. "

اعضای حکومت حبیب الله خادم دین :

با ساس نوشتهء سردار محمد رحیم اعضای حکومت حبیب ا لله عبارت بود ه اند از :

سید حسین وزیر حربیه ،عبدالقادر وزیر داخله ،عطا ء الحق وزیر خارجه ،شیرجان وزیر دربار و ملک محسن والی کابل

یکی از برادران شجاع شیرجان خواجه محمد صدیق فرقه مشر سپهسالار جبهه جنوب بود او در جریان جنگ با نادرخان زخمی وگرفتار و وبه فرمان نادرخان اعدام شد.

شیرجان وزیر دربار وعطا ء الحق وزیر خارجه فرزند ان حاجی جان صاحبزاده از رجال خرد مند آن زمان ، وفرزندان فرهیختهء دختر قهرمان پرور میرمسجدی خان کوهستانی بوده اند به قول حضرت فضل غنی مجد دی این صاحب زاده گان نیز از رگ وریشه ء امام ربانی وازقبیله ء حضرات مجددی میباشند. بباورم همانگونه که سخنوری گفته است :

" ان یکی شیر است اندر بادیه --آن یکی شیر است اندر بادیه "

کاش تمامی فرزندان ورگ وریشه های امام ربانی مانند شیر جان ، جنرال محمد صدیق فرزند عطاء الحق وزیر خارجهء امیر حبیب اله کلکانی مردان حق وسر شار از عشق آزادی وخوشبختی انسان بلادیده ء وطن وشرق مسلمان میبوده اند و آب به آسیاب استعمار بریتانیای کبیر محمد نادرخان ودردوران حاکمیت تنظیمها در آسیاب نظامیگران پنجاب وطالبان نه میریخته اند وبه گفته محترم فضل غنی در پکتیا برضد شاه امان اله " انقلاباتی ! " را بپا نمیکرده اند. باید دانست که محترم فضل غنی مجددی شورشهای ارتجاعی ر ا غالبا انقلاب میپندارند ( 3 ) و لی از دید گاه جامعه شناسان انقلاب تحول کیفی جامعه است این حرکت تاریخی ازسوی طبقه رشد یابنده ونیروهای محرکه ء تکامل اجتماعی ونماینده گان آگاه وسازمان یافته آنان درشرایط ووضع مشخص انقلابی آغاز و انجام میپذیرد. بگونه مثال انقلاب کبیر فرانسه یک انقلاب اجتماعی بود بورژوازی نوخاسته فرانسه ، فیودالزم و سلطنت مطلقه را قهرا واژگون کرد وتحولات دموکراتیک را بسود بورژوا ها ، خورده بورژوازی شهری، بینوایان ، دهقانان وابسته بزمین وبه ضد ملاکان فیودال آغاز نها د واین انقلاب وقانون اساسی آن منبع الهام برای بسیاری ازکشورهای اروپا وحتا برای انقلاب اجتماعی امریکا شد. ولی شورش ملای لنگ درمنگل وشورش ویرانگرانه ء شورای هماهنگی برهبری صبغت الله مجددی و زیر شعار نظامیگران پاکستان ،آوردن " ضر به ازهزار جناح " برکابل ، یک شورش به تمام معنا وصد درصد ضد انقلابی واپسگرایا نه نامردمی وبرضد دهقانان ،چوپانان ، پیشه وران شهری کارمندان وکارشناسان رشته های گونه گون دانش ، فرهنگ ،هنر وتکنالوژی معاصر وضد سرمایه داران متوسط ملی افغانستان مرگ آفرین وعاری از افتخار بوده است. همچنین طاعون طالبان ماهیت ضد انقلابی داشته و افزارهای کوری دردست القاعده ، اداره ء نظامی پاکستان تیرورزم بین المللی بوده اند. در روشنی این حقایق جهانی امید که جناب فضل غنی مجددی موألف کتاب " افغانستان درعهد اعلیحضرت اما ن الله خان 1919_1929 " درچاپ آینده این کتاب خود بجای "انقلابات " شورشهای واپسگرایانه ملای لنگ رااغتشاشات بنویسند.

به هرحال بر خلاف تصورات ونوشتهء آقای حضرت فضل غنی سردارمحمد رحیم خان بروشنی نوشته است که : شیر جان وزیر دربار حبیب الله کلکانی مانند بسیار اشخاص دیگر آرزومند بوده است که در افغانستان جمهوری به میان آ ید سردارمحمد رحیم همچنین در خاطرات خود نوشته است:

میگفتند که " باری حبیب اله به شیر جان گفت : " بیا که درکشور جمهوری بسازیم به بینیم نتیجه چه میشود ولی شیرجان به وی توضیح داد که برای ایجاد جمهوری زمان لازم است وباید بسیار کار های مقدماتی انجام یابد " داوری سردار محمدرحیم خان درباره ء امیرحبیب ا لله کوهدامنی این بوده است که : " بطور کلی حبیب اله کلکانی هم در زنده گی و هم در نظریات خود بسیار دموکرات بود به غارتگری وتجاوز اجازه نه میداد" در ارزیابی شاملو شاعر بیمرگ ایران نیز این حقایق جلوه ء روشن دارد که امیرحبیب الله کلکانی با هواداران شاه امان الله خاندان نادرخا ن ومخالفان خود بویژه با توده های مردم افغانستان برخورد جوانمردانه وتوأم با مروت ومدارا داشته است.

سردار محمد رحیم در صفحه 93 خاطرات خویش بر پایه روایت عزیزاحمد جان پنهان از زبان خواهر حبیب اله نوشته است که : " حبیب ا له ولد امین اله ولد عبداله از سر براورده گان کلکان بود ودرسال 1890م متولد گردید مادرش بی بی مریم ودختر کوچنده گان قبیله ء تره کی بود تصادفی نبوده است که امیر امان الله به هنگام بازگشت خود بسوی کابل به مقاومت شد ید قبایل تره کی اندر و سلیمانخیل مواجه گردید ومجبور به پسروی به قندهار شد » همچنین تا جاییکه از لابلای دفتر خاطرات سردار محمدرحیم بروشنی دریافت میشود دو وزیر ویک سپسالار امیر حبیب الله کلکانی نوه های میر مسجدی خان کوهستانی وبسیاری مقامات بلند پایه ء دولت او فرزندان و نوه های مجاهدان دوران جنگهای اول ودوم افغان وانگلیس واز تبعیدیان دوران استبداد استعماری ودولتمردان تحصیل کرده بوده اند. استاد خلیلی نیز براساس همین منطق داستان "عیاری از خراسان " را نوشته واز ناوابستگی امیر حبیب الله به انگلیسها دفاع کرده است .

به اساس نوشته ء سخی غیرت وروایت استاد خلیل الله خلیلی درسالهای مهاجرت پشاور ،امیر حبیب الله کلکانی به اثر اصابت چرهء توب در شانه چپش زخمی گردید. قوای او از راه ده کیپک قلعه ء نه برجه و هزاره ء بغل به حسین کوت عقب نشینی کرد وحسین کوت را لشکر گاه وقرارگاه خود قرار داد وتوسط سربازان خود با استفاده از طبابت محلی درما ن شد وصحت یاب گردید. این روایت استادخلیلی با نظرات شاه آقای مجددی وصاحبزاده عبدالکریم خسروی نیز مطابقت دارد وبر پایه این روایات قوی ، تبلیغات ذهنیگرانه ء واقعه نگاران دوران خاندان نادرخان کاملا پنبه بی اعتبار وکمرنگ میشو د.

لقب "بچهء سقا ء " نیز اساسا ترکیب جعلی قلمهای مزدور خاندان نادر شاه اشرافیت قبایل و فیودالهای وابسته به خاندان محمد نادرخان میباشد. این حقیقت از وطنداران گرامی ما پنهان نیست که "خاک فروشان " آشکار خاندان طلایی ، قلمهای مزدور ودزدان باچراغ آنان ، "عیاران خراسان" و بیرقداران خانه ء خورشید مارا بنام بچه سقاء و دزد یاد میکرده اند و لی دردوران کنونی القاب دیگری به نام سنگ فروش وهیزم شکن را نیز بران یاوه ها و شطحیات کهن افزود ه اند وبر محمد ولی خان درواز ی وکیل شاه امان الله نیز بدون ترس از قضاوت بیرحمانه تاریخ بگونه شاهدان سوگند خورده وقلمهای مزدور خاندان محمد نادرشاه اتهام ضد انقلابی وارد میکنند.

نخست باید با اطمینان محکم گفت که درکشور ما چوپانان د هقا نان و اهل کسبه همه و همه به کسب کمال و پیشه ء خود افتخار میکنند چوپانی را کار وپیشه ء پیامبران بنی اسراییل میپندارند و پیا مبران بنی اسراییل درچندین جای قران مجید برهمه عالمیان برتری یافته اند. دهقا نان خودرا وارثان شایسته ء " بابا ی آدم " ونخستین فرزند خانواده ء انسان وازهمه طبقات واقشار اجتماعی اصیل تر قدیم تر وکریم تر تو صیف میکنند. اهل کسبه نیز بنام دوستان خدا شناخته میشوند. معلمان ولو یک حرف وواژه ای را به مردم آموخته با شد از د ید گاه اموزشهای دینی وسنن پسند یده ریشه دارمردم ما استا د اوستا ، مهتر ، سرور دوست " بنده ء آزاد " مولانا یا مولوی یاد میشوند. به دانشمندان تا وارث تا مقام وارث احترام میگذارند. همچنین آب سرچشمه حیات وشادابی جماد نبات حیوان و انسان است. در اشعار شاعران آب وخاک مرادف وطن بکار رفته است ودرسنن دینی ومذهبی مردم آ ب دادن ثواب دارد. بنابرین دشمنان خلق قلمهای مزدور اشراف فیودال ودرحال حاضر دزدان با چراغ دستگاه تبلیغاتی بی.بی.سی. ودشمنان همبسته گی نیروهای محرکه ء تکامل وپیشرفت اجتماعی اند که به سود دشمنان تاریخی مردم زحمتکش همه گروههای قومی افغانستان بذر خصومت برتری جویی استثنا ء طلبی وعظمت طلبی ملی قومی ومذهبی کشت میکنند وبه این وسیله از جهل موأقت توده ها به سود دوام ستم اجتماعی ملی زن ستیزی وتبعیض های محلی منطقه یی ومذهبی صنفی وبسود دوام حاکمیت غاصبان کار وزحمت توده های مردم ومافیای مواد مخدر بهره برداری گذرا مینمایند وقشرهای زیرین ونیرومند جامعه را با حقارت واصطلحات دوران برده گی قبیله یی و زمینداری اربا بی خود بنام " گله" " رعیت " "غلام " "مزدور " "نوکر" " سقاء " سنگ فروش وهیزم شکن یاد مینمایند وشا یسته رهبری در عالیترین مقامات دولت تصور نمی توانند وسردار عبدالقدوس خان نماینده برجسته ء آنان همانگونه که در آغاز یاد شد در "مصنفات !" خویش نوشته وچنین تصوری داشته اند که برای رهبری این مردم فقط " کدام سردار نامدار یا ملای بیرقدار یا خان با اعتبار به کاراست " ولی تاریخ بروشنی آشکار ساخت که نه سرداران نامدار وسپهسالاران خاندان نادر نه ملاهای بیرقدار وطالبان ظلمت و نه ملاکان بزرگ افغانستان طی قرون وبویژه پس از استرداد استقلال افغانستان زنجیرهای کهن مناسبات قبیله یی و زمینداری اربا بی را از دست وپای چوپانان دهقا نان وپیشه وران شهر ها وروستاها شکسته و گسسته نتوانسته اند. اگر چند روزی شاه امان الله وجنبش ملی ودموکراتیک دههء هشتاد شعارهای مردم گرایانه را بلند کرد آن شعار ها نیز با غوغا های کرکننده تنظیمهای ساخت پاکستان عربستان مصر ودیگر کشورهای دور وپیش و پیشمرگان صاحبان صنایع جنگی ونفتی جهان موقتا خموش گر دید و پیشگامان نهضتهای ملی ودموکراتیک جامعه بلادیده ما با نعره های تکفیر میراثخواران وزارت مستعمرات انگلیس مقابل ، پراگنده ودرگوشه گوشه ء جهان مجبور به مهاجرت واز مردم ونیروهای محرک تکامل قهرا جدا ساخته وبی ریشه ووطن شد.

درین برهه ء تاریخ درد استخوانسوز زحمتکشان همه گرو ههای قومی وقبایل کشور همین است که : با سوادان تحصیلکرده گان وواقعه نگاران گروههای گونه گون قومی بجای اینکه علیه این همه خرافه ها و میراثهای سلاطین جبار واستبداد استعماری شانه به شانه ء یکدیگر برضد اقلیتهای ممتاز وغوطه ور در عالیترین امتیازات اجتماعی اقتصادی وسیاسی مبارزه افشاگرانه کنند برخلاف آگاهانه یا غیر آگاهانه برزخمهای مردم میهن نمک میپاشند برای نوه های شاهان وامیرانی که خاک احمدشاه درانی را فروخته و بر قراردادههای ننگین گندمک و دیورند صحه ومهر نهاده اند القاب بابا ميگذارند وفرزندان آنانی را که در جنگهای اول دوم افغان وانگلیس و تجاوز القاعده وپاکستان تا اخرین قطره خون مقاومت کرده وبر قراردادهای ننگین استعماری خط بطلان کشیده اند و آزادی میهن را باقربانی سروجان بدست آورده اند به لقب های سقاء دزد سنگ فروش خطاب مینمایند.

ازین سخنان معترضه ولی ضروری که بگذریم ووارد دیدگاه وداوریهای سردار محمد رحیم شویم او در باره ء سلطنت مستعجل عنایت اله نوشته است که : " عنایت اله سه ر وز امیر کابل بود درین مدت فقط توانست هیأ تی را نزد حبیب الله کوهدامنی بفرستد و ازو بخواهد بیعت کند و تسلیم شود.

حضرت شور بازار (محمد صادق خان ) که از زندان ارگ آزاد شده بود عضو هیأت بود حبیب اله کلکانی هیأت را درقلعهء مرادبیگ پذیرفت. حضرت شوربازار پیشنهاد کرد که سردار محمد عثمان خان را بجای عنایت اله بحیث امیر قبول کند ولی شیرجان وزیر دربار امیرحبیب الله از و خواست که برای صحبت رسمی به اتاق همجوار برود شیر جان به حبیب الله مشوره داد که اگر نمیخواهید به عنایت اله خان بیعت کنید. پس چرا این گرگ پیر وعثمان خان طلایی تبار امیر شود. درینصورت بهتراست که شما خود امیر افغا نستان شوید . گویا تا این لحظه تاج وتخت در اندیشه ء حبیب اله خطور نه میکرد. امیر حبیب اله پس ازین گفتگونزد هیأت آمد و اعلام کرد که نه عنایت اله ونه محمد عثمان هیچیکی را نه میپذیرد به عنایت الله دو روز وقت میدهد که کابل را ترک کند .. باچنین پاسخی هیأت به کابل باز گشت. فتوای سردار عبدالقدو س خان را اعتمادی منسوخ کرد. عنایت اله بیدرنگ با خزانه ء دولت وخانوداه خود توسط طیاره ء انگلیس نخست به هند وسپس به قندهار رفت. و از انجا شاه امان الله راه اروپا وعنایت اله را ه ایران را درپیش گرفتند. مشروطه خواهان را رسما واجب القتل اعلان نکرد حتا باخاندان نادر برخورد جوانمردانه کرد با دوستان دوپهلوی شاه امان الله برخورد خشونت آمیز تر کرد.

در دفتر خاطرات سردار محمد رحیم از خشونت تعصب آمیز محمد نادرخان علیه مشروطه خواهان ونیروهای طرفدا ر شاه امان ا له ازجمله : از سرکوب خونین عبدالرحمان لودین رییس بلدیه ء کابل ،شاه محمد ولی خان در وازی وکیل شاه امان اله، مرزامهدی خان وسرمنشی شاه امان اله ، فقیر احمد پنجشیری رییس جنگلات مشروطه خواه وابسته به حلقه ء میر سیدقاسم آغای لغمانی کارمند وزارت خارجه و در نهایت ، از غلام نبی خان چرخی و سرنوشت غم انگیز خاندان چرخی و امیرحبیب اله خادم دین ، شیرجان ، خواجه محمد صد یق ودیگر یا ران کلکانی وازمجازات سنگین محمدنادرشاه توسط عبد الخالق هزاره وقتل سردار محمد عزیز پدر سردار داوء ود توسط سید کمال محصل ، افشا گری گسترده کرده است.

نقش شخصیت محمد ولی خان بد خشی ازدیدگاه

سردارمحمدرحیم نوه امیر عبد الرحمان

سردار محمد رحیم خان پسرکاکا ویکی از هوا داران پاپر قرص شاه امان الله بود ولی او درباره ء شاه امان الله و وجنا حهای مخالف ومختلف دربار وی داوریهای درست وروشنی دارد ازجمله این حقایق در خاطرا ت او بازتاب روشن دارد که : محمد ولیخان دروازی ازدودمانهای بافرهنگ بد خشان وازشاهان "بزرگان " روشن بین وبانفوذ درواز، سرجماعه خانزاده گان وملکزاده گا ن دربار در دوران امیر حبیب الله سراج ، داماد خاله ء شاه امان الله ، عضو مخفی سازمان سیاسی مشروطه خواهان واز طرفداران آگاه وصدیق دولت ملی شاه امان لله بود .

او ازهمان فردای قتل مرموز امیرحبیب الله سراج تاپای دار و آ خرین لحظه های زنده گی آگاهانه و پرافتخار خویش ،علیه گسترش نفوذ موذیانه ء استعمار بریتانیا وتکیه گاههای ارتجاعی محلی آن ، علیه توطیه آشکار وپنهان خاندان طلایی مصاحبین وبویژه برضد نادرخان ودیگر دشمنان آزادی ،مشروطیت وترقی افغانستان مستقل مبارزه آگاهانه پیگیر واستوار کرد و همانگونه که در دفتر خاطرات قلمی سردارمحمد رحیم خا ن بازتاب روشن یافته است.

نخست درفردای قتل مرموز پدر شهزاده امان الله بنا به پیشنهاد دور اند یشانه وهوشیارانه ء محمد ولی خا ن دروازی، شجاع الدوله ء غوربندی فراش باشی دربار (وزیردربار ) به بهانهء گرفتن "بیعیت " از شهزاده امان الله به آهنگ پر شتابی به کابل فرستاده شد وگزار ش قتل پدر شاه امان الله را به وی تقدیم کرد.

سپس شخص محمد ولی خان با مادر و عبیدالله جان برادر شاه امان الله به بهانه ء میا نجیگری بین نصرالله خان و امان الله وکسب بیعیت برای نایب سلطنته نصرالله خان به کابل آمد ند و جبهه شهزاده امان الله را تقویت کردند. شهزاده امان الله خودرا وارث تاج وتخت شاهی اعلان کرد. نصرالله خان ، نادرخان ، خاندان مصاحبین ودیگر درباریان محافظه کار از سوی نیروهای نظامی ننگرهار دستگیروبه کابل انتقال یافتند وبه این تدبیر شهزاده امان لله خان بتاریخ 9حوت 1297 هجری شمسی مطابق1919 میلادی بقدرت رسید ووارث تاج وتخت پدر شناخته شد. ولی خلاف وصیت امیرعبدالرحمان نادرخان وخانواده ء مصاحبین را شاید به اساس خواهش مادر خویش یا گرایشهای عظمت طلبانه ء زود گذر قبیله یی یا قومی خود پس از باز گشت ظاهرا فاتحانه از جبهه ء جنوب به مقامات بلند پایه ء لشکری وکشوری سپهسالاری ومقام وزارت دفاع نصب کرد .

شاه امان الله به پشتینانی بیدریغ محمودطرزی ومحمد ولیخان ودیگر مشروطه طلبان و ترقیخواهان با تحلیل مشخص از وضع مشخص وتناسب قوای جهانی شعار استقلال و جهاد ملی را به پیش کشید وپس از مذاکرات طولانی در اگست 1919، سر انجام درفش استقلال افغا نستان پس از هفتاد وهفت سال اسارت درقلب آسیا بر افراشته شد.

درخزان سال 1920محمد ولی خان در رأس هیاتی برای برقراری مناسبات دیپلوماتیک با روسیه شوروی وکشورهای اروپایی ازسوی شاه اما ن ا لله مأ موریت یافت . با رهبر حزبی ودولتی اتحاد شورو ی درباره ء استرداد استقلا ل و مناسبات افغانستان مستقل با دولت نوبنیاد شورو ی درفضای دوستی برابری حقوق واحترام متقابل تبادل نظر صورت گرفت وبزیر درفش پرافتخار آزادی مناسبات افغانستان مستقل بادول همسایه کشورهای اروپایی وشماری از کشورهای اسلامی تحکیم یافت. ازجمله دولت نوبنیاد ملی ومستقل شاه امان الله نخستین دولت نوبنیاد روسیه شوروی را برسمیت شناخت و دولت اتحاد شو روی نیز نخستین دولتی بود که استقلا ل افغانستان را برسمیت شناخت و امضای قرراداد دوستی موءرخ 28فبروری 1921 م برابر به ( 10حوت 1299خورشیدی ) افغانستان واتحاد شوروی در شهر مسکو از دست آوردهای درخشان وتأریخی مأ موریت دیپلوماتیک محمد ولی خان بدخشی بود. (3)

به موجب این معاهده ء افغانستان واتحادشور وی استقلال همدیگر را برسمیت شناخت و با همدیگر داخل مناسبات سیاسی گردید .

_ براسا س این موافقتنامه هردو دولت افغانستان واتحاد شوروی تعهد سپردند که درپیما نهای نظامی وسیا سی یی که بزیان یکی از طرفین باشد با دولت سوم اشتراک نورزند.

امتیازات سیاسی سفارتخانه ها وقونسلگریها ی هردوکشور برطبق رسوم بین المللی بطور مساوی معین گردید .

_ به گشایش قونسلگریها ،درشهرهای عمده ء هردوکشور موافقه صورت گرفت.

_ دولت شوروی درقلمروخود امتیاز ترانزیت آزاد وبی محصول را قایل گردید.

_ طرفین آزادی ملل شرق را براساس حق تعیین سرنوشت ملل ومطابق خواست عمومی هر ملت قبول کرد .

_ درباره ء آزادی واستقلال حقیقی دولت بخارا وخیوه نیز بر اساس پرنسیپ حق تعیین سرنوشت ملل بین طرفین موافقت صورت گرفت.

_ درمورد استرداد زمینها ییکه درقرن 19 متعلق به افغانستان بود توافق حاصل شد.

- دولت نوبنیا د شوروی بخاطر استحکام مناسبات دوستانه با دولت پادشاهی افغانستان امداد نقدی وتخنیکی را به افغانستان قبول نمود.

_ متن این قرارداد بزبان روسی ودری با حق مساوی نگارش یافت ومحل مبادله ء این اسناد براساس فیصله ء طرفین شهر کابل تعیین شد .

کار آگاهان حقوق بین الد ول با یک نگاه سطحی وبدون مکاشفه ومراقبه به کشف این حقیقت درخشان توفیق مییابند که هیات افغانستان در رأس محمد ولی خان بد خشی چگونه بادرک شرایط جهانی ووضع مشخص دولت نوبنیاد شورو ی امتیازاتی را بدست آورده است ومطالبات آزادیخواهانه ء مردم بخارا ، خیوه واسترداد اراضی متعلق به افغا نستان قرن 19 وحق ترانزیت بی محصول را برای تجارت افغانستان محاط بخشکه وحق تعیین سرنوشت ملل را درین سند پرافتخار تاریخی تسجیل کرده است.

درنهایت همانگونه که سردار محمد رحیم خان به نیکی یاد میکند محمد ولی خان پس از انجام پیروزمندانه ء ماموریتهای دیپلوماتیک افتخار رتبه ء جنرالی اردوی منظم ملی افغانستان را کسب کرد ووظیفه ء دفاع ملی را به اساس فرمان شاه امان لله بعهده گرفت.

درسالهای 1922_1923 عملیات شورش ضد ملای لنگ را با هوشیاری ودور اندیشی قابل ستایشی پایان بخشید وهمان وظیفه ء سترگی را که نادرخان به بهانه ء های گونه گون قصدا قادر به انجام آن شده نتوانست وبه بهانه بیماری خودرا کنار کشید ، محمد ولی خان با خردمندی و به همکاری مردم منگل موفق شد تا مزدوران انگلیس را چون خارهای خلنده از پای توده ها بیرون آورد ودرکابل به پنجهء عدالت به سپارد وبه این تدبیر امنیت منگل بدون جنگ وخونریزی وبه سود مردم منگل وامنیت کشور نو استقلال ما تأمین شد وتوطیه های سپهسالا ر نادرخان وزیر دفاع قبلی عریان وعریان تر گر د ید.

شاه امان الله از 29نوامبر 1927 م تا جولای 1928 هشت ماه تمام به سفرهای کاری خود به 12 کشور آسیا یی اروپایی و افریقا پرداخت ولی در ین سالها نه تنها شجاع الدوله ،غلام نبی خان چرخی ، عبدالرحمان خان لودین با مشی تک روانه وفرصت طلبانه شاه امان الله بدرجات متفاوتی فاصله گرفته بوده اند بل محمود طرزی و نزدیکترین مربی ورهنمای شاه آمان الله نیز از نفوذ عناصر فرصت طلب نا پاک واپسگرا وبیراهه رو در مقا مات رهبری کننده دولت سخت مشوش شده بود وهنگامیکه به پند واندرز پردازی دایمی ومشوره های دلسوزانه ء محمود طرزی تمکینی نشد به ناچار با فامیل خود به ترکیه برگشت. ولی محمد ولی خان وکیل شاه امان الله ، درین برهه ء د شوار حرکت ر و به فرود تاریخ و در دوران سفرهای اروپایی شاه امان الله وبه هنگام تبلیغات زهراگین شبکه های استعماری در دوسوی نوار مرز استعماری دیورند علیه شاه امان اللهٍ، بازهم اورا تنها نگذاشت وبه مشوره ء محمود طرزی به وزارت خارجه تعیین شد وبحیث وکیل شاه امان الله همه امور مملکتی را بدست گرفت و بدرستی رهبری کرد ویک لحظه هم به تعهدات ملی ودموکراتیک خویش بی باورنشد وبه اعتماد بزرگ واستثنایی شاه امان ا لله ومادرش برخلاف تصور ذهنیگرانه ء قلمهای مزدور میراثخوارن استعمار کهن وامپریالزم جهانی خیانت نکرد.

بنابرین جعلکارانی که کارنامه های درخشان چنین سربدارا ن و خد متگزاران آزادی میهن را قلب ماهیت میکنند ووارونه جلوه میدهند فقط وفقط خود را میفریبند نه تاریخ ونیروهای محرکهء تکامل جنبش ملی- دمو کراتیک وترقیخواهانه جامعه ء بلاد یده ء ما ر ا.

بگذار که این موریانه های موذی استبداد استعماری وخاندان خاکفروش طلایی ز نده گینامه قهرمانان واقعی میهن و نماینده گان آگاه مردم را وارونه جلوه دهند ، بیهوده آفتاب را بدو انگشت پنهان کنند وآب به آسیاب طالبان ظلمت ومرداب تیرورزم بین المللی بریزند ولی حقیقت حقیقت است و ما به پیروزی حقیقت بر باطل ، بر بیراهه روی کج اندیشی تعصب وعصبیت قبیله یی باورتزلزل ناپذیر داریم.

بنابرین از فرزندان فرهیخته ء زنده نام محمد ولی خان احتراما تقاضا میکنم تا علیه جعلکاران تاریخ معاصر واقعه نگاران وقلمهای مزدور خاندان طلایی به ولسی جرگه دعوای اعاده ء شرف کنند تا این اتهامات را دریک محکمه با صلاحیت به اشتراک مورخان وهیأت منصفه مورد برسی قرار دهند.

نتیجه

خاطرات سردار محمد رحیم خان ، نوهء ( نبیره - نواسهء ) بافرهنگ امیر عبد الرحمان از با ارزش ترین موجز تری روشن ترین دقیق ترین یادداشتهای تاریخی وقلمی سدهء بیست است. سردار محمد رحیم خان به هنگام بیان حقیقت دوست ودشمن را نمی شناسد و به ازخود وبیگانه رحمی نکرده است . از ویژه گیهای استثنایی این خاطرات یکی این است که جاسوسان انگلیس ، به شمول امیر عبد الرحمان پدرکلان ( پدر پدر ) خود و همچنین الله نواز خان دوست نزدیک محمد نادرخان را با کینهء مقدس ملی ومیهنپرستانه افشاگری کرده اند. روانش شاد باد !

خلاصه شاه امان الله باوجود همه گرایشهای انحصار طلبی وخود محوری وتزلزل سالهای پسین خویش واکثریت قریب به اتفاق مبارزان ملی و مشروطه خواها ن دوران شاه امان الله ،ازجمله محمود طرزی عبدا لرحمان لود ین محمد ولی خان دروازی فرزندان غلام حیدرخان چرخی مهدیخان چنداولی سرمنشی شاه امان لله فقیر احمد پنجشیری ، عبدلحکیم ولوالجی ویاران راستین ومخلص آنان و سردار محمد رحیم خان که بسود آزادی ، ودموکراسی ترقی ومشروطیت موضع گیری عادلانه ء ملی کرده اند از افتخارات ملی مردم این سرزمین اند. این روشنگران وروشنفکران به هر قبیله وخانواده وطبقه وقشری که پیوند داشته اند دوستان وطن ومردم افغا نستان وسزاوار حرمت بی پایان میباشند

پیشنهاد :

به پاس خدمات شایسته ء فرهنگی وتاریخی سردار محمد رحیم و پدر زنده نام میرمن پروین هنر مند محبوب افغانستان به وزارت محترم فرهنگ افغانستان پیشنهاد میکنم که پیکر این شخصیت فرهنگی وطن را طبق آرزوی سوزان و وصیت ایشان از حظیرهء مسلمانان گرجستان به افغانستان انتقال دهند وبر فراز یکی از قله های بلند گذر گاه سالنگ زیر صخره ای بخاک به سپارند و نهادی را نیز برای انتقال پیکر شخصیتهای فرهنگی کشورما بنیاد گذاری کنند . من شخصا بیش از سی سال درنهادهای فرهنگی وزارت فرهنگ انجمن نویسنده گان و وزارت آموزش وپرورش جمهوری دموکراتیک افغا نستان خدمت فرهنگی کرده ام و معاش امتیاز ی عضویت اکادمی علوم افغانستان نیزدردوران حاکمیت تنظیمها طا لبان ودولت اسلامی کنونی به من طبق قانون پرداخته نشده است داوطلبانه پیشنهاد میکنم که معاشهای دوران بازنشسته گی وامتیاز علمی عضویت اکادمی علوم مرا برای انجام وصیت این شخصیت فرهنگی و دیگر شخصیتهای فرهنگی وطن به حساب چنین یک بنیاد فرهنگی انتقال دهند وپولهای را که بابای ملت ودیگر اعضای خاندان طلایی از فروش پشتونخوا پشاور وقصر ها ی کابل وغصب وفروش تاکستانهای مردم کوهدامن ودیگر ملکیتهای دولتی تاکنون در بانکهای خارج اندوخته اند نیز طبق حکم محکمه ء باصلاحیت وتصویب شورای ملی مصادره و به این حساب انتقال دهند.

نماینده گان محترم شورای ملی وسازمانهای "مستقل حقوق بشر! " میتوانند وباید حقوق بربادرفته ء معنوی ومادی غازی امین الله خان لوگری ، عبدالله خان اچکزایی واصف قندهاری،عثمانخان پروانی وتمامی قربانیان استبداد ومشروطیت اول سر بداران برجسته ملی 24سنبله 1933 بویژه حقوق معنوی وسیاسی عبدالرحمان لودین ، محمد ولی خان وکیل شاه امان الله ، خاندان ظلم دیدهء عبدالخالق هزار ه ، خاندان سپهسالار غلام حیدرخان چرخی و قربانیان سوگندهای قرانی کوهدامن پروان ودیگر مظلومان دورا ن استبداد استعماری را اعاده نمایند.

فقط با چنین اقدامات مشخص ومحکها میتوان درکالبد قبایل واقوام برابرحقوق و پراگنده ء افغانستان واحد روان وروح نوین دوستی دمید و پروسه همبسته گی آگاهانه ملی را باطرد کارنامه های دشمنان سوگند خورده ء میهن آهنگی پر شتاب تحکیم وتقویت بخشید واین فرمان آمرانه ء تاریخ را بدون چون وچرا بجای آورد .

به امید پیروزی آرمانهای سرکش وبخون خفته مظلومان تاریخ

شنید ه ام که بهشت آنکسی تواند یافت

که آرزو برســـــاند به آرزو مندی

" شهید بلخی "

باعرض حرمت

پانویسها

-------------------------------------------

(1) در متن چاپی " حضیره " نوشته شده بود و به " حظیره " تصحیح گردید . زیرا حضیره: جماعت مردم مقدمهء سپاه وبه معنی چرک زخم است . و حظیره : محوطه ، چهار دیواری وحظیره القدس بهشت باشد.

"فرهنگ عمید ص 425"

( 2): افغانستان درعهد اعلیحضرت امان الله خان 1919_1929 فضل غنی مجددی ؛اختلافت داخل حکومت امان ا لله خان ص 223 سال چاپ1997 مکان چاپ ... کا لفورنیا .امریکا

( 3) مناسبات افغانستان واتحادشوری در سالهای 1919- 1969

تحت نظر وزارت امورخارجه ء افغانستان و وزارت خارجه اتحاد شور و ی چاپ کابل سال طبع 1340 ص.

( 4 )افغانستان درعهد اعلیحضرت امان ا لله خان 1919_ 1929فضل غنی مجددی ؛فصل پنجم سقوط سلطنت اعلیحضرت امان ا لله ص ص 217_ 304 .چاپ امریکا

( 5 ) روایت است که محمد نادرخان تعدادی از وزیران و مقامات بلند پایه ء دو لت امیر حبیب اله خادم دین را خلاف سوگند قرانی خود بدار آویخت و بمادر گرانمایه خواجه محمد صدیق فرقه مشر اجاز ه داد که اجساد فرزندان خودرا بصورت استثنایی در گورستان آبایی ایشان در پروان به خاک به سپارند ولی مادر باشهامت این جنرال شهید وطن و دختر میر مسجدی خان کوهستانی با کینه ء مقد سی که علیه استعمار بریتانیا وتکیه گاههای محلی آن درافغانستان داشته است به نادرشاه پیغام فرستاد که "شیران گور وکفن ندارند " این زن قهرمان نام "شیر " را آگا هانه برای فرزند شجاع خود نهاد ه بود ه است وسر نوشت شیرجان فرزند خودرا را باسرنوشت شیران تمامی تاکستانها وصحراهای سوزان دیار نازنین خویش گره زده بود.

رباعی زیرین الهامیست از پاسخ خردمندانه ء این زن نجیب ،فدا کار و مادر قهرمان آفرین کهستا نیان هندوکش بیدار که پس از ابلاغ حکم اعدام محکمهء گوش بفرمان " دکتر نجیب الله " در بلاک اول زندان پل چرخی ودرسال 1370 خورشیدی سروده ودر حافظه سپرده بوده ام تا به هنگام مرگ آنرا زمزمه کنم وبدون پس پشیمانی بسوی سرنوشت روم :

آموخته ام نصیـــحت از مام وطن

از مادر آتشــین دل میهن من

چون" شیر " بزی به جنگل سبز حیات

" شیران جهان نه گور دارد نه کفن "

" فروغ هستی "

 

ایالت واشنگتن -امریکا

اکادمیسین دستگیر پنجشیری‏

‏3دلو 1387 خورشیدی

برابر به 22جنوری 2009

 


 

http://tajikpress.com


سایه های فغان و اندوه بر روی کشور خراسان

برخی اندیشه ها در مورد اتحاد سیاسی

همدردیِ دردمندان با درد رسیدگانِ غزه 

رشد فيوداليزم وتشکیل دولت افغانان

" برگهای از تاریخ معاصر وطن ما "

کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران

انتصاب اولین شهردار زن در تاریخ افغانستان

قطره ازاقیانوس بیکران اندیشه های محمد طاهر بدخشی

دوکتور خلیل وداد 

سالهای دشوار، سالهای تاریک 

نقش ارد بزرگ و احمدشاه مسعود در تغییر نام افغانستان به خراسان

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 1 

افغانستان در مراحل نخست توسعه مستقل 2 


 

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 5:36 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

علي آبادي:
وجود دو شغله‌ها به‌ سود ورزش است

معاون رييس جمهوري و رييس سازمان تربيت بدني تاکيد کرد که کنار گذاشتن مديران ورزش کشور به خاطر دو شغله بودن آنها نه تنها سودي نخواهد داشت بلکه به ضرر ورزش کشور تمام مي شود.
"محمد علي آبادي" درگفت‌وگوي اختصاصي با ايرنا خاطرنشان کرد: موضوع حضور مسوولان و مديران دولتي در عرصه ورزش از نخستين سال هاي انقلاب اسلامي تاکنون بارها مطرح شده است اما مسوولان در هر دوره پس از بررسي هاي لازم و در نظر گرفتن جوانب امر به اين نتيجه رسيده اند که کنار گذاشتن مسوولان و مديران در نهايت به نفع ورزش نيست.

علي آبادي درباره مطرح شدن موضوع دوشغله ها در ورزش در سال هاي گذشته و همچنين ماه هاي اخير،اظهار داشت: در 30 سال گذشته بارها شاهد مطرح شدن اين موضوع در کشور بوده ايم و دنبال کنندگان اين بحث هر بار پس از بررسي تخصصي اين موضوع به اين نتيجه رسيده اند که عدم حضور مسوولان در ورزش نمي تواند به نفع ورزش کشور باشد.

معاون رييس جمهوري تصريح کرد:‌ اگر عنايات مسوولان ساير بخش ها به ورزش، با کنار گذاشته شدن آنها از بين برود دچار آسيب هاي اجتماعي فراوان و غيرقابل جبراني خواهيم شد.

علي آبادي اظهار داشت: رييس سازمان بازرسي کشور نيز در پيگيري اين بحث بارها اعلام کرده اند که اين موضوع به عنوان يک شبهه قانوني مطرح است بطوري که در مواجهه با قانون به نظر مي سد که فعاليت مسوولان در ورزش، شغل دوم محسوب مي شود.

رييس سازمان ورزش کشور يادآور شد: در اين خصوص جلسه اي در مجلس با حضور معاون حقوقي رييس جمهوري، مدير کل حقوقي مجلس ، رييس مجلس شوراي اسلامي، مسوولان سازمان ورزش، نمايندگان فعال در عرصه ورزش و مسوولان سازمان بازرسي کل کشور برگزار شد و ما دلايل خود را در اين زمينه ارائه کرديم.

علي آبادي گفت: همه مسوولان بر اين موضوع اتفاق نظر دارند که ورود مسوولان به حوزه ورزش شغل محسوب نمي شود چرا که آنان براي ورزش "آورده" داشته، به ورزش کمک مي کنند و از اعتبار و وجهه خود براي توسعه و پيشرفت ورزش هزينه مي نمايند.

رييس سازمان تربيت بدني اظهار داشت: در مجموع تصميم گيري شد که لايحه اي دو فوريتي در اين خصوص تقديم مجلس شود تا به تصويب نمايندگان برسد و اگر هم به مصوبه نياز نداشت به صورت استفساريه، اين شبهه برطرف شود.

علي آبادي در عين حال تصريح کرد که سازمان تربيت بدني پس از مطرح شدن اين موضوع گزارشي به مجلس، رياست جمهوري و سازمان بازرسي ارائه کرد، که در آن گزارش با 14 استدلال، لزوم حضور مسوولان و مديران در ورزش کشور را مورد تاکيد قرار داده و اعلام کرديم که خروج مسوولان از ورزش آسيب هاي فراواني به آن وارد خواهد کرد.

وي در همين رابطه به برخي از استدلال هاي سازمان تربيت بدني در اين مورد اشاره کرد و گفت: حدود 30 هزار نفر از کارکنان دولت از جمله معلمان، کارکنان نيروي انتظامي ، ادارات و وزارت خانه هاي کشور به عنوان اعضاي هيات هاي ورزشي استانها و شهرستانها و همچنين ‌هيات رييسه فدراسيون ها به صورت رايگان به ورزش خدمت ارايه مي دهند و نه تنها پولي دريافت نمي کنند بلکه جبران بسياري از مشکلات و کاستي ها در ورزش را برعهده دارند.

علي آبادي گفت: درصورت کنار گذاشتن اين افراد نه تنها دريافت هاي ورزش از بين مي رود بلکه بايد هزينه هاي هنگفتي بالغ بر يک هزار و 500 ميليارد ريال، توسط سازمان تربيت بدني براي جذب نيروهاي جديد هزينه شود.

رييس سازمان تربيت بدني در استدلال ديگري گفت: يک مسوول دولتي دسترسي بهتر و آسانتري نسبت به ساير افراد و ديگر مسوولان ازجمله استانداران ، ائمه جمعه و ... دارد و مي تواند مشکلات موجود در ورزش را در کوتاه ترين زمان ممکن و به راحتي با آنان در ميان بگذارد و نسبت به حل آنها اقدام کند.

علي آبادي همچنين اظهار داشت: در ورزش خانواده هاي مردم از 10 ساله گرفته تا 25 ساله روانه اماکن ورزشي مختلف مي شوند و بنابر اين سازمان تربيت بدني موظف است در بکارگيري نيروها کمال دقت و تيز بيني را داشته باشد.

معاون رييس جمهوري گفت: استفاده از مسوولان دولتي که بارها از کانال هاي مختلف ارزشي، اخلاقي و انساني عبور کرده اند به مراتب مطمئن تر خواهد بود.

علي آبادي همچنين به کرسي هاي بين المللي اشاره کرد و گفت: برخي از مسوولان دولتي که در ورزش کشور فعاليت مي کنند، هم اکنون داراي کرسي هاي بين المللي ورزشي در جهان هستند و کنار گذاشتن آنان از ورزش در نهايت به ورزش کشور آسيب جدي وارد مي کند و جايگاه ورزشي ايران را در جهان کاهش مي دهد. 

او به تجربه مورد نياز در فعاليت هاي ورزشي نيز اشاره کرد و گفت:‌ اکثريت 30 هزار نفري که هم اکنون از ميان مديران به ورزش خدمت مي کنند، اغلب کساني هستند که چندين سال تجربه مديريت ورزشي داشته و يا ورزشکار بوده اند که اگر قرار شود آنها را کنار بگذاريم گويا سالها تجربه ورزش کشور را کنار گذاشته ايم.

علي آبادي در پايان با بيان اينکه در سازمان بازرسي کل کشور دو نگاه متفاوت درباره حضور مسوولان در ورزش وجود داشت، اظهار داشت: برخي معتقدند که حضور مسوولان دولتي در ورزش شغل محسوب مي شود و برخي خلاف آن را معتقدند که اميدواريم بزودي با تصميم گيري مجلس اين شبهه برطرف شود تا به ورزش آسيبي وارد نشود.

البرادعي شبکه BBC را بايکوت کرد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
انتقاد از ورود كالاهاي چيني تا خريد كانگورو توسط ميرحسين موسوي - چهارشنبه نهم بهمن 1387
اعتراض دانشجويان به وزارت بهداشت: بينايي مردم را به خطر نيندازيد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
طرح ملي تعويض پلاك موتورسيكلت‌ها - چهارشنبه نهم بهمن 1387
1636 مورد شکايت از پزشکان - چهارشنبه نهم بهمن 1387
وزير آموزش و پرورش: کسري بودجه ذليلم کرد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
پس از توقف مقابل تايلند دايي: از نتيجه تساوي راضي هستم - چهارشنبه نهم بهمن 1387
خروج انحصار تأمين ظرفيت اينترنت کشور از کابل امارات - چهارشنبه نهم بهمن 1387
سرتیتر اخبار روزنامه کسری - چهارشنبه نهم بهمن 1387
هر ماه 10 کتاب در تالار رادیو جوان توسط بازدیدکنندگان نگاشته می شود - چهارشنبه نهم بهمن 1387
پیش بینی عبدی در مورد افزایش تنش میان آمریکا و ایران - چهارشنبه نهم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:52 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

در حمايت از مردم مظلوم غزه،
البرادعي شبکه BBC را بايکوت کرد
مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي در حمايت از مردم ستمديده غزه، شبکه خبري بي.بي.سي را بايکوت کرد.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از روزنامه گاردين، "محمد البراداعي" مصاحبه از قبل برنامه ريزي شده خود با شبکه خبري بي.بي.سي را به دليل آنکه اين شبکه از پوشش برنامه کمک براي مردم غزه خودداري کرده بود، لغو کرد.

مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي، در بيانيه اي که به روزنامه گاردين ارسال کرده به شدت از اقدام شبکه بي.بي.سي نسبت به بي توجهي به وضعيت ستمديدگان غزه انتقاد کرد.

در اين بيانيه آمده : اقدام مديران بي.بي.سي در عدم پخش برنامه حمايت و کمک به مردم غزه که قربانيان جنايت عليه قوانين بشري بودند واقعا سوال برانگيز است.

کميته رسيدگي فوري به فجايع غزه که يک کميته تشکيل شده ازسازمانهاي خيريه براي کاهش رنج مردم غزه است، از بي بي سي و چند شبکه ديگر انگليسي خواسته بود تا درخواست جمع آوري کمک براي مردم غزه را پخش کنند، اما اين شبکه ها با توجيه هاي مختلف از پخش آن طفره رفته اند.

بي بي سي توجيه خود درپخش نکردن درخواست سازمانهاي خيريه براي کمک به مردم غزه را طبيعي نبودن اين فاجعه عنوان کرده و مدعي شده است : ميان بلاياي طبيعي و جنگ تفاوت زيادي وجود دارد و ما نمي خواهيم بي طرفي خود را درباره مسائل فلسطين از دست بدهيم.


+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:49 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


حملات ميرحسين عليه دولت شدت گرفت

"ميرحسين موسوي" نخست وزير دهه 60 كشور كه اكنون از احتمال نامزدي وي در انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري سخن به ميان مي رود ، در اظهاراتي بي سابقه ، از سياستهاي اقتصادي دولت "محمود احمدي نژاد" به شدت انتقاد كرد و هشدار داد كه ادامه اين وضعيت، كشور را به آشوب و بحران خواهد كشاند.

موسوي اين مواضع را در نشست روز گذشته خود با نمايندگان عضو فراكسيون خط امام (ره) مجلس شوراي اسلامي بيان كرد كه خبر آن ديروز در جام جم آنلاين انتشار يافت اما اكنون سايت "كلمه" وابسته به حاميان انتخاباتي ميرحسين موسوي، جزييات بيشتري را از سخنان او را در اين نشست فاش كرده است.

به گزارش كلمه، موسوي تلاش براي هدفمند کردن يارانه‌ها را كار درستي دانست اما نسبت به تبعات شتاب زدگي در اين لايحه به شدت هشدار داد.

وي با اشاره‌ به پيش بيني و اظهار نگراني برخي از منتقدان مبني بر احتمال وقوع آشوب و تبعات امنيتي اين لايحه، گفت: من حتي اين ظن را دارم که نکند عده‌اي دانسته‌اند که چه اقدامي مي‌تواند باعث شود موقعيت ما در برابر جهاني که خصمانه نگاه مي کند تضعيف گردد.

موسوي ادامه داد:  از دولت انتظار داريم تا به بحث‌ها و نقدهاي  کارشناسي در سطح ملي اهميت دهد و احتمال بدهد که در ميان منتقدانش دلسوزاني وجود دارد

وي با اشاره ديدگاه‌هاي منتقدانه دکتر حسن سبحاني و دکتر احمد توکلي در نقد لايحه‌ هدفمند کردن يارانه‌ها افزود: تنوع طيف سياسي منتقدان سياست‌هاي جاري خود نشان دهنده‌ آن است که دغدغه بسياري از انتقادات نه انگيزه‌هاي جناحي بلکه انگيزه‌هاي معطوف به عقلانيت تصميم گيري و سياست گذاري است.

 نخست وزير دهه نخست انقلاب اسلامي تأکيد کرد: مساله امروز کشور ما فراتر از مسائل جناحي و در واقع خدشه دار شدن مسير تصميم‌سازي و سياست‌ گذاري عقلاني است.

 ايجاد مرزهاي تعرفه اي

 ميرحسين موسوي با اشاره به جنگ‌هاي تعرفه‌اي آمريکا و ژاپن و آمريکا و اروپا گفت: در حالي که مهد سرمايه‌داري دنيا به عنوان عضو سازمان تجارت جهاني براي خود مرزهاي تعرفه‌اي جدي‌اي تعريف مي‌کند، ما امروز در ايران مرز تعرفه‌اي نداريم، به طوري که نه تنها انواع کالاهاي چيني بلکه حتي کانگورو و انواع حيوانات آفريقايي را نيز مي‌توان در بازارهاي ايران خريداري کرد.

وي با انتقاد از سياست‌هاي تعرفه‌اي جاري، واردات ميوه و چاي به طور مثال گفت: گويي که اگر کاشف السلطنه چاي در دوران قاجار را به ايران آورده است، ما مي‌خواهيم آن را ريشه کن کنيم.

مهندس موسوي، رهاسازي و يله‌سازي را متفاوت از آزادسازي اقتصادي عنوان کرد و اظهارداشت: وقتي صحبت از کالاهاي وارداتي مي شود که دل همه به درد مي‌آيد تاثيرات مهم مختلف فرهنگي، سياسي و اقتصادي پشت آن وجود دارد که متأسفانه معمولاً مورد غفلت قرار مي‌گيرند.

وي به معناي اقتصادي واردات اشاره کرد و گفت: در کشوري که مرزهاي آن باز است، صادر کننده بيگانه ديگر تنها به فروش کالاهايش در ايران بسنده نمي‌کند بلکه با کارخانه‌دار اصيل ايراني بحث مي‌کند که چرا توليد مي کند چون مي‌تواند با واردات کالاي خارجي سود بيشتري کسب کند.

ميرحسين موسوي افزود: من نمي گويم که حسن نيت نيست اما معتقدم که در تصميم گيري‌ها از عقل جمعي و کارشناسان استفاده نمي‌شود.

موسوي با بيان اين که کارشناسان دشمن مسوولان نيستند، گفت:در صورتي که در تصميم گيري‌ها از عقلانيت جمعي استفاده کنيم، يقيناً مي‌توانيم راه حل‌هايي براي رهايي از بحران‌هاي پيش روي کشور بيابيم.

وي خاطر نشان کرد: از کنار 10 هزار مديري که حاصل گفتمان انقلاب هستند نبايد به سادگي گذشت.. همچنان که سرداران دفاع مقدس همچون شهيد باکري زائيده گفتمان انقلاب بودند، بخشي از مديريت کشور حاصل شرايط و گفتماني تکرار ناپذيرند.

وي با انتقاد از تخريب 80 تا 90 درصدي بدنه مديريتي کشور تأکيد کرد: در وضع كنوني ما به استفاده از اين ظرفيت عظيم نيازمندتر از هر زمان ديگر هستيم.

موسوي تأکيد کرد: در وضع کنوني حتي اگر همه نوع سرمايه‌اي در کشور وجود داشت و حتي اگر فراواني نيروي انساني در کشور وجود مي‌داشت و مديريت کشور 100 برابر قوي‌تر بود، بايد اين نسل را حفظ مي‌کرديم.

  انتقاد از تعويض مديران و انحلال سازمان مديريت

ميرحسين موسوي، جذب سرمايه خارجي را در صورتي امکان پذير عنوان کرد که حداقل مديريت سازمان‌هايي مانند بانک مرکزي تثبيت شده و در عرض سه سال سه مدير عوض نشود.

وي افزود: سرمايه گذار خارجي ديوانه نيست که با اين شرايط در کشور سرمايه گذاري کند. اگر هم سرمايه گذاري مي‌آيد تنها براي غارت است تا در مدت سه چهار ماهه غارت کند و برود.

وي اظهار اميدواري کرد تا دولت براي خدمت به نظام جمهوري اسلامي سازمان برنامه و شوراها را احيا کند نه آنکه به رغم اصرار مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام، هنوز شوراهاي عالي کشور در محاق تعطيلي باشند.
وي اين پرسش را مطرح کرد که چه ايرادي دارد اگر دولت به مصلحت کشور فکر مي‌کند کمي مکث کند و بگويد در اينجا اشتباه شده و بايد تصحيح شود؟

آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي با يادآوري اين که فرآيند سياستگذاري عمومي در بستر يک ساختار و مستقل از افراد شکل مي‌گيرد، گفت: از زمان قاجار که ارتباطات ايران با دنياي بيرون شکل مي‌گيرد برخي از موسسات ايجاد مي‌شود. زمان پهلوي اول و دوم اين موضوع گسترش پيدا کرد. انقلاب اسلامي سوار بر اين ماشين مي‌شود، موسسات و نهادهايي را  به آن اضافه مي‌کند و نهادهايي را تغيير مي‌دهد، اما ماشين را نابود نمي‌کند.

وي تصريح کرد: انقلاب به اهميت برخي از وزارتخانه‌ها، شوراها و سازمان‌ها پي برده بود و آن‌ها را حذف نکرد چرا که هر يک از اين ساختار‌ها ابزاري براي سياست گذاري و تصميم گيري عقلاني بودند. از اين رو روشن است که نابودي اين ابزارها به معناي از دست دادن قدرت تصميم گيري عقلاني است.

ميرحسين موسوي يادآور شد: حفظ ساختارهاي فرآيند سياست گذاري عمومي ارتباطي با گرايش‌هاي سياسي ندارد و جريان‌هاي سياسي چپ يا راست براي تصميم گيري عقلاني ناگزير از استفاده از آن هستند.

وي گفت: اگر فرمان اين دستگاه را از بين ببريم و  ترمز آن را از کار بياندازيم، هنگامي که سازمان برنامه و بودجه نداشته باشيم، روشن است که لايحه تحول اقتصادي به شکل کنوني در مجلس مطرح خواهد شد.

به گفته موسوي، يکي از مهمترين وظايف ساختارهاي سياست گذاري اين است که تصميمات هر فرد مسوولي متاثر از يک مسير عقلاني باشد.

وي گفت: اگر  شوراي پول اعتبار، دستگاه‌هاي نظارتي و ده‌ها شورايي که يک شبه تکليفشان روشن شد، سرکار خود باشند، تصميمات دولت و تصميمات هر فردي هم که در نظام اجرايي است مشروط مي شود. دليل ايجاد شوراها هم همين است.

بزرگترين نابغه تاريخ بشر

ميرحسين موسوي تأکيد کرد: واضح است در نبود ساختار‌هاي سياست گذاري و شوراهاي عالي تصميم گيري در نظام اجرايي، بزرگترين نابغه تاريخ بشريت نيز نمي‌تواند جايگزين تک تک دستگاه‌ها و وزارتخانه اي شود که هر يک منافع بخشي را نمايندگي مي‌کنند.

 وي با تأکيد بر اين که در فرآيند سياست گذاري عمومي هر يک از وزارتخانه‌ها منافع بخشي را نمايندگي مي‌کنند، توضيح داد: دستگاه‌ها و وزارت خانه‌هاي دولت همچون وزارت کشاورزي با وزارت بازرگاني تضاد منافع دارند، اين تضادها بازتاب تضاد منافع در کشور هستند و هنگامي که وارد شوراهاي تصميم‌گيري مي‌شوند، مي‌توان به يک تصميم جمعي رسيد.

وي افزود: هنگامي که  شوراها را حذف مي کنيم و جايگاه آن ها را تنزل مي دهيم، قطعا در کنار يک تصميم درست، تصميمات  غلط متعددي نيز  گرفته خواهد شد.

مير حسين موسوي با تأکيد بر ارزشمندي شوراهاي عالي تصميم گيري تصريح کرد: نمي‌توان تصميمات يک فرد را جايگزين شوراي پول و اعتبار کرد. جاي سازمان مديريت وبرنامه ريزي را با چيز ديگري نمي‌توانيم پر کنيم و صرف اين که بگوئيم برخي کارشناسان اين نهاد سکه مي‌گرفتند و بودجه را تخصيص مي‌دادند، نمي‌تواند دليلي براي حذف يک شبه‌ي سازماني که حاصل 60 سال تجربه و دانايي کشور است باشد.

انتقاد از نحوه استفاده از منابع كمياب

نامزد احتمالي انتخابات رياست جمهوري، يکي از مشکلات جامعه امروز را نحوه استفاده از منابع کمياب عنوان کرد و گفت: منابع کمياب مانند ارز و حتي موقعيت‌هاي اجتماعي و سياسي همانند نمايندگي به هر ميزان بيشتر در خدمت اهداف راهبردي تري قرار گيرد فساد در يک کشور کمتر مي‌شود، رشد با ثبات ‌تري به وجود مي‌آيد و پرخوري و کيسه دوختن از بيت المال کمتر مي‌شود.

موسوي افزود: هر چه استفاده از اين منابع در راستاي اهداف کوتاه مدت، راي امروز و فردا، رضايت آني مردم و نه مصالح واقعي آنها باشد امکان فساد و انحراف زياد مي‌شود.

 وي با اشاره به استراتژي امنيت ملي آمريکا در دولت‌هاي مختلف آن گفت: 98 درصد اين استراتژي در همه دولت‌هاي روي کار آمده در ايالت متحده يکسان بوده است و اينگونه نيست که همه سياست‌ها را زير سوال برد و تغيير داد. به خاطر اينکه راهبردها منافع حياتي و ملي يک نظام است. نمي‌تواند هر روز دچار نوساني بشود به دليل اينکه دولتي آمده است و دولت ديگر رفته است.

وي نمونه فاجعه بار اين استفاده از منابع در راستاي اهداف کوتاه مدت را نحوه‌ استفاده از صندوق ذخيره ارزي دانست و گفت: منابع ارزي در هر کشوري مثل ما جزو مولفه‌هاي اصلي پايداري کشور است و  اين درآمد‌ها اگر بدون توجه به توانايي‌هاي کشور و بدون توجه به قدرت جذب کشور در جاي غير خودش هزينه شود علاوه بر تلف کردن منابع فساد را هم به دنبال خواهد داشت.

نخست وزير سابق يادآور شد: برنامه ريزي مي‌تواند ميزان توانايي اقتصاد کشور را براي جذب ارز به ما بگويدو براي اين كار،‌ يقيناً بايد نقطه بهينه‌اي براي مصرف بيابد که اضافه‌ مصرف کردن آن ناديده گرفتن منافع ملي است.

به گفته مهندس موسوي، از زمانيکه فشارها در زمينه سياست خارجي و مسائل هسته‌اي شدت گرفت همه معتقد بودند بايد وضعيت داخلي سروسامان بيشتري گرفته شود که اگر کشور در معرض تعرضي قرار گرفت امکان پايداري بيشتري فراهم شود. همان موقع منابع ارزي مهم ارزيابي مي‌شد تا براي روز مبادا خرج شود.

ارزشهاي انقلاب

ميرحسين موسوي در بخش ديگري از سخنانش، ارزش‌هايي را که انقلاب به جامعه منتقل کرد، تشريح کرد و گفت: «پيش از انقلاب در جامعه‌ي ما همه چيز قابل خريد و فروش بود و همه چيز کالايي شده بود که در اصطلاح علوم انساني به آن «جامعه سوداگر» مي‌گويند. در چنين جامعه‌اي حتي ارزش‌هاي فرهنگي، آبرو و حيثيت سياسي فرد هم قيمت دارد. بعد از انقلاب به جامعه‌اي منتقل شديم که مردم وقتي حتي با مشکل اقتصادي مواجه مي‌شدند مراقب خلل وارد نشدن به ارزش‌ها هم بودند به گونه اي كه مساله اقتصادي در مقابل اعتقادات رنگ مي‌باخت. اين همان سرمايه‌ي اصلي بود که در جنگ و اول انقلاب داشتيم.

آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي با تاكيد بر اينكه کشوري که در منطقه حساسي است و دشمنان زيادي دارد؛ مجبور است به اين سرمايه‌هاي اجتماعي برگردد، خاطرنشان ساخت:  امروز در غلتطيدن جامعه به سمت جامعه سوداگر (به معناي مدرن خود و نه بازار سنتي) است که امکان مي‌دهد فردي اميد ببندد با پول  بتواند راي نمايندگان را بخرد يا فردي با وعده 5 ميليوني براي هزينه کردن مثلا در فلان مسجد در فکر تطميع نمايندگان باشد.

وي افزود: در اول انقلاب چنين تصور نمي‌شد کرد که حتي با ظاهر خداپسندانه به نام دين، نماينده‌ مجلس را تطميع کرد. اين درد بزرگي در کشور است که خيلي چيزها قابل خريد و فروش کردن نبود اما هم اکنون قابل خريد و فروش شده است.

موسوي ، خاطره‌اي از سفر سال 1369 خود به کشورهاي برزيل و آرژانتين تعريف کرد و گفت: حدود 10 روز به سفر برزيل و آرژانتين رفتم و در نهايت گزارش سفر را به آقاي هاشمي ارائه دادم. در اين سفر متوجه شدم کشور برزيل با وجود اقتصاد قوي حدود 7 ميليون کودک خياباني داشت.

وي اين سوال را مطرح کرد که ما دنبال چه جامعه‌اي هستيم؟ آيا اقتصاد قوي‌اي که 7 ميليون کودک خياباني به دنبال دارد مطلوب است؟

ميرحسين با تاسف گفت: تصوير ما از جامعه مطلوب روشن نيست. فراموش کرده ايم به دنبال چه بوديم و به کجا مي‌رويم؟

ميرحسين موسوي به تعريف جامعه پيرو خط امام (ره) پرداخت و آن را يك جامعه مدرن، قوي، پيشرو، استفاده کننده از تمام تجربيات بشري با حاکميت ارزش‌هاي اسلامي و انساني دانست.

شماري از نمايندگان فراكسيون اقليت اين مجلس نيز ديدگاههاي خود را درباره عملكرد اقتصادي دولت نهم بيان كردند اما گزارش سايت كلمه نشان مي دهد كه آنان با وجود تجليل از شخصيت ميرحسين موسوي، به صراحت خواستار حضور وي در عرصه انتخابات رياست جمهوري نشده اند بلكه از وي خواسته اند كه ديدگاههايش را درباره مسائل جاري جامعه بيان كند.


+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:48 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


بينايي مردم را به خطر نيندازيد

دانشجويان رشته بينايي سنجي دانشگاههاي سراسر كشور با انتشار نامه اي سرگشاده خطاب به وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، آيين نامه جديد اين وزارتخانه در باره نحوه فعاليت فارغ التحصيلان دانشگاهي اين رشته را در زمينه فروش عينك طبي و دفتر كار اپتومتري، به معناي به خطرانداختن سلامت آحاد جامعه دانسته و از وزير بهداشت خواسته اند با اجراي چنين آيين نامه اي، بينايي مردم را به خطر نيندازند.

"سيدحسين حسيني يزدي" دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه علوم پزشكي ايران و نماينده دانشجويان اپتومتري كشور امروز يكشنبه به جام جم آنلاين گفت كه آيين نامه جديد بر خلاف قوانين جاري مصوب مجلس، موجب بروز محدوديت براي فعاليت فارغ التحصيلان رشته بينايي سنجي شده و در عوض، به افراد غيرمتخصص اجازه داده است تا در اين عرصه فعال شوند.

 

به گفته وي، آيين نامه جديد از يكسو، اجازه نمي دهد فارغ التحصيلان مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد رشته اپتومتري بطور همزمان مطب و عينك سازي داشته باشند و از سوي ديگر، بر خلاف قوانين موجود، به عينك سازان تجربي مجوز مي دهد تا تنها با گذراندن يك دوره كوتاه آموزشي به عينك سازي بپردازند، حال آنكه تاكنون فعاليت عينك سازان تجربي بدون حضور يك مسئول فني داراي مدارك دانشگاهي ممنوع بود.

 

دادن اجازه به كاردانهاي "اپتيك" براي ساخت عينك و نيز، محدودكردن دانش آموختگان رشته بينايي سنجي از انجام برخي اقدامات تخصصي در اين زمينه از ديگر موارد اعتراض دانشجويان است.

 

وي گفت: شرح وظايف ما تاكنون 20 مورد بود اما اكنون در آيين نامه جديد به 4 مورد كاهش يافته است.

 

 

متن كامل اين نامه خطاب به دكتر "كامران  باقري لنكراني" كه به گفته حسيني يزدي نماينده دانشجويان اپتومتري به امضاي بيش از 200 نفر رسيده، چنين است:  

 

بسمه تعالي 

 

جناب آقاي دکتر باقري لنکرانيوزير محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکيبا عرض سلام و احترامنظر به صدور آيين نامه اخير از سوي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در خصوص مؤسسه ساخت و فروش عينک طبي و دفتر کار اپتومتري، اينجانبان دانشجويان کارشناسي و کارشناسي ارشد اپتومتري( بينايي سنجي ) سراسر کشور، اعتراض شديد خود را به اين آيين نامه ي غير قانوني اعلام داشته و ضمن درخواست براي لغو هرچه سريعتر آن، موارد ذيل را به استحضار حضرت عالي مي رساند:1. از نکات تأسف بار در اين آيين نامه اين است که براي تصويب آن هيچگونه مشورتي با بورد تخصصي اپتومتري، گروه هاي آموزشي و ديگر انجمن هاي علمي و صنفي اپتومتري صورت نگرفته است؛ به گونه اي که شائبه اغراض شخصي و گروهي از تک تک مفاد اين آيين نامه بر خاطر هر انسان منصفي خطور مي کند. از طرف ديگر اصرار بر اجراي آن باعث به خطر افتادن سلامت بينايي آحاد جامعه مي گردد.2. ديگر از مفاد مورد اعتراض در اين آيين نامه مي توان به شرح وظايف جديد اپتومتريست ها اشاره کرد که بطور باور نکردني و تأسف بار، البته بصورت غير علمي، کاهش يافته در حاليکه دانش آموختگان اپتومتري با گذراندن 145 واحد درسي در دوره کارشناسي و 45 واحد درسي در دوره کارشناسي ارشد، بيشترين واحد درسي را در ميان دوره هاي کارشناسي دانشگاه هاي وزارت بهداشت مي گذرانند و با چنين شرح وظايفي، بخش عمده اي از توان بالقوه دانش آموختگان اپتومتري ناديده گرفته مي شود. بررسي و تشخيص اختلالات ديد دو چشمي و درمــان غير دارويي آنها، تجويز وسايل کمک بينايي در افراد کم بينا، انجام تمرينات ارتوپتيک به منظور درمان غير جراحي اختلالات حرکتي چشم، تجويز لنز هاي تماسي، انجام تست هاي ويژه از قبيل پاکيمتري، توپوگرافي، الکترودياگنوستيک و سونوگرافي چشم، بينايي درماني ِ فيکسيشن هاي غير طبيعي و آمبليوپي تراپي به روش هاي غير دارويي و غير جراحي و ... از جمله وظايف اپتومتريست ها براي ارتقاء سلامت بينايي جامعه است که تمامي آنها در اين آيين نامه ناديده گرفته شده است. گويا تدوين کنندگان اين آيين نامه قصد تيشه زدن به ريشه اپتومتري را داشته اند. الله اعلم!!!3. ماده ديگر اين آيين نامه که مورد اعتراض شديد ما دانشجويان اپتومتري مي باشد صدور پروانه مؤسسه ساخت و ارائه عينک طبي به کاردانان اپتيک و عينک سازان تجربي است. در حالي که اين پروانه تا کنون بر اساس قوانين مجلس شوراي اسلامي و آراء ديوان عدالت اداري تنها به اپتومتريست ها اعطا مي شده است. شايان ذکر است که ساخت و ارائه عينک طبي طبق نص صريح قانون جزء خدمات حرف وابسته به پزشکي است و رشته اپتومتري تنها رشته تحصيلي دانشگاهي است که در اين ارنباط زير نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي قرار دارد. معهذا اجازه رسمي آن مقام محترم براي صدور اين پروانه به کاردانان اپتيک که آموزش هاي علمي تحت پوشش وزارت بهداشت را نديده اند و توانايي آن ها تنها در زمينه ساخت و تعميرات فني  دستگاه هاي نوري است و نه ساخت و ارائه عينک طبي، موجب به مخاطره انداختن سلامت بينايي آحاد جامعه مي گردد. 4. نکته ديگري که تأسف هر فرد دلسوز، علمي و مسؤول را برمي انگيزد يکسان دانستن دانش آموختگان اپتومتري با عينک فروش هاي تجربي است. اين افراد تجربي که سطح تحصيلات آنان در خصوص خدمت ارائه شده به مردم در حد بسيار پاييني مي باشد، مدعي دريافت پروانه فعاليت از وزارت بهداشت هستند و جالب اينجاست که برخي از افراد، بدون هيچ مبناي علمي و قانوني، برگزاري امتحان و صدور مجوز براي آنان را در دستور کار خود قرار داده اند.در واقع با کمال تأسف بايد گفت در مفاد اين آيين نامه " سطح تحصيلات، دانش، جايگاه علمي دانشگاه و وزارت بهداشت، حقوق مردم و سلامت جامعه اصلا مهم نيست! " اي کاش برخي از مديران وزارت بهداشت به دانشجويان و فارغ التحصيلان رشته اپتومتري با چشم آمار و ارقام نگاه مي کردند و حداقل،  رتبه هاي پذيزش خيره کننده آنان را در مقاطع تحصيلي مورد توجه قرار مي دادند. واي بر آنان که حق مردم را اعاده نمي کنند!5. هر چند که کسب تجربه و فعاليت هاي تجربي در جايگاه خود محترم است ولي همسان سازي افراد تجـربي و فارغ التحصيلان وزارت بهداشت اقدام بسيار خطرناکي است. مشکلات متعدد رشته هاي مختلف فارغ التحصيل از دانشگاه هاي علوم پزشکي با افراد تجربي از حافظه تاريخي وزارت بهداشت پاک نشده است. بدون شک ايجاد زمينه هاي رشد افراد تجربي براي همه رشته ها زيان آور خواهد بود. تصور بفرماييد که در آينده اي نه چندان دور دعا نويسان نيز متقاضي دريافت مجوز مطب روانپزشکي باشند!6. اگر يک دوره کارداني در يک دانشگاه تجربي -  حرفه اي از وزارت علوم يا يک شاگرد فروشنده عينک مي تواند همتاي يک کارشناس يا کارشناس ارشد اپتومتري باشد، مؤکدا از حضرتعالي تقاضا داريم بودجه بيت المال را بيهوده اسراف نکنيد. اما بديهي است که اين افراد غير اپتومتريست صلاحيت تصميم گيري در خصوص سلامت بينايي مردم را ندارند. همچنان که در کشور هاي توسعه يافته مشاهده مي شود، وظيفه عقلي، قانوني، اجتماعي و حرفه اي همه ماست که در مقابل افراد سودجو و کم دانش که زمينه مطرح شدن افراد غير متخصــص را در عرصه هاي تخصصي مطرح مي کنند کاملا بايستيم.7. در حالي که از نقطه نظر موازين علمي و تخصصي، روند تجويز، ساخت و ارائه عينک طبي روندي واحد و جداناپذير مي باشد، با اين وجود انشقاق اين روند واحد، اجازه خدمت رساني صحيح و علمي را جهت تصحيح عيوب انکساري و رفع اختلالات بينايي به اپتومتريست ها نمي دهد.جناب آقاي وزير!ما دانشجويان اپتومتري سعي نموديم تا با مکاتبات و پيگيري هاي لازم از ادامه اجراي اين آيين نامه جلوگيري نماييم؛ اما مذاکرات مختلف با معاونين مختلف وزارت بهداشت از جمله  آقاي دکتر امامي رضوي، معاونت محترم سلامت وزارتخانه متبوع، انتظارات به حق دانشجويان که ابطال اين آيين نامه به منظور انجام بررسي هاي کارشناسانه و تطبيق با قوانين موجود بود را برآورده نکرد؛ لذا براي ما راهي جز تجمع آرام براي اعلام اعتراض اکيد خود به آيين نامه مذکور به منظور رسانيدن صداي اين اعتراض به گوش مسؤولين محترم باقي نماند. با وجود اين، با گذشت نزديک يک ماه از شروع اعتراضات اينجانبان به آيين نامه مذکور، تنها پاسخ جنابعالي و معاونين محترمتان، قول بررسي و برگزاري جلسات براي پيگيري موضوع بوده است؛ آيا سلامت بينايي آحاد جمعيت آنقدر اهميت نداشته است که زمان انجام بررسي هاي لازم هنوز فرا نرسيده است!!! جالب اينجاست با وجود اعتراضات و پيگيري هاي مستمر از سوي دانشجويان اپتومتري سراسر کشور و همچنين انجمن هاي صنفي و علمي و ديگر فعالان اپتومتري، جناب آقاي دکتر عباس زارع نژاد، مدير کل روابط عمومي وزارت بهداشت در مصاحبه خود مورخ 30/10/1387  به خبرنگار مهر فرموده اند: « ما آماده تشکيل کميته اي مشترک به منظور بررسي مشکلات اين افراد هستيم اما تا کنون تقاضايي براي تشکيل اين کميته از سوي جامعه اپتومتري پيشنهاد نشده است»!!!جناب آقاي وزير!با توجه به موارد غير قانوني، غير علمي و غير تخصصي مشهود در آيين نامه ابلاغي از سوي وزارت بهداشت، دانشجويان اپتومتري سراسر کشور از دو هفته پيش در کلاس هاي درس و امتحانات پايان ترم دانشگاهي حاضر نشده اند و تا زمان لغو اين آيين نامه، حضور اينجانبان در امتحانات و کلاس هاي درسي توجيه ناپذير است.

 

جناب آقاي وزير!ما دانشجويان اپتومتري سراسر کشور به عنوان يکي از محصلين زير نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي هميشه از اين وزارتخانه انتظار حمايت داشته و داريم، لذا از آن مقام محترم خواهشمنديم به اعتراضات منطقي، مستدل و قانوني مطرح شده پيشين و کنوني در اسرع وقت ترتيب اثر داده شود.در پايان موارد ذيل را به عنوان خواسته هاي اکيد دانشجويان اپتومتري سراسر کشور به استحضار جنابعــــالي مي رسانيم:1. ابطال فوري آيين نامه و دستور العمل غير قانوني صادره از سوي وزارت بهداشت در خصوص دفاتر کار اپتومتري و مؤسسات ساخت و ارائه عينک طبي.2. تشکيل کميته اي متشکل از نخبگان و اساتيد رشته اپتومتري جهت تدوين و تنظيم آيين نامه ها و دستورالعمل هاي لازم.3. خلعيت از کارشناسان مغرض در حوزه معاونت سلامت وزارت بهداشت.

با تشکردانشجويان اپتومتري سراسر کشور

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:47 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

به‌زودي آغاز مي‌شود
طرح ملي تعويض پلاك موتورسيكلت‌ها

سرهنگ محمدرضا غلامي رئيس مركز شماره‌گذاري راهنمايي و رانندگي ناجا گفت:‌ 95 درصد مراحل طرح تعويض پلاك موتورسيكلت‌ها انجام شده و به زودي پلاك موتورسيكلت‌ها در كشور تعويض مي‌شود.

سرهنگ محمدرضا غلامي در گفتگو با فارس ، با اشاره به تردد 7 ميليون موتورسيكلت در كشور گفت: 5/1 ميليون دستگاه موتورسيكلت در كشور فاقد پلاك هستند.

وي موضوع ساماندهي موتورسيكلت‌ها را يادآور شد و گفت: در گذشته سيستم شماره گذاري بصورت سنتي (پلاك دستي) بود كه در نظر داريم سيستم شماره گذاري موتورسيكلت ها را در كشور مكانيزه كنيم.

سرهنگ غلامي افزود: در حال حاضر هزينه تعويض و نقل انتقال موتورسيكلت به 7 هزار تومان رسيده در حالي‌كه در گذشته 80 هزار تومان بود، قيمت بيمه شخص ثالث از 130 هزارتومان به 49 هزار و 500 تومان كاهش يافته است.

رئيس مركز شماره گذاري و پلاك راهنمايي و رانندگي ناجا اظهار داشت: 35 مركز تعويض پلاك موتورسيكلت در مراكز استان‌ها و 180 دفتر خدمات خودرويي در شهرستان‌ها كار تعويض پلاك و نقل و انتقال موتورسيكلت را انجام مي‌دهند.


وزير آموزش و پرورش: کسري بودجه ذليلم کرد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
پس از توقف مقابل تايلند دايي: از نتيجه تساوي راضي هستم - چهارشنبه نهم بهمن 1387
خروج انحصار تأمين ظرفيت اينترنت کشور از کابل امارات - چهارشنبه نهم بهمن 1387
سرتیتر اخبار روزنامه کسری - چهارشنبه نهم بهمن 1387
هر ماه 10 کتاب در تالار رادیو جوان توسط بازدیدکنندگان نگاشته می شود - چهارشنبه نهم بهمن 1387
پیش بینی عبدی در مورد افزایش تنش میان آمریکا و ایران - چهارشنبه نهم بهمن 1387
کنایه یک نماینده اصلاح طلب به خاتمی - چهارشنبه نهم بهمن 1387
آمریکا کشتی ایرانی را آزاد کرد - چهارشنبه نهم بهمن 1387
ابراز دوستی سارکوزی نسبت به ایران - چهارشنبه نهم بهمن 1387

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:45 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

در 10 ماه گذشته رخ داد؛
1636 مورد شکايت از پزشکان

دکتر عابدي رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور گفت: در سال جاري 1636 مورد شکايت از پزشکان داشته ايم که 733 مورد آن منجر به محکوميت شده است.

به گزارش مهر ، رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور بعد ازظهر امروز در نشست با اصحاب رسانه  به نحوه شکل گيري سازمان پزشکي قانون اشاره کرد و گفت: در سال 72 و با تصويب مجلس شوراي اسلامي سازمان پزشکي قانوني زير نظر قوه قضائيه تاسيس شد و در دهه اول گسترش زيادي در سطح کشور پيدا نمود و علت آن نيز مراجعات بي شمار مردمي بود.

وي گفت: آمارها نشان مي دهد در سال 72 مراجعات به پزشکي قانوني در سراسر کشور و در معاينه اجساد 21 هزار مورد بوده که در سال گذشته به 61 هزار نفر رسيده است.

رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور به مراجعه کنندگان به پزشکي قانوني در سالهاي گذشته اشاره کرد و گفت: درمعاينات باليني درسال 82 بيش از 260 هزار مراجعه کننده داشته ايم و اين آمار در سال گذشته به بيش از يک ميليون و 533 مورد رسيده است.

دكتر عابدي به آمار تصادفات در 9 ماهه سال گذشته اشاره و.... فوتي هاي ناشي از تصادفات در سال گذشته را 19 هزار و 134 نفر اعلام کرد که امسال به 18 هزار و 978 نفر رسيده است. اين آمار رشد منفي 8 درصد را نشان مي دهد.

وي به آمار نزاعها در کشور اشاره کرد و گفت : در سال گذشته آمار نزاع 442 هزار و 200 مورد بوده که امسال به 480 هزار و 709 نفر رسيده است.همچنين آمار مصدومان ناشي از تصادفات را درسال گذشته 200 هزار و 10 نفر بوده که امسال به 215 هزار و 99 نفر رسيده است.

رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور درپاسخ به سئوال يکي از خبرنگاران درباره آمار مرگهاي مشکوک و غير طبيعي در کشور گفت: سال 86 آمار مرگهاي غيرطبيعي 429 مورد بوده که امسال اين آمار به 417 مورد رسيده که اين امر رشد منفي 3 درصدي را نشان مي دهد.

عابدي به آمار مرگهاي طبيعي در کشور (قلبي و عروقي) در سال گذشته و امسال اشاره کرد و گفت: در سال گذشته 5 هزار و 189 نفر به دليل مرگ طبيعي فوت کرده اند که اين آمار در 9 ماهه امسال به 4 هزار و 930 نفر بوده است.

وي آمار مرگ ناشي از برق گرفتگي را در سال گذشته 504 نفر و امسال را 530 نفر عنوان کرد و گفت: مرگ و مير ناشي از سوختگي در سال گذشته 1663 مورد بوده که امسال 1975 مورد رسيده است.

رئيس سازمان پزشکي قانوني در خصوص فعاليت کميسيونهاي پزشکي سازمان پزشکي قانون کشور نيز گفت: تمامي شکايات مردمي در کميسيون مربوطه مورد رسيدگي قرار مي گيرد که بايد گفت در سال گذشته 12 هزار و 845 پرونده در کميسيون تخصصي سازمان در کل کشور مورد بررسي قرار گرفته که اين آمار در 9 ماهه سال گذشته 9 هزار و 503 پرونده مورد رسيدگي قرار گرفته است.

عابدي همچنين آمار قصور پزشکان اشاره کرد و گفت: امسال يک هزار و 636 مورد شکايت از پزشکان داشته ايم که 733 مورد آن منجر به محکوميت شده است که موارد به مراجع قضائي اعلام شده است.وي در خصوص شکايت مطرح در ارتباط با جراحي هاي زيبايي نيز گفت: در اين خصوص 52 مورد شکايت مطرح شده که 23 مورد آن منجر به محکوميت شده است.

خبرنگاري در خصوص آمار اعلام شده در سايت ها در خصوص موارد مرگ و مير ناشي از سوء تغذيه سئوال کرد و عابدي در پاسخ گفت: ما چنين آماري در اختيار نداريم.

وي در خصوص موارد سقط درماني نيز گفت: در سال 85 که دومين سال تصويب قانون سقط درماني بود 2 هزار و 929 مورد مجوز سقط درماني صادر شد که اين آمار در سال گذشته 3 هزار و 467 مورد بود و در 9 ماهه اول امسال نيز 2 هزار و 524 مورد مجوز در اين خصوص داشته ايم.

رئيس سازمان پزشکي قانوني در پايان از برگزاري کنگره بين المللي صحنه جرم از يکم تا سوم تيرماه سال آينده خبر داد.

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:43 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری  .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری .
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:41 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg




سرمربي تيم ملي ايران گفت: از كسب نتيجه تساوي در خانه تايلند راضي هستم.

به گزارش فارس ، علي دايي پس از تساوي بدون گل تيم ملي ايران برابر تايلند در مرحله مقدماتي جام ملت هاي 2011 آسيا اظهار داشت: من از اين نتيجه رضايت دارم چون در خانه حريفي سختكوش به يك امتياز رسيديم.

وي تاكيد كرد: بدون شك ما در مسابقه برگشت تايلند را ورزشگاه آزادي شكست داده و سه امتياز بازي را كسب خواهيم كرد. در واقع در ديدار برگشت محكوم به پيروزي هستيم و من اين قول را مي دهم كه بر آنها غلبه خواهيم كرد.

سرمربي تيم ملي خاطرنشان كرد: در نيمه اول بازي در اختيار ما بود اما در نيمه دوم تايلند با دوندگي بيشتر توانست براي لحظاتي جريان مسابقه را در اختيار داشته باشد.

دايي تاكيد كرد: نبايد فراموش كنيم تايلند جزو 4 تيم برتر شرق آسيا است. قبل از شروع مسابقه مي دانستيم بازي سختي را پيش روي داريم.

وي در مورد تعويض كريم باقري در نيمه دوم عنوان كرد: در اواسط نيمه دوم تشخيص دادم كه باقري را تعويض كنم و اين موضوع را به صلاح تيم مي دانم.

دايي با اشاره به اشتباهات داوري خاطرنشان كرد: نمي خواهم در اين زمينه اظهار نظر كنم اما كمك داور مي توانست 3 خطاي مسلم را به سود تيم ملي ايران بگيرد كه اين كار را نكرد.

مي توانستيم ايران را شكست دهيم

پيتر ريد سرمربي تيم ملي فوتبال تايلند گفت: در ديدار برابر ايران مي توانستيم 3 امتياز بازي را به دست آوريم.

سرمربي تيم ملي فوتبال تايلند پس از تساوي بدون گل تيم ملي تايلند برابر ايران تصريح كرد: در اين مسابقه فرصت‌هاي زيادي براي گلزني داشتيم.اگر بازيكنان ما فشار بيشتري مي آوردند مي توانستيم با پيروزي و كسب سه امتياز ميدان را ترك كنيم. از عملكرد بازيكنانم خيلي راضي هستم. آنها بازي خوبي به نمايش گذاشتند.

پيتر ريد درباره احتمال صعود تايلند از گروه پنجم خاطرنشان كرد: با اين بازي خيلي به آينده اميدوار شدم. احساس مي كنم تايلند مي تواند به عنوان يكي از دو تيم صعود كننده راهي مرحله بعدي شود.

پيتر ريد درباره شرايط تيم ملي فوتبال ايران در اين ديدار اظهار نظر نكرد.

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:39 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

خروج انحصار تأمين ظرفيت اينترنت کشور از کابل امارات
پروژه‌ فالکون به طور رسمي گشايش يافت


پروژه فالکون طي مراسمي با حضور مسوولان شرکت ارتباطات زيرساخت و وزارت ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات و شركت فالكون امشب (هشتم بهمن ماه) در محل هتل استقلال رسما گشايش يافت.

به گزارش خبرنگار سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اجراي اين پروژه براي نخستين بار دو نقطه اتصال بين‌الملل در کشورمان ايجاد مي‌شود و شمار درگاه‌هاي بين‌الملل کشورمان به 11 ايستگاه افزايش مي‌يابد.

بنا بر اعلام با اجراي اين پروژه ايران به يك پروژه بين‌المللي به شكل مستقيم اتصال پيدا كرده و امكانات مورد نياز از طريق دو نقطه لندينگ پونيتي كه در بندرعباس و چابهار وجود دارد فراهم مي‌شود.

اين شبكه به صورت يكپارچه است و در منطقه، 17 كشور روي اين پروژه سرمايه‌گذاري و از آن استفاده مي‌كنند كه انتها و ابتداي آن به شبكه جهاني فلگ متصل است و ايران با اين اتصال ديگر مشكلي از نظر ارتباطات بين‌المللي نخواهد داشت.

هزينه قرارداد فالکون كه چندي پيش فاز آزمايشي آن آغاز شده بود يک هزار ميليارد ريال است و با انجام آن انحصار تأمين ظرفيت اينترنت کشور از کابل جاسک ـ فجيره در امارات خارج مي‌شود.

با اجراي قرارداد فالكون ظرفيت اينترنت کشور به 56STM1 افزايش يافته و مشکلات در اين زمينه رفع مي‌شود و بدين ترتيب اينترنت از سرعت قابل قبولي برخوردار شده و بسياري از مشکلات از جمله قطعي اينترنت رفع خواهد شد و از طرفي انحصار تأمين ظرفيت اينترنت کشور از کابل جاسک فجيره در امارات خارج ‌شده و به مدت 15 سال ظرفيت اينترنت ايران مستقيماً از طريق شبکه فلگ با تمامي نقاط اصلي ارتباطي جهان برقرار مي‌شود.

به گزارش ايسنا از مزاياي اصلي اين اتصال، ترانزيت و تغذيه كشورهاي همسايه است كه از جمله اين كشورها مي‌توان به روسيه، آذربايجان، تركيه و همچنين افغانستان و عراق كه اصولا IP آن‌ها از طريق ايران تامين مي‌شود اشاره كرد.


+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:36 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست .
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 5:40 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

ارد بزرگ می گوید : جهان همواره در حال دگرگونی و رشد است نباید این پویندگی را زشت دانست ، باید همراه بود و سهمی از این رشد را بر عهده داشت .

ما نیز به یک جمع بندی کلی رسیده ایم طرح ما این است که یاد بگیریم جمعی فکر کنیم و جمعی عمل کنیم . برای این کار در اولین قدم هر ماه 10 موضوع را مشخص می کنیم و همه مردم ایران نظرشان را در مورد آن موضوعات می نویسند یعنی همه نویسنده این کتابها می شوند و بدین ترتیب هر ماه 10 کتاب الکترونیک به شکل پی دی اف منتشر می کنیم و آن را در سایت های مرجع کتاب خواهیم گذارد . برای نویسندگی در این 10 کتاب نیاز به ثبت نام در تالار ندارید و براحتی می توانید در زیر هر موضوع نظر خویش را بنویسید .
در نهایت پس از مدتی هزاران نفر در این راه با هم همراه شده و این تعامل سازنده موجب رشد و ارتقای همگانی می گردد .

هم اکنون می توانید از طریق آدرس زیر وارد فهرست 10 کتاب در حال نگارش این ماه بشوید و شما هم به جمع نویسندگان کتابها بپیوندید .
http://radiojavan.nstars.org/forum-f2/


نکته : سئوالات و نظرت شخصی خود را در آدرس زیر مطرح کنید و در درون بخش هایی که کتابها در حال نگارش هستند جز مطلب مربوط به هر موضوع چیزی ننویسید .
http://radiojavan.nstars.org/forum-f1/topic-t1.htm



شکیلا آسایش
مدیر تالار رادیو جوان
http://radiojavan.nstars.org



+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 5:37 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

پیش بینی عبدی در مورد افزایش تنش میان آمریکا و ایران


پیش بینی عبدی در مورد افزایش تنش میان آمریکا و ایران



معتقد نیستم كه به طور قطع می‌توان روابط دو دولت را حتی در میان‌مدت بهبود بخشید، بلكه برعكس تصور می‌كنم افزایش تنش‌ها میان دو طرف محتمل‌تر است...

آفتاب: اوباما؛ فرصت یا تهدید؟ این پرسشی است که تحلیلگر روزنامه اعتماد ملی سعی کرده به آن پاسخ دهد.

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، «عباس عبدی» در یادداشتی که در شماره روز چهارشنبه روزنامه اعتماد ملی منتشر شده است،‌ با طرح این پرسش‌ها که "انتخاب اوباما چه تأثیری بر نحوه برخورد ایران با ایالا‌ت متحده می‌تواند داشته باشد؟ آیا در سیاست‌های آمریكا تغییرات جدی و اساسی را شاهد خواهیم بود، یا تغییرات جزئی‌تر از آن است كه دولت ایران را راغب به تغییر رویه كند؟" می‌نویسد:‌ «به نظر می‌رسد تغییرات بنیادی را باید فراموش كرد، چرا كه نه شعارهای انتخاباتی اوباما و نه واقعیت آنچه كه در انتخابات آمریكا گذشت، مجوز داشتن چنین انتظاری را صادر نمی‌كند. این امر هم طبیعی است، زیرا نه منافع ملی آمریكا تغییرات اساسی كرده و نه ساختار داخلی آنجا یا محیط بین‌المللی دچار تغییرات چشمگیری شده تا بتوان برحسب این تغییرات نتیجه گرفت كه سیاست ایالا‌ت متحده لزوما دچار تحولا‌ت اساسی شده است».

عبدی در عین حال ادامه می‌دهد: «وضعیت به وجود آمده فعلی در روابط دو كشور طی 30 سال گذشته بسیار بی‌نظیر است، زیرا در طرف آمریكا، آمدن اوباما با شعار تغییر و دیدگاه‌هایی كه درباره ایران و منطقه اعلا‌ن كرده زمینه را برای ورود به گفت‌وگوها از موضعی مناسب‌تر فراهم كرده است و در سوی ایران هم وضعیت بسیار مناسب است، زیرا جناح حاكم برای گام برداشتن در این راه نه‌تنها مخالفت منتقدان حكومت را پیش‌رو ندارد، بلكه آنان از اقدامات سیاسی موثر و مفید برای كاهش تشنج دفاع هم می‌كنند و از اینكه


به لحاظ بین‌المللی و سیاسی پذیرفتنی نیست كه گام‌های اوباما برای گفت‌وگو بی‌پاسخ گذاشته شود، هرچند كه یقین داشته باشیم این گام‌ها به سرانجامی نمی‌رسد....

 

نان این اقدام را جناح حاكم بخورد، هیچ نگرانی‌ای ندارند، زیرا به خوبی می‌دانند كه خلا‌ص شدن از یك رابطه تشنج‌آمیز و بحرانی با نظام جهانی، تا چه حد می‌تواند به تعادل بخشیدن در روابط داخلی جامعه كمک كند».
 ‌
به اعتقاد عبدی "مشكلی كه برای حكومت ایران می‌تواند وجود داشته باشد" این است كه «به لحاظ بین‌المللی و سیاسی پذیرفتنی نیست كه گام‌های اوباما برای گفت‌وگو بی‌پاسخ گذاشته شود، هرچند كه یقین داشته باشیم این گام‌ها به سرانجامی نمی‌رسد، همان طور كه به لحاظ سیاسی، رفتارهای نخوت‌آمیز بوش و شرط و شروط گذاشتن‌های وی برای سایر كشورها پذیرفتنی نبود». 

این تحلیلگر سیاسی در بخش دیگری از یادداشت خود آورده است: «آمدن اوباما در كاخ‌سفید و اقداماتی كه تاكنون نموده است، خواه‌ناخواه حداقل در كوتاه‌مدت موجب بازسازی میراث بوش یعنی وجهه تخریب‌شده آمریكا خواهد شد و اگر دولت ایران در این موقعیت اقدامات متناسبی را اتخاذ نكند، نوعی انفعال و بی‌سیاستی از خود بروز داده است و حتی برای دوستان و طرفدارانش در سطح بین‌المللی پذیرفتنی نخواهد بود و اگر سیاست‌های اوباما با موفقیت ادامه یابد، دیر اقدام كردن ایران، از منافع اقدامات محتمل بعدی خواهد كاست، ضمن اینكه نباید كاری كرد كه مسوولیت عدم موفقیت‌های احتمالی برنامه‌های اوباما بر دوش ایران یا دیگران بیفتد». ‌ 

عباس عبدی می‌نویسد: «معتقد نیستم كه به طور قطع می‌توان روابط دو دولت را حتی در میان‌مدت بهبود بخشید، بلكه برعكس تصور می‌كنم افزایش تنش‌ها میان دو طرف محتمل‌تر است، با این حال نمی‌توان پیشگویی فعال كرد، به عبارت دیگر چون معتقدیم روابط بدتر می‌شود پس به نحوی رفتار كنیم كه آن را بدتر كنیم، بلكه برعكس باید كوشید كه به نحو دیگر عمل كرد تا در مسیر كاهش تشنج حركت كرد تا حتی اگر طرف مقابل مسیر تشنج‌زدایی را ادامه ندهد، مسوولیت وضع پیش‌آمده برعهده آن طرف باشد».




+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 5:34 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


آفتاب: سعدالله نصیری‌قیداری، نماینده مردم زنجان در مجلس، گفته است: «افرادی كه با سخنان زیبا و جوان‌پسند در راه اعتلای كشور قدم موثری برنداشته‌اند میدان را به افرادی واگذار كنند كه بیش از كسب شهرت و محبوبیت به دنبال حل مشكلات و گرفتاری‌های جامعه هستند».
 
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب،‌ در سخنان این نماینده اصلاح طلب مجلس که در روزنامه اعتماد ملی روز چهارشنبه منتشر شده است، همچنین آمده است: «افراد برای تصمیم‌گیری حضور در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری باید تحلیل دقیقی از وضعیت موجود داشته باشند. بدیهی است هیچ‌كس حاضر نیست سابقه خود را با پیش‌بینی وضع حاضر به مخاطره اندازد». 

نماینده مجلس در مجلس شورای اسلامی همچنین افزوده است: «بنابراین تعدد كاندیداها و تشتت آرا موجب شكست خواهد شد. ‌ اجماع روی كاندیدای واحد یک ضرورت غیرقابل انكار در اردوگاه اصلاح‌طلبان است. طبیعی است، در صورت تعدد نامزدهای اصلاح‌طلب احتمال پیروزی ضعیف است». ‌

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 5:32 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg

آمریکا کشتی ایرانی را آزاد کرد

آفتاب: آمریکا به دنبال نا امن کردن مسیرهای دریایی ایران است و اقدام به توقیف و بازرسی کشتی هایی که با مجوز قانونی در مسیرهای مشخص شده درحرکت هستند اقدامی دراین راستاست.

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب،‌ کیهان در شماره روز چهارشنبه خود این خبر را به نقل از منابع آگاه در تهران نقل کرده و همچنین خبر از رفع توقیف کشتی توقیف شده ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا داده است. 

در گزارش کیهان آمده است: «به دنبال اثبات واهی بودن اتهام آمریکا مبنی بر حمل سلاح از سوی کشتی ایرانی به غزه، نیروی دریایی این کشور مجبور به آزادکردن کشتی توقیف شده ایران شد». 

کیهان که منبع خبر خود را پایگاه اینترنتی «ورلد تریبیون» اعلام کرده است، ادامه داده است: «مقامات آمریکایی اعلام کردند نیروی دریایی درپی دریافت گزارش‌هایی درباره حمل محموله مشکوک این کشتی تحت مالکیت ایران را که روز نوزدهم ژانویه با پرچم قبرس در آبهای دریای سرخ در کانال سوئز حرکت می کرد رهگیری و توقیف کردند. 

درپایان این گزارش تصریح شده است، از آنجا که حماس از خمپاره و گلوله‌های توپ استفاده نمی‌کند، نیروی دریایی آمریکا مجبور به عقب نشینی از اتهام خود شد و کشتی ایرانی را آزاد کرد. 

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 5:32 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg


آفتاب: نيكولا ساركوزى، رئيس جمهور فرانسه در ديدار سيدمهدى ميرابوطالبى، سفير جديد جمهورى اسلامى ايران در پاريس گفته است: «فرانسه دوست ايران است و ما آماده توسعه روابط دوجانبه هستيم». 

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، روزنامه ایران در شماره روز چهارشنبه خود با انتشار این خبر افزوده است: «اين در حالى است كه مطبوعات فرانسوى فاش ساختند كه پاريس و لندن براى تشديد تحريم‌ها عليه ايران تلاش مى كنند».

به گزارش روزنامه ایران،‌ از سوى ديگر روزنامه لوموند گزارش داده است فرانسه و انگليس پيشاپيش برخى ديگر از كشورهاى اروپايى تلاش مى كنند تا تحريم‌ها عليه ايران را افزايش دهند.

+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 5:31 |

http://s5.picofile.com/file/8121514568/didar_600.jpg