تبليغاتX
رسانه کسری - نور، صدا، حركت: به ياد ماندنى ها!
نور، صدا، حركت: به ياد ماندنى ها!
اهميت ايده هاى درخشان
[ يزدان سلحشور ]
ما براى چه به سالن هاى سينما مى رويم يا پاى تلويزيون مى نشينيم يا از «سينماى خانگى» فيلم مى بينيم
چون فيلم هايى كه مى خواهيم، طالب آنها هستيم، هوادار آنها هستيم يا مى شويم هنرپيشه هاى خوبى دارند [داشتن و نداشتن، كازابلانكا، سه گانه پدر خوانده و.‎/‎/] چون اين فيلم ها كارگردان هاى خوبى دارند [همشهرى كين، غلاف تمام فلزى، قصه هاى عامه پسند و.‎/‎/]
چون فيلمبردار صاحب سبكى دارند [همشهرى كين، گنج هاى سيره مادره، اينك آخرالزمان و.‎/‎/] چون منتقدها از اين فيلم ها تعريف كرده اند [محرمانه لوس آنجلس، مظنونين هميشگى، سگ هاى انبارى و.‎/‎/] چون صدابردارى سر صحنه شان فوق العاده است [كليه آثار ناطق هيچكاك]
چون نورپردازى شاخصى دارند [محاكمه، شهر تاريك، مرد سوم و.‎/‎/]
چون طراحى صحنه شان محشر است [اديسه،۲۰۰۱ جيسون و آرگونات ها (نسخه كلاسيك)، دزد بغداد، شش گانه جنگ ستارگان و.‎/‎/]
خب! همه اينها دلايل خوبى براى ديدن يك فيلم است اما همه ما مى دانيم كه ما به اين دلايل به ديدن يك فيلم نمى رويم و اين دلايل، دلايلى براى معرفى فيلم مورد پسندمان است يعنى دلايل پس از تماشاى فيلم است. پس چرا ما به ديدن يك فيلم مى رويم قديم ها مردم مى گفتند: «چون قصه خوبى داره!» اما موضوع، چندان ربطى به قصه فيلم ندارد چون ما پيش از ديدن آن، اطلاع چندانى حتى از «طرح» آن قصه هم نداريم چه برسد به خود قصه! اما حتماً از يك چيز، اول مطمئن مى شويم و بعد به سينما مى رويم يا فيلم كرايه مى كنيم يا پاى تلويزيون مى نشينيم: «ايده اين فيلم چه هست اين است كه.‎/.» در واقع، ايده هاى درخشان اند كه يك فيلم را در يادها زنده نگه مى دارند و بعدها، در بازسازى هاى مكرر، محل رجوع مى شوند؛ وگرنه كسانى كه نسخه كلاسيك «يازده يار اوشن» با بازى فرانك سيناتر را ديده اند، ميان قصه آن با قصه نسخه پست مدرن سودربرگ، شباهت چندانى نيافته اند اما ايده ها مشترك اند: «يك بابايى براى انتقام گرفتن از يك باباى ديگر، نقشه سرقت از كار و كاسبى به ظاهر قانونى آن بابا را مى ريزد و در اين راه به ۱۰ نفر ديگر هم احتياج دارد كه آنها با انگيزه هاى مختلف وارد اين كار مى شوند.» حالا مى شود اين «ايده» را با چند كار ديگر هم مطابقت داد مثل «شغل: ايتاليايى» [با يك «پيش ايده» مجزا و البته كوتاه به عنوان پيش غذا!] يا با «سرقت در شصت ثانيه» [با كمى تغييرات كه اصلاً نتوانسته ايده اوليه را دستخوش تغيير كند] يا.‎/‎/
ما براى «ايده»ها به ديدن فيلم ها مى رويم. براى ديدن زندگى مردى كه ۲۰ سال از زندگى اش را فقط به خاطر دزديدن يك قرص نان در زندان مانده و بعد هم كه آزاد شده، مى خواسته شمعدانى هاى يك كليسا را بدزد و بعد هم شهردار شده و.‎/‎/ [بينوايان] براى ديدن زندگى يك آدم كش حرفه اى كه از تمام لذات زندگى، فقط به نوشيدن يك ليوان شير-هر صبح - ورزش مدام و يك گلدان كه هر روز گياهش را آب مى دهد، متكى است و به خاطر نجات يك دختربچه، به تمام اصول حرفه اى اش پشت مى كند [لئون] يا براى ديدن يك توطئه از پيش طراحى شده توسط سرويس جاسوسى اتحاد جماهير شوروى براى كشتن جاسوس هاى غربى، در قالب فرار يك پناهنده جعلى به امريكا و افشاى اسامى جاسوس هاى دوجانبه [افعى] يا حتى براى ديدن زندگى يك غول بى شاخ و دم كه براى نجات شخصيت هاى افسانه اى از چنگ يك حاكم سنگدل، مجبور است براى نجات يك شاهزاده خانم، به قصر يك اژدها برود آن هم به همراه يك الاغ زبان نفهم و پرحرف [شرك]‎/
همه ما براى ديدن «ايده»هايى كه از آنها خوش مان مى آيد به ديدن يك فيلم مى رويم. مطمئنم بسيار پيش آمده كه حتى اگر فيمى، كارگردان بزرگى داشته يا همه عوامل فنى، درجه يك بوده اند و منتقدها هم از فيلم تعريف كرده اند، صرفاً به اين دليل ساده كه از ايده فيلم خوشتان نيامده، از ديدنش صرفنظر كرده ايد. نترسيد! حق با شما بوده. اصل قضيه همان است كه شما متوجه اش شده ايد!
+ نوشته شده توسط کسری نوری دامغانی در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 19:13 |
 روزنامه کسری 

بازدیدهای این پست: